فرياد بي صدا

Disclaimer : In This Site , There Are Some Words That Aren't So Polite & May Not Be Suitable For Children Under +18  

Tuesday, September 30, 2008
عرق دو آتشه حزب الهی :

2 تا خبر جالب : یکم اینکه به محض اینکه ما این مطلب برج میلاد رو گذاشتیم , سقمون سیاه بود و برنامه افتتاح برج به هفته بعد موکول شد ! نکته دوم هم اینکه گروه MetallicA آلبوم جدیدش رو منتشر کرد با نام : Death Magnetic . این خودش جریان داره بزودی مینویسم :)

این پست تقدیم میشه به خسن آقای نازنین :

از امدادهای الهی یکی این هست که الان دو ساله ماه رمضون مصادف شده با فصل شراب ! پارسال هم درست تو ناف ماه رمضون ما داشتیم شراب هر ساله رو مینداختیم و امسال هم . با این تفاوت که انگور شآنی پارسال کیلویی 600 تومن بود امسال شده کیلویی 1500 تومن . اونم انگوری که از همه انگورهای دیگه ارزون تره و جلوی گاو میریزن !!! وقتی هم دلیلش رو میپرسی میگن گرونیه , تورمه , سرما زده و صد تا دلیل من در آوردی ... خلاصه امسال شریک جرم داشتم و فیروزخان هم گفته بود که وقتی خواستی شراب درست کنی بگو منم بیام .
ما هم اینو صدا کردیم و یه روز صبح زود هم رفتیم میدون تره بار مرکزی تهران و 5 جعبه انگور درجه یک خریدیم و آوردیم خونه تا شراب درست کنیم . برای درست کردن شراب خوب عوامل خیلی زیادی دخیل هستن . گو اینکه شما هر گند و گهی به انگور بزنین , بازم در نهایت تا 90% شراب تحویل میگیرین گو اینکه من سال گذشته حتا نمک هم به انگور زدم تا سرکه بگیرم , شراب شور تحویل گرفتم !!!!! ولی اگه اصول رو رعایت نکنین اون چیزی که باید در آخر بشه , نمیشه ! شراب میشه ولی طعم اصیلش رو نداره ! تو مکتب ارامنه وقتی شرابسازی میکنن بهتون میگن چند اصول رو باید رعایت کنین : موقع دون کردن انگور , حرف بد نزنین ! مبادا انگور رو دندون بزنین و بندازین توی باقی انگورها ! آشغال قاطیش نباشه ! دست تمیز باشه ! رو به خورشید نباید نشسته باشین و ... ولی حتا این کارها رو هم نکنین بازم شراب تحویل گرفتین ولی اون خلوص و طعمی که باید نداره ... به همین ترتیب به سبک شیراز که درست میکنین و اصولی که داره رو رعایت نکنین بازم نتیجه مطلوب گرفته نمیشه ! یکی از مهمترین ها هم تازه بودن انگور هست که نباید گذاشت پلاسیده بشه و تا زمانیکه خوشه ها سبز و تازه هستن باید شکسته بشن و اگه حبه ها کمی پلاسیده بشن و خوشه ها طراوتشون رو ازدست بدن , شرابی که باید نمیشه !!!!
ما هم به محض رسیدن دست به کار شدیم و تا ظهر ترتیب حبه کردن انگورها رو دادیم و ظهر بعد از افطاری هم آرتین رو فرستادیم سر وقت له کردن و لگد کردن اینها !!!!! این دکور ما هم بالاخره به یه دردی میخوره . یکساعت طول کشید تا همه رو له کرد و دبه کردیم و گذاشتیم توی انبار و تمام . عصر هم نشستیم برای خستگی در کردن از شراب پارسالی نوشیدن . هنوز اولین گیلاس تموم نشده بود که در زدن . آرتین رفت دم در و چند دقیقه بعد با شوهر زهرا خانم پیداش شد !!!!!!
یه کاسه آش داده بود . از همونا که مستقیم به چاه مستراح سپرده میشد ! نگاه کردم دیدم شبیه همه چی هست بجز آش رشته . تک و توک توش رشته پیدا میکردی , رنگش هم سیاه بود و خودش هم مثل شفته ! در عوض تا دلت بخواد توش نخود و لوبیا بود ! آدمو یاد دندونی مینداخت که برای بچه ها درست میکنی !!!! یه تشکر الکی کردم و تعارف کردیم بشینه . اونم از خدا خواسته نشست . فیروزخان که کینه این جوادآقا رو دلش مونده , تو نبود زنش دیگه رو پا بند نبود و منتظر فرصتی بود زهرشو بریزه . چند دفعه قبل که اتفاقی اینها رو دیده بودن , پوری , زنش , اینها رو کلی تحویل گرفته بود و بقول فیروزخان , تن به بی ناموسی داده بود و مجبور شده بود 2 تا حزب الهی بو گندوی شپشو رو آدم حساب کنه !! فوری رفت سر بحث رمضون و روزه و ... که جواد آقا گفت : ای آقا ... خدا قهرش گرفته به ما .. روزه نیستیم متاسفانه و کلیه هام درد میکنه و دکتر دارو داده .... هنوز حرفش تموم نشده بود که فیروزخان پرید از رو صندلی و گفت : پس باید با ما قاطی بشی و الان میسازمت ! در گوشم گفت : گلاب داری ؟
- آره دارم . چطور ؟
جاش کجاست ؟
- تو کابینت زیر ظرفشویی تو آشپزخونه ...
بدو رفت به طرف ساختمون و چند دقیقه بعد با یه بطری گلاب و یه گیلاس پیداش شد و گیلاس رو گذاشت جلوی جواد آقا و توشو پر از گلاب کرد و داد دستش :
- بزن تو رگ حاجی !
آقا بنده اهل حرامی نیستم !
- حرومی چیه بنده خدا ؟ این عرق محمدیه ! عرق مسلموناست .
صورت جواد آقا قرمز شد از عصبانیت و کم مونده بود خون بپا بشه که فیروزخان دوباره گفت :
- گلاب مگه عرق گل محمدی نیست ؟ اگه حرومه پس چرا میخورن ؟
اینو که گفت نیش جوادآقا تا پس سرش باز شد و زد زیر خنده . فیروز خان هم گیلاس شرابشو زد به گیلاس گلاب جواد اقا و به سلامتی گفت و یه نفس رفت بالا و اونم پشت سرش گلاب رو رفت بالا ! خلاصه چشمتون روز بد نبینه ! این دیوانه 5 تا گیلاس به زور و اصرار و من بمیرم و تو بمیری فیروزخان گلاب خالص خورد و رفت ؛ چیزی نزدیک به یک لیتر گلاب ! هی میگفت : آقا فیروز بنده بسمان است , نمیخوریم , حالمان منقلب شد , اونم هی میگفت : مشتی باش ! رفیق نیمه راه شدی ؟ بزن تو رگ ! الان میرسی به عرش , صواب داره عرق محمدی ! اونم تا گیلاس گلاب رو میرفت بالا فیروز خان میگفت : محمدی هاش صلوات ... دیگه من رفته بودم اونطرف غش غش میخندیدم ... پاشو که گذاشت بیرون منفجر شدیم از خنده ... فکر کنم تا یکماه اخ و تف و شاش و عرق تنش و اسپرمهاش هم بوی گند گلاب بده ...
..
..
این فیروزخان بمب خنده ست و یعنی وقتی میاد آدم واقعن از رفتنش ناراحت میشه چون از ثانیه ای که میاد فقط چرت و پرت و جوک میگه آدمو میخندونه تا وقتی که میره و آدم شاش مرگ میشه . حالا یه چند تا جوک هم تعریف کرده براتون بگم تا یادم نرفته :

- ستاد نماز جمعه قزوین و حومه اعلام کرد : جهت با شکوه تر شدن نماز جمعه قزوین سوره بقره به رکوع اضافه شد !!
- پيرزنه 200 سال عمر کرده بود، بهش مي گن: مادر! تو اين سن چه آرزويي داري ؟ مي گه: ننه 6 سال ديگه عمر کنم بشم 206 جوونا بيفتن دنبالم !
- درجه بندی آی کیو : نابغه , تیز هوش , باهوش , دیر فهم , نفهم , شوت , بوق , اسکل , گاگول , شاسکول , عرب , لر , احمدی نژاد !!!!
- به ترکه میگن تو که روزه نمی گیری، چرا سحری می خوری؟ می گه نماز که نخونم ،... روزه که نگیرم ... سحری هم نخورم ؟ بابا مگه من کافرم ؟
- ختنه در زبان هاي مختلف : ايتاليايي : دولينو بورينو . هندي : دولاهه کوتاهه . ژاپني : دولميشي کوتابيشي .. عربي : الدول الساتور . انگليسي : دودوليشن بريديشن . فرانسوي : دودوقول ختزاسيون . آلماني : ايشدول زوخدول . روسي : دودولوف کوچولف .. افغاني : هي ديول بريدَه !!
- دوست رشتیه به رشتیه میگه : پسر , عجب بچه خوشگلی داری ! رشتیه میگه : آوووو .. حالا تو یه کار واسه ما کردی هی منت بذار !
- ماه رمضون ترکه ميره خونه دوستش مي خوابه دوستش بهش ميگه سحر صدات كنم ؟ تركه مي گه نه همون غضنفر صدام كني بهتره .
- به ترکه ميگن پاشو سحره. ميگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ ميزنم .
- احمدی نژاد اعلام کرد : با برنامه ریزی دقیقی که کردم , در دور دوم ریاست جمهوری ام تمام مردم ایران تحت پوشش کمیته امداد امام قرار خواهند گرفت !!!!!!
- جایزه نوبل شیمی به احمدی نژآد تعلق گرفت : دلیل : تبدیل ارزش ریال به پهن گاو !!



........................................................................................

Saturday, September 27, 2008

افتتاح برج از ما بهتران :

امروز اعلام شد پنجشنبه بعد از چندین سال بالاخره برج میلاد افتتاح میشه ! در اینکه ما جزو کشورهای پیشرفته دنیا هستیم و به گفته رئیس جمهور مشنگمون ابرقدرت هم شدیم , شکی نیست ولی بعضی چیزها (!) هستن که باعث میشه آدمیزاد نسبت به ابرقدرت بودن کمی شک کنه اونم در زمینه تکنولوژی هست که ما همیشه از تمام کشورهای دنیا 15 تا 20 سال عقب تر هستیم ! البته ما ابر قدرت هستیم اما در زمینه هایی مثل صدور یا اجرای تروریسم بین الملل نه در زمینه فن آوری و اقتصاد و اختراع و .. !
مثلن وقتی همه کشورهای دنیا برج های مخابراتی خودشون رو تعطیل کردن و برای توریست ها بازش گذاشتن و از ماهواره برای پخش برنامه های تلویزیونی و موبایل و ... استفاده میکنن , ما تازه یادمون می افته باید برجی بسازیم که ازش در زمینه ارتباطات رسانه ای استفاده کنیم . چون اوضاع طوری هست که حتا کانال های روضه خونی 6 شبکه تلویزیون ایران رو هم به لطف برج هایی که مثل قارچ سمی گوشه و کنار شهر سبز میشن نمیتونی بگیری ! کافیه کنار منزلت یه ساختمون 4 طبقه بسازن تا تمام کانال های تلویزیون ناپدید بشه !
با این تفاسیر لابد زمانیکه جهان به تکنولوژی نانو در زمینه ارتباطات میرسه ما تازه یه ماهواره با اسم رمز یا مهدی ادرکنی هوا میکنیم با سرنشین آخوند که برای موبایلهامون شبانه روزی قرآن پخش میکنه و خوار مادر کانال های ماهواره ای رو با پارازیت ول دادن و سیمای قرآن و حوزه مورد عنایت قرار میده !

در زمینه های استفاده از برج میلاد هم بحث و حدیث فراوونه . برجی که بطور طبیعی باید در کمتر از یکسال برپا میشد , سالهاست داره روش کار میشه و اهرام سه گانه مصر زودتر از برج میلاد ساخته شد ! اول از همه باید بدونیم که برج میلاد برجی مردمی هست . یعنی هم اسمش به نام مردم تموم شده و هم پولش از جیب مرد ان شاء الله تعالی قراره جبران بشه .
استفاده های مردمی اون شامل ول دادن پارازیت بر تمام سطح شهر تهران طوریکه به قوه الهی دیگه نتونیم حتا یک شبکه ماهواره ای رو ببینیم و این میتونه بسیار جذاب باشه برای ملت ایران . از طرفی همین اقدام نمادین باعث میشه که رویکرد مردم شهید پرور به رسانه مذهبی به شدت افزایش پیدا کنه و صدا و سیما یا شبکه چاخان پرس از کسادی در بیاد و رونق بگیره !
میتونیم هم امیدوار باشیم که لااقل در داخل شهر تهران موبایل ها آنتن داشته باشن و دیگه هر بار تماس گرفتن با گفتن صدها الو الو و صدا نمیاد و واریز میلیاردها تومان پول بی زبون فقط به دلیل آنتن ندادن به جیب شرکت مخابرات , جلوگیری بشه و اعصابمون هم آرام . از طرفی میتونیم از این برج بعنوان قطب نما هم استفاده کنیم . هر جایی از تهران باشیم این دسته بُز قابل دیدنه و شما توسط اون میتونی در این جنگل مولا که اسم تهران رو گرفته , راهتون رو پیدا کنین چون اتوبان هست ولی تابلو نیست و میری میری کجا میری ؟ یهو میبینی از این سر شهر رفتی اون طرف و گم و گور شدی ! مورد استفاده بعدی برج میلاد وقتی هست که از زمین و زمان خسته ای و مثلن میخوای به احمدی نژاد فحش بدی و چه چیزی بهتر از برج میلاد ؟ وقتی رئیس جمهور داره طبق معمول مثل سگ قاشیه دروغ میبافه , کافیه بگی : ای برج میلاد تو کون آدم خالی بند ...
بعد هم باید از شورای شهر تهران کمال تشکر رو داشته باشیم که این برج رو قیمت گذاری کردن و قراره به ازای هر یک نفر که از این برجک کذایی دیدن میکنه مبلغ ده هزار تومان معادل ده دلار دریافت بشه ! خب شما میتونین تصور کنین که متوسط خانواده ها در ایران 4 نفر هست . یک خانواده 4 نفره باید 40 هزار تومن پرداخت کنه تا از این برج دیدن کنه . 40 هزار تومنی که میتونه 3 کیلو گوشت در ماه بشه , میتونه خیلی از نیازهای یک خانواده رو برطرف کنه و ... حالا هزینه این برج کذایی رو چه کسانی باید بدن ؟ 2% از مرفهین بی درد جامعه که ده هزار تومن برای اونها 10 ریال هست ؟ یا 40% از طبقه متوسط جامعه که ده هزار تومن برای اونها خیلی ارزش داره ؟ یا 60% از مردم زیر خط فقر و خط بقا که ده هزار تومن برای اونها حکم حیات رو داره ؟ پس همون بهتر که شبها فقط چراغ های این برجک رو ببینیم و لذت ببریم که البته به دلیل کمبود برق مدتهاست که دیگه چراغهای این برج در شب هم خاموشه و به رحمت ایزدی پیوسته ...



........................................................................................

Thursday, September 25, 2008

هاله های نور ( 2 ) :

باز احمدی نژآد رفت به سازمان ملل و همون چند قطره آبروی ایرانی ها رو هم شست ! اولین باری که این مردک معلوم الحال به سازمان ملل رفت و مشتی خزعبل تحویل دنیا داد , از یاد هیچ ایرانی پاک نمیشه ! آدم رو یاد فیلم محمد رسول الله می انداخت که برای تمام مردم جهان موعظه میکرد و اونها رو به راه راست هدایت ! و بعد از اون هم مطالبی که منتشر شد باعث شد تا نه تنها در کل جهان احمدی نژاد مضحکه خاص و عام بشه و اونو احمق و دیوانه و تروریست و فاشیست و نژاد پرست و .. بدونن , که حتا در داخل ایران هم مردم تا مدتها جوک برای گفتن پیدا کرده بودن و توی این وانفسا , دلها شاد شده بود .
مخصوصن اینکه اطرافیان احمدی نژاد که گاوهایی بدتر از خودش هستن , تصور کرده بودن با توسل به دستاویزهای مذهبی میتونن مردم رو بلا نسبت خر کنن و طرفدار احمدی نژاد . سناریوی هاله های نور رو اجرا کردن که باعث شد این خبر در کل ایران تبدیل به جوک بزرگی بشه که هنوز هم روی بورسه !!!!! خبری که باعث شد مردم قهقهه بزنن و چند صد نفری راهی بیمارستان و بهشت زهرا بشن , موضوع هاله های نور دور سر احمدی نژآد در زمان سخنرانی در سازمان ملل بود ! یکی میگفت احمدی نژآد در اون زمان لامپ مهتابی توی ماتحتش فرو کرده , یکی میگفت یه لیوان فسفر مایع نوشیده ! یکی میگفت موهاش رو با فسفر ژل زده و خلاصه جوک پشت جوک بود که تراوش میشد و مردم بودن که از خنده رودل میکردن !!!!! البته متاسفانه چنین حلقه هایی مشاهده نشد چون گویا نور پرژکتورهای سقف سازمان ملل خیلی قوی بود و حتا دبیر کل سازمان ملل هم نتونست اونها رو تشخیص بده ! تنها یکی از آیت الله جن گیرها , تونست این هاله ها رو کشف رمز یا زهرا کنه و اونها رو به اطلاع مردم ایران برسونه که مردم کافر ایران هم فقط شست باد کرده و شیشکی تحویلش دادن و باعث ضایع تر شدن هزاره سوم تا دهم بعد و قبل از میلاد شد !
از طرفی اقدام این مردک روان پریش یعنی ماجرای دعوت احمدی نژاد از جُت بوش , ولی فقیه کره زمین برای مناظره خیلی جالب بود و از اون جالبتر پاسخ کاخ سفید بود که این حرف رئیس جمهور ایران رو شوخی قلمداد کرده بود و حتا در شان خودش ندونسته بود که بهش پاسخی بده ... آدم رو یاد یکی از داستانها کلیله و دمنه می انداخت که در اون سگی , شیری رو به مبارزه دعوت میکرد ..
جالبتر این بود که وقتی احمدی نژاد به ایران برگشت , این سفر تبدیل به یک حماسه شد ! حماسه ای که نتیجه اون تحقیر یک ملت 80 میلیونی و تمسخر یک رئیس جمهور مشنگ و حامی تروریست و نژآد پرست شناخته شدنش در کل جهان بود !

حالا امسال هم تمام مردم ایران 4 چشمی زل زده بودن به صفحه تلویزون هاشون تا ببینن هاله نوری دور سر احمدی نژاد میتونن کشف کنن یا نه ؟ و گویا اینبار خبری از هیچ هاله و نوری نبود ولی حکایت تمسخر همچنان باقی بود . زمانیکه سخنرانی مسخره احمدی نژاد به پایان رسید , جماعت حاضر در جمع برای جوک هایی که احمدی نژاد در قالب سخنرانی مثلن جنجالی خودش تلاوت کرده بود , براش دست زدن و تشویقش کردن تا باز هم بیشتر از قبل اونها رو خنده بندازه !!
گروه های زیادی هم در آمریکا بر ضد رئیس جمهور فاشیست ایران تظاهرات کردن . در ضمن باید تشکر ملت ایران از دولت ایالات متحده آمریکا نسبت به ندادن ویزا به احمدی نژاد برای حضور در کالیفرنیا ستود . چون این اقدام باعث شد تا آبروی ایرانی جماعت بیش از پیش نره . هر چند کالیفرنیا مقر سلطنت طلب هاست و کالیبر احمدی نژاد موقع برگشت گشاد میشد , ولی به هر حال بازتاب اون مثل دانشگاه کلمبیا بیشتر ارزش داشت که توی کلمبیا احمدی نژاد رو ضایع میکنن , اینجا ازش قدردانی میشه و پیروزی به حساب میاد ! خلاصه بازم برای مدتی جوک های دست اول داریم که بهشون بخندیم و چی از این بهتر ؟ والا ...

در حاشیه این سفر نکته ای که جلب نظر کرده مثل سالهای گذشته این بوده که چرا خبرنگاران و مسئولانی که با احمدی نژآد مصاحبه میکنن طوری وانمود میکنن که حرفهای اون رو میپذیرن ؟ در صورتیکه احمق ترین خبرنگاران جهان هم نسبت به اقدامات این مردک رذل مثل اعمال ضد حقوق بشر و سرکوب ها و ریدن به کل میهن آریایی اسلامی طبق قانون 129 نیوتن با سرعت نور , آگاهی دارن و اونوقت این سوال رو باید بپرسیم که چطور در شبکه سی ان ان طوری با احمدی نژاد صحبت میشه که نه تنها محکوم نمیشه بلکه اینطور به نظر میاد که اقداماتش بسیار موجه هم بوده ! اینجا تنها میشه اینطور تصور کرد که تمام دولت های غربی فقط به فکر منافع کثیف خودشون هستن و مردم ایران برای اونها به اندازه شپش هم ارزش ندارن . زمانیکه به نفعشون باشه حتا احمدی نژاد و طالبان و صدام و .. براشون فرشته هستن و زمانیکه خرشون از پل میگذره , جنایتکار میشن و باید بمیرن ! اینم گوشه هایی از دموکراسی غربی ...



........................................................................................

Monday, September 22, 2008

شب قدر :

بدا به حال آدمی که روزه نباشه , مذهبی نباشه , اعتقادات مذهبی براش جوک باشه و و بعد بخواد وانمود کنه که به عقاید اطرافیانش هم احترام میذاره ! و اونوقت چقدر باید حرص بخوره و زجر بکشه ! مادر آرتین ما رو دعوت کرده بود دیروز افطاری خونشون . مار از پونه بدش میاد و ... هر چی به آرتین گفتم من نمیام و خودت برو , گفت نمیشه و مادرم کله منو میکنه تنها برم و خلاصه من بدبخت دوباره شدم آواره و شروع به اثاث کشی . میدونستم رفتن اونجا یعنی شب هم به زور موندن . پس برای همین شروع کردم ساکم رو بستن و مرتیکه رو هم لباس تنش کردم و سر راه گذاشتیم خونه خواهرم و رفتیم .
همونطور که حدس میزدم همه اراذل و اوباش فامیلشون جمع بودن و همه هم از دم روزه . حالا راست یا دروغش رو نمیدونم ولی قیافه های چپ و چولشون نشون میداد که یه کوفتی هستن ! حالا مگه جرات داشتی بگی من روزه نیستم ؟ هر کسی سرش به یه چیزی بند بود . عروسهای بدبخت که داشتن شام درست میکردن و مادر آرتین حسابی بکارشون گرفته بود و خودش کلفت ناظر (!) شده بود . مردها هم هر کدوم یه طرف ولو بودن . لم داده بودن , دراز کش , در حال صحبت و بازی کردن با تخمهاشون و ... منم یه گوشه کز کرده بودم تک و تنها و اینها رو میدیدم و حرص میخوردم ! اختلاف طبقاتی همیشه باعث شده تو این خانواده غریب و تنها باشم . یکساعتی خوب بود و کسی کاری به کارم نداشت و منم مشکلی نداشتم تا اینکه کم کم احساس کردم تشنه م شده و دلم هم ضعف میرفت بدجور . حالا نمی دونستم چیکار بکنم و هیچی هم نبود بخورم . خلاصه بلند شدم رفتم دستشویی و درو بستم و گلاب به روتون از شیر دستشویی یه دل سیر آب خوردم و اومدم بیرون . درو که باز کردم مادر شوهرم جلوم سبز شد و یه نگاه به دهن خیسم و یه نگاه به صورتم انداخت و گفت : آب خوردی ؟؟؟
آب ؟ کی ؟ من ؟ نه ..
- پس دهنت چرا خیسه ؟
صورتمو شستم !
- پس چرا فقط لبهات خیسه ؟
چپ چپ نگاهش کردم و راهمو کشیدم رفتم ! زنیکه فضول ! رفتم نشستم سر جام . نگاهم به آرتین بود که چرا عین خیالش نیست ؟ این جانور هر 2 ساعت باید دهنش میجنبید و عجیب بود که تو این چند ساعتی که اینجا بودیم چیزی نخورده بود . تو یه فرصت رفتم سراغش و گفتم تو گرسنه ت نیست ؟
- نه !
مگه میشه ؟
- ته بندی کردم خونه !
چیکار کردی ؟
- تا تو لباس بپوشی من رفتم یه بربری با پنیر و 2 تا خیار خوردم !!!!!
همین بود آقا صداش در نمی اومد و نگو اندازه گاو خورده بوده . خلاصه عصر شد و موقع افطار رسید و سفره انداختن و همه نشستن و جلوی هر کی یه فنجون آب جوش گذاشتن ! خدایا من حالا اینو چطوری باید میخوردم ؟ مادر آرتین هم زل زده بود بهم و منتظر بود من نخورم و گیر بده . درست همین موقع برقها رفت و منم از فرصت استفاده کردم و استکانمو خالی کردم رو آرتین و هوارش رفت آسمون . دو دقیقه نشد برق اومد و قطعی برق نبود و خرابی از مرکز بود ! آرتین همچنان در حال زوزه کشیدن بود و منم هی میگفتم : چرا خودتو سوزوندی ؟ می اومد بگه تو ریختی , از پشت هی وشگونش میگرفتم که یعنی خفه ! خلاصه کمی آروم شد و مشغول غذا که شد همه چی یادش رفت !
کمی نون و پنیر و سبزی خوردم و کشیدم کنار . میدونستم باید جا برای شام هم بذارم و اگه الان بخورم شام هم به زور به خوردم میدن و تا صبح باید بع بع کنم ! حدسم درست بود و یکساعت بعد هم بساط شام رو چیدن و بخور بخور شروع شد ! چنان میخوردن که آدم وحشت میکرد . توی نیمساعت تمام غذاها غیب شدن و دوباره هر کسی رفت پی کار خودش .
ساعت 12 که شد منتظر بودم که رختخواب رو بندازن و کپه مرگمونو هر چه زودتر بذاریم و فردا بشه و بریم سر خونه زندگی خودمون . ولی زهی خیال باطل !!! کم کم همشون بلند شدن رفتن طبقه بالا . پدر آرتین اومد و گفت : شما نمیایین بالا ؟ گفتم بالا مگه چه خبره ؟
- شب قدره ! مگه نمی خواین قرآن بخونین ؟
نه مرسی ما به اندازه کافی خوندیم ! اجازه بدین ما همین پایین میخوابیم !
- حیف شد ... نمیدونی چه صوابی داره امشب .. برم به حاج خانم بگم جای شما رو بیاره .
رفت و چند دقیقه بعد مادر آرتین اومد و کمکی رختخواب ها رو آوردیم و انداختیم زمین و موقع رفتن گفت : روزه که نبودی , اقلن می اومدی 4 صفحه قرآن میخوندی گناهات پاک بشه !
- من اینقدر گناهکارم که اگه وایتکس هم بخورم پاک نمیشه ! پس همون بهتر که بگیرم بخوابم !!!!!!
آرتین هم از اونور گفت : راست میگه دیگه مامان . بذار ما بخوابیم شما برو صوابت رو ببر !
رفت ولی موقع رفتن لبخند شیطانی همیشگیش رو لبش بود و این یعنی دردسر !! منم خوشحال که آخ جون خوابیدیم ... دراز که کشیدم و آرتین چراغ رو خاموش کرد تازه حقیقت دردناکی رو متوجه شدم ! مسجد محلشون با صدای نکره ای قرآن پخش میکرد . طبقه بالا هم صدای دامب و دومب دویدن بچه ها و قرآن خوندن فامیل اینا بود و هر لحظه انتظار داشتم سقف رو سرمون خراب بشه ! نشون به اون نشون تا موقعی که اینا اومدن پایین و درست بالا سر ما نشستن سحری خوردن و تازه ما رو هم دعوت کردن به سحری خوردن که دیگه آخر گفتم : من روزه نمیگیرم , تا وقتی که جمع کردن و رفتن , من بیدار بودم و ساعت 6 صبح بود که خوابم برد و اونم ساعت 8:30 از صدای اینها بیدار شدم و چنان اعصابم خرد بود که حد نداشت . کلافه و عصبی ! دلم ضعف میرفت و سرگیجه . دوزاریم افتاد که اگه اینجا بمونیم تا غروب از غذا خبری نیست و کافی بود اینو به گوش آرتین برسونم تا خودش زودتر از من فرار کنه !!!!!! همین هم شد و وقتی بهش گفتم اگه نریم خونه تا عصر باید گرسنگی بکشی , خودش پیشقدم شد و گفت ما امروز کلی کار داریم و باید بریم و فراررررر ... تا رسیدیم خونه , مثل جنازه افتادم رو تخت تا عصر خوابیدم .

خلاصه این شب قدری چنان به ما حال داد و قیض بردیم که تا عمر دارم یادم نمیره !!!!



........................................................................................

Friday, September 19, 2008

تربیت مذهبی :

چند روز پیش توی مهد کودک مرتیکه جشن گرفته بودن و همه مادرها رو صدا کرده بودن . البته اسمش جشن بود ولی در واقع پول میخواستن ! جشن برای بچه های ما از جیب ما !!!!! اونش حالا مهم نبود و اگه دل بچه ها رو میتونستن (!) شاد کنن , ارزش داشت . من یادمه وقتی مهد کودک میرفتم , تفریح خیلی بزرگ ما دیدن کارتون بود که با آپارات پخش میکردن برامون و بعد هم خمیر بازی و ... حالا تفریح بچه های امروزی شده بازیهای کامپیوتری آموزشی و نمایش بازی کردن و تولد گرفتن و سرود خوندن و موسیقی و زبان و کاراته و شنا و ...
قرار بود هر کدوم از بچه ها هر هنری بلده بره روی سن و اجرا کنه . یکی میرقصید , یکی شعر میخوند , یکی مجسمه ای که درست کرده بود نشون میداد , یکی ادای چارلی چاپلین رو در میاورد , یکی صدای پرنده در میاورد , یکی صورتشو نقاشی کرده بود و یکی لوبیا تو گلدون کاشته بود و یکی با عروسک هاش نمایش بازی میکرد و خلاصه هر کدوم از بچه ها یه چیزی نشون میداد .
یه خانم چادری کنار دستم نشسته بود و دائم از دخترش تعریف میکرد و چسی می اومد جلوی همه ما . طوریکه کم مونده بود بالا بیارم . حالا تعریفش چی بود ؟ دخترم حمد و سوره بلده ! دخترم روزه کله گنجیشکی میگیره ! دخترم نماز بلده ! هنر دخترش رو هم چند دقیقه بعد دیدیم !
خانم رفت بالای سن و شروع کرد سوره حمد رو غلط غولوط خوندن و از حمد پرید به توحید و .. بعد هم شروع کرد نماز خوندن و اومد پایین ! زنک چادری انگار پمپ باد بهش وصل کرده بودن و از غرور داشت میترکید ! چند دقیقه بعد که برنامه تموم شد , کیک آوردن و شروع کردن قاچ کردن و برای بچه ها توی پیش دستی میذاشتن و میدادن بهشون . دختر این خانم هم یهو پرید رفت سر کیک و یه مشت از خامه های کیک رو چنگ زد و بدو رفت تو بغل مادره و شروع کرد به لیس زدن دستش !
برگشتم بلند بلند طوریکه همه بشنون بهش گفتم :
- خوبه بچه آدم نه نماز بلد باشه نه قرآن , عوضش تربیت و شعور اجتماعی داشته باشه که مثل وحشی ها نپره دزدکی کیک قاپ بزنه ! شما اینقدر زور زدی به دخترت نماز و قرآن یاد دادی , بهتر بود نصف همینو وقت میذاشتی بهش ادب و تربیت یاد بدی که فردا انگل اجتماع و قاپچی نشه !!!!!!!!
اینو که گفتم مادرهای دیگه هم شروع کردن کف زدن و غش غش خندیدن طوریکه زنیکه چادر نکبتش رو پیچید دور خودش دست دخترش رو گشید و با عصبانیت گورشونو گم کردن !
..
..
در جامعه ای که ملاک انسان بودن و با شرف بودن آدم ها رو دین و مذهب تعیین میکنه غیر از این نباید انتظار داشته باشیم ! وقتی صادق ترین , با سوادترین , با انصاف ترین , انسان ترین ؛ با وجدان ترین انسان های جامعه خودمون رو فقط به این جرم که مذهبی نبودن طرد کردیم و بازنشسته کردیم و زندانی کردیم و کشتیم و تبعید کردیم , امروز هر چی پاچه گیر و دزد و مال مردم خور و متجاوز و جاعل و آدمکش که فقط سیمای مذهبی و جا نماز آبکشی رو به همراه داره برای ما شدن همه کاره و خب انتظار هم داریم وضع جامعه ما خوب باشه ؟ این نمونه کوچکش بود ! دختری که در این سن وحشی بار میاد و ادب نداره و حقوق دیگران رو رعایت نمیکنه , فردا وقتی بزرگ میشه فاحشه پیشش شرف داره !

بقول حافظ : گر مسلمانی از این است که حافظ دارد , وای اگر از پس امروز بود فردایی ..



........................................................................................

Tuesday, September 16, 2008

نبرد با طالبان ها :

چند وقتیه بین یه مشت طالبان محاصره شدم و نمیدونم چیکار باید بکنم از دست اینا ! قبلن ها هم درگیری با این طالبان جماعت داشتم ولی تازگی ها بدتر شده و دیگه محاصره شدم . صبح که میشه صدای عربده های اونها باعث میشه موهات سیخ بشه و مثل جن گرفته ها از خواب بپری ! دامب و دومبشون هم که تمومی نداره . نمیدونم این جماعت چرا اینقدر از چکش بادی خوششون میاد ! یه چکش بادی بده دستشون بگو بکن ! دیگه تا قیامت هم بهشون نگی ول کن , بیخیال نمیشن ! خونه بغلی ما رو دارن خراب میکنن که طبق معمول یه برج بسازن و نمیدونین این طالبان ها چه به روز من آوردن . درست از ساعت 7 صبح ترترترترتر صدای این چکش در میاد تا ساعت 10 صبح . از 10 تا 12 هم دامب و دومب و صدای پتک و بیل و کلنگ و عربده کشی تا وقت ناهارشون که میشه !
خدا اون روز رو نیاره مثلن من برای ناهار غذای نونی داشته باشم و برم نونوایی یه بربری بخرم ! خدا ترکها رو بیامرزه , صد رحمت به ترکها که اسمشون اینقدر بد در رفته و برای این بدبختها اینقدر حرف در آوردیم ! میری تو صف می ایستی مثلن 8 نفر جلوی تو هستن . میبینی تنور ده دفعه پر میشه و خالی میشه تو 3 نفرم نمیری جلو ! هر طالبان هم که نوبتش میشه با 15 تا بربری میاد بیرون ! 20 تا بربری ! بگو آخه لامصب ! پدر سگ ! پوفیوز ! جاکش ! گفتن عمله , گفتن ترک ! این چیه دیگه ؟؟؟؟؟ 20 تا بربری رو گاو بخوره تا قیامت تنوره میکشه !!!!! تنوری که 45 تا ظرفیت داره فقط کافیه 3 تا طالبان جلوت باشن , نابود !
عصرها هم که میشه و کارشون تموم میشه تازه دم میگیرن و شروع به کنسرت دادن میکنن و فقط بیا و ببین چیا میخونن واست ! یکی روی بشکه ضرب میگیره و یکی بشکن میزنه و اون یکی هم با یه لهجه وحشتناک هزاره ای شروع میکنه چنان چهچهه زدن که نرون هات بندری میرقصن !!!!! بعد که از نفس افتادن تازه نوبت نوارهای روحوضی خودشون میشه و واویلا ! یهو میبینی تا 8 شب یه سره این داره میخونه و بیخیال هم نمیشن مگه 4 تا آجر پرت کنی رو سرشون تا خفه ش کنن !!

بعد از یک هفته بد خواب شدن امروز صبح هم باز با صدای این زر زر چکش بادی از خواب بیدار شدم و دیگه جوش آوردم و آرتین رو با لگد از تخت بلند کردم و نردبون رو برداشت و رفتیم دم دیوار و نردبون رو گذاشت و رفتم بالا و سر فحش رو کشیدم بهشون ! یه اخلاق باحالی هم دارن اینه که اول مثل گاو ( ع ) نگاهت میکنن و بعد هم یهو جیم میشن و بدو بدو در میرن و هر کدوم تو یه سوراخی سنگر میگیرن ! یه کم که اعصابم سر جاش اومد رفتم دوباره خوابیدم . ساعت یازده بود که از صدای عربده و فحش دادن بیدار شدم . گوشامو تیز کردم و فهمیدم صاحب کارشون اومده و داره فحششون میده چرا کار نمیکنن . رفتم یه حالی هم به اون دادم و گفتم یه بار دیگه صدا از این قارقارک در بیاد باباتو میسوزونم و یه کاری میکنم کارتو بخوابونن . حالا قول داد از 9 صبح شروع به کار کنن .
امروز اما انگار قرار نبود به این سادگی تموم بشه و ظهر هم باز با اینا من درگیر شدم ! وقتی 5 نفر نفری 20 تا بربری گرفتن , رفتم سراغ شاطره و گفتم : برای چی به اینا اینقدر نون میدی ؟ ما همه دو تا 4 تا نون میخواییم 2 ساعته ایستادم تو صف ! اقلن یکی در میون به اینا نون بده . مردم هم که داغ کرده بودن پشت سر من فحش خوار مادر رو کشیدن به نونوا و افغانی ها و قضیه درست شد ! تو این مملکت انکار تا عربده نکشی و انقلاب نکنی هیچی درست نمیشه !!!!!!
اومدم خونه و دیدم از ته باغ صدای فیدل میاد و داره خودشو جر میده ! هر چی صداش کردم دیدم فایده نداره . این هیولا هم به یه چیزی کلید که میکنه تا جرواجرش نکنه خفه بشو نیست ! رفتم ببینم چرا داره خودشو جر میده که یهو چشمم افتاد به یه افغانی که بالای درخت مثل موبایل داشت ویبره میزد ! فیدل رو آروم کردم و سرش هوار کشیدم :
- اون بالا چه غلطی میکنی تو ؟ اومدی دزدی ؟
نه خانم .. دزدی چی است ؟ این تیشه ما افتاد اینور دیوار آمدیم برداریم این حیوان تند کرد دنبالمان !
- ای تو روحت ! دروغ میگی ؟ تیشه تو اینجا چه غلطی میکرد ؟
نه خانم دروغ از ما نمیاد آقا گفتن بالای دیوار را بریزیم پایین از دستمان رها شد !
اومد پایین و تیشه رو برداشت و دوباره از دیوار رفت بالا . قبل از پریدنش گفتم : این ورا دفعه دیگه پیدات بشه این سگه میخورت ها ! میری اینو به رفیقات هم میگی ! افتاد ؟
- چشم خانم ...
عصر بود و نشسته بودیم توی آلاچیق و صحبت میکردیم که کنسرت اینا شروع شد ! رفتم 2 تا قلوه سنگ برداشتم از کنار حصار باغچه و دادم دست آرتین و گفتم پرت کن رو سرشون !
- بابا شر درست نکن میخوره تو سرشون اعداممون میکنن !
تو پرت کن کسی مرد دیه ش با من ! افغانی 40 میلیون نهایت ! 400 تا هم بود باز ارزش داشت اینا رو از رو زمین پاک کنی ! پرت کن ویلا خودتو نصف میکنم !
اولی رو پرت کرد انگار خورد روی زمین و صدایی در نیومد . دومی رو پرت کرد و خورد توی آهن ها و چنان صدایی بلند شد که ریده شد به کنسرتشون و خفه شدن ! سومی رو دادم دستش و پرت کرد که صدای طالبان ها در اومد و شروع کردن عربده کشیدن که : نندار . هوووووووووو
از نردبون رفتم بالا و گفتم : هو و زهر مار ! هو و حناق ! هو و مرگ ! بر پدر تک تکتون لعنت ! صد دفعه نگفتم میخونین یواش بخونین ؟ دیوانه شدم از این صدای شماها ! رفتم پایین چند تا سنگ برداشتم و دوباره رفتم بالا و شروع کردم پرت کردن تو کله اینا که طبق معمول 4 نعل در رفتن !

یکساعت بعد زهرا خانم اومد دم در و حلوا آورده بود . یه نگاه به حلواش که رنگ قیر بود انداختم و گفتم : باز کسی چاقو زیر گلوت گذاشت حلوا درست کنی ؟ بلد نیستی مگه مجبوری برینی توی حلوا و آرد و شکر رو حروم کنی ؟ پس زعفرونش کو ؟ گلابش کو ؟ بوی خاک میده این چرا ؟
- شیوا خانم ؟ خب زعفرون 12 هزار تومنی از کجا بیارم !
ای تو روحت , حلوای بدون زعفرون مثل مرد بدون خایه میمونه . بخوره تو سرت این حلوا . گل درست کردی ؟ برو بده به همین طالبان ها ...
- آخه این طفلی ها نیستن .. این عصر که میشد ها .. همچین ما میشستیم روی بالکن این صدای اینا رو گوش میکردیم جیگرمون حال می اومد ... امروز دیگه صداشون نمیاد ..
شنکشی که کنار درخت بود رو رفتم برداشتم و خودش تا دید فهمید قضیه چیه و چادرو پیچید دورش و مثل اوران گوتان دوید طرف در و فرار کرد ! پتی یاره !!!!!!!!!!

من چه گناهی کردم همیشه گیر یه مشت مشنگ دیوانه می افتم نمیدونم ... ولی آخر یه روز یا اینا رو میکشم یا خودم میمیرم !



........................................................................................

Sunday, September 14, 2008

احمدی نژاد قهرمان ملی ملعون :

انتقاد کردن از دولت احمدی نژآد طبق گفته خودش آزاده و باید ازش انتقاد کنیم . رهبر ایران هم همیشه گفته تا انتقاد سازنده بسیار مفیده ! به همین دلیل ما هم هم تمجید و هم انتقادی رو به این دولت رو سیاه وارد میکنیم ! میشه گفت 99% مردم ایران از احمدی نژاد متنفر هستن و تمام بلاهایی که سر مردم ایران میاد رو به اون نسبت میدن . البته کاملن درسته ولی وجود احمدی نژآد برای ایران مثل امیرکبیر بعد از این (!) بر وزن دکتر بعد از این !! میمونه . درسته خیلی از شما همین الان سر فحش رو به من میکشین ولی در ادامه من ثابت میکنم کارها و اقداماتی که احمدی نژاد در حال پیاده کردن اونهاست در کوتاه مدت فاجعه و در بلند مدت بسیار جذاب و کارا خواهند بود هر چند به قیمت نابودی و بدبختی و فلاکت خیلی ها تموم خواهد شد ولی در این اوضاع خر در چمن امروزی که هر کسی خر خودشو میرونه , راهی بجز این راهی که احمدی نژاد در پیش گرفته , حداقل در کوتاه مدت وجود نداشته و نداره و بعنوان یک پیشرو دولت مقتدری در آینده میتونه ایران رو بسیار خوب اداره کنه :

این نکته رو باید بدونین که طرح هایی که توسط احمدی نژاد در حال اجرا هستن و چوبش رو مردم بدبخت میخورن , طرح هایی بوده که از زمان شاه تصمیم به اجرای آرام اونها گرفته شده بود ولی فرقی که این وسط کرد این بود که اولن درآمد مردم در 30 سال قبل بسیار مناسب و تورم اندک و قدرت خرید و ارزش پول بسیار بالا بود و نکته دوم وقوع انقلاب و جنگ ایران و عراق باعث ایجاد یک وقفه بزرگ و ایجاد تفاوت نجومی بین طبقات اجتماعی شد ! نکته بعد این بود که بعد از انقلاب هم این طرح ها باید انجام میشد ولی به مصالحی دولت های بعد از جنگ این اقدامات رو صورت ندادن چون جو جامعه ملتهب بود . حتا خیلی از طرح ها مثل حذف سوبسید ها در دوران خاتمی مطرح شد ولی خاتمی جرات انجام چنین کاری رو نداشت و همچنین رابطه با آمریکا و بسیاری از خطوط قرمز که اگه یادتون باشه فقط با یک دست دادن با یک فرد آمریکایی , کفن پوشان در خیابانها به راه افتادن در دوران خاتمی ! همه اینها در کنار اوضاع سیاسی جهان که زیر و رو شد هم مزید بر علت شد تا پدیده هزار قرن ها یعنی احمدی نژاد روی کار بیاد و لودر اصولگرایان بشه .
دولت احمدی نژاد از بدو ورود به کارزار با کشتن گربه دم حجله و نشون دادن خشن ترین وجهه ای از خودش در بین مردم و مخالفان , باعث شد بتونه برای اولین بار گروه های فشار سنتی و مذهبی برخوردی جدی بکنه و اونها رو کنترل کنه و بعد هم مردم ناراضی رو با حکومت نظامی آرامی که با طرح امنیت اجتماعی براه انداخت , متوقف و موقتن آرام نگه داره . در راستای همین اقدامان امنیتی و شبه نظامی شروع به اقدامات زیر بنایی در ایران کرد که واقعن قابل تقدیره ولی متاسفانه در حال حاضر نه تنها جواب نمیده بلکه باعث نابودی بیشتر اقتصاد ایران و از هم پاشیدگی وضعیت معیشتی مردم ایران و بسیاری اتفاقات ناخوشایند دیگه در کوتاه مدت میشه ولی در بلند مدت شاهد شکوفایی اثرات این اقدامات خواهیم بود و رسیدن ایران به مرزهای جهان آزاد و غرب همگام با زمان !

- ما در این دوره صاحب کارت ملی شدیم . تنها کشوری در جهان بودیم که همیشه خدا یک برگ شناسنامه قابل جعل و بزرگ و حجیم دستمون بود در صورتیکه در تمام کشورهای دنیا از سالها قبل هویت هر شهروند با چند رقم شماره شناخته میشد ! این طرح در آینده میتونه امنیت بالایی به شهروندان بده .
- طرح خانوار اقتصادی رئیس جمهور نه به معنی پرداخت سوبسید به مردم بلکه به معنی شناخت دارایی های تک تک افرد جامعه صورت گرفته . این طرح از این نظر قابل تقدیر هست که شما فردا مثل کشور انگستان اگر یک لیوان اضافی بخرید و در منزل نگه دارید دولت میدونه و نسبت بهش مالیات میبنده به نافتون ! ماشین اضافی , خونه اضافی و کلن جیک و پیک شما دست دولته و از شما مالیات میگیره . حتا برای پارک کردن اتومبیل جلوی منزلتون ! بهتون خدمات (!) میده پول میگیره ! این در کوتاه مدت بده چون جامعه قدرت خرید نداره و دولت هم عرضه دادن خدمات نداره ولی میتونه اگر به درستی انجام بشه , فاصله طبقاتی رو در آینده کم و در ضمن دست دولت رو برای خدمات بیشتر باز میکنه ! نه این دولت , دولت های آینده !!!!
- دولتی کردن حوزه های علمیه و سرکوب شدید روحانیون و تخریب وجهه روحانیت و بیرون کردنشون از مجلس و پست های دولتی اقدام بسیار قابل تقدیری بود که دولت احمدی نژاد انجام داده و داره کم کم دین رو از سیاست جدا میکنه ! تخریب گسترده روحانیون و مراجع شیعه و بد کردن اونها با مردم . مشاهده میکنین در انتخابات مجلس امسال کمترین تعداد روحانیون حضور داشتن و تمامی اونها رد صلاحیت شدن . در تاریح انقلاب ایران این امر تقریبن بی سابقه بوده ! دست روحانیون سنتی از تمام پست ها کم کم داره کوتاه میشه و هر چند افراد لایقی سر پست ها نمیان ولی طبق معمول آینده تعیین کننده خواهد بود !!!
- اقدامات به ظاهر مذهبی و رواج خرافاتی که از سوی جناح دولت صورت میگیره , باعث نفرت شدید مردم از روحانیت و مذهب شده . این امر قابل تقدیره که امروز میبینیم خیلی از زنهای چادری بخاطر دید بسیار منفی سایر زنان ایرانی نسبت به گشت های ارشاد و پوشش چادر , چادر ها رو کنار گذاشتن و از نگاه خصمانه و منفور مردم گریزان شدن . رضا شاه کبیر هم با کشف حجاب نتونست چنین ضربه ای بر پیکر حجاب بیاره که احمدی نژاد بصورت نرم آورد ! این در آینده یعنی جدایی دین از تمام شئون جامعه !
- قدرت نمایی ایران در کل منطقه خاورمیانه و واهمه شدید اعراب که دشمن سنتی ایرانیان بودن از اقدامات قابل تقدیر احمدی نژاد هست . امنیتی کردن جامعه ایران در اوضاع تروریستی امروز هم اقدام شایسته دولت احمدی نژاد بوده . امروز ایران تنها کشوری در کل منطقه هست که جو امنیتی آرامی داره و حتا یک ترقه در ایران منفجر نمیشه !تنها کشوری هم هستیم که تمام عرب ها رو به زانو در آورده و باعث شده از وحشت ایران به سمت آمریکا کشیده بشن و همین اقدام باعث رشد بازارهای آمریکا و صنایع تسلیحاتیش شده که هم به نفع ایران در بلند مدت و هم به نفع آمریکاست و از طرفی میتونه مانع قدرتنمایی سایر کشورهای خاورمیانه در منطقه بشه !
- عبور از خطوط قرمز و شدیدن ممنوعه در دوران احمدی نژاد صورت گرفته که نتیجه اون در بلند مدت ظاهر خواهد شد . اینکه اعلام میشه مردم اسرئیل دوست ایران هستن و کسی نمیتونه تخم مشایی رو هم بخوره , اینکه از آمریکا صدها هزار تن گندم بصورت مستقیم وارد میکنیم و کسی حرفی نمیزنه , اینکه تابناک اعلام میکنه نفت ایران به اسرائیل داره صادر میشه , اینکه آمریکا در تهران کنسولگری افتتاح میکنه و اینکه ایمن الظواهری به شدت ایران رو مورد انتقاد قرار میده که با آمریکا همدست شده و عراق رو از القاعده دارن پاک میکنن , همگی دلالت بر شکسته شدن خطوط قرمزی داره که در 30 سال گذشته حکم مرگ رو داشت و حضور پر قدرت ایران در منطقه و گسترش نفوذ ایران در کشورهای عربی یا در خاک دشمنان ایران ! در گذشته کسی جرات نداشت بگه اسرائیلی ها خوب هستن و حالا یکی از نزدیکان رئیس جمهور این حرف رو زده و حتا رهبر هم سکوت کرده ! پس این اقدامات قابل تقدیر هستن در واقع دشمنی ما با اسرائیل فقط شعاری بود که خاک به سرمون کرد ناخواسته و در عمل انجام شده قرار گرفتیم و این شعار باید به مرور پاک بشه که احمدی نژاد این اقدام رو انجام داده !
- خمینی ستیزی هم از اقدامات بجایی بود که باعث شد تفکرات افراطیونی که مطیع خمینی بودن رو دچار دو دستگی کنه و باعث بشه خیلی از شعارها و حرف های به ظاهر ضد امپریالیستی که در دوران خمینی شکل گرفته بود به اشتباه و باعث عدم رابطه ایران با جهان ازاد شده بود , شکسته بشه و این قابل تقدیره و از احمدی نژاد تقدیر میکنیم !
- نکته بعد مساله قانونی کردن جرائمی هست که در ایران عجیبه ولی در جهان سالهاست اجرا میشه ! مثل قانون کپی رایت . مثل جرائم کامپیوتری که شامل صدمه به دستگاهها و هک کردن و .. هم میشه ! و حتا عکس های مستهجن و .. ! این امر قابل تقدیره هر چند متاسفانه در کوتاه مدت از این قوانین برای سرکوب آزادی ها استفاده میشه ولی وقتی جا بیافته در آینده , تاثیر بسیار خوبی در روابط ایران با کشورهای جهان خواهد گذاشت . برای اینکه ایران تنها کشوری بود که قانون کپی رایت نداشت . این قانون وقتی تصویب بشه و فردا اگه درهای غرب به روی ایران باز بشه ایران مجبوره قانون کپی رایت بین المللی رو اجرا کنه ! چه در زمینه موسیقی چه نرم افزار و این شکوفایی هر چه بیشتر علمی رو برای ما به همراه داره . قرار دادن عکس های مستهجن در تمام کشورها جرم هست و ایران ازش مستثنا بوده که اونم داره حل میشه ! خب این امنیت فرزندان ما رو شامل میشه !
- طرح هایی مثل کنترل ترافیک هوشمند و نصب دوربین در تمام خیابانها و اماکن , کنترل پلیس بصورت نا محسوس و نصب دوربین های امنیتی در تمام شهر و ... اقدامی قابل تقدیره . شما در کشوری مثل آمریکا یا انگلستان پلیس به اون شکل نمیبینین . چون همه جا دوربین هست ولی کافیه فقط یه اتفاقی بیافته و یهو میبینی از زمین و هوا پلیس ریخت رو سرت ! ایران هم داره همین میشه و این قابل تقدیره هر چند ازش در کوتاه مدت و حال حاضر استفاده بصورت منفی یا در واقع سرکوب مخالفین میشه ولی در آینده مهمه ! مثل ایجاد ساواک که در زمان خودش فاجعه بود و در زمان بعد تونست پلیس اطلاعات ایران رو شکل بده و امنیت امروز ما در منطقه مرهون همون زیربنای ساواک سابق هست !
- طرح حذف سوبسیدخای دولتی کاری واقعن شایسته بوده ! در هیچ کشوری در دنیا دولت اینقدر سوبسید پرداخت نمیکنه ! در واقع ریشه این کار رو خمینی ملعون با شعار مجانی کردن همه چیز زد و باعث شد دولت های بعد از انقلاب به اجبار سوبسیدهای کلانی رو به کالاها اختصاص بدن . در صورتی اگر همون زمان این طرح حذف میشد , چون قدرت اقتصادی مردم بالا بود , فاجعه ای که امروز رخ داده رخ نمیداد ! این در کوتاه مدت برای مردم بی درآمدی که درآمدشون به دلار نیست و به ریال هست فاجعه انسانی رقم میزنه ولی در آینده میتونه با روی کار اومدن دولتی توانمند اقتصاد ایران رو دگرگون و بسیار قوی کنه !
- طرح گرون کردن بنزین و سوخت واقعن طرحی شایسته بود . ایران تنها کشوری در جهان هست که مصرف سوخت اون به شکلی افراطی صورت میگیره و بسیار ارزان . تفریح ما در مملکت این بود که جونهای ما یه ماشین زیر پاشون بندازن و با ماشین الکی خیابون متر کنن ! ترافیک و هوای آلوده و .. حتا امروز که قیمت بنزین آزاد 500 تومان هست باز هم از تمام کشورهای دنیا ارزونتره ! در آمریکا هر گالن حدود 3 دلار و نیم قیمت داره . همین ارزونی سوخت میتونه باعث اصراف بشه . باعث حذف نکردن اتومبیل های پر مصرف و تعمیر نکردن اتومبیل های خراب بشه ! این طرف به اقشار کم درآمد مثل مسافرکش ها فشار وارد میکنه ولی اگه در آینده دولتی توامند داشته باشیم که وسائل نقلیه عمومی رو خیلی زیاد کنه و رشد اقتصادی داشته باشیم و در آمد مردم بالا بره , میتونه تاثیر مثبتی هم در ترافیک هم در هوای پاکیزه و هم در اقتصاد کشور داشته باشه !

اینها اقداماتی قابل تقدیر هستن که هرگز هیچ دولتی در این 30 سال جرات انجامشون رو نداشته ! در کنار اقدامات بالا اقدامانی نظیر :

طرح مبارزه با بد حجابي – کتک زدن زنان در روز جهانی زن - تحريم هاي آمريکا – تابلو شدن موضوع هسته اي ايران - بنزين سهميه بندي – حذف سوبسيد آب و برق ، گاز و شير – دستگیری فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ در خانه عفاف – تجاوز استاد دانشگاه به شاگردش در محیط دانشگاه - نمایندگان مردم کاسه از آش داغ تر و مدافع بی چون و چرای دولت – روی کار اومدن بد سابقه ترین مدیران در کشور - مشاوره دولت بجای اقتصاد دانان با قصابان و بقالان – گرانتر شدن قیمت خانه در تهران از پاریس و نیویورک - 12 برابر شدن برداشت از ذخیره ارزی و مانده صفر شدن – رسیدن تورم به 41 درصد – تظاهرات مردم ایتالیا و فرانسه توی خیابان علیه دولت ایران و تروریست بودنش - زمزمه خلیج عربی – صادرات گاز و خرما و فرش و زعفران و خاویار ایرانی نصف قیمت جهانی - تبدیل شدن ایرانیان به سوسک در جهان - تحت نام لایحه حمایت از خانواده زن ایرانی از تمام حقوق خود محروم شد – رسمی شدن فحشا تحت عنوان صیغه موقت - پول نفت بشکه 160 دلار خرج لباس زیر لبنانی ها شد - ورزشکاران ایران در المپیک مسخره عام و خاص شدند - 5 برابر شدن فرار مغزها -
طرح توریستی سفرهای استانی رئیس جمهور و وزرا شروع شد - دانش آموزان ایرانی موفق شدند در زیر زمین خانه شان با قاشق و چنگال انرژی هسته ای درست کنند - استادان دانشگاه مخالف دولت اجبارا بازنشسته شدند - تمامی صنایع و کارخانه های دولتی به نزدیکان دولت فروخته شد - ایران از نظر کسب و کار در رده صد و بیست و چهارم قرار گرفت - کشور ما از نظر تورم در خاور میانه اول شد -
رئیس جمهور کشور موفق به دیدن هاله نورانی هنکام مذاکرات هسته ای شد - طرح تقسیم عادلانه !!! دریای خزر که تاریخ دانان آن را برابر با قرارداد ترکمانچای می دانند اجرا شد - حتی روسیه و چین هم ایران را تحریم کردند - آمار اعتیاد در کشور به بالاترین رقم در طی 50 سال اخیر رسید - کراک و انواع مواد مخدر به آسانی در دسترس مردم قرار گرفت - درصدی از مردم که زیر خط بقا قرار می گیرند به 40 درصد رسید - جاعل و متجاوز وزیر .... شد و غیره !

همه اینها هم باعث میشن تا کارنامه این دولت رو سیاه ترین کارنامه سیاسی در تاریح ایران زمین حتا بدتر از دوران مغول بشه و منفورتر از دوران قجرها بشه که حتا این هم قابل تقدیره . این خاطره سیاسی در اذهان مردم چنان نقش خواهد بست که هرگز آیندگان اجازه نخواهند داد حکومت هایی چنین بی کفایت بر ایران حکومت کنند . باید شکر گذار باشیم که اگر چنین اتفاقی نمی افتاد و چنین فلاکتی رو نمیدیدیم , حال و روز ما بهتر از مردم ترکیه و پاکستان و ... نبود . که با زور سر نیزه لائیک ها دموگراسی رو برقرار کردن و همچنان شعار اسلام خواهی سر میدن و انگار فاجعه رو در ایران ندیدن .. همونطور که ما هم دستاوردهای رضاشاه رو ندیدیم و دهها سال بعد دوباره هوس اسلام به سرمون زد و خاک به سرمون ریختیم !



........................................................................................

Wednesday, September 10, 2008

ماه رمضان را تعریف کنید :

موضوع انشاء که نیست , واقعیت زندگی ماست ! البته واقعیت زندگی ایرانیان . همیشه گفتم و صد میلیارد بار دیگه هم میگم از ایرانی جماعت هر چیزی در میاد بجز آدم مذهبی . چون ما ایرانی ها تنها مردمان روی زمین هستیم که ادعای مسلمونیمون چیز ماموت رو میشکونه ولی سر سوزن بویی از مسلمونی نبردیم . عاشق آمریکا و اسرائیل هستیم ! از گوشت خوک و شراب و عرقیات به شدت خوشمون میاد و اگه باشه لبی تر میکنیم ! دستمون برسه توی خیانت چه زن و چه مرد , به شدت کوشا هستیم و آقا میرن زن دوم میگیرن و خانم هم به تلافیش میرن دوست پسر میگیرن ! دستورات دینی رو هر طور که عشقمون بکشه انجام میدیم ! نماز خوندمون بیشتر رفع تکلیف هست تا عبادت و به شیوه تند خوانی نصرت میخونیم و تازه معنی کلماتش رو هم اصلن نمیدونیم ! خدا رو فقط در مواقع سختی ها شناسایی میکنیم و بجز اون خدا خوابه ! از دیدن زنها یا مردها از نوع بی لباس به شدت استقبال میکنیم و هورا میکشیم ! وقتی خارج از وطن هستیم , هر بی ناموسی ای رو انجام میدیم چون خدا فقط در ایران حضور داره و از همه مهمتر اینکه روزه گرفتن ما خودش یه دنیا جوک و تقلب شرعیه :

حالا وقتی از شما بپرسن ماه رمضون چه ماهی هست چی میگین ؟ من خلاصه کردم و میگم : ماه عیش و نوش , شکم چرونی , مهمونی های آنچنانی , تظاهر در عبادت و جانماز آبکشیدن , جلوی روزه دارها با ملچ مولوچ غذا خوردن و دلشون رو سوزوندن , توی توالت غذا خوردن و ادای روزه دارها رو در آوردن , سیگار دود کردن به شکل دودکش , انباشته کردن چربی و کلسترول بدن به مقدار 10 برابر معمول , بیکاری و علافی و تنه لشی مفرط برای پرداختن به طاعات و عباداتی که گفته میشن ولی عملی نمیشن , دیدن برنامه های مزخرف تلویزیون و دادن فحش خوار – مادر به لاریغامی (!) و ...

خب فکر میکنین غیر از اینه ؟ حالا من به شما ثابت میکنم که ماه رمضون جز بدبختی و بلا و مصیبت برای ایران و ایرانی چیزی ببار نمیاره بلکه عذاب و ناخوشی و کاهلی همراه داره :

یکماه 29 روزه . ساعت کاری در ماه رمضون هست از ساعت 9 صبح تا 2 بعد از ظهر ! در این ماه روزهای تعطیل و کشته شدن علی روی هم میشه 5 روز . 90% کارمندها هم 5 شنبه ها تعطیلن چون حتا مرده ها هم این روز آزادن و مجموعش میشه 4 روز . شب های قدر در ماه رمضون هست و طبیعتن چون ملت به شدت عبادت کردن , فرداش کاملن تعطیله و 3 روز هم به این اختصاص میدیم . روز آخر ماه رمضون که همیشه ما یک روز از دنیا عقب تریم و میشه عید فطر اونم یک روز . مرخصی ماهانه 2 روز که خانم ها بعلت امر شریفه پریود 4 روز ! مرخصی های ساعتی یا فلنگ بستن به بهانه های واهی هم 20 ساعت در ماه مجاز . دولت هم اعلام کردن نیم ساعت دیر اومدن و نیم ساعت زود رفتن در این ماه مجازه و اونم 20 ساعت در یکماه . شرکت در نماز ظهر و مغرب و دعای روزانه که بجای همون وقت ناهار به زور چپونده شده وسط اونم 40 ساعت . بین کار هم 2 ساعتی وقت صحبت و نفس تازه کردن و سیگار کشیدن توی توالت و خاله زنک بازی و اینا . اونم بذارین 25 ساعت . روزی دو ساعت هم برق میره . خب این از ساعت کار هست که طبق قانون در همه جای دنیا روانه 8 ساعت باید کار کرد و با این حساب به زور روزی 3 – 4 ساعت ما در ایران کار میکنیم !

- نکته بعدی خورد و خوراک در ماه رمضون ! خب تصور میکنین در این ماه صرفه جویی صورت میگیره نه ؟ بازم اشتباه کردین . مردم ایران آینده نگر هستن . یعنی روزه میخوان بگیرن طوری ته بندی میکنن که طرف تا افطار هم گرسنه نمیشه ! سحری یعنی خوردن 3 وعده غذایی یک جا ! صبحانه و ناهار و شام رو یه جا وقت سحر میخورن و بعد اصلن بلند هم نمیشن , همونطوری 4 دست و پا میرن توی تخت و میخوابن تا ساعت 8 صبح ! بعد هم دستشویی هم نمیرن مبادا استهلاک پیدا بشه و خودشون رو تا ظهر نگه میدارن . طبیعیه که تا موقع افطار این حجم انبوه غذاها فقط در حال تخمیر شدن هست نه هضم شدن ! بوی گند آروغ و گوز و چس به همراه عرق ریختن به دلیل دمای ایجاد شده از سوخت و ساز این همه غذا از بدن مومنین به شدت متصاعد میشه . موقع افطار هم که میشه چرب ترین , شیرین ترین , پر کالری ترین غذاها رو در دو وعده میریزن تو حلقشون . اولین وعده که باز کردن روزه هست و با دو سه مشت خرما و یه پارچ آب جوش و پشت سرش دو لیوان چایی با زولبیا باز میشه و حلوا و نون و پنیر و سبزی و هم پشت سرش ... ! یکساعت بعد هم تازه شام میخورن !!!!! آش رشته , کله پاچه , کتکت , پلو و خورش و خلاصه سرتونو درد نیارم , طرف مثلن میخواسته در این ماه خودسازی کنه , خودکشی میکنه ! مقدار کلسترول و چربی و اوره و قند خونش میچسبه آخر . وزن بدنش هم نه تنها کم نمیشه که 2 برابر میشه !
- حالا سیگاری ها رو بچسب ! طرف چندین ساعت سیگار نکشیده و خماره ! به محض افطار پاکت سیگار رو میذاره جلوش تا موقع خواب یه پاکت معمول رو که میکشه هیچ , نصف پاکت دوم رو هم ذخیره میکشه و باقی رو میذاره موقع سحر که شارژ باشه و نیکوتین بدنش تا افطار کم نشه !!!!! تازه من شنیدم بعضی ها سیگار رو به تریاک ارتقا میدن که خماری اذیتشون نکنه !
- خرید مردم رو بچسب ! تو این ماه نونوایی ها دو برابر معمول شلوغن ! خرید مردم میشه 10 برابر ! شیرینی خریدن هم دو برابر ! یهو میبینی 8 برابر معمول داری خرید میکنی !

خلاصه یهو چشم باز میکنی میبینی این ماه نه تنها بیشتر از هر ماه دیگه ضرر به جیب خانوار وارد میکنه که سلامتی مردم رو هم به شدت تهدید میکنه و هزار و یک بلای دیگه سر مردم میاره ! همه اینها در کنار ضرر اقتصادی ای که متوجه اقتصاد مملکت میکنه به دلیل این پر کاری (!) هم جای خود .. و این در صورتیه که در تمام کشورهای اسلامی دیگه نه تنها این اتفاقات نمی افته بلکه مومنین غذاهای سبک و سالم تر میخورن , شادی و جشن بیشتر میشه و برنامه های متنوع تا نیمه شب ادامه داره و حتا خللی در ساعت کاری شرکت ها و ادارات صورت نمیگیره . چون مسلمون اگه واقعی باشه و مثل ایرانی ها بدلی نباشه , باید مثل همیشه رفتار کنه و زندگی کنه نه اینکه این همه توی دین و ساعت کار و زندگی روزمره تحریف و تقلب بکنه که بخواد فیض ببره ؟ خاک عالم بر سر چنین مسلمونهای متقلبی . حالا این ماه رو چی معنی کنیم ؟
ماه شیره مالیدن سر خدا ؟ ماه تقلب در دین ؟ ماه ظاهرسازی معنوی ؟ ماه رندی مذهبی ؟ یا ماه کلاه برداری شرعی ؟



........................................................................................

Sunday, September 07, 2008

ماجرای اخ و تف :

عجب اسم باحالی ! ولی مناسبت داره .. آقا از بچگی از آدمهایی که روزه میگرفتن بدم می اومد . نه برای اعتقاداتشون , برای اینکه دهنشون بوی گند میداد و حالم رو به هم میزدن مخصوصن اینکه هر کی هم به من میرسید تپ تپ ماچ و بوسه و تاپاله چسبوندن و .. من بدبخت هم باید این بوی عطرآگین رو تحمل میکردم ! کمی که بزرگتر شدم یکی از آرزوهام این بود که برای دهن آدم های روزه دار نیلودُر اختراع کنم ! البته مخصوص دهن نه مخصوص چاه توالت ! اونهایی که سنشون کمی بیشتره میدونن که نیلودر یه قطره معطر به شدت قوی ای بود که حتا بوی احمدی نژاد رو هم از توالت زائل میکرد و کافی بود فقط یک قطره از اون رو توی توالت بچکونی تا بدترین بوها از بین بره و منم به دنبال ورژن مشابهی از اون برای حلق آدمهای روزه دار میگشتم ! متاسفانه خدا زد تو سرمون و شیمیدان نشدیم و این آرزو هم به باد فنا رفت و جهان اسلام به قهقرا افتاد :

صبح با زهرا خانم بچه ها رو برده بودیم پارک نیاوران . هر چند دقیقه یه تف درشت و غلیظ می نداخت زمین و مثل سگی شده بود که از خودش رد بجا میذاره ! آخر بهش گفتم : داری علامت گذاری میکنی مثل هانسل و گرتل که راه خونه ت رو گم نکنی ؟
- بله ؟
بله و مرگ ! میگم چرا اینقدر تف میکنی ؟ حالم به هم خورد ! لات
- شیوا خانم آب تو دهنم جمع میشه برای اینکه قورت ندم روزه م باطل نشه میندازم بیرون !
تو چاله میدون و نازی آباد هم مردم اینطوری تف نمی ندازن که تو می ندازی ! اقلن جمع کن تو دستمال . بی فرهنگ دهاتی !
خوشبختانه دیگه تف نکرد . توی پارک جشنواره نقاشی بود و بچه ها میتونستن هر شکل اجق وجقی رو روی بوم های دیواری بکشن و ذوق مرگ بشن ! یکی از مهمترین تخصص های بچه ها هم همین نقاشی و ریدن به در و دیوارهای خونه ست و نمیدونین چه عشقی میکنن وقتی یه اثر هنری روی دیوار می آفرینن و تر میزنن به دیوارها . خلاصه بچه ها رو گذاشتیم نقاشی بکشن و خودمون هم رفتیم اون طرف رو نیمکت نشستیم مشغول حرف زدن . لب هاش مثل شتر تشنه شده بود , خشکی و پوسته پوسته و دهنش هم بوی احمدی نژاد میداد طوریکه تا نایژه هام هم میسوخت ! وقتی حرف میزد گوشه روسریمو جلوی دماغم میگرفتم تا شیمیایی نشم و هر چند دقیقه هم رومو اونور میکردم و هوای تازه میکشیدم تو ریه هام تا خفه نشم ..
همین موقع دو تا پسر سوسول از این مو سیخی ها از نژآد آپاچی از جلومون رد شدن و جفتشون سیگار میکشیدن . دود سیگار اومد طرفمون و یهو زهرا شروع کرد اخ و تف کردن و هی تف تف تف تف انداختن رو زمین اونم جلوی من ! محکم کوبیدم تو سرش و گفتم :
- ای زهر مار کثافت ! مثل افعی چرا هی تف میکنی پدر سگ ؟ حالم به هم خورد !
شیوا خانم ؟؟؟؟ دود سیگار رفت تو حلقم دارم درش میارم روزه م باطل نشه !
- ای تف به روحت که اینقدر خنگی ! اون دود رفت تو ریه ت جذب خونت شد تموم شد رفت تو داری دود رو تف میکنی ؟؟؟؟؟ پاشو , پاشو گمشو از جلوی چشمم دور شو که حالمو به هم زدی ...
شیوا خانم ؟ حالا چرا ناراحت میشین ؟
- خاک تو سرت ! همین مونده بود استفراغ کنی جلوی من از بس اخ و تف کردی بعد میگی چرا ناراحت میشی ؟؟؟؟ همچین از ته حلقت خرت خرت تف میکشیدی بالا که گفتم الان از دهن میشاشی ! بلند شو برو ... حالم به هم خورد .. کثافت ... انسان نئاندرتال از تو بیشتر حالیشه !
شیوا خانم ؟ بذارین توضیح بدم ..
- حرف بزنی نصفت میکنم ! نگاه کن زمین رو تو رو خدا ! انگار 50 تا کفتر ریدن رو زمین از بس تف انداخت ,, ایییی !!!!!
درست همین موقع یه پیرمرد از جلومون رد شد و تا چشمش افتاد به تف ها یه نگاهی به من انداخت و گفت : فرهنگ داشتن هم خوب چیزیه خانم ...
آقا جان ! به اون پتی یاره چادری بگو که تف کرده ! به من چرا میگی ؟
پیرمرده یه نگاه به زهرا انداخت و گفت : اینا که مرخصن . فکر کردم شما بودی گفتم از دست رفتین ! بعد با دست اشاره کرد به زهرا و گفت : اینا ریدن به مملکت , تف کردن پیشکششون !!!!! بعد هم گذاشت رفت ..
خوشت اومد ؟ حالا بازم تف کن !
وقتی برگشتیم خونه احساس میکردم بوی تف میدم ! تمام لباسهامو انداختم ماشین و خودم هم رفتم دوش گرفتم ! فکر کنم بیشتر از اونکه فرهنگ روزه رو ترویج کنیم بهتره فرهنگ زندگی اجتماعی و شعور اجتماعی رو ترویج کنیم و فرهنگ مسلمونها رو بالا ببریم !!!!



........................................................................................

Saturday, September 06, 2008

چادر یه سره :

قبل از همه یه سایتی رو میخوام بهتون معرفی کنم که فکر میکنم اون دنیا کلی منو دوآ کنین . یه سایت آشپزی با یه خانوم خوش سلیقه که غذاهای خیلی خوشمزه و آسونی رو تهیه کرده و گذاشته تو سایتش و اتفاقی من پیداش کردم . اینقدر ذوقیدم که حد نداشت چون من ذائقه م به شدت غربی هست و از غذاهای ایرانی بجز 5 مدلش بیشتر خوشم نمیاد و نمیدونین چه کیفی کردم با این سایت . مخصوصن اینکه کون گشاد هم هستم و اصلن حوصله دو ساعت بادمجون سرخ کردن و برنج آبکش کردن و ... ندارم و در زندگیم یادم نمیاد تونسته باشم یه برنج آبکش کنم و شفته نشه ! این سبک غذاها هم چون تنوعش خیلی زیاده و ساده هم درست میشن , به شدت ازشون خوشم میاد . تمام صفحاتشو از آرشیو پرینت گرفتم تا دونه دونه درست کنم . به شما هم پیشنهاد میکنم حتمن ببینین که از دستتون در میره ... این شما و اینم آشپزخونه : http://chefnooshin.blogfa.com

اگه از من بپرسن کثیف ترین چیزی که تو زندگیت دیدی چی هست , میگم : بعد از احمدی نژآد , چادر ! به قدری از چادر نفرت دارم که حتا وقتی بچه هم بودم بر خلاف سایر دخترهای دیگه هرگز با چادر بازی نمیکردم ! هر موقع هم که فرصت میکردم , چادر مادر بزرگم رو سوراخ سوارخ میکردم و اون بدو من بدو . هر چند وقتی انقلاب شد مادر بزرگم در اقدامی نمادین کشف حجاب کرد و از چادر به مانتو ارتقا پیدا کرد و منو از این رنج بی پایان نجات داد !!!!!

امروز عصر زهرا خانم " همسایه م , و شوهرش اومده بودن خونه ما . هر چی من اینا رو ضایع میکنم و بلا سرشون میارم که دست از سر ما بردارن , اینقدر این حزب الهی ها پر رو هستن که باید ضرب المثل قارسی سنگ پای قزوین رو عوض کرد و گذاشت سنگ پای حزب الهی ! صبح رفته بودن قم زیارت و برای آرتین یه تسبیح آورده بودن و برای منم یه چادر ! خون جلوی چشمهامو گرفته بود و دلم میخواست سینی چایی که دستم بود , لیوان لیوان خالی میکردم رو سر این زن و شوهر خنگ و عقب افتاده !!!!!! خوبه پارسال بود که این زنک از سوریه برای من پارچه چادری و 3 جفت جوراب مشکی استاکینگ آورده بود که منم یه روز جلوی خودش پارچه ش رو انداختم زمین و 4 دسته نعنا گذاشتم جلوش برام پاک کنه و جوراب ها هم برای گرفتن عصاره لبو برای شراب یاقوتی کلی به دردم خورد . اونوقت با همه اینها رفته بود این دفعه برای من چادر آورده بود و میگفت دیدم پارچه چادری خوشت نیومد , گفتم برات چادر بیارم ! بهش میگم پتی یاره ! من اصلن با لباس عادی هم مشکل دارم و ولم کنن همیشه لخت میگردم , اونوقت تو میری واسه من چادر میاری ؟؟؟؟؟؟
حقش بود نفت میریختم رو سر جفتشون و آتیششون میزدم ! یکسال تمام طول کشید من عادت تسبیح دست گرفتن رو از سر آرتین جواد انداختم اونوقت مرتیکه لات چاله میدونی شپشو رفته واسه شوهر من تسبیح آورده ! آدم یاد خایه می افته و جریان فاطمه زهرا !!!!!! هر چی لات و عوضی هم هست دستشون یه تسبیحه و اینقدر از تسبیح بدم میاد که حد نداره !

خلاصه اینا که رفتن تسبیح رو در جا قیچی آوردم و پاره کردم و دونه هاشو دادم به مرتیکه تیله بازی کنه و چادر رو هم برداشتم بردم آشپزخونه تا تیکه تیکه کنم و دستمال گردگیری ازش در بیارم . آرتین هم اومد و یهو برگشت گفت : میگم : این چادره یه کم مورد داره ها !
- چه موردی داره ؟
مگه نمیبینی ؟ یه کم زیادی نازکه و بعضی جاهاش هم توریه !
- خب که چی ؟
هیچی .. میگم اینو لخت بپوشی خیلی سکسی میشی ها !!!!!
نتیجه شاهکار بود ! بجز اینکه چه لذتی میداد آدم زیر چادر لخت باشه و عربی هم برقصه و ... اون خنکی زیرش بدون لباس معرکه بود . البته به شکل پیرهن یکسره و بالاش رو وقتی قیچی کنی , شاهکار میشه ! یعنی رو سرت نیاد و فقط بدنت رو بپوشونه . یه پیرهن توی خونه راحت و گل و گشاد و خنک و سکسی !! بیخود نیست این روزها توی بعضی شهرها فروش چادرهای یکسره ممنوع شده چون این زنهای چادری لخت مادر زاد یه چادر یه سره میپوشن و می افتن تو خیابون ! تصور کنین خود چادر کلن شهوت زاست , رنگ سیاه از اونم بدتره , مردهای ایرانی هم که 90% فتیش پا و کفش و مانتو و جوراب زنونه دارن و ببین چی میشه ! نماد افراطی گری رو تفکراتی افراطی هم به لجن میکشه و این حقیقتی هست که مسئولان این رژیم فراموش کردن و در طول این 29 سال مدام سعی در ترویجش داشتن و نتیجه شده اینکه زنها زیر چادر لخت و عور مثل پریای داریوش باشن و ... خوشی از این بالاتر ؟؟؟؟؟ حالا بازم حجاب درمانی کنین تا بقول آخوندها همین یه روسری هم که به زور سر زنها مونده , اونم باد ببره :)



........................................................................................

Thursday, September 04, 2008

حکایت سیم آنتن و تقویت آنتن :

بازم ماه رمضون اومد . ماه شکم چرونی مسلمونها . احمدی نژاد هم که دندون های ملت شهید پرور رو خوب شمرده , قیمت مواد غذایی رو 2 برابر کرده تا یه حال اساسی به امت روزه دار بده . البته چه روزه ای ؟ اونایی که این روزها توی ادارات و خیابونها و سطح شهر هستن میبینن که امسال ماه رضون از هر سال سوت و کور تره و 90% مردم روزه نگرفتن . البته چند دلیل هم داره و یکی از اونها این هست که مردم به خودی خود غذا پیدا نمیکنن بخورن و بطور خودکار روزه هستن و دیگه روزه هم بگیرن , جون ندارن زندگی کنن . مورد دوم هم بی اعتنایی شدید مردم نسبت به مذهب و امورات مذهبی هست که به لطف احمدی نژاد روز به روز این فاصله داره بیشتر میشه و صد البته مردم نفرتشون نسبت به احمدی نژاد رو دارن بصورت کاملن مستقیم به پای مذهب میذارن و آخوندها ! همینه که این روزها میبینین که آخوندها سایه احمدی نژاد رو با ذوالفقاز میزنن و افتادن تو جون همدیگه و از این شاکی هستن که چوب این چوب دو سر گهی چطور داره وجهه مذهب و روحانیت رو به گند میکشه :

آقا این سگهای ما شب که میشه نمیدونم چه کرمیشون میگیره و هر چیزی رو میجون ! جرات ندارم چیزی رو بیرون بذارم . شب که میشه ولشون میکنم تو محوطه تا امنیت اجتماعی ای رو که سردار تارزان " رادان " به ما وعده دادن و اراذل و اوباشش در قالب امینت اجتماعی قادر به تامینش نیستن , 2 تا حیوان زبون بسته به بهترین شکل تامینش کنن . و ول کردن این سگها هم به معنی جویده شدن هر چیزی میتونه باشه . از دمپایی بگیر تا کفش و شلنگ آب و درخت و روکش صندلی و تاب و حتا سیم آنتن !!! بشقاب های ماهواره رو هم گذاشتیم زیر درخت ها در استتار کامل تا از دید نامحرمان انقلابی در امان بمونه و از اونجا تا ساختمون سیم کشیده شده و هر از گاهی این سیم ها از زیر خاک در میان توسط این دو تا جانور و جویده میشه ! امروز هم صبح وقتی ماهواره رو روشن کردم دیدم چیزی نشون نمیده و بعد از چند دقیقه کنکاش مشکل رو پیدا کردیم و آرتین رو فرستادم بره سیم آنتن بخره . گفت این طرف ها گرون میدن و میرم از لاله زار میخرم ! منم گفتم از هر جا میخری بخر , فقط من از تو سیم آنتن میخوام و سیم نیاری خودمو وصل میکنم به دیش !!!!!
رفت و منم مشغول کارهای خودم شدم . 2 ساعت بعد آقا پیداش شد در حالیکه تو یه دستش یه کیسه خرما بود و تو اون یکی دستش هم یه بسته سیم ! خرماها رو با عصبانیت داد دستم و رفتم سراغ بستن سیم . رفتم بالا سرش و گفتم : من از تو خرما نخواسته بودم این چیه خریدی ؟
- نپرس که اعصاب ندارم !
وا ! خب بگو ببینم چی شده ؟
- هیچی دیگه بیخیال !
" وقتی میگه بیخیال مطمئنم یه گندی بالا آورده و خرابکاری کرده ! واسه همین اینقدر بهش گیر دادم تا آخر اعتراف کرد "
- هیچی دیگه رفته بودم سیم بخرم یهو دیدم یکی داد زد : تقویت آنتن رسید . منم گفتم برم یه تقویت آنتن بخرم شاید تصور بهتر بشه . ایستادم تو صف و بعد از نیم ساعت یارو یه کیسه خرما بهم داد و گفت 2 هزار تومن ! من گفتم : این چیه ؟ گفت تقویت آنتن !!!!!! تازه دو زاریم افتاد چیه و خلاصه هر کاری کردم پس نگرفت و ....

هاهاها آقا این مردها شاهکارن . تمام عمر به معامله مبارکه مینازن و هی بهش آب و تاب میدن و زنها رو بخاطر نداشتن چیز (!) مسخره و مچل میکنن ولی وای از روزی که بگندد نمک و خودشون خودشونو مچل کنن ! فکر کنم فهمیده باشین توقیت آنتن یعنی چی ؟ یعنی خرما که میخورن و کمرشون سفت میشه و در واقع دودول مبارکشون تقویت میشه !!!!!!!!!! خدایا چه آفریدی ؟ ریدی ...



........................................................................................

Tuesday, September 02, 2008

انقاد !!

اگه از شما بپرسن دلیل مشکلاتی که در ایران وجود داره و خوار – مادر همه شما رو مورد عنایت قرار داده چی هست , چه جوابی میدین ؟ مطمئنم اولین پاسخ شما کسی نیست اون لجن مجسم , احمدی نژاد ! اما اشتباه میکنین . مقصر تمام بدبختی ایران و ایرانیان , خودشون هستن و بس . میدونین چرا ؟ چون روحیه انتقاد کردن نداریم . اگر هم انتقاد میکنیم , انتقاد ما همراه با تخریب و رفتارهای آنارشیستی هست تا انتقاد .
- میبینی طرف از کسی بدش میاد یا آزارش داده و بهش توهین کرده , بجای اینکه ازش شکایت کنه , چاقو در میاره تا دسته میکنه تو شکمش بعد هم بالای دار بندری میرقصه !
- میبینی دانشجوها از دولت بدشون میاد , میزنن خوار – مادر بانک و شیشه مغازه ها و خیابون و همه چیزو ردیف میکنن ! بعد هم که مثل سگ کتک خوردن و تیر چراغ برق بهشون فرو شد , تازه میفهمن چه احمدی نژادی خوردن .
- میبینی فلان کس پول طرف رو خورده , اینم میره ترتیب زنشو میده یا خونه ش رو آتیش میزنه یا خودشو میکشه !
و یا در آخرین قسمت که این قسمت خاص 95% از ایرانی ها هم هست اینه که فقط تحمل و فقط سکوت ! بعد هم انتظار داریم حق ما رو بدن و یا اینکه اینقدر مورد آزار قرار نگیریم . لابد الان فکرتون میره به سمت یه تظاهرات مسالمت آمیز و انقلاب و کودتا و ... ؟ نه ! هیچ کدوم اینها نیست . یه مثال خیلی ساده میزنم :

چند ماهی بود اینترنت من خراب بود . هر چقدر به مسئول فنی ش زنگ میزدم , هی میگفت الان درست میشه یکساعت دیگه درست میشه فردا دیگه درسته و ببخشید و ... ! یه روز زنگ زدم بخش مالی و گفتم : من این ماه به شما پولی پرداخت نمیکنم اگه هم ناراحتی میتونی اشتراک منو قطع کنی ! آقاهه هم گفت چرا ؟ گفتم چون از خدماتتون راضی نیستم و خط من دائم یا قطع هست یا خرابه . این ماه پول نمیدم و اگه هم شکایتی دارین اشتراک منو لغو کنین تا برم از جای دیگه بگیرم . همین شد که گفتن چشم شما این ماه پول ندیدن . بعد چیکار کردم ؟ از طریق دوستم که اونجا کار میکرد , به نصف کاربران این شرکت ایمیل زدم و به همشون اینو گفتم , طوری شد که نه تنها شبکه بطور کامل درست شد که مدیران شرکت گرفتن کادر بی لیاقتشون رو اخراج کردن و حالا یک دقیقه هم خط خراب نیست . حالا این وسط سکوت کاربران دیگه چه چیزی رو باعث میشد ؟ این میشد که یک عده آدم بی لایق پول مفت بگیرن و بالا بکشن و اونهایی هم که کار واجب داشتن و دارن حقشون ضایع میشد و ظلم دامن همه رو میگرفت .

بانک رفته بودم قبض ها رو پرداخت کنم . از این بانکهای مثلن مدرن که شماره بهت میدن ! غوره نشده مویز شدیم ! شماره ای که گرفتم 455 بود ولی آدمهایی که توی بانک بودن 10 نفر بیشتر نبودن . شماره ای هم که روی اعلان گذاشته بودن 400 بود . 55 نفر یعنی جلوی من و این چطور امکان داشت ؟ تو همین فکر بودم که یهو دیدم یه آقایی اومد تو و خیلی شیک شماره گرفت و دوباره از بانک رفت بیرون ! به همین ترتیب 10 نفری شماره گرفتن و رفتن و تازه فهمیدم جریان چیه . از اونطرف هم فقط یک باجه از 5 باجه کار میکرد و همه صداشون در اومده بود آخر یه آقایی بلند شد سر رئیس بانک داد کشید که مرتیکه دو ساعته ما اینجاییم این همه کارمند داری چرا باجه هات کار نمیکنن ؟ مگه مسخره تو هستیم ؟ تا این حرفو زد همه مردم هم سر فحش رو کشیدن بهش و یهو همه باجه ها متصدی هاش ظاهر شدن و باور کنین این 55 نفر کذایی جلوی من در کمتر از 2 کارشون دقیقه تموم شد کارشون !!!!!!
..
..
در کل منظور من اینه که ما روحیه انتقاد و اعتراضمون رو از دست دادیم چون به ما تلقین کردن که اگر اعتراض کنیم , فایده نداره . الان به هر کی میگی برو حقتو بگیر , میگه برو بابا دلت خوشه کی میده ؟ کی حوصله داره ؟ اعصاب داری ؟ وقت داری ؟ و همین میشه نتیجه ای که میبینیم . اگه وقتی برق خارج از برنامه میره و وزیر مادر صلواتی نیرو از عورت نسوان خانواده ش حرف میزنه که از شهریور به بعد قطعی برق نداریم و درست از همون شهریور قطعی برق دو برابر و حتا 4 برابر بیشتر میشه , بجای اینکه سکوت کنیم فقط تلفن رو برداریم و خوار – مادر برق منطقه خودمون رو مورد عنایت قرار بدیم , احمدی نژآد میخورن که این بازی ها رو سر مردم در بیارن . یا وقتی میبینین زن و دختر مردم رو دارن تو روز روشن به جرم مثلن بد حجابی میگیرن اگه داد همتون در بیاد و برین جلو مانع بشین , بازم احمدی نژاد میخورن از این غلط ها بکنن . سکوت هر کسی رو پر رو میکنه . حتا شمایی که مذهبی هستین , همون دین کذاییتون هم بهتون گفته که سکوت در مقابل ظلم جرمش از ظالم سنگین تره !!!! همین سکوت هاست که باعث بدبختی ما شده . دقت کنین : هر بلایی رو سر ما چطور میارن ؟ روز اول برق نیم ساعت میرفت . بعد شد یکساعت بعد شد دو ساعت بعد هم شد 2 نوبت 2 ساعته و بعضی جاها 4 نوبت دو ساعته ! سکوت میکنی تا ته میچپونن بهت ! اگه از یک قرون دو زار خودمون نگذریم کسی به خودش حق نمیده هزاری های ما رو ازمون بگیره و باز هم ما عادت کنیم که فقط سکوت کنیم یا مثل احمق ها و پیرمرد پیرزن های مشنگمون حواله بدیم به اون دنیا و آخرت و تف و نفرین ... ! بابا اینو کی میخوایین بفهمین که اگه نفرین قرار به گرفتن بود الان دودمان احمدی نژآد تار و مار شده بود . فکرشو بکنین در هر 24 ساعت چند میلیون نفر دارن فحش خوار – مادر به احمدی نژآد و بچه هاش و زنش و پدرش و مادرش و خواهرش میدن ؟ خود من هر روز اگه 50 دفعه به اینها فحش ندم اعصابم آروم نمیگیره . فیروزخان یه تسبیح دستش گرفته و روزی یه دور این تسبیح رو تا آخر میره و بجای صلوات , فحش خوار مادر به احمدی نژآد میده و میگه 70 صواب میبرم . امکان نداره شما سوار تاکسی بشین و مردم فحش به احمدی نژآد ندن . امکان نداره برق بره و مردم خوار مادر احمدی نژاد رو در همون لحظه فحش ندن . شوخی که نیست . یهو 10 میلیون فحش با هم حواله ! پس اگه قرار به گرفتن نفرین بود الان خاکستر احمدی نژاد و دودمانش هم باقی نبود ! جایی که کسی ندیده و نرفته رو آدم بچسبه و نقد رو رها کنه ؟ به آخونده میگن تو چرا عرق میخوری و با زن مردم میخوابی ؟ مگه آخرتی نیست ؟ میگه ای بابا ! کی دیده کی رفته ؟ فعلن نقدو داشته باش نسیه پیشکش ! هر کدوم از ما با سکوتمون گناه بزرگی مرتکب میشیم . همونطور که پدران و مادران ما در اول انقلاب با سکوتشون باعث بدبختی ما و فرزندان ما شدن , امروز هم ما با سکوتمون باعث بدبختی نسل های بعدی میشیم . همون فحشی که من به پدرم میدم که چرا سکوت ؟ فردا بچه من به من میده که تو چرا سکوت ؟ نونوایی میره نون بخری , 25 تومنی نداره بهت بقیه پولتو بده , میگه ندارم و مشتری بعدی . خیلی راحت بعد همین آدم وقتی تو 25 تومن کم داری بهت نون هم نمیده ! آیا با همین سکوتمون اینها رو خودمون جری نکردیم ؟ خودمون پر روشون نکردیم ؟ خودمون خاک به سر خودمون نریختیم ؟ چرا پمپ بنزین میری , مسئول پمپ باید خودش 500 تومن از باقی پولت رو نده و به حساب انعام بذاره ؟ و خیلی ها هستن وقتی طرف 40 هزار تومن بنزین میزنه ؛ 500 تومن براش مهم نیست . پنج زار پوله . ولی همین کار این آدم باعث میشه همین مسئول پمپ با منم همین کارو بکنه ! 200 تومنی لای 2000 تومنی میچپونن , من اعتراض نکنم فردا بجای 200 تومنی 20 تومنی هم میچپونن و این گریبان اونی رو میگیره که واقعن به اون 1800 تومن نیاز داره !! پس لطف کنین اگه وجدان دارین , اگه دلسوز خودتون هستین , اقلن کمترین کاری که میتونین بکنین این باشه که از حق خودتون دفاع کنین . ظالم ترین حکومت ها هم وقتی مردم شکایت میکنن و اعتراض , کوتاه میان از جمله همین دولت ما ! چرا یک زمانهایی یهو به حق جن و بسم الله ؛ اینقدر برق داریم که یک ماه هم برق قطع نمیشه و یهو اینقدر بی برق میشیم که 4 نوبت در شبانه روز برق میره ؟ اونجا که برق دار میشیم , میبینن مردم دارن به نقطه انفجار میرسن و یهو از غیب برق میرسه !!!!! حداقل کارتون یه زنگ زدن ساده باشه . حداقل کارتون گرفتن باقی پولتون حتا یک سکه یک تومنی باشه . حداقل کارتون اعتراض به مسئول بانک باشه ! همینطوری ادامه پیدا کنه کم کم مردم یاد میگیرن انتقاد کنن و افراد سود جو و فرصت طلب از سکوت من و شما سو استفاده نمیکنن ! میگم , ولی به دیواره ... متاسفانه ..



........................................................................................

© تمام حقوق و مزايای این سایت متعلق به شخص شيوا میباشد

Design By Shiva © 2001