فرياد بي صدا

Disclaimer : In This Site , There Are Some Words That Aren't So Polite & May Not Be Suitable For Children Under +18  

Wednesday, February 28, 2007
جنگ ایران و آمریکا :

اینطور که بوش میاد تا چند وقت دیگه جنگ بزرگی در پیش داریم . البته کسی از جنگ خوشش نمیاد و اگه بگیم آخ جون جنگ میشه و آمریکا میاد و ایرانیان رو از دست رژیم ایران نجات میده , احمقانه ترین خواسته ای هست که هر انسانی میتونه داشته باشه ! ولی این روزها که دنیا در حال همفکری برای حل بحران اتمی - تروریستی ایران شده و از طرفی همه کشورهای جهان به اتفاق وحشت از حمله نظامی آمریکا به ایران دارن , خوش خیالی سران حکومت اسلامی ایران و جبهه گیری ها و شکر پرانی هاشون مبنی بر امن و امان بودن میهن آریایی اسلامی ایران از گزند ضد انقلاب و محال بودن حمله نظامی آمریکا به ایران ، کمی تا قسمتی شک بر انگیزه . یا دوباره همون جریان سیاه بازی پشت پرده صدام در جنگ با آمریکا میخواد اتفاق بیافته و یا رژیم ایران واقعن اونقدر احمقه که فکر میکنه با چنین جوسازی ها و مانورها و موشک پراکنی ها و مرگ بر آمریکا گفتن ها میتونه در مقابل تهدید نظامی آمریکا ایستادگی و مقاومت کنه :

حقیقت ماجرا اینه که ایران کشوریه 2 برابر بزرگتر از کشور عراق . یعنی در حال حاضر در کشور عراق تنها چند هزار نفر نیروی نظامی خارجی حضور دارن و وضع عراق اینه و به زحمت تونستن اوضاع عراق رو به این شکل در بیارن . با توجه به وسعت جغرافیایی ایران و اینکه مناطقی در ایران هست که اغلب ناشناخته هستن و یا دسترسی به اونها تقریبن محاله و از طرفی هم درست در منطقه ای قرار گرفته که از شصتاد جهت راه گریز و فرار چه زمینی و چه دریایی و چه بیابانی و چه کوهستانی داره , اینکه آمریکا بخواد به ایران حمله کنه و اونو اشغال نظامی کنه , میتونه در حال حاضر یک شوخی احمقانه باشه !
میدونیم زمانیکه آمریکا به عراق حمله کرد , جمعیت عراق به زور به 35 میلیون نفر میرسید ! و این در حالیه که ایران با 2 برابر وسعت با جمعیتی نزدیک به 80 میلیون نفر در پیش روی آمریکا قرار داره . از طرفی در عراق تنها چند اقلیت قومی مهم وجود داشتن مثل شیعه ها و سنی ها و کردها و باقی قبایل صحرانشین بودن . ولی در ایران آمریکا با حضور قومیت های زیادی روبرو هست که هر کدوم از اونها به تنهایی کشوری رو حریف هستن ! برای نمونه ترک ها در شمال غرب ! ترکمن ها در شمال شرق ! کردها و لرها و ایلات و عشایر در شرق و قسمتهایی از مرکز ! عرب های خوزستانی در جنوب غربی و جنوب ایران ! بلوچ ها در شرق و شمال شرقی ایران ! گیلکی ها در شمال ایران و تازه میرسیم به مرکز ایران که نواحی مرکزی بر گرفته شده از تمام قومیت ها هستن و مخلوطی از همه اونها ! با چنین پراکندگی و چنین تنوع قومی ای واقعن دیوانگی محضه اگه کشوری بخواد ایران رو به اشغال نظامی در بیاره . چون در اونصورت تمام این اقوام که در طول 28 سال نظام ستمگر اسلامی در خفقان و فشار بودن یهو ادعای خودمختاری میکنن و ایران رو میترکونن و تجزیه میکنن ! اگه هم این اتفاق نیافته , آروم کردن این قومیت ها و جنگ داخلی ای که ریشه در تحقیرهای این چند ساله داشته باعث به هم ریختن اوضاع حتا بدتر از عراق امروزی میشه !!!!!

حالا این روی ناخوشایند مساله بود و بریم سر قسمت های جالب تر :

خب از نظر یک عقل ناقص و بی تجربه مثل عقل دولت اسلامی , با توجه به چنین دیدگاهی , آمریکا خل نیست به ایران حمله کنه ولی ... مساله به همین سادگی ها هم نیست !! این روزها اگه دقت کرده باشین در گوشه و کنار کشور درگیری هایی با نظام اسلامی صورت میگیره و هر روز قسمتی از ایران دچار آشوب و بمب گذاری و شورش اقوام مختلف داره میشه ! در واقع اگه کمی هوشیار باشیم متوجه میشیم مدتهاست که یک جنگ داخلی آرام در ایران شروع شده و این سانسور داخلی و دستگاه سرکوب گر رژیم ایرانه که داره این خبرها و این جریانات رو ماست مالی میکنه و روشون سرپوش میذاره . از طرفی اعتصابات گسترده و مداوم و تظاهرات دانشجویان و تشکل های مختلف داخلی هم شدت گرفتن و نشون از نارضایتی شدید افکار عمومی جامعه داره !!! از طرفی این حقیقت رو هم باید در نظر بگیریم که کشور آمریکا اینبار بر خلاف حمله به عراق , تنها نیست و در پشت خودش حمایت اعراب خلیج فارس رو داره و پولهای بی حساب و کلانی که اونها به راحتی میتونن خرج آمریکا کنن و اینکه از همه مهمتر نبض بازار نفت جهان رو در دست دارن و مهمترین و استراتژیک ترین پایگاههای آمریکا هم در خاک اونها قرار داره . مثل بحرین و قطر و عربستان !!! در ضمن متحدین درجه دوم آمریکا هم اینبار کم نیستن . اسرائیل و یهودیان و لابی صهیونیزم که قدرت بسیاری در تمام کشورها و دولت های جهان دارن در پشت این جریان قرار گرفتن . باز هم جالبترین نکته اینه که از زمانیکه در عراق جنگ آغاز شده تا به امروز تنها حدود 3000 نفر آمریکایی در جنگ کشته شدن در صورتیکه در طول 8 سال جنگ بین ایران و عراق , بیش از 2 میلیون نظامی ایرانی در جنگ کشته شدن و چند صد هزار ایرانی غیر نظامی توسط بمباران ها به قتل رسیدن . اینها سوای تعداد میلیونی مجروحان و عده بیشماری مفقود الاثر و افراد شیمیایی و آسیب دیدگان جنگ بوده و در کنار اونها ویرانی ها و خرابی های ناشی از جنگ که هنوز هم اثراتش باقیه و بیشتر اونها ترمیم نشده !!! در ضمن جنگ بین ایران و عراق یک جنگ فرسایشی و جزو جنگ های آرام از نظر نظامی تلقی میشد و تازه این تلفات عظیم رو داشت !!!!!
شواهد نشون داده هر زمان آمریکا به کشوری حمله نظامی کرده , سلاحهای بسیار پیشرفته و مخوفی رو بکار برده که برای اولین بار امتحان میشدن و در واقع این حملات بیشتر جنبه آزمایشگاهی داشتن و نتایج بدست اومده از اون ، ماشین جنگی آمریکا رو قوی تر کرده . استفاده از هواپیماهای پیشرفته و بمب های چند تنی در جنگ عراق و افغانستان و یا استفاده از گلوله هایی با رادیو اکتیو ضعیف شده و بمب های لیزری و هدایت شونده و بمب هایی بدون تخریب فیزیکی و تاثیر گذار بر سیستم های مخابراتی و کامپیوتری و ... گوشه هایی از این سلاح های مرگبار بودن که بر ضد عراق استفاده شد و به سرعت هم جواب داد . باید خوش خیال بود که تصور کرد آمریکایی ها اینبار هم خودشون رو درگیر جنگی شبیه عراق میکنن . به نظر خیلی ها یک ایران به شدت ضعیف شده از نظر اقتصادی با مردمی لبریز از خشم و نفرت از حکومت مرکزی و اقوامی که در فشار شدید از طرف حکومت مرکزی قرار دارن , بسیار آسیب پذیر تر خواهد بود تا ایرانی به شکل امروزی و تا حدی مقتدر !!!!!!!!
وقتی اقتصاد بیمار و رو به زوال ایران رو میشه با چند تحریم ساده به نابودی سوق داد و قیمت گوجه فرنگی رو که یک کالای غیر ضروری و اساسی هست به 300 برابر قیمت واقعی افزایش داد و یا با اینجاد یه شایعه بی اساس نیمی از مردم ایران رو در وحشت و استرس فرو برد ، پس تحریم ها واقعن کارآیی دارن ! از طرفی وقتی فشار تحریم ها بیشتر میشه وضعیت معیشتی مردم هم سخت تر و در نتیجه فشارها و نفرت و خشم مردم از حکومت مرکزی بیشتر و بیشتر میشه و مردم جری تر و حساس تر و تحریک پذیر تر میشن ! با انگولک کردن اقوام ایرانی و حمایت مالی از مخالفان دولت و تحریک اونها , فشار داخلی شدیدی متوجه حکومت مرکزی میشه کرد و وقتی که قومیت ها به پا می ایستن , باقی مردم هم از اونها پیروی میکنن و در عمل در چندین جبهه میشه حکومت اسلامی رو درگیر کرد و به شدت ضعیف !!!! در نهایت اینطور میشه قضاوت کرد که یا مردم ایران خودشون این نظام پوسیده رو ریشه کن میکنن و یا در آخر کشورهای متحد با یک حمله برق آسا و ساده , ایرانی رو که دیگه توانی برای مقابله نداره از پا در میارن ... مطمئنن کار به جایی میرسه که مردم ایران با آغوش شدیدن بازتری از نیروهای اشغالگر استقبال میکنن تا مردم عراق ... مگر اینکه معجزه ای (!) رخ بده و هاشمی رفسنجانی با یک کودتا روی کار بیاد و رهبری رو از دور خارج کنه و قدرت رو در دست بگیره و کیان نظام رو نجات بده که اون هم با وجود افرادی مثل احمدی نژاد و سپاه پاسداران ، بعیده !!!!!
..
..
روزهای آینده خبرهای خوشی رو برای مردم ایران به همراه نداره و این تقدیری بود که مردم ایران خود خواسته باعثش شدن و باید نتایجش رو ببینن . دموکراسی نو پا و زودهنگامی رو که محمد رضا شاه فقید و رضا شاه کبیر در مدت بسیار کوتاه 50 ساله به مردم ایران مجانی هدیه کردن , چشمگیر و اثر گذار نبود و مردم ایران هنوز درگیر افکار مسموم و پوسیده 1400 سال قبل و ارتجاع سیاه ناشی از اون بودن و آمادگی درک دموکراسی و رسیدن به آزادی رو نداشتن . رسیدن به آزادی بهایی داره و تا ملتی این بها رو پرداخت نکنن و قدرش رو از ته قلب ندونن و در وجودشون حک نشه , هرگز بدستش نمیارن . اینبار باید فاجعه بقدری تاثیر گذار باشه که تا ابد مردم ایران هوس حکومتی با ریشه های مذهبی به سرشون نزنه !!! در اون روز البته هیچ کدوم از ما ممکنه نباشیم ولی نسل های آینده در تاریخ همیشه از ما بعنوان نسلی اخمق و کودن و خیانتکار و زیاده طلب و طمع کار نام خواهند برد که گول شیطانی مثل خمینی رو خوردیم و وعده های پوشالی و دروغهای کثیفش رو با جون دل پذیرفتیم . ما برای آیندگان آینه عبرتی خواهیم شد تا هرگز و در هیچ شرایطی هوس حکومت دینی - مذهبی و مخصوصن اسلامی به سرشون نزنه و قدر آزادی رو بدونن و بفهمن برای رسیدن به آزادی چه خون هایی ریخته شد و چه خیانتهایی کردن و چه دروغهایی گفتن و چطور اعتقادات و باورهای ملتی رو به بازی گرفتن و به گند کشیدن ! در آخر تنها پیامی که میشه به حکومت اسلامی و قطار ترمز بریده (!) این نظام داد اینه که :

در مملکت چو ُغرّش شیران گذشت و رفت
این عوعوی سگان شما نیز بگذرد
این مملکت ز کسان به شما ناکسان رسید
دوران نـاکسانِ شمــا نیز بگذرد

تکبیر.



........................................................................................

Tuesday, February 27, 2007

تکنولوژی موشک فضایی :

دیروز CNN خبر داد ایران یه موشک فضاپیما با محموله تحقیقاتی به فضا فرستاده ولی ابراز تردید میکرد که چنین چیزی صحت داشته باشه ! ناخودآگاه ذهنم مشکوک شد به این قضیه و چند دقیقه بعدش در پی الهامات غیبی فهمیدیم اصل جریان چی بوده :

آقا ما تو حکومت اسلامی شده تا حالا کار فرهنگی و علمی و سازنده انجام بدیم ؟ شده تو ایران برای علم , بی ریا و بدون غرض و مرض ، کاری صورت بگیره ؟ مصلن نگاهی به همین مخترعین ایرانی بندازین ! حکومت اسلامی تا حالا دست کدوم یک از اینها رو گرفته ؟ دست کدوم کارگر و مدیر و کارخونه دار مبتکری رو که در رشته ای موفق بوده و به ایران خدمت رسونده رو گرفته و مورد حمایت قرار داده ؟ مگه اینکه طرف خیرش به اسلام رسیده باشه و یا چیزی اختراع کرده باشه که به نابودی بشریت کمک کنه در راستای به تعالی رسوندن اسلام و هوا کردن شورت ابوالفضل !!!!! توی این 28 ساله که نظام اسلامی در ایران روی کار بوده ما تنها در زمینه هایی پیشرفت داشتیم که بطور شدیدن احمقانه ای به ناف و تنبون اسلام پیوند خورده بودن ! مثلن :
- در زمینه کشف سایه ها و حلقه ها و هاله های امام زمان دور سر افراد معروف و مشنگ نظام اسلامی مثل همین مردک مادر فلان , احمدی نژآد !
- اختراع و ساخت وسایل و تجهیزاتی برای سرعت بخشیدن به طاعات و عبادات مسلمین مثل کیلومتر شمار ولایت و صلوات شمار فول اتوماتیک و تسبیح انداز خودکار و دستگاه تیمم نیمه اتوماتیک و .. !
- یا پروژه های ساخت سلاحهای کشتار جمعی رژیم و سپاه پاسداران و بمب ها و موشک ها و قایق های پرنده ای که مثل قالیچه سلیمان بر فراز خلیج نیمه فارس پرواز می کنن و .. !
ولی دریغ از اینکه یکی از اختراعات مفید به حال و جون مردم و جامعه ایران به ثبت برسه و یا به مرحله ساخت و اجرا در بیاد ! همین بنیاد خوارزمی که یه سرش به دولت و یه سرش به بیت عنتری و اسطبل ولایت فقیه وصله , هر سال از بین مخترعین جوون ، اون دست از اختراعاتی رو که به حال بقای نظام مفید هستن رو گلچین میکنه و رو هوا میگیرشون و توی نهاد های مخفی و سری نظام به کار و تحقیق وا میداره و باقی رو هم به امان خدا و در پناه سایه دست پلاستیکی رهبر فرزانه خانم رها میکنه !!!
حالا با این اوصاف وقتی میشنوی که موشک فضایی به هوا پرتاب کردن , که مطمئن باش دروغ از این بزرگتر و شاخدارتر وجود نداره , باید هم ذهنت پر بکشه به اینکه آقا ! اصلن هدف از این موشک پراکنی چیه ؟ همون اول بسم الله یه جای این قضیه شدیدن بوی گند میده و اونم اینه که رئیس پژوهشگاه هوا - فضای ایران که یه موسسه تحقیقاتی - علمی هست این خبر رو اعلام میکنه و پشت سرش این خبر منتشر میشه که سردار پاسدار مصطفا نجار وزیر دفاع ایران ، ساخت این موشک رو زیر نظر و تایید سپاه پاسداران اعلام میکنه و پروژه های مضحکی رو به ناف این پروژه میبنده !!!!!
از اون طرف هم کشورهای دیگه میگن اگه این موشک درست ساخته شده باشه , ایران میتونه موشک های دور برد قاره پیما هم بسازه و یه قدم دیگه بر ضد ایران موضع میگیرن . جالبه نه ؟ اونم درست زمانهایی که پرونده هسته ای ایران رو زیر ذره بین میذارن ، ایران این کشف ها و شق القمر های خودشو رو میکنه و قدرت نماییش میگیره ! خریت که حد و مرز نداشته باشه یعنی همین !!
بجز اینها همونطور که میدونیم خیر حکومت اسلامی به منافع مردم نرسیده و نمیرسه و وقتی یک کار علمی صورت میگیره , این کار یه سمتش به ضرر مردمه , یه سمتش به ضرر منافع آمریکا در منطقه ست و یه سمتش به سود بقای نظام و یک سمتش هم به نفع اسلام و مسلمین افراطی ! باقی ول معطل ... اگه چنین چیزی حقیقت داشته باشه از فردا باید منتظر این باشیم که از وزارت اطلاعات دولت فخیمه ایران به شما زنگ بزنن و بگن در روی پشت بوم منزلتون چند عدد ماهواره وجود داره ؟ چون با استفاده از ماهواره احتمالن فجر یا قمر بنی هاشم یا شمش و کشف الاسرار و ... منزل شما رو رصد میکنن تا مبادا به وسائل ضد انقلاب دسترسی داشته باشین ! از فردا هم یهو میبینی تمام مکالمات موبایل شما رو در میارن و شورتتون رو پرچم میکنن و همینطوری بگیر برو تا آخر . یکی از موارد دیگه ای هم که این ماهواره پرتاب کنی ها برای رژیم ایران به ارمغان میاره اینه که احتمالن یه ماهواره بدون سرنشین به فضا پرتاب میکنن تا به کشف آغا امام زمان بپردازه و چند ماه بعد هم مطمئن باشین یه ترانه عربی رو پخش میکنن که امام تایمری در کنار بلندگوهای ماهواره , تصنیفی عشقی برای ولایت فقیه خونده و یعنی به زودی داروی ظهور مینوشه و ظاهر میشه ! مردم همیشه در صحنه و گاو ایران " صد رحمت به گاو البته " هم که آماده شنیدن و باور چنین اخباری هستن و همینطوری الکی الکی میبینی اسلام و حکومت در این سرزمین چنان جون میگیره که با بیل هم نمیتونی از جا درش بیاری ! حتا میشه از ماهواره در راه کشف سریع تر هلال ماه هم سود برد و دیگه آغای رهبر , خامنه ای , لازم نیست خواب رو بر خودش حروم کنه و شب تا سحر از پشت بوم منزلش ماه رو رصد کنه تا فلان عید مش قربان و ماه مش رمضون و عید پست فطرت و ... رو اعلام کنه , البته از زیر لاحاف و در جوار حوریان موعود حرمسرای بیت رهبری !!!!

حالا هی برین و بیایین و برینین به نظام اسلامی ایران ! بدبخت های ضایع ! شما هم اگه یه جو عقل داشتین میرفتین ماهواره ای چیزی علم میکردین تا اسلام و آخوند هوا کنین نه اینکه صبح تا شب هی مطلب و جفنگ بنویسین بر ضد نظام ولایت مطلقه وقیح و یا مادر و خواهر و زن عمو و خاله و زن دایی و شوهر ننه سران رژیم رو فحش بدین یا هی بگین احمدی نژاد کُ .. ننت ! حالا تو واقعیت هم نمیتونین اینکارو بکنین , مثل حکومت اسلامی ایران , توی اوهام و توهم و خیالاتتون که میتونین ماهواره هوا کنین ؟ نمیتونین ؟!؟ یعنی از احمدی نژاد هم کمترین که تو روز روشن میگه همه جا شبه ؟؟؟؟



........................................................................................

Monday, February 26, 2007

نماز و هواپیما :

دیگه از بخت بد خودم شکایت و گله نمیکنم ! چون میدونم هر خراب شده ای که برم به نافم بسته شده که با یکی از اراذل و اوباش و تیر و طایفه های مسلمون باید محشور بشم و بقول معروف تا توی خود جهنم هم این تالع برام رقم خورده که رهایی از این جانورها نداری :

امروز ساعت 10:40 دقیقه صبح پرواز داشتم به سمت سوریه با هواپیمایی گلف ایرلاین ! جاتون خالی اینقدر تو هواپیما حرص خوردم و اعصابم خرد شد که هنوز که هنوزه اعصابم سر جاش نیومده و چشمم به هر مرد ریشویی می افته تشنج میکنم !! دلیل این سفر رو در آینده نزدیک شرح میدم که خودش حکایتی داره ولی بریم سر جریان ربط نماز و هواپیما :
معمولن وقتی نگاهی به لیست قیمت هواپیماها می اندازی از پایین و بالا بودن قیمت ها متوجه میشی که کدوم هواپیمایی خدمات بهتری ارائه میده . منم از دیروز افتاده بودم تو جون اینترنت و هی سایت های مختلف رو زیر و رو میکردم ببینم کدوم ارزونتره . آرتین چُس خور هم از اونور هی سایت بهم نشون میداد و میگفت اینا ارزون هستن و خیلی عالیه و .. ! مادرم همیشه میگه آدم عاقل با حرف مرد جماعت حتا تا توی چاه زمزم هم نباید بره و من احمق این نصیحتش رو فراموش کردم و نتیجه شد همین ! بعد از یکساعت گشتن توی اینترنت و مخصوصن این سایت مزخرف http://www.ryanair.com/site/EN و این یکی http://www.easyjet.com/en/book/index.asp هواپیمایی گلف رو انتخاب کردم که قیمتش نسبتن خیلی ارزون بود . ولی ای کاش مغزم میترکید و این اشتباه احمقانه رو نمیکردم !! بلیط رو که بوک کردم تازه متوجه شدم بجای فرودگاه هیترو باید بریم فرودگاه لوتون که صد فرسخ از هیترو دورتره . عملن وقتی که حساب کردم متوجه شدم به اندازه نیمی از قیمت بلیط رو باید برای پول تاکسی پرداخت کنم ! کلن 145 پوند بلیطم شد و من 50 پوند فقط پول تاکسی دادم تا رسیدم به فرودگاه ! بماند که وقتی رسیدم اولین کارم زنگ زدن به آرتین و فحش دادن 7 نسل عقب ترش بود !!!!!
فرودگاه از همه جالبتر بود . توش پر بود از پکی مکی و عرب و مسلمون و خدا میدونه چه قیافه هایی توش پیدا میشد ! صد رحمت به ترمینال شماره 2 دوبی !!! حالا یه دست من چمدونه و دارم دنبال خودم میکشم و اون دستم هم مرتیکه ست که بغلش کردم و دارم میگردم دنبال قسمت تحویل چمدون ها . بعد از کلی گشتن بالاخره پیداش کردم و چمدونم رو تحویل دادم و رفتیم داخل گیت !! فقط دوست داشتم میشد از قیافه هاشون عکس گرفت ! آدم تصور میکرد رفته بین قبیله القائده تو افغانستان !! همه از دم ریش و پشم داشتن و چنان هم آدمو بد نگاه میکردن که وحشت برت میداشت !
یکساعت بعد در گیت باز شد و رفتیم تا سوار هواپیما بشیم ! توی هواپیما وقتی شماره صندلیم رو نگاه کردم برق از سرم پرید ! افتاده بودیم ته هواپیما ! دو ساعت با مهموندارها دعوا میکردم که من درجه یک رو انتخاب کردم و چرا افتادم آخر هواپیما ؟ دوباره ما رو از هواپیما پیاده کردن و رفتیم سمت گیت و بلیط ها رو چک کردن و مشخص شد این آرتین نفهم برای اینکه ارزون تموم کنه این بلا رو سرم آورده . دست از پا درازتر برگشتیم تو هواپیما و رفتیم نشستیم جای خودمون . حالا صندلی ها تنگ و آدم خفه میشد . درست هم افتاده بودیم ریف وسط و آخر هواپیما دم توالت . چند دقیقه بعد 2 تا مرد جوون اومدن کنار ما نشستن . یکیشون کت و شلوار سرمه ای پوشیده بود با یه کپه ریش و اون یکی هم لباس اسپورت با 4 برابر اون یکی ریش تو صورت . باورتون نمیشه تو عمرم اینقدر نترسیده بودم . یهو تمام اون ذهینیتی که از 11 سپتامبر داشتم تو مغزم زنده شد و گفتم این دو تا از القائده هستن و میخوان این هواپیما رو بترکونن ! تو همین فکرها بودم که اعلام کردن کمربندها رو ببندین و بعد هم هواپیما راه افتاد ... دیگه راه برگشتی نبود و گفتم فاتحه م خونده ست ! موبایلمو برداشتم و یه پیغام برای آرتین فرستادم که : تا توی جهنم هم بری میام دنبالت و پوستتو میکنم و بعد هم موبایلمو خاموش کردم و مرتیکه رو سفت تو بغلم گرفتم !!!!
هواپیما که بلند شد و وضعیتش ثابت شد , دیدم مرد کنار دستیم از رو صندلی بلند شد رفت به سمت دستشویی ! تمام بدنم بی حس شد و گفتم الانه که بمب رو بترکونه !!!! اشهد هم بلد نبودم که این دم آخری چیزی بخونم . داشتم آموخته های 30 سال پیشمو به یاد میاوردم که دیدم پیداش شد و نشست و شروع کرد خم و راست شدن !
زیر چشمی نگاهش میکردم که این مرتیکه داره چه غلطی میکنه ؟ دستهاش روی زانوهاش بود و هی زیر لب چیزی میخوند و هر چند دقیقه هم کمی به جلو مایل میشد و بر میگشت عقب ! چند دقیقه بعد هم شرق و غرب رو با صورتش لمس کرد و چشمهاشو باز کرد ! همین موقع صبحانه آوردن . مشغول خوردن شدن . صبر کردم تا به ما هم صبحانه بدن ولی خبری نشد . به مهماندار اعتراض کردم که چرا به ما صبحانه نمیده ؟ کارتش رو نگاه کرد و گفت شما بخاطر ارزون بودن سفر هزینه غذا و پذیرایی رو حذف کردین و اگه سرویس میخوایین باید پولش رو پرداخت کنین !!!!!!
آرتین خدا خفه ت کنه !!!!! 40 پوند دادم تا برامون صبحانه آوردن ولی من هیچی از گلوم پایین نمیرفت ! مرتیکه کمی خورد و سینی رو گذاشتم کنار تا بیان ببرن . یهو دیدم اون یکی طالبانه هم شروع کرده همین حرکات اینو انجام دادن ! تموم که شد دیدم بلند شد و رفت سمت دستشویی ! رنگم پرید و گفتم واویلا ! نماز و اشهدشون رو خوندن و الان رفت هواپیما رو بترکونه ! چشمهامو بستم و خودمو آماده مردن کردم . یه ده دقیقه ای طول کشید و دیدم خبری نشد . چشمهامو باز کردم و دیدم مرده نشسته سر جاش !!!! از کیفم کلینکس در آوردم و عرق های صورتمو پاک کردم و کمی آروم شدم . مرد بغل دستیم با مرتیکه بازیش گرفته بود . هی سعی میکردم بکشمش طرف خودم چون میدونستم نتیجه بازی با مرتیکه چیه ؟ ترسم از این بود مبادا مرتیکه یه کاری کنه و اونم عصبانی بشه و هواپیما ر بترکونه ! آخر هم همون شد که فکرشو میکردم و مرتیکه چنان زد تو دماغ طالبانه که من بجای اون برق از چشمهام پرید !!!!! کلی معذرت خواهی کردم و اونم به عربی یه چیزایی بلغور کرد و تموم شد . چند دقیقه بعد مرتیکه شاشش گرفت و بردمش دستشویی . دم در صف ایستاده بودن و همه از دم عرب و پشمالو ! کسی که تو بود اومد بیرون و عربی که جلوی من بود اشاره زد که تو برو تو . گفتم شما بفرمایین . اشاره کرد به مرتیکه که یعنی تو بچه داری و حق تقدم و اینا ! رفتیم داخل و مرتیکه شاشید به صاحت خمینی و اومدیم بیرون و از عربه تشکر کردم و اونم دست دراز کرد و با من دست داد و چند تا لغت عربی گفت و رفت تو !
عجب گیری کرده بودم ؟ 6 ساعت و نیم راه بود و من بدبخت تا برسیم جون به لب میشدم ! 2 ساعت بعد ناهار آوردن . دوباره همون وضعیت و اینبار 80 پوند دادم برای دو نفر !! سالاد میگو بود و هات داگ و شیرینی و نون و شکلات و سالاد کاهو و میوه و ماست و .. ! مشغول خوردن شدیم که ناخودآگاه نگاهم افتاد به مرد کنار دستیم و دیدم داره میگوها رو با انگشت از تو سالاد در میاره و میندازه دور . بعد هم هات داگ رو بو کرد و با چنگالش چنان با غیض آش و لاش کرد وانداختش اونور که انگار گوشت سگ دادن بهش !!! ناهار که تموم شد نوشیدنی آوردن . این دو تا طالبان ها سون آپ گرفتن و برای مرتیکه هم آب سیب گرفتم خودم هم شراب سفید . مهموندار تا شراب رو گذاشت جلوم اون دو تا خیره شدن به من و چنان بد نگاه کردن که در بطری رو بستم و چپوندمش توی کیف جلوی صندلی و رنگم پرید !!!!!

خلاصه کنم براتون ما تا برسیم به دمشق اینا ده دفعه دیگه هم نماز خوندن و عبادت کردن و چشم غره به من رفتن و منو جون به سر کردن تا رسیدیم و به محض اینکه از فرودگاه اومدم بیرون زنگ زدم به آرتین و هر چی فحش تو زندگیم بلد بودم نثار خودش و فک و فامیلش کردم . از همین الان هم رفتم بلیط برگشت رو از بریتیش ایرورز خریدم و غلط کنم دیگه با یه هواپیمای عربی جایی برم !!! از من به شما نصیحت که اگه هوس کردین به لقا الله پرتاب بشین با این هواپیمایی های عربی برین اینور اونور ... خدایتان بیامرزد ...



........................................................................................

Sunday, February 25, 2007

حضرت آیت الله خدا :

ما ایرانیها از اون دست جانورهایی هستیم که زیاده روی و کم کاری در هر چیزی داریم و هر دو به یک اندازه و به مقدار فجیعی در خون مون موج میزنه ! در خیلی از کارهای چنان زیاده روی میکنیم که به اون کار گند میزنیم و گاهی در کاری اونقدر سهل انگاری میکنیم که درسته میرینیم بهش ! مورد مذهب و دین گرایی ما ایرانی ها جزو مواردیه که درش حد مرزی از دیوانگی قرار ندادیم ! بعضی از ما اونقدر بی اعتنا به مذهب هستیم که اونو به تار و پود پشمهای اسافل مبارکمون هم حساب نمیکنیم ، که درستش هم همینه ، و بعضی از ما چنان تند روی میکنیم و چنان تعصبی رو در مذهب داریم که آدم انگشت به ماتحت میمونه که آخه خریت یعنی حد و مرزی نداره ؟؟؟ همه اینها نشونه بی اطلاعی و جهالت بیشتر ایرانی هاست که درک صحیحی از دین و مذهب ندارن و فقط کور کورانه و به روش تبعیت آبا و اجدادی و بیشتر غریزی و حیوانی سعی در دینداری دارن . ایرانیانی که خیال میکنن مذهب یعنی شالوده زندگی اونها و بدون مذهب زندگی روی پاشنه راست نمی چرخه ! این آدمها خیلی باحالن و در خارج از کشور مثل پشکل به وفور یافت میشن ! یکی از موارد مضحک و احمقانه ای که بین اونها رایجه اینه که : قبل از خوردن مشروب میگن اول بریم نماز بخونیم و بعد بیاییم بشینیم پای بساط . بگو آخه پدر سگ ! کجای اسلام گفته مسلمون مشروب بخوره که تازه تو میری پیشواز نماز و نمازش رو تکمیل میکنی و بعد عرق خوری هم میکنی ؟ طرف اینقدر شوته که مورد مشروب خوردنش رو نمیخواد حذف کنه ولی فکر میکنه اگه نماز نخونه تو جهنم بیل تو ماتحتش فرو میکنن !!! یا زنه رو میبینی که ادعای مسلمونیش کون آسمون رو جر داده و یهو میبینی همین خانم مومن و نماز خون با مینی ژوپ . 6 من آرایش اومده توی فلان پارتی و چان رقصی میکنه و چنان قر کمری میاد و سینه ای می لرزونه که جملیه پیشش کم میاره , بعد همین آدم وقتی جلوش شراب میذارم با دست پس میزنه و میگه : من مسلمونم ! شراب نمیخورم !
زنیکه فلان شده ! همه جای تن و بدن تو رو که همه دیدن ! هر جور عشوه و رقصی هم که بلد بودی در آوردی ! دیگه این شراب نخوردنت چه صیغه ایه ؟؟؟؟

نکته بعدی در مورد احترامیه که مردم ایران بطور ژنتیکی برای روحانی جماعت قائل هستن ! مردم ما در این سالها انگار فراموش کردن که بین روحانی جماعت و ملاها و امامان و پیغمبران یه فرق هایی هست به اندازه چند هزار سال نوری ! مردم ایران وقتی چشمشون به یه آخوند پدر سوخته پشمناک می افته تصور میکنن پیغمبر مجسم رو دیدن و یا وقتی صحبت از قاتلین این مرز و بوم , یعنی خمینی و خامنه ای و ملایانی از این دست به میون میاد , غیرتی میشن و بهت میتوپن که چرا داری اونها رو مسخره میکنی یا بهشون توهین میکنی بگو آخه پدر سگ ! تو چه مسلمونی هستی که میگی خمینی رو فحش دادن گناهه , بعد میری به عمر فحش خوار - مادر میدی و نماز میخونی ؟ ای تف تو روحت :

من یه عادتی دارم و اونم اینه که وقتی میخوام از جون کسی مایه بذارم همیشه جون سروران خودم و کسانی رو که بهشون اعتقاد قلبی دارم رو در طبق اخلاص قرار میدم و از اونها مایه میذارم . مثل خمینی ! خامنه ای ! مادر و پدر احمدی نژاد ! زن پتی یاره خمینی ! زنهای چادری ! آخوندها و خلاصه هر کی که در اون لحظه اسمش تو ذهنم باشه فوری میاد توی زبونم . مثلن میشه به مرگ خمینی ! به مرگ ننه احمدی نژآد ! احمدی نژاد رو کفن کنم اگه دروغ بگم و ... بگیر برو تا آخر !
امروز داشتم با عمه م سر موضوعی بحث میکردم که یهو برگشت گفت قسم بخور که راست میگی ؟ منم فوری گفتم به مرگ خمینی اگه دروغ بگم !!!!!
آقا ما تا اینو گفتیم خانم فشفشه شد و پرید هوا که : تو چرا به اعتقادات مسلمونها احترام نمیذاری و تو چرا حرف زشت به سید ها میزنی و ... دو ساعت شروع کرد زرت و پرت کردن ! بعد که حرفهاش تموم شد , خیلی شیک گفتم :
- خاک تو سرت با این مسلمونیت ! بدبخت ! پیر سگ ! تو که یه پات لب گوره اگه اعتقاد مسلمونی به اینیه که تو داری , افتخار میکنم که من کافر و بی مذهبم ! تو که هنوز اونقدر بیشعوری که نمیدونی همین خمینی چه جنایتهایی کرده و چقدر آدم رو بی گناه کشته و چه اعدام هایی براه انداخته و چقدر از جوونهای این مملکت رو بدبخت کرده و جنگ 8 ساله ایران و عراق رو مخصوصن کش داده و ... اونوقت تو فقط بخاطر اون لباس کذایی روحانیش و ریش و پشمش داری تو کونش میری ؟ باید تو رو دار زد ! باور کن اگه فامیل من نبودی همین الان با همین دو تا دستام خفه ت میکردم !!!! بعد هم بلند شدم پالتومو پوشیدم و اومدم بیرون ! افتاد دنبالم که منظوری نداشتم و ... گفتم تو بمیری هم من دیگه با تو کاری ندارم ! فامیل به نفهمی تو نوبره ! مسلمونی که اینقدر کور و کر باشه که ندونه دور و اطرافش چی میگذره و فقط مثل گاو ( ع ) پیروی کور و محض میکنه و با آدمهای 100 سال پیش و زمان ناصرالدین شاه مشنگ عیاش فرقی نداره , بدرد جرز لای در مستراح میخوره . شاشیدم به اون نمازی که میخونی و به اون مسلمونیت ..
..
..
آقا شماها اگه میخوایین یه کار فرهنگی شروع کنین و ریشه اسلام رو خشک کنین و کاری کنین تا در آینده دیگه نسل سوخته ای بوجود نیاد و بچه هاتون در آرامش باشن و بلاهایی که سر شما اومد سر اونا نیاد , برین اول از همه سراغ همین فک و فامیل های اُمُل و روان پریش خودتون و از مغز اونها شروع کنین ! نمیدونم چرا ما عادت کردیم همه جا بگیم مرگ خوبه ولی برای همسایه ! آقا من صد جا دیدم و کلی آدم رو میشناسم که چنان اعتقادات مذهبی غلیظی دارن و چنان خانواده مومنی دارن که فکر میکنی طرف آخونده ولی همین آدم مقالات داغ و آتشینی بر ضد دین و مذهب مینویسه که بیا و ببین ! بعد که به خودش میگی : فلانی ؟ تو نوشته هات رو قبول داری ؟ میگه نه ! من مینویسم ولی خودم مسلمونم و نماز میخونم و روزه میگیرم و سینه میزنم و .. ! خجالت بکشین ! حیا کنین ! کم برینین توی افکار عمومی جامعه و دوگانگی ایجاد کنین ! میبینی طرف عضو فلان گروه چپ و کارگریه و سنگ اون مردک مشنگ , منصور نه منه رو به سینه میزنه و بعد خونه ش که میره اول بسم الله وضو میگیر و نماز میخونه ! محرم که میشه بیرون با لباس سرخ راه میره و میاد تو خونه و حتا تا شورت و کاندومش رو هم سیاه میپوشه ! نکنین این کارها رو ! اگه اعتقاد داری , نگو ندارم . فردا آبروت میره . مثل همین ملا حسین درخشان قرومساق ضایع میشی و میره تو پاچه ت ! پیش همه خلق الله سنگ روی یخ میشی و اونوقت آبروتو با جارو برقی هم نمیشه جمع کرد ! این حسین درخشان حروم زاده با اون قیافه یالقوزش که مثل سکه تقلبی میمونه , همون اوایل نهضت وبلاگ نویسی چنان ضد مذهب بود و چنان ضد حکومت و مخصوصن خامنه ای بود و بهش توهین میکرد که میگفتی عجب آدم باحالیه ! نگو مرتیکه نسناس میخواست پناهندگی آمریکا رو بگیره و با قاطی شدن بین سلطنت طلب ها و گروههای مخالف حکومت اسلامی بره آمریکا , آخرش که دستش رو خوندن و بهش اقامت ندادن همین کچل یغلوی یهو شد سرباز امام زمان و حالا واسه ما از خشتکش فتوا صادر میکنه که اگه آمریکا بخواد به ایران حمله کنه من میام ایران و لخت میشم و زیر عبای آسید علی چلاق سینه میزنم !!!!! ای تو روحت سگ رید ! بدبخت ضایع ! جد و آبادت که همه تو اسطبل ولایت فقیه عضو بودن , مخ اون دختره معصوم مرجان رو زدی و بوسیله اون اومدی کانادا مثلن آدم شدی , نگفتی فردا دستت رو میشه ؟ مادرتو که فروختی ! خودتم که فروختی ! دیگه چرا اعتقاداتت رو میفروشی ؟ اونوقت همین آدم یه پاش اسرائیله و داره با مامورای درچه 100 موساد مشورت میکنه و یه پاش VOA و پیش اون مردک نون به نرخ روز خور ، بهارلو و از اونطرف هم ورد زبونش شده اسهال طلبی ! ایرانی ها یه ضرب المثل دارن که میگه خدا خرو شناخت بهش شاخ نداد ! اینم نمونه ش که ریده شده بجای زاده شدن .

خلاصه نکنین این کارا رو . عاقبت نداره . مسلمونی ؟ میخوای ادای بی دینا رو در بیاری ؟ بیا بنویس هر چی میخوای ولی آخرش هم بنویس که از چه قماشی هستی چون فردا گندش که در اومد جو بی اعتمادی یقه خودت رو هم میگیره و 4 چرخت هوا میره ... از ما گفتن !

و لعنت الله علی القوم الظالمین من الاولین و الآخرین و لعنت الله علی سیدنا و آخوندنا و جمیع المسلمین حتی تا ابد الآخرین ...
و من الله توقیف .



........................................................................................

Saturday, February 24, 2007

خشم ملا حسین درخشان :

بعضی آدم ها هستن که هر کاری میکنن تا محبوبیت جذب کنن , نمیشه ! این آدمها شباهت فجیعی به قابلمه تفلون دارن و شدیدن نچسب هستن ! یکی از این آدمها همین ملا حسین درخشان خودمونه که نمیدونم چی در وجودش داره که از روز اول که با پدیده وبلاگ نویسی آشنا شدم , نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم و همیشه بینمون شکرآب بوده و سایه هم رو با تیر میزدیم . یادمه اولین دفعه ای که دیدمش یه مطلب براش نوشتم در مورد کچلی و راههای درمان اون و بستن دنبلان چرخ کرده به سر برای رویش مو و پر پشت شدنش , بعد هم که به اصرار و فشارهای مرجان رفت و مو کاشت , پته ش رو ریختم رو آب و دیگه شد با من دشمن خونی !! البته به این مادر مرده همه میگن پدر وبلاگ نویسان ایرانی ولی من از غیب هزار و یک شاهد میارم که حتا یکی دو سال قبل از همین ملای خودمون خیلی از ایرانیها بودن که وبلاگ و سایتهای خبری مینوشتن و هیچ کدوم هم ادعایی نداشتن و هنوزم خودشونو اولین وبلاگ نویس ایرانی نمیدونن , حالا اینکه یه شبه چطور این بچه آخوند دوزاری برای ما شده ابوالبلاگر , جای سواله ! هر چند در مملکت امام زمان میدونیم که میشه شبانه خیلی ها از طویله به اریکه برسن و این پروسه کاملن طبیعیه ولی ما هیچ وقت آخر کار رو نمیخونیم و اونم اینه که شاهنامه همیشه آخرش خوشه :

آقا صبح تو خواب ناز بودم و داشتم با غلمان ها توی بهش گرگم به هوا بازی میکردم که صدای تلفن منو با لگد از باغ فاحشه خونه بهشت پرت کرد به زمین و بیدار شدم . چند تا فحش آبدار نثار تلفن کننده کردم و گوشی رو برداشتم و الو نگفته , صدای مسخره ای از پشت گوشی گفت :
- دمت گرم دیگه ! حالا آبروی ما رو میبری بی معرفت ؟
شما ؟؟؟؟
- حسین !
هر خری که هستی باش ! پدر سگ کله صبح مگه مریضی زنگ میزنی خونه آدم ؟ ساعت 5 صبحه .. حالا کدوم حسینی ؟
- درخشان ! ببین شیوا من با تو شوخی ندارم .. باید بری تو وبلاگت از من عذر خواهی کنی و بگی که همه اون جریانات مسخره ای که نوشتی دروغ و خالی بندی بود و بگی غلط کردی نوشتی !
ایییش !!! توییییی ؟؟؟؟؟ اه اه مور مورم شد ! میشه بگی موضوع چیه ؟
- مگه سایت " تیک " رو نخوندی ؟
تیک دیگه چه صیغه ای هست ؟
- پس برو بخون ببین چطوری با آبروی من بازی کردی ! خلاصه بگم باید بری تو سایتت همین الان یه مطلب بنویسی که هر چی پشت سر من نوشتی خالی بسته بودی و توهم زدی !
اول اینکه من نمیدونم موضوع چیه بعد هم من از خدا هم معذرت نمیخوام چه برسه به تو بچه آخوند عقب افتاده ! حالا هم زود باش گوشی رو قطع کن که حوصله ت رو ندارم !
- قطع نکنم میخوای چیگار کنی ؟
سیم تلفن رو میکشم تا حال بیایی !!!!!
بعد هم سیم تلفن رو از پریز در آوردم و گوشی رو گذاشتم سر جاش و دراز کشیدم ! آرتین از زیر لاحاف زیر لب ناله کرد که :
- کی بود کله صبح داشتی باهاش حرف میزدی ؟
دمپاییم رو از کنار تخت برداشتم و شق , محکم کوبیدم تو فرق سرش و گفتم : یه بار دیگه تلفن زنگ میزنه تو گوشی رو بر نداری گوشی تلفن رو بهت تنقیه میکنم ! فهمیدی ؟؟؟
- حالا چرا میزنی ؟ خوابم می اومد !
پدر سگ ! مگه من خوابم نمی اومد ؟ اصلن گیریم من داشتم با یه مرد غریبه حرف میزدم تو نباید غیرتی بشی ؟
- منو سنه نه ! من که حریف تو نمیشم !
شق !!!!! یکی دیگه هم کوبیدم تو سرش با دمپایی و بلند شدم رفتم پای کامپیوتر ببینم این ملا حسین درخشان چی میگفت اول صبحی ! رفتم توی گوگل و تیک رو شروع کردم سرچ کردم و سایتش پیدا شد و آقا چشمتون روز بد نبینه ! این سایت ما رو کرده بودن توش علم عثمان و تازه اسمم رو هم اشتباه نوشته بودن و نوشته بود شیما لاچینی ! اینم لینکش :
http://www.tik.ir/display/?ID=37466&page=1
هی میخوندم و هی میخندیدم تا آخر فهمیدم قضیه از کجا آب خورده و نگو اون دفعه که حسین درخشان اومده بود منو خفت کرده بود و رو سرم خراب شده بود و منم حسابی حالشو گرفته بودم , طرف این مطلب رو کرده بود شاهد از غیب و بهش استناد کرده بود . بیخود نبود این بچه ملا کله صبح زنگ زده بود بهم که زودباش تکذیبیه بنویس که آبروم رفت !!!!! درست همین موقع موبایلم زنگ زد و گوشی رو تا برداشتم دیدم باز این حسین درخشانه . گفت اکه ننویسی خالی بستی هر روز صبح زنگ میزنم خونتون و بیدارت میکنم و مزاحم تلفنی میشم !
- منو تهدید میکنی ؟ میدونی من به تهدید شدن آلرژی دارم و اگه کسی منو تهدید کنه بلا سرش میارم ؟؟؟
مثلن میخوای چیکار کنی ؟
- یه کار باحال . حالا حرف آخرت چیه ؟
حرف آخر اینکه دهنتو سرویس میکنم شیوا !
- دیگه ؟
شروع کرد فحش دادن ............. فحش خوار - مادر و ... ......

منم گذاشتم خوب بگه و هر چی میخواد بگه و بعد که تموم شد دکمه Play رو زدم و همه حرفهاش رو برای خودش پخش کردم و گفتم : حالا میخوام ببینم فردا بازم زنگ میزنی اینجا یا نه تا این فایل صوتی خوشگل رو بذارم روی وبلاگم و باباتو جلوی چشمات بسوزونم !!!!! آقا اینو که بهش گفتم گفت خیلی نامردی و گوشی رو قطع کرد !
حالا فردا صبح منتظرم ببینم زنگ میزنه یا نه و اونوقت یکسری صحبت های گل و بلبل به زبون ملا حسین درخشان میذارم اینجا روی وب تا امت همیشه در صحنه وبلاگستان حسابی مستفیض بشن !!! تا جایی که میدونم این جانور دشمن زیاد داره و کسایی هستن که حاضرن کلی پول بدن تا یه مدرکی ، چیزی ازش گیر بیارن و حسابی آبروش رو ببرن . به هر حال فردا مشخص میشه که این ملا حسین درخشان چقدر مرده !!!! 7 دقیقه و 18 ثانیه بهم فحش داده و حرفهایی زده که مردم به آخوندها و زن چادری ها هم نمیگن !!!!!! فکر میکنم خیلی جالب باشه تا طرفدارانش و اونهایی که تو کونش میرن این آدم مزدور رو بهتر و بیشتر بشناسنش !



........................................................................................

Friday, February 23, 2007

خوشبختی :

به سلامتی مهلت 60 روزه ایران هم به سر رسید و بزودی زود دور جدیدی از تحریم ها علیه ایران اجرا میشه تا یکبار دیگه رژیم ایران درک کنه یه من ماست چقدر کره میده !!!! کره شمالی هم خیلی از این گنده گوزی ها میکرد و صبح تا شب توی بوق و کرنا میکرد که من فلان میکنم و موشک هوا میکنم و حتا آزمایش موشکی هم کرد ولی در نهایت این قدرت پول و اقتصاد برتر بود که باعث شد پوزه سران کره شمالی به خاک مالیده بشه و بالاخره دست از برنامه های اتمی کشیدن ! جهان آزاد اینبار فهمیدن که بهتره ابزار جنگ رو در مرحله آخر بذارن چرا که اقتصاد بهتر از هر سلاح دیگه ای میتونه رهگشا باشه ! بقول همین مسلمونها : شکم گرسنه دین و ایمان نمیشناسه !!!!! و این یک حقیقته ! وقتی که تحریم های پیش و پا افتاده سازمان ملل چنین ضربه هایی به پیکر ناتوان اقتصاد و جیب سران ایران وارد کرد و اونها رو به وحشت انداخت و قیمت گوجه فرنگی رو از 300 تومن به 3000 تومن رسوند , سوای مغازه خونه احمدی نژاد اینا که 1200 تومن میداد گوجه رو , پس وضع تحریم های شدیدتر میتونه خیلی موثر باشه ! چطور که سران آمریکا اعتراف کردن ما خودمون هم باور نمیکردم این تحریم ها چنین نتایج شگرفی به ارمغان بیارن در این مدت بسیار کوتاه !! امیدوارم بزودی زود مردم ایران با فشارهایی که تا روزها و ماههای آینده بهشون وارد میاد و به فلاکت واقعی میافتن , سر غیرت بیان و بطور جدی فکری به حال آینده رژیم بکنن !!!

اما از همه اینها که بگذریم میرسیم به یک مساله مهم و اونم اینه که الان مدتیه خیلی ها دارن اعتراض میکنن به من که چرا دائم داری از خوشی های خارج از کشور مینویسی و مدام اونها رو به رخ ما میکشی و .. مگه یادت رفته خودت هم یک روز ایران بودی و بین این مردم و با این شرایط زندگی میکردی ؟
خیلی ساده ست ! اینقدر باید گفته بشه و اونقدر باید نوشته بشه تا همه بفهمن زندگی اینی نیست که الان توی ایران مردم ایران دارن و فکر میکنن دنیا همینه . من زمانیکه تصمیم گرفتم از ایران خارج بشم , هیچ امیدی به این نداشتم که بتونم روزی در اینجا زندگی ای تشکیل بدم و بتونم حتا دووم بیارم . دهها بار شده بود که بعنوان کار یا تفریح و حتا تحصیل در دوره های کوتاه مدت آموزشی به خارج از کشور رفته بودم ولی هرگز به زندگی در اونجا فکر نکرده بودم . اما آخرین سفری که به خارج از کشور داشتم و مقایسه ای که بین شرایط اونجا با شرایط ایران انجام دادم برام درس عبرتی شد و به خودم اومدم که :
چرا من بعنوان یک انسان نباید خوشبخت باشم ؟ چرا من باید در کشوری زندگی کنم که همیشه خدا محدود باشم ؟ به دل سران دیوانه کشورم راه برم ؟ مطابق میل اونها زندگی کنم ؟ همیشه ترس و وحشت از آینده م داشته باشم ؟ بترسم از اینکه فردا آیا جنگی میشه ؟ آیا قحطی میشه ؟ آیا بلایی سرم میارن ؟ آسه برم آسه بیام آخوندا شاخم نزنن ؟ مگه من بعنوان فقط یک انسان ، سوای رنگ پوست و نژاد و دارایی و مذهب و زبانم , از مردم سایر کشورهای آزاد جهان چیزی کم دارم که لایق این شدم تا در کشوری زندگی کنم که زندان پیشش شرف داره ؟ چرا باید خودمو محروم کنم از خوشی های زندگی فقط به این دلیل که من ایرانی هستم ؟ پدر من مسلمون بود و لکه ننگ مسلمونی در شناسنامه من حک شده ؟ زن آفریده شدم و جنس دست دوم شدم ؟ زن بودنم باعث شده حقوقم پایمال بشه و نصف یک مرد به حساب بیام ؟ زن بودنم باعث شده تن به اجبارها و باید ها و نبایدهایی بدم که خواست دل من نیست و همه غیر انسانی و ضد حقوق فردیه ؟ مثل حجاب , مثل بودن و رابطه با جنس مخالف مثل آزاد زندگی کردن و هزارها مورد دیگه ؟
همه اینها باعث شد تا به خودم بیام و تصمیم بگیرم زندگی جدیدی رو شروع کنم ! تصمیم گرفتم از منجلابی که توش هستم بزنم بیرون . خیلی ها مثل من اینطور فکر کردن و رها شدن . حق من و شما این نیست که گرفتار حکومتی وحشی و احمق باشیم . یک دست صدا نداره و باید همه مردم با هم متحد بشن ولی وقتی همه مردم ایران با عرض معذرت , بیشعور و بی عار و بی غیرت تشریف دارن , من چرا باید تن به بدبختی بدم و بگم چون اونها این زندگی ننگین رو برای خودشون انتخاب کردن و از اینکه مثل کرم زندگی میکنن راضین , منم باید به پای اونها بسوزم ؟ این انصاف نبود و نیست . آزادی و زندگی کردن در خوشی حق هر انسانیه و من اعتقاد دارم به هر قیمتی که شده باید بهش رسید و تلاش کرد تا بدستش آورد . راهش سخته ولی غیر ممکن نیست .
خیلی ها از من میپرسن چطور رفتی انگلیس ! آیا میشه رفت آمریکا ؟ سخت گیری مگه نمیکنن ؟ مگه نمیبینی ویزا به ایرانی ها هیچ کشوری نمیده ؟
من فقط میتونم توی یک جمله خلاصه کنم ! اگه واقعن بخواهین که برین و آزاد بشین از چنگال آخوندیسم , میتونین ! وسلام ... 7 ماه و نیم قبل وقتی میخواستم ایران رو ترک کنم , آرتین وبال گردن من بود و به هر کی میگفتم میخوام اونو با خودم ببرم , میگفتن خل شدی و محاله و تازه بردیش , چطوری میتونی براش اقامت بگیری ؟ همه اینها رو گوش دادم و کار خودمو کردم و به هر حال رفتیم ! اونجا با خیلی ها تماس گرفتم . با انجمن های ایرانی . کانون ایرانیان . وکلای دادگستری و بدون مرز و ... تا آخر فقط یکی از اونها بهم گفت اگه واقعن میخوای نگهش داری میتونی و راهشم پیدا میکنی . چطور که این همه آدم اومدم و میان و میمونن , شما هم میتونین ! و شد و خیلی هم راخت و سریع شد ... میگین نمیشه ؟ من میگم میشه . چطوره که همه میگن آمریکا به ایرانی ها ویزا نمیده ولی کرور کرور ایرانیه که داره وارد آمریکا میشه و اقامت هم میگیره . آخه پس اینها از کجا میان و چطور میان ؟ به این فکر کردین ؟ پس راهی هست و مهم اینه که بلند بشین و تلاش کنین . اگه واقعن غیرت دارین و حس میکنین در این کشور یعنی ایران مورد ظلم واقع شدین و مثل سگ دارین زندگی میکنین و قراره هم مثل سگ کشته بشین اونم بخاطر افکار شیطانی سران کشورتون مثل احمدی نژاد و خامنه ای ؛ و مزدورهایی مثل حسین درخشان , پس مطمئن باشین راهش رو پیدا میکنین و میرین .

زندگی چند ماهه در خارج از کشور به من نشون داده که لیاقت ایرانی ها از لیاقت تمام همین خارجی ها بیشتره . وفور و فراوونی در همه چی دارن , بهترین امکانات رو دارن , بهترین تسهیلات رو بهشون میدن , آرامش خیال و اعصاب دارن , آینده شون از زمان نوزادی مشخصه و دغدغه هیچی رو ندارن ! وضع تحصیل و کار و ازدواج و فرزندانشون تا ده جد اونور ترشون هم مشخصه , ولی ما ایرانی چی ؟ چرا باید از همه چی محروم باشیم ؟ چرا هر ایرانی ای که به خارج از کشور میره زندگیش از این رو به اون رو میشه ؟ چرا ایرانیان وقتی به خارج از کشور سفر میکنن تازه میفهمن چقدر توانایی دارن و تازه اعتماد به نفس پیدا میکنن ؟ به این فکر کنین که چرا از هر 100 نفر ایرانی مقیم خارج از کشور بیشتر از 90% اونها زندگی ایده آلی تشکیل میدن و خوشبخت میشن !؟ همت ایرانی بلنده ! ایرانی مغز داره ! ایرانی استعداد بی پایان داره ! ایرانی باهوشه ! ایرانی جرات و عرضه داره و همه اینها سوای از نژاد پرستی و یک حقیقت محضه که در ذات ایرانی نهفته ! کمتر ملیتی رو در جهان میبینین به اندازه ایرانی ها بتونه به این سرعت خودشو با غربت وفق بده و زندگی موفقی رو پایه ریزی کنه . شاید بیش از 80 درصد از ایرانیانی که امروزه در سراسر جهان پراکنده هستن , همگی در زمان خروج از کشور در فلاکت بودن و از صفر شروع کردن و وضع اسف باری داشتن ولی حالا همه اونها خوشبخت هستن . این یعنی اگه بخواهین میتونین . فقط به این فکر کنین که چرا دیگران باید داشته باشن , دیگران میتونن و شما نمیتونین ؟؟؟؟؟؟ چیزی کمتر دارین ؟ خنگ هستین ؟ شعور ندارین ؟ نژاد پست هستین ؟ از مردم سایر کشورهای جهان سومی عقب مونده تر هستین ؟ این حق شما نیست !!
..
..
دلم میخواد اونهایی که این نوشته رو میخونن کمی به زندگی خودشون و آینده و وضعیت حقوق فردی فکر کنن . به داشته هاشون و نداشته هایی که حقشونه و ندارن فکر کنن . خودشون رو با انسانهای دیگه مقایسه کنن سوای هر چیزی ! مقام و پول و خیلی چیزهای دیگه مطرح نیست . فقط جنبه انسانی اون و برابری حقوق تمام انسانها . وقتی به این نتیجه برسین که شما بعنوان فقط یک انسان باید خوشبخت باشین , اونوقت تلاش میکنین . وقتی یک روستایی از ناف ده بلند میشه میاد شهر و درس میخونه و دکتر میشه و میره خارج از کشور و رئیس یک موسسه گردن کلفت میشه , پس شما هم میتونین کنده بشین و برین به خوشبختی برسین . حق هیچ انسانی این نیست که محرومیت بکشه ! زجر بکشه ! درد بکشه ! تو سری بخوره ! از حقوقش محروم بشه ! ولی در ایران با ما این کار رو میکنن . در ایران با انسان مثل سگ و حتا بدتر از سگ رفتار میشه ! همه ما میهنمون رو دوست داریم و میپرستیمش ولی به چه قیمتی ؟ به قیمت حروم کردن عمرمون و زندگی در فلاکت ؟ اگه با بودن ما در ایران همه چی حل میشه , بهتره جای خودمون رو بدیم به ملاها تا اونها کشور رو برای ما نگه دارن هر طوری که میخوان . هر کجای این جهان عظیم سرای ماست مهم اینه که اونجا خوشبخت باشیم و آزاد و بهمون بعنوان یک انسان احترام بذارن و ارزش قائل بشن .

اگه یک نفر هم با خوندن این مطلب به آزادی و خوشبختی برسه و تلنگری در ذهنش زده بشه , من خوشحال میشم و همین برای من کافیه ...



........................................................................................

Wednesday, February 21, 2007

اسلام و همجنس گرایی :

نمیدونم امشب اخبار بی بی سی رو خوندین یا نه ؟ نوشته بود همجنس گرایی در بین جوانان کشورهای اسلامی و در کشور عربستان و مخصوصن بین دختران دبیرستانی به شدت شایع شده و بقدری آشکار و علنی صورت میگیره که مقامات عربستان رو به وحشت انداخته !!

آدم این خبرهای ناز و خوب رو که میشنوه ذوق مرگ میشه از خوشی درست مثل قزوینی ها ! آقا قزوینیه رو میبرن کودکستان بهش میگن چه احساسی داری ؟ میگه دارم از خوشی میمیرم ... حالا شده حکایت من .. نمیدونین چقدر لذت میبرم از اینکه اسلام با همه فشارها و تهدیدات و شکنجه های ضد انسانی و نشر اوهام و اکاذیب و رواج خرافات و ترسوندن پیروانش از هیچ و پوچ داره چنان به سراشیب سقوط و انحطاط اخلافی می افته , البته افتاده بود , که بزودی زود رویای انقراض اسلام به حقیقت می پیونده ان شاء الله تعالی ..
من همیشه گفتم مسلمونها جزو پلید ترین و ضد اخلاق ترین و حروم زاده ترین موجودات این کره خاکی هستن و از مسلمون پدر سوخته تر و پاچه پاره تر و بیحیا تر و بد ذات تر هیچ کجا نمیتونی پیدا کنی . وقتی میشنوی کسی مسلمونه بدون این آدم یه مورد فجیعی تو ژنتیکش داره و باید یا ازش دوری کنی و یا کلن منتظر باشی ببینی کجا ترتیب رو میده و بلایی سرت میاره , که هر چی امروزه روز بلا و مصیبت در جهان اتفاق می افته همه زیر سر همین مسلمونهاست !

بگذریم .. آقا از قدیم همیشه گفتن چیزی رو از کسی محروم کنی , نسبت به اون مساله بیشتر حساس تر میشه ! بعبارتی وقتی که به آدمیزاد میگی فلان کار رو نکن , طرف اصلن خوشش میاد که اون کار رو بکنه ! تو ایران اسلامی خودمون هم از این نمونه ها زیاد داشتیم و داریم ! برای نمونه همین حجاب تحمیلی و زورکی زنان که با شعار یا روسری یا تو سری به سر زنان کشیدن ! ملاحظه کنین وضعیت حجاب زنان و دختران ایرانی رو با حجاب زنان و دختران کشورهای مسلمون دیگه ؟ والا من یکی خودم بعنوان یک زن از وضع حجاب دخترهای ایرانی مو به تنم سیخ میشه و پیش خودم میگم اگه این حجابه پس بی حجابی چیه ؟؟؟؟؟ صد رحمت به خارج از کشور و زنهای بی حجاب !!
متاسفانه کشورهای مسلمون هنوز نخواستن از این نکته درس بگیرن که ذات و ژنتیک آدمی با مساله زور و فشار و باید و نباید سازگار نیست و اگه طرف رو از دروازه راه ندی از سوراخ سوزن هم که شده سعی میکنه وارد بشه و میشه (!) . حالا تو خودتو خفه کن !
28 ساله که ملاهای جاکش خیال میکنن جامعه ای اسلامی و مدینه فاضله ایجاد کردن ولی در واقع ریدن با این مملکت اسلامیشون که نه اسلامیه و نه ضد اسلامی و معلوم نیست چه خر در چمنیه که مثل حکایت اره در کون شده !!! 28 سال خودشونو خفه کردن زنها رو با حجاب و محجبه کنن و فساد رو از جامعه بشورن و نتیجه ش شده اینی که امروز میبینیم ! تهران محض نمونه که خودش شده یه فاحشه خونه دبش ! آدم تصور میکنه که نکنه همین خمینی ملعون ملقب به جاکش کبیر با انقلاب اسلامی خودش تخم فساد کاشت ؟؟
در مورد وضعیت حجاب هم که لازم به گفتن نیست .. دخترها اگه بدون حجاب بیرون برن خیلی سنگین تر از اینی هستن که الان با حجاب اسلامی (!) بیرون میان !! هزاران طرح ارشاد و سکسشاد و کوفتمان فرهنگی و شوهای مسخره لباس ها و پالون های اسلامی که فقط لایق زنان اسطبل ولایت فقیه " وقیح " بود هم نتونست مردم ایران رو مسلمون کنه و برعکس نه تنها مسلمون نشدن که چنان کافرهایی شدن که الان هر جوون ایرانی یه پا تئوریسین مسائل زیر شکمی و ضد اسلامیه برای خودش و تا به طرف میگی اسلام اینه , در میاره میذاره کف دستت و میگه : بیلاخ !!! اسلام اینه و ای تو روحت ... !!!!!!
- مانتوی کوتاه رو جر دادن و قایم کردن , مردم رفتن چادر گرفتن و باهاش بیکینی درست کردن !
- روسری کوتاه رو ایراد گرفتن و مقنعه باب کردن , مردم دستمال یزدی ها رو 3 گوش کردن و ازش روسری درست کردن !
- رنگ زغال و سیاه رو رنگ عشقولانه کردن و گفتن مشکی رنگ برتره , مردم کاندومشون رو هم مشکی کردن به مناسبت محرم و گفتن مشکی رنگ عشقه !!
- نماز اجباری وضع کردن , مردم مساجد رو کردن خوابگاه و محل دست به چیز شدن و مستراح بین راهی و عمومی !
- چادر رو کردن حجاب برتر و شوهای مد اسلامی برپا کردن , میز و صندلی های خالی شاهد این شوها شدن !
- اینترنت و سایتها رو فیلتر کردن , همه کاربران اینترنت شدن یه پا هکر و استاد دور زدن فیلترینگ و سطح اطلاعاتی جوانان بالا رفت !

و همه اینها یعنی و عدو شود سبب خیر !! حالا اصل موضوع ! روابط آزاد و طبیعی بین دختر و پسر رو محدود کردن , نتیجه شده همین ! رواج همجنسگرایی ! یکی نیست به این احمق ها بگه آخه پوفیوز ها وقتی که رابطه طبیعی بین پسر و دختر رو محدود میکنین و در قانون طبیعت انگشت فرو میکنین و این دو جنس رو برای هم میوه ممنوعه و اخ و تف و جیز میکنین , میخوایین انتظار داشته باشین طرف هم بگه چشم شما راست میگین ؟ خیال کردین الان هم زمان ناصرالدین شاهه که طرف توی پستوی خونه بشینه و گوش به حرف مرجلق مقلد خودش بده ؟؟؟ و یا اینقدر نفهم و عقب مونده باشه که ندونه در دنیای اطرافش چه خبره و چی میگذره ؟ سر 5 دقیقه از طریق اینترنت تمام اخبار روز و قدیم جهان رو میتونی بدست بیاری ! رادیو , ماهواره , اینترنت ,کامپیوتر و ... همه و همه دنیایی از اطلاعات رو برات میرینن !!!!
حالا بیا سانسور کن ! فیلتر کن ! ده میلیون سایت رو مسدود کن ! ماهواره ها رو جمع کن و باهاشون قابلمه بساز ! بمیری هم مردم اگه بخوان به اخباری دسترسی پیدا کنن میکنن حالا خودتو جر بده ! وقتی به پسر و دختر میگی مبادا با هم باشین ! فردا میرین جهنم و نیم سوز داغ تو ماتحتتون فرو میکنن یا گرفتار مار و عقرب جراره و قاشیه می شین و ... بر میگرده بهت میگه ک .. ننت خندیدی !!! بذار من اینکارو بکنم و من برم جهنم و مگه بلا سر من نمیاد ؟ پس تو رو سنه نه ؟
بیشتر گیر بدی و مته به خشخاش بذاری , برات سند و مدرک رو میکنه و اینترنت و فیلم و ماهواراه و صد تا چیز دیگه رو شاهد از غیب میاره که بنا به شصتاد هزار و یک دلیل رابطه با جنس مخالف از آب هم گوارا تر و حلال تره !
بیشتر روتو زیاد کنی بر میداره 4 تا عکس از همخوابگی 4 تا ملا با 4 تا فاحشه چادری رو برات رو میکنه و میگه یه سوزن به خودت بزن یه جوال دوز به ننت !
بازم روت کم نشه بر میداره فیلم هلالی مداح رو از خشتکش در میاره و میگه اگه بده پس این یارو چی میگه ؟
بازم روتو بیشتر کنی میگه باشه , میره لزبین میشه ! میره گی میشه ! حالا تو قانون اسلام میخوای ثابت کنی طرف با فلانی رابطه داره ؟ تو ایران فقط این اصله که مرد و زن غریبه با هم نباشن وگرنه مرد و مرد و یا زن با زن وقتی باشن , کسی به هیچ جاییش هم نیست ! چون قانون اسلام شعورش به این نمیرسیده که ممکنه 1426 سال بعد اتفاقی بیافته که زنها از زنها بیشتر از مردها خوششون بیاد و مردهایی هم پیدا بشن که از مردهای دیگه بیشتر خوششون بیاد تا زنها !

نتیجه گیری اخلاقی اینکه :
نمیدونم کی بود اما هر حروم زاده ای بود اینو نمیدونست که اسلام بدرد همون پستوی خونه ها و ورد و جادو خوندن میخوره و بس نه اینکه بیاد و توی هر موردی انگشت فرو کنه ! فرو شدن انگشت اسلام در تمام ارکان جامعه و مخصوصن زندگی انسنها نتیجه ش چیزی جز ریدن به بشریت و نابوی جهان نیست ! در دنیای امروز محدودیت و جلوگیری کردن نتیجه عکس میده و اینو کودن ترین و احمق ترین انسانها هم میدونن . ولی با این همه هنوز هم میبینیم مردم بعضی کشورها دلشون میخواد مثل سگ زندگی کنن و بنده و زیر دست عده ای مفت خور به اسم آخوند باشن و زجر بکشن و سختی بکشن فقط برای اینکه به جهنم نرن ! از خوشی ها و شادیهای زندگی که حق طبیعی هر انسانیه خودشونو محروم کنن که فردا جهنم نرن . نمیدونم عقل این آدم ها چرا اینقدر کمه که نمیگن اگه همه این مسائل حقیقت داره پس تکلیف اون هفشده میلیارد آدمیزاد غیر مسلمون دنیا چی میشه و اونها همینطوری کشکی زاده شدن ؟؟ فکر میکنم با همین روندی که در پیش رو داریم در آینده ای نه چندان دور باید منتظر رسوایی های اخلاقی ای به این شکل باشیم که فلان ملا و آخوندی به منشی مرد خودش تجاوز کرد .. ! فلان زن چادری به دختری تجاوز کرد و ...

اهل اسلامی اگر مانده پس از اینهمه آلام
گو بیا گرد هم آییم و بگرییم به اسلام
مسجدی هست , ولی مسجد بوزینه به منبر
کعبه ای هست , ولی کعبه آلوده به اصنام

تکبیر.



عمر کُشون :

در رذالت و پدر سوختگی مسلمونها که شکی نیست و بر منکزش فحش خوار مادر و اینا ... ! برای من همیشه سوال بوده که چرا با اینکه مسلمونها خودشونو برترین انسانهای روی زمین میدونن " ار در عقب " ولی با اینهمه بازم سایه همدیگه رو با تیر میزنن و نمیتونن فرقه های مختلف خودشون رو تحمل کنن و چنان قصاوت و دشمنی ای با خودشون دارن که با کفار و نجس ها و ارمنی ها و یهودی ها و باقی ادیان ندارن !؟ برای نمونه بریم سراغ دو دسته اصلی از دین اسلام یعنی شیعه و سنی که جفتشون از دم پدر سوخته هستن :

من جدی نمیدونم شیعه رو کی از خشتکش در آورده ولی هر کسی که بوده توی جنایت رو دست نداشته چون هر چی جنایت در تاریخ اسلام اتفاق افتاده از صدقه سر همین شیعه های عثنی حشری بوده ! این فرقه با چنان قصاوت و بی رحمی ای به سایر فرقه های دیگه تاختن در طول تاریخ که مو به تن آدمیزاد سیخ میشه و حتا به خودشون هم رحم نکردن ! ولی سنی ها مادر مرده که از خوب روزگار جزو اکثریت جهان اسلام هستن , باز به نسبت شیعه ها انسانهای مودب و با وقار و انسان تری هستن , هر چند سگ زرد برادر شغاله !
اختلافی که بین این دو فرقه وجود داره در اصل سر انتخاب یک رهبر بعنوان جانشین , محمد , بوده ! اکثریت عمر رو خلیفه دونستن و اقلیت علی رو جانشین محمد ! حالا قبر بابای جفتشون , من نمیدونم یه خلیفه شدن یا نشدن یکی از اینها چرا باید باعث بشه که چنان دو دستگی و کینه و نفرتی در دل شیعه ها ایجاد بشه که وقتهایی از تاریخ که این ژن جهش میکنه باعث جنایتهای فجیعی بشه ! اگر هم جنایتی اتفاق نیافته شیعه های دیوانه سعی میکنن به نوعی خودشون رو خنک کنن و با ایجاد محافل و مجالسی به نام عمر کشون تمام خشم و نفرت خیالی خودشون رو سر سنی ها و مخصوصن عمر مادر مرده خالی کنن !!!! برای نمونه فقط خواهش میکنم این قطعه از فیلم ، بیشتر صدای اونو که از یکی از این مراسم گرفته شده گوش بدین و خودتون قضاوت کنین که آخه اینا هم مسلمون هستن ؟؟؟؟؟؟ من تو عمرم هیچ جایی ندیدم که کسی بنویسه مرگ بر علی ! ولی هزار جا دیدم که راه به راه شیعه ها به عمر فحش دادن و نمونه هایی از این فحش ها رو که بصورت هنری (!) سروده شده اینجا میتونین ملاحظه کنین و مستفیض بشین : + 18 !!!
http://www.youtube.com/watch?v=qm1jcGubEi4

آدم وقتی این کینه و غیض وحشتناک رو از اینها میبینه واقعن وحشت برش میداره که اگه روزی روزگاری اینها به قدرت برتری در جهان تبدیل بشن چی به سر بشریت و جهان میارن ؟ باور کنین اگه این شیعه ها روزی ابرقدرت بشن حتا سر حیوانات هم چادر میکنن و نرها و ماده هاشون رو هم از هم جدا نگه میدارن . جالبه که اینها ادعای برتری در دین میکنن و همه جا میگن توهین به مذاهب ممنوع و حرامه و هزار و یک استدلال میارن ولی در عمل وقتی چشمشون به یه سنی می افته انگار که صواب داره , هر بلایی که بگی سر طرف میارن فقط به دلیل عقاید و طرز فکرش ! زیر بنای شیعه اثنی حشری اینه : تفکر و طرز فکر انسان گناه کبیره ست و همه باید یکجور فکر کنن و صد البته اسلامی !!! حکومت سکسلامی هم که شاهکار حکومت شیعیان جهان شده ، از ابتدای تاسیس دست به قتل و کشتار انسانهایی زده که گناهشون فقط اختلاف فکری متفاوت با دیگران بوده . هزاران هزارن انسانی که کشته شدن در طول این 28 سال جرمشون این بود که به نوعی دیگه فکر میکردن و اعتقادشون متفاوت بود .. مسلمونها از آزادی و دموکراسی چیزی سرشون نمیشه چون خود دموکراسی با اسلام مغایره . تمام دستورات و فرامین اسلام اجباری و زوری و تحمیلی و حیوانی هست و طبیعیه چنین دینی با چنین دستوراتی و با چنان پیروانی محاله بتونه آزادی رو به انسان هدیه کنه !!!! حالا من از آزادی در تمام جنبه های زندگی صحبت نمیخوام بکنم و فقط همین یک مورد آزادی مذهب و عقیده رو داشته باشیم باید کلاهمون رو بندازیم هوا , باقی آزادیها پیشکش .. من از وقتی اومدم اینجا احساس تاسف شدیدی میکنم برای 80 میلیون ایرانی ای که در کشورم زندگی میکنن .
یک زمان افسوس میخوردم که چرا این مردم اینقدر احمق هستن ؟ ولی وقتی بیشتر به عمق ماجرا وارد میشی میبینی اینها فکر میکنن زندگی همینه ! ندیدن . نمیدونن ! فقط دورادور تعریف شنیدن ! هزار حرف متناقض شنیدن ! مذهب اسلام با خرافات و جهل و بیم دادن اونها رو در جهل مرکب نگه داشته و اجازه رشد و بلوغ ذهنی و باز شدن دید بهشون نداده ! وقتی شما از یه آدم دهاتی که شهر رو ندیده میپرسی خوشبختی ر در چی میبینی ؟ بهت میگه یه گاو داشته باشم و یه زن و یه زمین و 100 راس هم بچه !!!! یا وقتی برای بچه های فقیر افسوس میخوری که زندگی اینا چرا اینطوریه ؟ نمیدونی که اون بچه واقعن خوشبخته چون بیش از اون رو ندیده و فکر میکنه زندگی همینه که خودش داره و با همین حال میکنه ! ولی وای به اینکه بهت آزادی رو بدن , بهت اون روی سکه رو نشون بدن و بعد ازت دریغ کنن ! انقلاب واقعی اینجا اتفاق می افته ! یعنی اگه فقط 10 درصد از مردم ایران میتونستن درک کنن اونور مرزهای ایران زندگی چطور میگذره و چه دنیایی وجود داره , آخوندها که سهله , ایران تبدیل میشد به کشوری که ریشه مسلمونهای جهان رو خشک میکرد !
جالب اینه که تازه تازه کشورهایی مثل انگلیس و آمریکا این موضوع رو درک کردن و دارن تند و تند به جوونهای ایرانی ویزا و تسهیلات راحت تری برای رفتن میدن برای اینکه محیط آزاد غرب رو به اونها نشون بدن و بعد که برگردن به ایران جامعه رو زیر بنایی تغییر بدن و دوستان و آشناهاشون رو از حقایق باخبر کنن . آیا انقلابی به این بی صدایی جایی شنیده بودین ؟؟؟
اسلام تا به امروز فقط بخاطر همین تفرقه ها و کینه ها و خرافات و اوهام تونسته دووم بیاره . شیعه و سنی تا ابد هم با هم به صلح نمیرسن و همین کینه ها و همین توهین ها به همدیگه باعث میشه که اسلام زنده بمونه و پیروان هر دو فرقه در جهل باقی بمونن مگه بصورت ریشه ای روی این مساله کار بشه و اونقدر گفته بشه و اونقدر حقایق رو نشون بدی تا کم کم همه آگاه بشن . فکر میکنین چرا در ایران بیشتر از ده میلیون سایت فیلتر شده ؟؟؟ تفکر آزاد در اسلام یعنی مرگ و زوال و انقراض اسلام !!!!

تکبیر .



........................................................................................

Tuesday, February 20, 2007

منزل جدید و اتمام جاکشی :

بالاخره بعد از چند روز سخت و پر استرس اسباب کشی کردیم و اومدیم به منزل جدیدمون . تو این مدت هم جاتون خالی چنان سرمایی خورده بودم که کم مونده بود به لقا الله پرتاب بشم و نمیتونستم قدم بردارم و داشتم میمردم . این دکترهای الاغ انگلیسی هم که شعور ندارن دو تا دونه به آدم آنتی بیوتیک بدن و انگار وحشت دارن از آنتی بیوتیک . رفتم دکتر و مرتیکه احمق به من میگه فقط قرص مکیدنی گلو بخور و روزی یه دونه هم ویتامین C و خوب میشی . گلوی من از بس ورم کرده بود و ریه هام عفونی که یه شب صورتم کبود شد از کمی اکسیژن و رفتیم بیمارستان و تازه آغایون پزشکان مشنگ بهم آنتی بیوتیک تزریق کردن !!! نمیدونم کی به این احمق ها گفته آنتی بیوتیک جیزه ! آدم برفی درست کردن لخت و عور مثل پریای داریوش نتیجه ش میشه همین !! بجای اینکه از دستکش و لباس گرم استفاده کنم همینطوری با لباس معمولی رفتیم برف بازی و نتیجه ش شد همین ! 2 روز هم به همین دلیل اسباب کشی به منزل جدید عقب افتاد و بالاخره بعد از خوب شدنم همه اسباب ها رو جمع کردیم و رفتیم . باور کنین هیچ جا خونه خود آدم نمیشه . اینکه آویزون صاحب خونه باشی و یا اینکه خونه مستقلی داشته باشی که مال خودت نباشه بازم اون راحتی و آسایشی رو که منزل شخصی بهت میده رو نداری . یک نوع اطمینان و آرامش روحیه . بیخود نیست آدمیزاد از دوران باستان تا به امروز همیشه روی داشتن سرپناه تاکید داشته :

کار اسباب کشی یا بقول شیرازی ها , جاکشی ما مثل باد تموم شد . فقط یک تلفن و نیم ساعت بعد 4 تا کارگر تر و تمیز و اطو کشیده و نره خر اومدن و همه اسباب های ما رو با دقت و ظرافت عجیبی جمع کردن و بسته بندی کردن و در کمتر از 4 ساعت سوار کامیون کردن و بردن خونه جدید و دوباره باز کردن از جعبه و چیدن و تموم . همه این عملیات شمس القمری فقط 500 پوند خرج برداشت و موقع رفتن هم نه بهشون چایی دادیم نه ازمون دست خوش و انعام برای زن و بچه و عمه و شوهر ننه و فک و فامیل هاشون گرفتن و نه اینکه ناراحت شدن از دستمون که بهشون چیزی ندادیم بخورن و بزنن اسباب رو درب و داغون کنن .
در صورتیکه تو ایران وقتی اسباب کشی میکنی طرف کار نکرده ازت انعام میگیره و وسط ها هم چند گالنی چایی میخوره با شیرینی و .. تا کمبود ویتامین هاش رو جبران کنه و در آخر هم باز انعام و تازه اگه خوب بهش سرویس ندی میزنه نصف وسایلت رو هم میشکونه ! اینجا ما انعام میخواستیم بدیم , بهشون بر خورد !!
الان خونه همه چیزش سر جاشه و تنها ایرادش اینه که کمی کوچیکتر از خونه قبلیه ولی همینش بازم ارزش داره . خونه خریدن تو خارج از کشور بر عکس ایران خیلی ساده ست و اینجا بیشتر جوونهای 35 تا 40 ساله خونه های خیلی شیک و بزرگی دارن . علتش اینه که اینجا بچه ها از سن 18 سالگی و حتا کمتر میرن کار میکنن و بعد از تموم شدن دانشگاه میرن از بانک وام میگیرن و خونه میخرن و بعد به بانک به مدت 20 تا 15 سال قسط پرداخت میکنن . میبینی طرف وقتی که 40 ساله شد قسط های بانکیش تموم شده و تو خونه خودش نشسته و از طرفی هم کلی پول پس انداز کرده و به همین سادگی آینده ش تامینه و راحته و مثل ایران دغدغه هیچی رو نداره ! منم بیشتر به همین دلیل بود که خونه رو نقد خریدم ! چون اگه گرفتار حیله وام گرفتن از بانک ها می افتادم باید تا آخر عمرم وام پرداخت میکردم ! اینجا باز پرداخت وام ها ناچیزه و نهایت 1000 پوند در ماه میشه ! ولی در عمل از این 1000 پوند 700 تا مال بهره بانک هست و 400 تا پول اصلی ای که از وام تو کسر میشه و در واقع در طول 6 – 7 سال اولیه بانک اصل پولش رو از تو گرفته و در ادامه فقط ازت بهره میگیره !! فردا هم بلایی سرت بیاد بانک میاد خونه رو میفروشه و باقی پولش رو بر میداره و میره !

خونه هنوز چیزهایی کم و کسری داره و کم کم دارم جورشون میکنم . مثلن امروز تازه از PC World کامپیوتری که سفارش داده بودم رو آوردن برام . 900 پوند دادم و یه کامپیوتر کامل و آماده با 8 ماه اینترنت مجانی بهم دادن !! حالا تو ایران باید میرفتی و دونه دونه قطعه هاش رو جمع میکردی که هر کدوم هم مال یه کشور بدبخت تر از کشور ما بود و میآوردی و سر هم میکردی و تازه بازم با هم جور نبود !
یخچال قراره برامون بیارن و احتمالن فردا میاد ! تلویزیون هم گفتن پس فردا میاریم . اینجا تلویزیون هم پولیه و در عوض بهت خدمات میدن . خود کانال انگلیس 4 تا بیشتر نیست و باید کانال خصوصی بگیری که اونم کلی امکانات بهت میده . فکس رایگان به 20 کشور دنیا و اینترنت مجانی و تلفن که خود تلفنش هم شبها برای یکساعت مجانیه . یعنی هر چقدر دلت میخواد زنگ بزن ولی قبل از یکساعت قطع کن و دوباره زنگ بزن ! سقف رو هم قراره آخر هفته بیان و عایق بندی کنن برای صرفه جویی در مصرف انرژی و فکر کنم دیگه همه چی تموم بشه به این ترتیب .

امروز بعد از مدتها نشستم مثل آدمیزاد پای کامپیوتر خودم و از اون لپ تاپ آشغال و مزخرف راحت شدم ! چشمام باباقوری شد از بس که صفحه ش کوچیک بود . ولی خودمونیم اینکه 7 ماه و نیم زیر دستم طاقت آورده خیلیه . فکر کنم توی این 7 ماهی که اومدم انگلیس فقط یک هفته در مجموع خاموش بوده ! 56 تا دی وی دی فیلم باهاش رایت کردم و بجای ضبط و تلویزیون و رادیو و همه چی هم از این بدبخت استفاده کردم و هنوزم آخ نگفته و حالا هم از مدلش خسته شدم و میخوام یکی دیگه بگیرم البته فقط برای مسافرت ! امروز هم بیکار بودم و اومدم فقط خبر بدم که زنده هستم و از فردا چنان شورت اسلام و مسلمین رو پرچم ابوالفضل میکنم که اون سرش نا پیدا باشه ! آدم تا فکر و خیالش راخت نباشه نمیتونه درست بنویسه و حالا که فکرم راحت شده و فارغ از دغدغه خونه , میخوام بترکونم !! منتظر سوژه های ناب باشین ... از همین فردا !!!

و من الله توقیف ...



........................................................................................

Friday, February 16, 2007

ولنتاین در غربت :

چند سالی میشه که در کشور ما هم جوون ها در این روز همزمان با مردم کشورهای دیگه این جشن رو پاس میدارن و به هم هدیه میدن . هر چند در فرهنگ اصیل ایرانی معادل چنین جشنی رو داریم که فراموش شده ست ولی هدف که همون جشن گرفتن روز عشقه , مهمه و دهن کژی به اسلام و حکومت اجباری اسلامی :

- تاریخچه ولنتاین :
قبل از میلاد مسیح رومی ها در 15 فوریه هر سال جشن لوپرکالیا رو برگزار میکردن اونها عقیده داشتن الهه لوپرکالیا ، گله های چوپانان رو از شر گرگان گرسنه حفظ میکنه . در مراسمی که برای بزرگداشت این الهه برگزار می کردن ، دختران رومی نام خودشون رو روی برگه ای می نوشتن و در جعبه مخصوصی می انداختن و پسران از داخل جعبه ، اسمی بیرون می کشیدن و برای یکسال با اون دختر دوست می موندن و این دوستی معمولن به ازدواج منجر می شد ! پس از رواج مسیحیت ، این آیین , به مراسم روز " سنت ولنتاین " تغییر نام داد ، اما همچنان قرعه کشی اسامی ادامه داشت . اما ولنتاین کی بود :در تاریخ غرب ، هفت مرد با نام "سنت ولنتاین" وجود دارن . یکی از اونها قدیسی به اسم ولنتاین بود که در قرن سوم میلادی و زمان پادشاهی کلادیوس دوم زندگی می کرده . وقتی کلادیوس تصمیم گرفت سپاهی عظیم تشکیل بده ، عده ای از مردان ترجیح دادن در کنار خانواده خود باشن و از دعوت کلادیوس برای پیوستن به لشکر استقبال نکردن و این موضوع کلادیوس رو به خشم آورد و باعث شد ازدواج رو ممنوع کنه و با باطل اعلام کردن نامزدی ها ، قصد داشت دلبستگی مردان به خانواده ها رو کم کنه . ولنتاین با این اقدام مخالف بود به همین دلیل مخفیانه ، دختران و پسران رو به عقد هم در می آورد . کلادیوس وقتی از این موضوع با خبر شد دستور قتل ولنتاین رو صادر کرد و به این ترتیب سنت ولنتاین روز 14 فوریه اعدام شد و دوست دارانش جسدش رو در باغ کلیسایی در شهر رم به خاک سپردن . سنت ولنتاین حامی عشاق بوده بطوریکه در سال 496 میلادی گلاسیوس ، پاپ اعظم ، 14 فوریه یعنی روز اعدام شدن سنت ولنتاین رو روز عشاق تعیین کرد و نام این روز رو ولنتاین گذاشت روزی که پیغام های عاشقان رد و بدل میشه !
سمبل ها و نشانه های روز ولنتاین :- نوار و روبان قرمز : در قدیم وقتی شوالیه ها عازم جنگ بودن نوار و یا روسری قرمز رنگی رو از معشوقه خودشون میگرفتن و اونو بعنوان یادگاری با خودشون میبردن .
- الهه عشق : یک الهه اسطوره ای که به شکل پسری کوچک و عریان با دو بال و لبخندی موزیانه و یک تیر و کمان . در گذشته عقیده داشتن هر گاه این پسر تیر خودش رو به سمت قلب کسی نشانه بگیره اون شخص عاشق می شه .- گل سرخ : بیان کننده عشق که در بیشتر اوقات به صورت ناشناس برای معشوقه فرستاده میشه .

اینجا تو انگلیس هم از یکهفته قبل همه فروشگاهها بخشی رو اختصاص دادن به فروش هدایای این روز که همه به رنگهای زیبای قرمز و صورتی پر رنگ هستن . مشروبات قرمز و گلها و قلبها و شکلات ها و شمع ها و شورت ها و سوتین های قرمز و خلاصه همه چیز در این روز قرمز رنگه !!! دیروز وقتی با خواهرم اومدیم خونه دیدم 2 تا شاخه رز و 2 تا شمع قرمز کوچیک و یه بطری شامپاین قرمز رنگ و یه بسته کادو پیچ شده با قلبهای قرمز رنگ روی میز چیده شده و یه کارت هم کنارشون و آرتین خان کلی ولخرجی کرده بودن و با پولهای خودم برام هدیه گرفته بودن و این روز رو بهم تبریک گفته بود . منم جلوی خواهرم همچین قیافه گرفتم و چسی اومدم که : کونش بسوزه و اینقدر پز شوهرشو به من نده !!! اونم خیلی خونسرد فقط گفت جوجه رو آخر پاییز میشمرن !!
گفتیم یه جشنی بگیریم . کبریت آوردم و شمع ها رو روشن کردم و بعد هم شامپاین رو باز کردم و برای خودمون ریختم و منتظر شدم آرتین بیاد و کادو رو باز کنم . چند دقیقه نگذشته بود که حس کردم بوی گندی توی خونه پر شده . بویی مثل بوگیرهای توالت با عطر مشهدی !! خواهرم با یه لحنی گفت :
- انگار این بوی خوش از شمع های آرتین میاد !!! اسانس سگ بهش زدن !!!
درست همین موقع آرتین با مرتیکه اومدن و جلوی در پرید و ماچم کرد و بعد هم گفت : هدیه ت رو باز کردی ؟ منم گفتم نه ! منتظر شدم تو بیایی جلوی تو باز کنم ! خلاصه نشستیم پشت میز و منم شروع کردم باز کردن و آقا چشمتون روز بد نبینه !!! مرتیکه الاغ رفته بود برای من یه بیکینی قرمز توری خریده بود و وسطش هم یه دیلدوی قرمز !!!!! خواهرم غش کرد از خنده و گفت : بدو برو لخت شو اینا رو بپوش بیا پیش آرتین جونت !!!
دلم میخواست زمین دهن باز میکرد میرفتم توش ! نتیجه این شد که دیشب رو آرتین بیرون خونه خوابید توی هتل و خواهرم هم تا دستش اومد بهم تیکه انداخت و کلی ضایع شدم !!! نمیدونم با این هدیه دیلدو دیگه چه صیغه ای بود ؟ بهش میگم پدر سگ ! مگه تو اینجا برگ چغندری که رفتی واسه من دیلدو خریدی ؟؟؟؟ میگه آخه دیدم قرمزه خریدم ! اینم از جشن عشق ما . نمیدونم چه گناهی کردم گیر یه همچین آدم خنگی افتادم ؟!؟



........................................................................................

Wednesday, February 14, 2007

فاحشه های لندن :

بدبخت شدم رفت ! تعمیرات خونه یه طرف بود , خراب شدن خواهرم رو سرم مثل بختک از یه طرف , آنفولانزای آخوندی و تب و لرز شدید هم شده قوز بالا قوز !!!!!!!! به عبارتی دارم به لقا الله پرتاب میشم گوش خدا کر ، برای همین هم هست که دیر به دیر مینویسم و شاهکار کنم به کارهای خودم رسیدگی میکنم ! دیروز خواهرم پاشو کرد تو یه کفش که من 2 هفته اومدم پیش تو و منو هیچ جا نبردی بگردونی و اگه امروز هم نبری منو بیرون بر میگردم و میرم همه جا پر میکنم که شیوا فلانه و ... این شد که صبح با هم رفتیم تا ایستگاه قطار و ماشین رو پارک کردم و بلیط قطار گرفتیم و رفتیم لندن :

شده بود مثل این فیلم های کمدی ! خواهرم جلو جلو راه میرفت و منم 2 تا کلینکس چپونده بودم تو دماغم و تلو تلو خوران دنبالش راه میرفتم تا خانم مثلن جاهای دیدنی لندن رو ببینه ! باور کنین حالم دیگه به هم میخورد از بس که این شهر خراب شده فسیل رو دیدم . مخصوصن این برج بیگ بن که تا از متروش میایی بالا زرتی میخوره تو ملاجت و همون جلوی سر در مترو قرار گرفته ! فکر کنم این دفعه 23 یا 24 بود که اینو من دیدم . اگه برم فرم استخدام راهنمای توریست پر کنم رو هوا منو قبول میکنن . متروهای لندن رو هم کامل یاد گرفتم و کل نقشه ش رو از حفظ هستم !!!!!!

خلاصه بیگ بن رو که دیدیم دوباره سوار شدیم و رفتیم میدون Trafalgar Square یا به قول پدر بزرگم نه منه !!!!!!! " هر اسمی رو که نمیدونه یا بلد نیست تلفظ کنه میگه نه منه " خواهرم ایستاد کنار میدون تا ازش عکس بگیرم که یهو چشمم افتاد به 2 تا چیز (!)
سیاه که دارن میان طرف ما . باور کنین یه لحظه فکر کردم تو ایرانم !!

مرتیکه هم که کنار من ایستاده بود طبق عادت ژنتیکی خودش که هر زن چادری ای رو میبینه یه عکس العمل فجیع نشون میده , یه تف درشت و غلیظ انداخت جلوی پاشون و خواهرم هم از اونور هوار زد : شیوا ج ... ده ها رو نگاه کن !!!!!!!

حالا خودشون هم شنیدن ولی سعی میکردن خونسرد باشن و به روی خودشون نیارن و زنه و مرده لبخند زدن !! ازش عکس گرفتم و رفتیم طرف فواره های استخر . داشتم دوباره عکس میگرفتم که دیدم اینا هم اومدن نزدیک استخر تا عکس بگیرن ! منم فوری یه عکس ناب ازشون گرفتم و اینم محصول این شکار دست اول !!!


فقط من سوالم اینه که این پتی یاره های فاحشه با این ریخت و لباس چطوری اومدن انگلیس ؟؟؟ اون زنه که خیلی بی حجابه و چشمها و صورت و دستهاش مشخصه , داد میزنه فاحشه قهاری باشه و اون یکی هم که از اون چاچول بازهای درجه یکه و حتا تخم چشمهاش هم مشخص نیست ! بیخود نیست که آبروی ایرانیها همه دنیا رفته با این مترسک های سیاه . باور کنین وقتی اینا راه میرفتن تو میدون این توریست ها و انگلیسی ها با وحشت اینا رو نگاه میکردن و لابد تصور میکردن الانه که خودشونو منفجر کنن !!

..

..

خاک بر سر دولت انگلیس با این قوانینش که به یه همچین جرثومه های فسادی ویزا میده ! اونوقت جوونهای ایرانی پشت درهای بسته سفارت ساعتها باید صف بکشن و سر دلایل هچل هفت افسران Home Office رد بشن یا دیپورت بشن یا قاچاقی بیان اینجا و مثل سگ زندگی کنن و کار سیاه کنن . البته ناگفته نمونه که من همین ج .. ها رو وقتی داشتم عکس ها رو مرتب میکردم توی London Eye و کلیسا هم دیدم !!! آدم وقتی اینا رو میبینه باید فقط یک سوال از خودش بپرسه که :

من از این ج .. ها چی کم دارم که اینایی که تا دیروز توی طویله میرفتن پیک نیک ,حالا باید بیان انگلیس برای گردش ولی من تو ایران از تخم و اسافل آخوندها بالا برم تا دو زار در بیارم و زندگی سگی داشته باشم ، اگه جونهای ایرانی 2 زار غیرت داشته باشن این سوالو از خودشون میپرسن و میگردن راهی پیدا کنن برای آینده بهتر ... جوون ایرانی چیزی از 2 تا ج .. و یه قواد کم نداره !!!!!!!!!!

تکبیر.




........................................................................................

Sunday, February 11, 2007

فرا رسیدن 22 بهمن بر مردم ایران تسلیت باد :

بیست و هشت سال پیش در چنین روزی یکی از ننگین ترین قیام های جهان شکل گرفت . انقلابی که بر خلاف تمام انقلاب های جهان بود . انقلاب اسلامی . معمولن هر انقلابی در جهان اتفاق میافته , اوضاع اون کشور باید رو به بهبود بره ولی انقلابی که در ایران شکل گرفت باعث فلاکت و بدبختی و عقب ماندگی مردم و کشور ایران شد .
فقر و فحشا , اعتیاد , بیکاری جوانها , تورم افسار گسیخته ! فرار سرمایه ها , بدنام شدن ایران و ایرانی در جهان , زوال قدرت و اقتدار ایران , نابود شدن فرهنگ اصیل ایرانی و تعویض اون با فرهنگ مستهجن عربی , کشته شدن و به قتل رسوندن جوانان ایرانی , شیوع افسردگی و از بین رفتن میل به زندگی , تاراج ثروت های ملی و گرفتن تمام حقوق زنان و حجاب و مذهب اجباری و هزاران مورد از این دست ، تنها بخش کوچکی از دستاوردهای کودتای ننگین سال 1357 در ایران به شمار میاد . روزی که در اون بجای جشن گرفتن ؛ باید خون گریست .. روزی که در اون بجای الله اکبر گفتن باید شعار مرگ بر اسلام و نابود باد مسلمین سر داد که هر چی بدبختی این ملت میکشن از ریشه و تخم و ترکه همین اسلام کثیف محمدی بوده . فریادهای الله اکبری که در 28 سال پیش در شب هنگام تا به فلک میرسید , امروز از هیچ حنجره ای خارج نمیشه و سکوت هر ایرانی حاکی از عمق فاجعه و مردمی بودن (!) این انقلاب داره !!!!!!!!
در انقلاب سال 1357 پست ترین و خائن ترین و جنایتکار ترین و سیاه دل ترین انسانهای روی زمین از طویله قدم بر اریکه گذاشتند به رهبری شیطان مجسم , خمینی ملعون و جنایاتی آفریدن که برگهای سیاه اون حتا از جنایتهای اعراب وحشی که 1426 سال قبل به بهانه گسترش اسلام و صدور اسلام , ایران رو عرصه تاخت و تاز و هجوم و تاراج وحشیانه خودشون قرار دادن , پاک نمیشه !! اعدام های دسته جمعی و مصادره اموال و ویران کردن زیربناهای اقتصادی و فرهنگی ایران و جنگ 8 ساله تحمیلی از سوی رژیم بر مردم ایران , همه و همه بخش کوچکی از دستاوردهای سیاه انقلاب 1357 بود .
در سالهای آینده , دهه زجر و روز 22 بهمن ماه , روز عزای عمومی برای ملت ایران شناخته خواهد شد . روزی که یادآور اغاز دوران تباهی و سیاهی کشورمون شناخته میشه .

روز 22 بهمن ماه 1357 روز خفقان عمومی و روزی نامیده میشه که در اون انسانهای بیگناه رو کشتند و به غل و زنجیر کشیدن چون نوعی دیگه و متفاوت از دیگران فکر میکردن . این روز روز مرگ تفکر آزاد نامیده میشه . روز سیاه 22 بهمن بر تمام مردم ایران تسلیت باد ...

تکبیر.



........................................................................................

Saturday, February 10, 2007

آدم برفی دو جنسه :

از وقتی اومدم توی این خراب شده , هر چیزی که سابق بر این اتفاق نمی افتاد توی انگلیس , سرم اومده و انگار تمام اتفاقات غیر مترقبه و بلایای آسمانی و زمینی و ... درست گذاشتن وقتی که من اومدم اینجا , به وقوع بپیوندن ! سرمای زود هنگام ! بارون های سیل آسا ! گرونی و تورم ! پوند 1900 تومنی ! باد با سرعت 160 کیلومتر در ساعت و حالا هم بارش برف سنگین و تقریبن بی سابقه در انگلیس :

پریشب از رادیوی ماشین شنیدم که میگفت ساعت یک نیمه شب برف میاد . یه فحش خوار – مادر درست و حسابی حواله گوینده راددیو کردم و خاموشش کردم ! به خیال خودم هواشناسی انگلیس هم مثل ایرانه و وقتی میگن فردا هوا ابری میشه , میبینی تا 2 ماه آفتاب خشکت میکنه یا وقتی میگن فردا برف میاد کلن یکسال برف نمیاد !!! به همین خیال شب خوابیدم و صبح که بیدار شدم از وحشت خشک شده بودم ! همه جا یکدست سپید پوش شده بود و به ارتفاع 20 سانت برف اومده بود !

البته خیلی خوشحال هم شدم چون وقتی میشنیدم ایران امسال کلی برف اومده و من نبودم تا ببینم , کلی دلم میگرفت چون من عاشق برف هستم و از بارون متنفرم ! ولی با دیدن این برف به آرزوم رسیدم . صبحانه رو که خوردیم تن مرتیکه لباس گرم پوشوندم و فرستادمش بره برف بازی و کمی بعد هم خودم و آرتین بهش ملحق شدیم و گفتیم هم مسیر حیاط تا انباری رو از برف تمیز کنیم و هم اینکه یه ادم برفی درست کنیم ! این اسم آدم برفی که میاد ناخودآگاه یاد آدم برفی پارسالی می افتم که با زهرا خانم , همسایه بغلیمون درست کردیم و بعد هم مرتیکه براش یه دودول درست کرده بود و دختر زهرا خانم رو اغفال کرده بود !!!

خلاصه دست بکار شدیم و شروع کردیم به ساختن آدم برفی ! تصور کنین دو نفر آدم وقتی فکرشون با هم قاطی میشه این آدم برفی چی از آب در میاد ؟؟؟؟؟؟ یکی مثل من که همیشه خدا میگم زن یعنی اول و همه چی از زن و موجود زاینده ناشی میشه و یکی هم مثل آرتین که عقلش توی آلت و تخم هاشه و به همه چی از دریچه سکس نگاه میکنه و خلاصه نتیجه این مخلوط فکری ناهنجار و غیر مشابه شد این آدم برفی دو جنسه ای که میبینین :

این بدبخت نه مرده نه زن ! 2 تا رینگ پستون سوپر دو لوکس براش درست کردم و آرتین هم یه برگ و دو تا گوجه اضافه براش گذاشته !!! فقط این وسط مرتیکه خیلی باحال بود که برگشته به من میگه مامان تو چرا دودول نداری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نمیدونم این جانور توی این همه تشابه چرا فقط و فقط بند کرده به همین یه قسمت ؟ اینکه میگن مردسالاری در پسرها ژنتیکیه , بیخود نیست !!!





........................................................................................

Thursday, February 08, 2007

یک روز در Sex Shop :

آقا ما ایرانیها همیشه خدا ادعا کردیم که فرهنگ 2500 ساله داشتیم و داریم ولی هیچ جایی از این فرهنگمون به مسائل جنسی اختصاص داده نشده ! عجبا از ما که مهمترین موضوع زندگی بشر رو به سادگی فراموش کردیم و روی اون پوشش سیاهی به مستهجنی چادر کشیدیم و اونقدر اختصاصیش کردیم که به ابتذال و بیراهه رفته !! ولی در همین غرب یا دنیای بی ناموس جهان اسلام , به سکس و مسائل جنسی از دیدگاه عقلانی و علمی نگاه شده و میشه و سعی شده وسائل و تجهیزاتی برای امور جنسی اختصاص بدن تا بتونه به بهترین شکلی انسانها رو راضی کنه . جنسیت مطرح نیست و هر جنسیتی که باشی و هر ناهنجاری ای که داشته باشی , علاجی برات دارن . مرد باشی و به زن دسترسی نداشته باشی ! زن باشی و به مرد دسترسی نداشته باشی ! مرد باشی و دلت بخواد زن باشی ! زن باشی و بخواهی مرد باشی ! محدودیت نداری :

آقا ما تو عمرمون همه کار کرده بودیم الا رفتن به این فروشگاههای بی ناموسی سکس شاپ که این کار رو هم به لطف این آرتین مشنگ کردیم و چنان آبرویی از ما رفت که هنوزم یادم میافته از خنده دل و روده هام 3 دور پیچ و تاب میخوره !

اممروز عصر رفته بودیم مرکز خرید شهرمون . یه جایی هست که همه فروشگاهها بصورت پاساژ پاساژ اونجا قرار داره و میتونی همه احتیاجاتت رو از اونجا تهیه کنی . در واقع مرکز شهر هست که همه چی اونجا قرار گرفته . کمی خرید کردیم و داشتیم بر میگشتیم خونه که یهو آرتین یه مغازه نشونم داد که روش چند تا عکس قلب های بنفش و صورتی قرار داشت و چند تا هم مانکن با بیکینی و استاکینگ و ... توی ویترینش بودن ! بالای مغازه هم زده بود Pleasure !! راستش خودم هم کمی کنجکاو شدم که این دیگه چه مغازه ای هست و رفتیم کمی نزدیک تر . داخلش به هیچ وجه مشخص نبود و فقط ویترین رو میدیدی و باقی مغاره با شیشه های سیاه استتار شده بود و روی در هم یه علامت Warning قرمز رنگ زده بودن و همینش بیشتر آدم رو متعجب میکرد که اینجا چه خبره ؟!؟
معمولا فروشگاههای اینطوری روشون آرم مخصوص
XXX یا تریپل اکس زده میشه و مشخصه که چی هستن ولی این یکی هیچی نداشت و منم به هر چی فکر میکردم الا اینکه ممکنه مربوط به سکس باشه ! خلاصه این فضولی قلبمه شده ما باعث شد که در رو فشار بدیم و داخل بشیم . یک راهرو جلومون بود و از انتهاش نور می اومد . با احتیاط رفتیم به اون سمت و .. واویلا !!!!!! از در و دیوار بقول آخوندها صور قبیحه و اشیاء بی ناموسی بود که آویزون کرده بودن و همون جا محکم کوبیدم تو پهلوی آرتین که :

- خاک تو سرت ! اومدیم سکس شاپ !!!

به من چه تو خودت گفتی بریم تو !

- تو اینجا رو نشونم دادی و منو تحریک کردی !

خلاصه ما داشتیم تو سر و کله هم میزدیم که یه موجود فجیعی اومد طرفمون که نه مرد بود نه زن بود و یه چیز نافرمی بود که من یکی تو عمرم ندیده بودم ! صورتش کاملن زنونه و ظریف بود و یه تاپ نازک قرمز پوشیده بود و سینه هاش هم قشنگ از زیر تاپش مشخص بود ! ولی بازو داشت اندازه بازوهای آرنولد ! پاهاش هم کت و کلفت مثل مردها و پشمالو و شورت مردونه پاش بود با کفش زنونه و خلاصه جانور ناهنجاری بود برای خودش ! اومد و به زور ما رو کشید تو که بیایین و از فروشگاه من دیدن کنین ! روبرو پر بود از سی دی های سکسی ! سمت راست پر بود از لباسهای زیر زنونه ! سمت چپ پر بود از وسایل شکنجه و شلاق و لباسهای چرمی و دستبند و باتوم و ... ! کمی جلوتر روی یک سمت دیوار پر بود از آلت های مصنوعی و دیلدو و وسط هم پر بود از انواع روغن و محلول های چرب کننده و خوشبو کننده و .. خلاصه وضعی بود ! آرتین هم هی اینها رو میدید و نیشش تا پس سرش باز میشد و هرهر کرکر میکرد !

خودمونیم حالا ما نه مشکل جنسی داشتیم نه کمبودی چیزی و اینجا اومدنمون چی بود رو نمیدونم ! ولی یهو آرتین یه Flesh Light نشونم داد و زد زیر خنده که : این از مال تو چقدر خوشگل تره !!!!!!!!!!! منم یه آلت نخراشیده رو نشونش دادم و گفتم : پس اینو ببین که صد تا مثل تو رو حریفه و اون خلال دندون و خشخاش های کنارش رو جمع کن بذار باد بیاد !!!!!!!

سرتونو درد نیارم همینطوری الکی الکی دعوامون شد و من رفتم همون آلته رو خریدم و اونم همون Flesh light رو برداشت و رفتیم پیش اون جانور ناهنجار تا پولش رو بدیم ! یارو هم با عشوه های اوا خواهرانه اومد مثلن تعارف تکه پاره کنه و گفت : چیز دیگه ای نمیخواهین ؟ برای دوست پسر یا دوست دخترتون و ... ؟ منم که از عصبانیت رنگم کبود شده بود سرش هوار شیدم که :

- تو اینقدر نفهمی که نمیدونی ما با هم زن و شوهریم ؟

طرف هم خیلی خونسرد اون بی ناموسی هایی که دستمون بود رو نشونمون داد و با تمسخر گفت : اگه زن و شوهرین پس اینا برای چی هستن ؟

حرف حق که جواب نداره !!!! حالا الان من هستم و یه آلت نخرااشیده کنارم که هر وقت نگاهش میکنم رعشه میگیرم ! 150 پوند برای این زهرماری پول دادم که هر وقت دکمه ش رو میزنم قیژ قیژ صدا میده و هی نوکش میچرخه و ویبره میزنه !!!! آرتین هم اون ک ... مصنوعیش رو دستش گرفته و هر چند دقیقه هی انگشتش رو توش فرو میکنه و غش غش میخنده و میگه : به خدا این خیلی طبیعیه و حتا از مال تو هم بهتره و تازه خوشوبو کننده هم داره و بوی عطر میده !!!!!!!!! تا حالا جفت دمپایی هام تو ملاجش فرود اومده ولی هنوز هم از رو نرفته و باید آخرین حربه رو بکار ببرم و یه تحریم سکسی 3 ماهه ش بکنم تا گوشی دستش بیاد !!! خودمونیم تو طبیعت از مرد جماعت پُر رو تر و بی تربیت تر و از همه مهمتر خنگ تر ، موجودی سراغ دارین ؟؟؟؟؟؟




........................................................................................

Wednesday, February 07, 2007

ماجرای واجبی :

آقا ما تو ایران چیزهایی که داریم توی دنیا تکه ! ولی حکایت , همون حکایت غاز بودن مرغ همسایه ست !! وقتی میاییم خارج خیال میکنیم هر چی اینجا هست صد تا سر گردن از مال ایران بهتره ولی وقتی میری تو بطن ماجرا میبینی که همه سر و ته یک کرباس هستن و تازه چیزهایی که تو ایران هست خیلی بهتره و فقط ما ایرانیها بخاطر نداشتن آگاهی خیال میکنیم چه خبره در صورتیکه همون مواد بنجل ایران رو میارن اینجا و رنگ و لعاب و اسانس بهش میزنن و ازش چیزی در میارن که انگشت به دهن میمونی :

من تو عمرم از واجبی استفاده نکردم ! ولی از این ماده فجیع چیزهای زیادی شنیده بودم و اینکه مردها در قدیم خیلی از این ماده خوششون می امد و حمام های قدیمی هم بخشی داشت به اسم واجبی خونه که مردها میرفتن و به جاهایی که میخواستن واجبی میمالیدن و بعد از نقره بلوری شدن وارد خزینه میشدن و .. .
چند وقت پیش داشتم توی سوپر مارکت میگشتم که تو قسمت لوازم آرایشی چشمم خورد به کرم های مو بر که نوشته بود 6 دقیقه ای تمام مو های پا رو از ریشه در میاره و برای پوست های حساس خوبه و روغن بادوم و عصاره آلورا داره و صد تا چیز دیگه داره . منم که از تیغ زیاد خوشم نمیاد و از مومک هم چندشم میشه و دردم میاد , همیشه خدا پاهام رو میزنم میبرم , گفتم یکی از اینا رو بردارم و امتحان کنم و اگه اینطوری که روش نوشته باشه همیشه از اینا میخرم و دیگه نه پامو میبرم نه اینکه تند تند در میاد چون از ریشه بیرون میاد و دیرتر سبز میشه ... ! خلاصه یه دونه از این کرم های Veet خریدم و همون روز هم رفتم حموم و بعد از لخت و عور شدن مثل پریای داریوش , مالیدم به پاهام و 6 دقیقه ای هم صبر کردم و بعد هم با کاردکی که توش بود روی پاهام کشیدم و همه موها رو درسته در آورد و کلی ذوق مرگ شدم ! البته یه بوی گندی هم میداد که بعدن فهمیدم این همون واجبی ما ایرانی هاست که اینا گرفتن بصورت کرم در آوردن و بهش 4 تا عصاره و روغن و .. زدن و چسان فسانش کردن و شده این !!!!!! شب هم موقع سانفرانسیسکو پز پر و پاچه صیقلیمو به آرتین میدادم و بهش میگفتم چی خریدم و .. !
امروز صبح دست مرتیکه رو گرفتم و دوتایی با هم رفتیم اون خونه تا سری به کارگرها بزنیم و آرتین هم موند خونه تا تمرین های زبانی که بهش داده بودم رو بخونه و نوار گوش بده . یکساعت بعد بود که موبایلم زنگ زد و ارتین بود که میگفت هر طوری هست خودمو برسونم خونه و یه مشکلی براش پیش اومده !!!! هر چی هم ازش سوال میکردم چی شده میگفت هیچی و فقط اگه میشه یه دقیقه بیا خونه و برو !
پیش خودم حدس زدم باز یه ترکمون درست و حسابی زده و گندی چیزی بالا آورده و مثل احمدی نژاد توی گل مونده و دست به دامن من شده ! خلاصه برگشتیم خونه و رفتم بالا ببینیم چه دسته گلی به آب داده . صداش از توی حموم می اومد و گفت وایسا الان میام . چند دقیقه بعد پیداش شد . حوله رو دور خودش پیچیده بود و یه وری و گشاد گشاد راه میرفت و خیلی با احتیاط , انگار که چیزی تو کونش فرو رفته باشه , نمیتونست درست راه بره و بالانس نبود !!
- این چه طرز راه رفتنه پدر سگ ؟ آخر عمری واسه ما شدی اوا خواهر و ترتیبتو دادن ؟
نه ! چیزه !!! بیا تو اتاق خواب بهت بگم !!!!
رفتیم تو اتاق و حوله رو باز کرد و کونشو نشونم داد و واویلا !!!!! کونش سرخ شده بود مثل کون عنتر و کمی از پوستش هم ور اومده بود و یه شکل فجیعی در اومده بود که دل سگ هم براش ریش میشد !!!!
- چیکار کردی با خودت ؟ رفتی گی شدی ؟؟؟؟؟؟
گی چیه بابا ! همش تقصیر این کرم مو بر تو بود !
- چه ربطی به اون داره ؟
هیچی دیگه تو که رفتی منم گفتم برم این موهای کونمو با کرم تو بزنم که راحت برم توالت و خودمو تمیز کنم . یه نیم ساعتی صبر کردم دیدم هی دارم میسوزم و هر چی آب زدم و تو وان نشستم دیدم سوزش نمیره و اینطوری شدم !!!! بیا حالا یه کاری بکن من دارم میمیرم میترسم نتونم دیگه تولت برم ها !!!!!!
- ای خاک تو اون سرت که هر چی میکشی از اون بیسوادیته ! مگه کور بودی روشو بخونی که نوشته 6 دقیقه نه اینکه 30 دقیقه ! حالا هم حقت همینه که از ریدن ساقط بشی تا وقتی تو ایران بهت میگفتم خیر سرت برو کلاس زبان , نگی من و زبان ؟؟؟؟؟ من دانشگاه 4 سال استاد زبان بودم و نمره هام 20 بود ! حالا برو با اون کون قرمزت ببرین !!!
غلط کردم ! هر چی تو بگی ! تو خوابم زبان میخونم فقط بیا منو ببر دکتر دارم میسوزم !!!!!!

آقا سرتونو درد نیارم . کلی تهدیدش کردم و ازش امضا گرفتم که قول بده در 24 ساعت 48 ساعت زبان بخونه و بعد هم بردمش بیمارستان ! اینقدر خندیدیم اونجا که حد نداشت ! فکرشو بکنین پرستارها ریخته بودن دورش و دکتره هم دستکش دستش کرده بود و هی این کونشو باز میکرد و با انگشت کرم بر میداشت و می مالید به ... هاهاها ... !!! این بابام کجاست که میگفت این آرتین رو باید بندازی تو جوب آب و مرد زندگی نیست و به درد جرز لای در مستراح میخوره !!!؟ به مرگ احمدی نژاد اگه این خل و چل یه روز پیش من نباشه من دق میکنم از غصه و افسرده میشم !!!!!!



........................................................................................

Monday, February 05, 2007

Buy One Get All Free !!!!

تو این چند روزه شدیدن گرفتارم و فقط شبها آخر وقت فرصت میکنم بیام تو اینترنت ! دلیلش هم اینه که یه خونه نزدیک دانشگاه خریدم و داریم کم کم آماده میشیم تا بریم اونجا و از اجاره نشینی در میاییم و داریم تعمیرات میکنیم و بعد هم که اسباب کشی و کلی دردسر های دیگه !! هر چند خونه بزرگی نیست ولی همین که میدونی مال خودته و هر ماه کلی اجاره نمیدی , اینش خیلی خوبه !!! داره کم کم 6 ماه میشه اینجام و دارم عادت میکنم به اینجا و دیگه حاضر نیستم برای یک دقیقه هم برم ایران بمونم و اون غم دوری از وطن و ... داره برام عادی میشه !!!!!! خلاصه که تو این روزها حسابی گرفتارم و باید بالا سر عمله بناها باشم یا خرید برم و زیاد وقت نمیشه بیام و چیزی بنویسم ولی سعی میکنم در هر فرصتی چیزی بنویسم و زیاد دور نباشم :

اونهایی که در خارج از کشور زندگی میکنن میدونن که فروشگاهها هر از گاهی بعضی جنس هاشون رو حراج میکنن یا به نصف قیمت میفروشن تا جنسشون زودتر فروخته بشه . مثلن وقتی تاریخ مواد غذایی داره تموم میشه و چند روز بیشتر به اتمامش نمونده , قیمتش رو نصف میکنن تا فروش بره و چیزی باقی نمونه . و یا وقتی چیزی فروش نمیره و رو دست فروشگاه باد میکنه , ارزونش میکنن و اینطوری همه رو میفروشن ! یا وقتی لباسی از مد می افته و مد جدیدی میاد تو بازار سریع اون لباس های دموده رو ارزون میکنن و نصف قیمت !
این درست بر عکس سیاست کاسب های پدر سوخته ایرانیه که تزشون اینه که نه خود خورم نه کس دهم گنده کنم به سگ دهم , که البته به سگ هم نمیدن !!!!! کاسب های ایرانی حاضرن جنسشون خراب بشه و بگنده و دورش بریزن ولی قیمتش رو نصف نکنن ! این اوج خریت و نفهمی کاسب های ایرانه ! هر چند سر کاسب جماعت تو ایران کلاه نمیره و با فروش 2 تا جنس پول یه پارتی جنس رو در میارن !!!!!
صبح رفته بودیم B&Q تا یکسری لوازم بخریم برای خونه . این فروشگاه هم مخصوص فروش ابزار هست و هر ابزار و لوازمی برای خونه لازم دارین اونجا پیدا میکنین . یکسری نوار پرده خریدیم و شیرهای دستشویی و توالت و کابینت آشپزخونه هم سفارش دادیم و رسیدیم به قسمت گل و گیاهش و تصمیم گرفتم حالا که فصل کاشتن گلهای پیازی هست , مقداری پیاز گل بخرم و بکارم تا باغچه پر از گل بشه برای بهار . اتفاقن از شانس منم ارزون کرده بود و شده بود Buy one get 1 free !!! یعنی یکی بخر و یکی هم مجانی ببر !! منم زنبیل برداشتم از اول تا آخر 5 بسته انوع پیاز گل انتخاب کردم و رفتیم پای صندوق و همه رو حساب کردیم و گذاشتیم تو ماشین و رفتیم خونه . داشتم لیستمو چک میگردم که دیدم چند تا چیزو یادم رفته بخرم و بعد هم به آرتین گفتم برو از این پیازها 2 تا بسته دیگه هم بخر و یادت باشه بای وان گت وان هست ها و نری یه دونه برداری !!!!!
طبق عادت مردها که میخوان بگن ما خیلی حالیمونه و ما اینم , گفت : حله و دو دقیقه ای میخرم و اینجام و اصلن نگران نباش !!!! هر وقت این حرف رو میزنه من وجودم رعشه میگیره و میدونم یه گندی بالا میاره ! خلاصه رفت و منم مشغول کارای دیگه شدم . یکی دو ساعتی گذشت و دیدم ازش خبری نشد و کلی نگران شدم و میخواستم کم کم بهش زنگ بزنم که دیدم تلفن خونه زنگ خورد . گوشی رو برداشتم و دیدم از اداره پلیس هست و یه خانمی بود و خودش رو معرفی کرد و بعد گفت اگه ممکنه تشریف بیارین به پلیس استیشن !!! منو میگی از نگرانی داشتم میمردم و نفهمیدم چطوری خودمو رسوندم و واویلا !! دیدم آرتین رو بازداشت کردن با یه عالمه جعبه پیاز گل ! صبر کردیم وکیل اومد و جریان رو گفتن و معلوم شد این آقای خنگ فکر کرده اونجا نوشته یکی بخر بقیه ش مجانیه و رفته هر چی پیاز بوده بار کرده و بعد هه یه جعبه رو پولشو داده و باقی رو برده و اونا هم خیال کردن دزدی کرده و زنگ زدن به پلیس و ...
بعد که گفتم این اشتباهی فهمیده و زبان نمیدونست و ... پلیس ها از خنده مرده بودن و ما شدیم برای اینها جوک !!! البته اگه الان تو ایران بودیم کسی حرف ما رو باور نمیکرد و میگفت مخصوصن دزدی کردین ولی اینها ببینین چقدر انسانن و به آدم ارزش میذارن که باور میکنن حرفتو که واقعن اشتباه کردی و ولت میکنن . از همه اینها دردناکتر اینه که حالا من با چیزی حدود 30 بسته پیاز گل روبرو هستم که نمیدونم اینها رو چیکار کنم و باهاشون میشه یه پارک رو گل کاری کرد . حالا هم آرتینو تهدید کردم اگه از هفته دیگه نری کلاس زبان اسم بنویسی , این گلها که در بیاد مجبورت میکنم بری سر خیابون بایستی و گل فروشی کنی !!!!!



........................................................................................

Sunday, February 04, 2007

دردسرهای زبان پارسی :

این زبون شیرین پارسی با اینکه خیلی خیلی شیرین و دوست داشتنیه اما یه چند ده تایی لغت های فجیع داره که توی خیلی از زبونهای دنیا مایه ننگ و آبرو ریزی آدم میشه ! مخصوصن هم که بعضی آدمهای خنگ (!) بعضی لغت ها رو اشتباه تلفظ کنن و یا لغت هایی رو جا بندازن و اونطوری نتیجه میشه همین :

یه هفشده سال قبل که داشتم زبون سوئدی میخوندم یه لغت هایی توش پیدا میشد که از شرم شرشر عرق میریختم و همیشه هم سعی میکردم استفاده نکنم ولی از شانس من این لغت ها و واژه ها بقدری هم ضروری بودن که نمیشد ازشون چشم پوشی کرد . مثلن تو زبون سوئدی فعل kan رو که میخوای صرف کنی میشه این :
- کن – کون – کونده !!!!!!
یا مثلن وقتی میخوای قیمت چیزی رو بپرسی ببینی فلان جنس چنده , یه جمله خیلی بی ناموسی رو باید بکار ببری که حالا بیخیال نوشتنش میشم !!!!!!!

خلاصه ما که نصفه کاره دست از این زبون شستیم و تا الان هم همون چیزهایی که بلد بودیم هم یادمون رفته.. تا رسیدیم به مملکت انگلستان !! آقا نمیدونین اینجا چه ملکتیه !!
- ترکه رفته بود انگلیس و بعد که برگشته بود میگفت : آقا نمیددونین خارج چه خبره ؟ حتا گداهاش هم انگلیسی حرف میزدن !!!!!!!!!!!
من عاشق سالاد کلم هستم و اصلن اگه روزی 2 – 3 قاشق از این نخورم میمیرم !!!!!! ما اوایل که اومده بودیم اینجا چند تا از دوستام رو دعوت کردم و یه مهمونی جمع و جور و نقلی دادم برای همون جشن تولدم . آقا موقع شام بود و نمیدونم حرف چی شد که آرتین یهو جلوی همه برگشت گفت : آره این شیوا همش کُسلو میخوره !!!!!! این دوستای منم یه نگاه چپ چپ به هم کردن و یهو زدن زیر خنده و ....
خلاصه بعد از رفتن اینا جلسه توجیحی داشتیم که پدر سگ ! میخوای یه حرفی رو بزنی سواد که داری برو روی ظرفش رو بخون و بعد بگو جلوی مردم که اشتباه نگی ! آقا colsloe رو میگفت ک ... لو !!!!!!!! از سقف برو بالا !!!!!
یا مثلن همین پنیرهای بی ناموس صبحانه که اسمش هست پنیر KIRI !!!! ای بر اجدادتون لعنت الله ! آخه این چه اسمیه گذاشتین روی پنیر ؟ مرتیکه هم عاشق این پنیره و بجز این لب به هیچ پنیری نمیزنه ! نمیدونم کی اسمشو بهش یاد داده که هر وقت صبحونه میخوام بهش تخم مرغ بدم میگه من پنیر ک .. ری میخوام !!!!!!!

خلاصه که من پیشنهاد میکنم یه بازنگری ای توی زبون فارسی بکنیم که دچار این مشکلات فجیعناک نشیم !!!! آخه یعنی چه بچه به آدم بگه مامان پنیر ک .. ری میخوام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یا اون مرتیکه تنه لش خرس گنده برگرده بگه ک .. لو !!!!!



........................................................................................

Friday, February 02, 2007

دهه زجر تسلیت باد :

فرا رسیدن بیست و هشتمین پاییز انقلاب اسلامی و آغاز دهه زجر رو به تمام ایرانیان میهن آریایی – اسلامی ایران تسلیت میگم و امیدوارم بزودی زود شاهد انقراض حکومت اسلامی در ایران باشیم . همچنین جشن سده در آئین پارسی رو هم به همه ایرانیان ت تبریک میگم . بیاییم به نسل هایی که نبودن و کسانیکه در اون زمان نوزاد بودن و یا بعدها متولد شدن بیاموزیم و سینه به سینه واقعیات ننگین انقلاب اسلامی ایران رو انتقال بدیم تا نسل های بعد بدونن چه کلاهی به سر مردم ایران گذاشتن و ما چه بودیم و حالا چی شدیم و چه کردن که حکومت اسلامی روی کار اومد تا دیگه حروم زاده هایی مثل لاریجانی نیان و بگن اسلام مردم ایران رو آدم کرد :

28 سال پیش در همین روزها کودتای ننگین اسلامیون آغاز شده بود و داشت به ثمر می نشست . خیلی از ایرانیان و مخصوصن نسل های جوون و کسانیکه در دوران انقلاب یا بعد از اون به دنیا اومدن , تصور میکنن تمام جریانات سیاسی کودتا بر ضد رژیم شاهنشاهی ایران رو شخص خمینی هدایت کرده و مغز متفکر این جریان خمینی ملعون بود . در صورتیکه در پشت جریان انقلاب , مغزهای متفکری بودن که میخواستن رژیم شاه رو سرنگون کنن و حکومتی دموکراتیک برقرار کنن . کسانی که به هدایت جریان انقاب کمک کردن و خط دهنده مبارزات مردم بودن و خمینی فقط یک ابزار و سمبل برای مردم ایران بود و نه شعور سیاسی داشت و نه شعور کلامی و عقلانی , که نشونه اون , حرفهاش در بهشت زهرا بود و جمله تاریخیش یعنی : اقتصاد مال خر است !!!!!

امروزه این افراد یا به درک واصل شدن , یا توسط همین نظام به فجیع ترین شکلی به قتل رسیدن , یا عمرشون به پایان رسیده و یا در تبعید و در خارج از کشور زندگی میکنن . قطب زاده , دکتر سنجابی , بختیار , مهندس بازرگان , مهندس صباغیان , بادامچیان , حاج عراقی , فروهر و دهها نفر دیگه از جمله کسانی بودن که میخواستن استبداد و خفقان دوران شاهنشاهی رو کنار بزنن و دولتی ایجاد کنن کاملن دموکراتیک , نه اصلن بحث اسلام بود و نه جمهوری اسلامی و نه این مزخرفات ! در اون زمان از ملت ایران پرسیده شد نظام شاهنشاهی و یا حکومت اسلامی ؟

در 12 فروردین 2 سوال از مردم پرسیده شد که جمهوری اسلامی یا رژیم شاهنشاهی , آری یا خیر ؟ پدران و مادران اغفال شده و نادان ما در اون زمان به جمهوری اسلامی رای دادن و نتیجه اون رو دیدیم و فاجعه امروز حاصل اون آری ها بود . 28 سال بعد آیا نسل جدید حق نداره از رژیم اسلامی دوباره همین سوال رو تکرار کنه که آیا جمهوری اسلامی آری یا نه ؟

خمینی ملعون ملقب به جاکش کبیر , بیشعور ترین و کودن ترین و بیسواد ترین رهبر جهان در بهشت زهرا سخنرانی ای تاریخی کرد که امروزه بعد از 8 سال نوار ضبط شده این سخنرانی ممنوع اعلام شده از سوی دولتی که بنیانگذارش به اصطلاح خودش بوده :

- گفت این پدر و پسر اقتصاد ایران رو نابود کردن , ایران رو گورستان کردن . ولی حالا بعد از 28 سال ما چی داریم ؟ مگه همین رژیم ایران از جسد جوونهای ایران قبرستانها رو پر نکرد ؟ مگه جناب احمدی نژاد اقتصاد کشور رو نابود نکرد ؟ کشاورزی رو مگه نابود نکردن ؟ صنعت ایران رو مگه ورشکست نکردن ؟ مگه مردم رو به خاک سیاه نشوندن ؟ به بهانه باج دادن به چینی ها برای حمایت کردن ما , بازارهامون رو روی محصولات ارزون و بنجل اونها باز کردیم و تمام صنایع ایران نابود شدن و ورشکسته !

پس کجاست اون شعاری که میگفت من آب و برق رو مجانی میکنم ؟ مالیات دادن حرام است ؟

بگو آخه قرومساق ! بیشرف ! دولتی که مالیات نگیره مگه میتونه دووم بیاره ؟ خود پیغمبرش هم خمس و ذکات تعیین کرده بود تا از بودجه بیت المال دولتش رو اداره کنه و به مردم خدمات بده ! حتا توی اروپا و آمریکاش هم مردم همه از دم مالیات میدن ! کدوم کشور دنیا رو سراغ دارین که مردمش مالیات پرداخت نمیکنن ؟ کدوم کشور دنیا رو میشناسین که خدمات عمومیش مجانی باشه ؟

همین ملعون گفت آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند ! در عمل آمریکا در طول 28 سال اینها رو تحریم کرد و تمام کالاهاش رو از طریق کشورهای ثالث با 2 برابر قیمت بهشون فروخت .

اقتصاد هم متعلق به خر بود . دولت اسلامی اومد تا دست مستضعفان رو بگیره . حالا نه تنها مستضعفان رو حمایت نکردن که همون طبقه متوسط اجتماع رو هم از دم مستضعف کردن و همون مستضعفین دیروز رو هم فرستادن زیر خط فقر !!!!! این بود نتیجه انقلاب اسلامی که همه بخوبی میدونیم ! و اما مهمترین بخش انقلاب این بود که :

همگان بدونن قراری بین آیت الله خمینی ملعون و افراد حامی اون در خارج از کشور گذاشته شده بود تا رفراندومی صورت بگیره و حکومتی آزاد و ملی در ایران روی کار بیاد که شاهنشاهی نباشه و خبری از ایجاد و تشکیل حکومتی بنام حکومت جمهوری اسلامی نبود . در واقع اگه به صحبت های افراد مهم اون زمان گوش بدین متوجه میشین تا دو سال بعد از انقلاب همه صحبت از حکومت ملی میکردن که برگرفته از آرزوهای دکتر مصدق بر پایه مشروطیت بود . نه حکومت اسلامی و نه جمهوری اسلامی که خود اصل جمهوریت با اسلام در تضاده و اسلام دیکتاتوری هرگز نمیتونه با جمهوریت کنار بیاد . زمانی که دکتر بختیار ( ره ) دولت رو در دست گرفت و داشت به بهترین شکلی نظام حکومتی ایران رو پایه ریزی میکرد توسط همین عوامل خمینی برکنار شد و از کشور فرار کرد و زوال ایران و ایرانی آغاز شد .

و اینگونه بود که بقول دکتر علی میرفطروس , دانشمند قرن , غیر ضروری ترین انقلاب جهان شکل گرفت , انقلاب اسلامی !!!!!!




........................................................................................

© تمام حقوق و مزايای این سایت متعلق به شخص شيوا میباشد

Design By Shiva © 2001