فرياد بي صدا

Disclaimer : In This Site , There Are Some Words That Aren't So Polite & May Not Be Suitable For Children Under +18  

Monday, July 31, 2006
تظاهرات به سبک اسلامی :

الان مدتیه زنان ایرانی به مناسبت های مختلف از جمله روز زن , تظاهرات و اجتماعات آرومی رو برگزار میکنن که متاسفانه با خشونت و وحشیگری و حیوون صفتی مزدوران وطن فروش رژیم اسلامی ایران مواجه میشه ! حمله وحشیانه به زنان و کتک زدن و توهین به اونها , نمونه هایی بود از این رفتار ضد انسانی . همه اینها میتونه برای ما زنان دلسرد کننده باشه و ممکنه باعث بشه در اجتماعت دیگه , عده کمتری شرکت کنن و یا در آینده هیچ همایشی برگزار نشه ! اما من راه حل مناسبی برای این مشکل پیدا کردم که میشه با یک تیر 2 نشون زد :

" همین جا از همه شما که این مطلب رو میخونین خواهش میکنم در صورت امکان این مطلب رو به کسانیکه در انجمن های زنان و یا همایش های دیگه فعال هستن برسونید "

چند روز پیش عده ای از جوانان کمونیسم کارگری ایران با پوشیدن پیراهن های سرخ رنگ در محوطه پارک دانشجو تجمعی آروم رو برگزار کردن و با در دست گرفتن پلاکارها و دادن شعارهایی , حمله اسرائیل به فلسطینی ها رو محکوم کردن ! بعد از اون , شروع کردن چند تایی هم شعار حزبی سر دادن و در یک حرکت نمادین دور آبگیر پارک گشتی زدن و بعد هم متفرق شدن و هیچ کسی هم کاری به کارشون نداشت !

این جریان منو به یک فکر جالب انداخت که اگه تمام طرفداران حقوق زنان و حتا گروههای دیگه آزادیخواه ایرانی داخل کشور بهش عمل کنن , هرگز شاهد وحشی گری عمال وطن فروش و مزدور رژیم نخواهیم بود و اگر هم باشیم , سوای اینکه از حق خودمون بعنوان یک زن , یک انسان , دفاع کردیم و , یکی از چهره های منفور و کثیف این رژیم رو هم به زیبایی و با زیرکی زیر سوال بردیم و کاری کردیم که دست رژیم برای اون دسته از مردم و بهتره بگم مردانی که اعتقاد دارن فقط زنان بدکاره و هر جایی در این تظاهرات و گرد همآیی ها شرکت میکنن , رو کردیم و به عمل خودمون وجهه قانونی و از همه مهمتر شرعی (!) بخشیدیم !
من پیشنهاد میکنم از این به بعد در چنین همایش هایی از تمام زنان خواهش کنیم چادر سر کنن و با پوشش مشکی و حجاب کامل اسلامی در این همایش ها حضور به هم برسونن ! لابد الان میگین چرا چادر ؟ مایه ننگ و توهین به زن ؟ سمبل ارتجاع سیاه ؟

من چند پله جلوتر رو نگاه میکنم :

سر کردن چادر از طرف زنان شرکت کننده در همایش های زنان چندین هدف مهم رو دنبال میکنه :

- حکومت و رژیم بهانه اینکه مثلن برای بد حجابی یا مبارزه با زنان ویژه ای که همیشه به این زنان آزادیخواد لقب میدن , نمیتونه وارد عمل بشه !
- همین حجاب چادر و سراسر مشکی که این زنان به سر میکنن , باعث میشه که اگر رژیم بخواد دست روی این زنان بلند کنه و اونها رو مورد ضرب و شتم قرار بده , با اعتراض قشر مذهبی جامعه روبرو بشه .
- در صورت اقدام خشونت آمیز با زنان , چادر و پوشش اسلامی مثلن رسمی رو با دست خودش به چالش می کشونه و نشون میده حتا برای حجاب و یا زنان مومن (!) و ارزش های اسلامی (!) هم ارزشی قائل نیست !
- همین عمل باعث ایجاد تفرقه بین ارکان نظام میشه و یک دوگانگی ایجاد میکنه ! از طرفی قشر زنان چادری واقعی در مقابل این عمل موضع میگیرن , چون نمیدونن این زنان چادر به سر واقعن از چه گروهی هستن و این خبر میتونه مثل بمب توی جامعه بترکه و یک افشاگری درست و حسابی راه بندازه و حکومت هم قادر به سانسورش نیست چون در کشور ما هر چیزی که وجهه اسلامی داشته باشه ناخودآگاه سانسور نمیتونه بشه و بیشتر پخش میشه خبرش !
- در اجتماع ما همیشه چهره های موجه مذهبی باعث جلب توجه شدید میشن و گرایش و جذب باقی گروههای اجتماع رو به همراه دارن . به همین دلیل اگر زنان چادری یا مومن دیگه ببینن عده ای زن چادری و محجبه دارن در دفاع از حقوق زنان فریاد میزنن , با کمال میل بهشون ملحق میشن و این اجتماع رو قویتر میکنن و اگر هم حرکتی مخالفی از طرف رژیم صورت بگیره , زنها تنها نیستن و این میتونه بین زنان مذهبی و غیر مذهبی یک اتحاد جالب و مسالمت آمیز ایجاد کنه !

حالا کافیه این وسط همون برنامه ضرب و شتم و توهین و دستگیری و ... صورت بگیره و اینجاست که رژیم و دستگاهش زیر سوال میرن که چرا با زنان مومنه (!) برخورد کردین ؟ فقط تصور کنین که بجای اینکه 2 تا پلیس زن چادری دارن یک دختر شُل حجاب رو کشوم کشون میبرن تا زندانیش کنن , اینبار یک دختر چادری رو به این وضع ببرن ! و اونوقت چقدر میتونه جالب بشه ؟ از طرفی رژیم مخالف چنین همایشی هست و از طرفی نمیتونه اقدامی هم صورت بده و این میشه یک پیروزی به نفع زنان ! درسته منم با شما موافقم که پوشش مستهجن چادر مایه ننگ زن ایرانیه و نشونه و نماد و سمبل ارتجاع سیاه ! اما با چنین حکومت ریاکاری که تمام اهدافش رو در پشت پرده دین و به نام اسلام و خدا داره انجام میده و روی جنایت هاش سرپوش میذاره و اونها رو شرعی و قانونی جلوه میده , باید ما مردم و مخصوصن ما زنها مثل اونها عمل کنیم و با سیاست باشیم ! باور کنین اگر 50 تا دختر چادر به سر میرفتن دم در استادیوم آزادی جمع میشدن , همه رو وارد میکردن ! اگه 100 نفر زن چادری در روز 8 مارس در پارک دانشجو جمع شده بودن , حکومت جرات نمیکرد دست به زنها بزنه حتا اگر به رژیم فحش هم میدادن !
استادم میگفت آهن رو باید با آهن ببری ! درست هم میگفت ! ما مگه نمیدونیم همون دانشجو نماهایی که یه کپه ریش میذارن و بیرون دیوارهای سفارت ها جمع میشدن و شعار میدادن یا از دیوار بالا میرفتن و تابلو رو میکندن , دانشجو نبودن و سابقه شون رو نگاه کنی میبینی که طرف یک لات آسمون جل و زور گیر معلوم الحال فلان محل جنوب شهره و با گذاشتن یه ریش و رو انداختن پیرهنش و یقه رو کیپ بستن , شده امام زاده و دانشجو ؟؟؟!!!!! پس چرا ما از چنین جو ریاکارانه ای استفاده نکنیم ؟ اگه دانشجوهای ما هم خواستار این هستن تا حرفشون رو به کرسی بنشونن , تیپ بسیجی و حزب الهی بزنن ! زنان ما هم چادر سر کنن و برن شعار بدن ! رژیم میخواد دستگیرتون کنه ؟ بذارین بکنه ! وجهه خودش رو خراب میکنه ! باعث میشه بین جامعه خر مذهب های اجتماع و رژیم درگیری و نفاق پیش بیاد و بیفتن تو جون هم ! به این میگن سیاست ! نه به این که 100 تا زن معصوم و مظلوم و بدون حامی برن توی یک محل بایستن و عده ای گرگ بیفتن به جونشون و درب و داغونشون کنن . این هیچ افتخاری برای ما نداره جز ظلم به زن ! جز سرکوب بیشتر زنان ! جز تحقیر و محرومیت بیشتر زن !

امیدوارم این مطلب درس عبرتی بشه برای تمام گروههای مبارز !!!!!!

تکبیر.



........................................................................................

Sunday, July 30, 2006

شرط بندی با ادیسون :

خداوند لعنت کنه هر کسی رو که شرط بندی میکنه ! کلن شرط بندی چیز جالبی نیست و اعتیاد هم میاره . البته شرط بندی داریم تا شرط بندی ! مثلن پاسور بازی سر استریپتیز کردن چیز خیلی باحالیه و کلی کیف داره مخصوصن که تو یه جمع خانوادگی یا دوستانه باشی و چند تا زن و چند تا مرد باشیم و موقع پوکر بازی کردن مردها رو سوسک کنی و مجبورشون کنی یه پارچ آب یخ رو یه نفس بخورن و یا اینکه با شورت برن توی کوچه و برگردن و ... , واقعن لذت داره و دیدنیه و تازه کلی هو ثواب داره ! یا مثلن شرط بندی سر سرویس طلا با مردها و خلاصه هر چیزی که به نفع زنها باشه توی شرط بندی حلاله ! اما بجز اینها در چیزهایی که از نظر سلامتی برای آدم باعث مشکلات فجیعی میشه , خوب نیست ! حالا این نمونه رو بخونین تا بفهمین این شرط بندی میتونه چه بلاهایی سر آدمیزاد بیاره :

آقا ما چند سالی بود یادمون رفته بود این برق رفتن چیه و کم کم داشت از خاطره هامون دوران تاریک و سیاه اوایل کودتای اسلامیون محو میشد ! اما الان مدتیه که ویروس برق رفتن دوباره مُسری شده و هر از گاهی زرت و زرت برقها میره و انگار این حکومت اسلامی اصلن خوش نداره ما دوران ننگین و سیاه انقلاب رو فراموش کنیم ! امروز هم یاد قدیما افتادم ! یاد اوایل انقلاب . تا همین هفشده سال پیش هر شب برق ها میرفت و توی تاریکی دور چراغ نفتی و شمع میشستیم تا برق ها بیاد و در این بین هیچکس رو هم لعنت و نفرین نمیکردیم و راحت تحمل میکردیم و اینش جالب بود ! دوران ملال آوری بود ... هنوز هم از اون دوران خاطراتش به وضوح توی ذهنم باقی مونده . شب های زمستون , صدای سوختن چوبهای شومینه , بوی شلغمی که توی خونه پیچیده بود , سکوتی که همه جا طنین انداز بود و چراغ نفتی ای که میسوخت و نورش هم دلمون رو روشن نمیکرد . یا زمانیکه حمله هوایی میشد و دولت برق ها رو قطع میکرد و توی تاریکی میشستیم و گوش به زنگ رادیو بودیم تا آژیر سبز به صدا در بیاد و برق ها هم بیاد ! روزگاری بود برای خودش ... ما اینطوری بزرگ شدیم ... اونوقت حالا اینجا توی کالیفرنیا بخاطر گرمای زیاد و استفاده بیش از حد از برق وقتی برقها قطع میشه مردم اعصابشون داغون میشه و داد و هوار و ... ! پس ما چی میگفتیم ؟ حالا هم هر از گاهی که برق ها میره ناخودآگاه یاد اون دوران می افتم .. دست خودم که نیست !
بگذریم ... امروز از صبح معلوم نبود توی اداره برق چه خبری شده بود که صد دفعه هی برق میرفت و می اومد و کم مونده بود تمام لوازم برقی خونه نابود بشه ! آخر از ترسم مجبور شدم پریز های همه چی رو از کولر ها گرفته تا یخچال و تلویزیون و فریزر و ... رو بکشم تا یه وقت نسوزن ! این وضع ادامه داشت و هر یک ساعت برق می اومد و یکربع نشده میرفت ! آخر زنگ زدم به اداره برق و بعد از اینکه یکساعت پشت خط به اشغالی خوردم , بالاخره خط آزاد شد و یه خانمی گوشی رو برداشت و گفت دارن ترانس فشار قوی وصل میکنن توی منطقه و این برق رفتن ها برای اینه و یه معذرتی هم خواست ! باز خوبه معذرت هم خواست ! قدیما تازه یه چیزی هم بدهکار میشدیم که چرا اعتراض داریم و باید خفه خون میگرفتیم !!!!
خلاصه آخر سر برق ساعت 3 بعد از ظهر اومد و تا ساعت 6 برق داشتیم و دیگه داشتم مطمئن میشدم برقها نمیره که دوباره برق رفت و ایندفعه دیگه نیومد که نیومد ! حالا بازم خوب بود از دوران جنگ توی خونه چند تا چراغ گازی وصل کرده بودیم که اینجور مواقع خیلی بدرد میخورن و از چراغ نفتی و شمع خیلی بهتر و پر نور ترن ! چراغها رو روشن کردم و همگی نشستیم توی هال و هر کسی مشغول کار خودش شد ! آرتین نشسته بود روزنامه ورزشی میخوند و مدام حرص میخورد ! منم دراز کشیده بودم رو مبل و سرمو گذاشته بودم رو پای آرتین و کتاب میخوندم و خودمو با بادبزن باد میزدم و آرتین هم با موهام بازی میکرد ! خواهرم یکی از موشهاش رو تو دستش گرفته بود و داشت مثل گربه نوازشش میکرد و با غضب آرتین رو تماشا میکرد ! مرتیکه هم ماشین هاشو چیده بود و برای خودش داشت حال میکرد ! یکساعتی گذشت و خبری از برق نشد ! کم کم حوصله همه مون داشت سر میرفت ! مرتیکه نق زدنش شروع شده بود و ماشین هاش رو دنگ و دونگ به هم میکوبید ! خواهرم هم حالا داشت دونه دونه پشم های موشه رو میکند و دمشو تاب میداد و تو مشتش میچلوندش ! آرتین هم با روزنامه خودشو باد میزد و دیگه بجای لوله کردن موهام , موهامو چنگ میزد و منم کتاب رو بسته بودم و با حرص خودمو باد میزدم و وضعی بود ! یهو خواهرم بلند شد و به آرتین گفت :
- آرتین بیا شرط بندی کنیم !
ایول ! سر چی ؟
- بیا اینجا تا بهت بگم !
دو تایی رفتن سمت دیوار و جلوی یه پریز برق ایستادن و خواهرم دست کرد تو موهاش و یه سنجاق سر در آورد و داد دست آرتین و گفت :
- الان که برق نیست ! جرات داری اینو بکن تو پریز !
خیالی نیست ! چی میدی بجاش ؟
- گوزم بهت نمیدم ! فقط اگه جرات داری اینو تو پریز فرو کن تا بفهمم ترسو نیستی !
اگه راست میگی تو چرا فرو نمیکنی ؟
خواهرم هم سنجاق رو گرفت و فرو کرد تو پریز و در آورد و داد دست آرتین و گفت حالا نوبت توئه !
+ پدر سگا ! نکنین این کارا رو خطرناکه !
- شیوا باز ما دو تا داریم با هم حرف میزنیم تو پریدی وسط ؟
باشه اصلن به من چه ؟ ولی هر بلایی سرتون اومد از من کمک نخوایین !
خلاصه آرتین هم سنجاق رو گرفت و فرو کرد تو پریز ! آقا چشمتون روز بد نبینه ! فرو کردن همان و همزمان هم برق اومد و یه صدای تق بلند پیچید و برقها هم رفت و این آرتین 3 متر پرت شد عقب و محکم خورد تو دیوار پشت سرش و افتاد زمین و دیگه بلند نشد !
- خاک تو سر ! خیالت راحت شد کشتیش ؟
چیه ؟ جای تشکرته ؟ از دستش راحت شدی !
- پدر سگ ! مگه دشمن من بود که از دستش راحت بشم ؟ تازه مگه خودم دست نداشتم بکشمش ؟
به هر حال ازش هر چی بهت ارث رسید نصفشو میدی به من تا کارهای تحقیقاتی انجام بدم !
دمپاییمو در آوردم افتادم دنبال خواهرم و اونم جیغ زنان پرید و رفت بالا تو اتاقش ! اومدم پایین ببینم چه بلایی سر این بدبخت اومده ! من شنیده بودم برق کسی رو میگیره پرت میکنه ولی دیگه ندیده بودم اینطوری مثل موشک پرتاب کنه ! اومدم بالا سرش و تکونش دادم و گوشمو رو سینه ش گذاشتم ! خوشبختانه قلبش کار میکرد و نفس هم در می اومد و زیر لب هم ناله میکرد ! بدو بدو رفتم زنگ زدم به اورژانس و رفتم دم در تا وقتی اومدن بیارمشون تو ! حدود 10 دقیقه بعد آمبولانس آژیر کشان پیداش شد و مستقیم اومدن توی خونه و منم دنبالشون . 3 نفر پیاده شدن و رفتیم تو و بالا سر آرتین و بهشون گفتم برق گرفتش !
- خانم برقها که رفته ! چطوری برق گرفتش ؟
برق نداشتیم , بعد برق اومد دوباره رفت !
- یعنی چی ؟
" حالا بیاد درستش کن و بگو این احمق سنجاق توی پریز کرده " . آقا نمیدونم دیگه ! ببینین چی شده حالا ؟ نکنه بمیره ؟
معاینه ش کردن و گفتن چیز مهمی نیست و فقط بهش شوک وارد شده ! کف پاش هم یه سوراخ اندازه 5 تومنی درست شده بود و داشت خون میاومد . یکیشون گفت برق از اینجا خارج شده و شانس آورده وگرنه میکشتش . مشغول پانسمان پاش شدن و گفتن باید ببرنش بیمارستان و پاش رو بخیه بزنن . منم رفتم مانتو روسریمو پوشیدم تا باهاشون برم و مرتیکه رو هم سپردم دست خواهرم و اومدم پایین که یهو یکیشون گفت : خانم این سنجاق رو تو دست شوهرتون پیدا کردم ! جریانش چیه ؟
- چی این ؟ هیچی چیز مهمی نیست ! بریم تو راه براتون میگم !
خلاصه گذاشتنش روی برانکار و سوار آمبولانس شدیم و راه افتادیم . بین راه هم جریان شرط بندی رو گفتم و همه شون مرده بودن از خنده و منم از خجالت داشتم میمردم ! خلاصه تا ساعت 11 ما توی بیمارستان ..... بودیم و پاشو بخیه زدن و پانسمان کردن و یه آمپول کزاز هم زدن در کونش و یه سرم هم بهش وصل کردن و نوار قلبی ازش گرفتن و بالاخره مرخص شدیم .

الان که دارم این مطلب رو مینویسم قیافه آرتین خیلی باحال شده ! موهای سرش نصفش سیخ شده و نمیخوابه ! هر چی من و خواهرم به موهاش ژل و اخ و تُف و تافت و آب زدیم و سشوار کشیدیم فایده نداشته و مثل فنر سیخ شده و نمیخوابه ! حتا خواهرم از یک لحظه غفلت من استفاده کرد اتوی داغ رو گذاشت رو سرش و نصف موهاشو بعلاوه پوست سرشو سوزوند , ولی صاف نشد که نشد ! نصف دیگه موهاش هم کز خورده و وز کرده و کمی فر شده و بیشتر شبیه پشم اونجای آدمه تا مو ! چشمهاش هم یه جوری شده و از حدقه در اومده ست و هنوز بهت زده ست ! همینطوری حالت عادی مثل مونگول ها بود و دیگه برق 220 ولت هم که بهش وصل شده شده سوپر خُل ! خواهرمو تهدید کردم که یکبار دیگه دور آرتین بگرده خودم بهش برق وصل میکنم و خشکش میکنم و جای مجسمه فرانکشتین ماده میذارمش گوشه اتاق پذیرایی !!!!!! حالا بازم بگین شرط بندی خوبه ! اینم نتیجه ش !



........................................................................................

Saturday, July 29, 2006

کی چه مذهبی داره :

شما چه مذهبی دارین ؟ مسلمونین ؟ یهودی هستین ؟ مسیحی هستین ؟ بودایی ؟ کافر ؟ تا حالا شده به این توجه کنین اصل مشترک پرستش ادیان چیه ؟ خیلی ساده ست , همه ما خدا رو میپرستیم ! خدا هم از نظر ما پدیده ای برتر از هر جهت به حساب میاد و کافرترین افراد هم به یک خالق اعتقاد دارن . حتا کسانیکه بت میپرستن هم به خدا اعتقاد دارن . اونها خدا رو در یک مجسمه میبینن و ما در یک موجود نامرئی ! چه فرقی میکنه ؟ اون بر طبق باور خودش دست از پا خطا نمیکنه و باید ها و نباید ها یا همون حلال و حرام های ما رو داره و همگی ما سعی میکنیم از حدود انسانی خارج نشیم . حتا وجدان هم خدا به حساب میاد . همین که کسی میگه من خدا رو قبول ندارم و فقط تابع وجدان و عقل و شعور خودم هستم , این یعنی اعتقاد به نیروی برتر داشتن نیرویی که در بطن وجود همه ما هست و همه ما از اون انرژی میگیریم و بهش به نوعی وابسته هستیم ! همیشه چیزی هست که بخاطرش خودمون رو مقید به این میکنیم که از حدود انسانی خارج نشیم ! خدا هر شکلی میتونه داشته باشه و در هر چیزی باشه ! خود انسان خداست ! چون جزئی از اونه ! پشه هم خداست ! چون بخشی از خداست ! طبیعت هم خداست ! چون نشانه ای از وجود خداست ! کهکشان ها هم خدا هستن ! یک ملکول ! یک اتم ! انرژی , هر انرژی ای ! هر چیزی که دلت میخواد اسمشو بذار . حق , الله God یا هر چیزی ! اصل اینه که ما مثل هویج سبز نشدیم و این گیتی بیکران هم همینطور . هر چیزی که بر طبق نظم و قاعده باشه دارای هدفه و هدف نهایی هم تکامل و رسیدن به نهایته و نهایت هم یعنی خدا , چیزی که نمیشه قدرت و تصوری براش پیدا کرد و هر کدوم از ما به نوعی به یک نیروی مافوق اعتقاد داریم که اون همون خداست ... نه این خدای مسلمونها که خودی رو از غیر خودی جدا میکنه و فرمان قتل و سنگسار صادر میکنه و تشنه خونه و بس ! خدایی که وحشت آفرینه , خدایی که فقط ترس ایجاد میکنه در دلها و نا امنی وحشت ! این خدا نیست , شیطانه ! مسلمونها شیطان پرست هستن نه خدا پرست .
حالا با توجه به این موارد خیلی ساده ست به تمام کسانی که دارای یک مذهب خاصی هستن وقتی بگی چی رو میپرستی میگه من خدا رو میپرستم ! درسته ؟ نمیگه من هیچکس رو نمیپرستم و خدای من مادر و پدرم بودن که یه شبی نصف شبی رفتن توی رختخواب و منو ساختن و 9 بعد پسم انداختن ! اگه منظور جسم باشه که الان هم تقسیم سلولی میکنن ولی روح یا همون خدای درونی هر انسانی تکلیفش چی میشه ؟ چیزی که ما رو به برترین پدیده این جهان وصل میکنه و دارای 4 بُعد میشیم .
حالا وقتی از کسی میپرسی خدا چیه و چه شکلیه ؟ بهت میگه دیده نمیشه ولی وجود داره و همه جا هست ! بهت میگه خدا شکل نداره و بزرگترین و قوی ترین و دانا ترین و خلاصه هر نسبت خوبی رو وصل میکنه به خدا و میگه خدا یعنی یه همچین چیزی !
خب , حالا موضوع مهم تر !!! چرا مسلمونها با یهودی ها بد هستن ؟ چرا سنی ها با شیعه ها بد هستن ؟ چرا بودایی ها با مسلمونها بد هستن ؟ چرا مذاهب چشم دیدن همدیگه رو ندارن و هر مذهبی رو که میبینی به نوعی با مذاهب دیگه در جنگه و نفرت و کینه ای قدیمی از هم دارن !
دلیلش رو میدونین ؟
خیلی ساده ! همه این مذهب ها در آیین ها و روش های خدا پرستی و یا در نوع پیغمبر و خداهای خودشون با مذاهب دیگه فرق دارن و تنها اختلافی که بین مذاهب وجود داره همینه ! اما مشکل دعوای مذاهب اینقدر ساده و احمقانه ست که شاید خنده تون بگیره :

همه مذاهب خدا رو میپرستن !!!!!!!

میبینین ؟ چرا یاد نمیگیریم بجای اینکه از فلانی بپرسیم مذهبت چیه , به این فکر کنیم که اون هم خدا پرسته ؟ چرا باید موقع استخدام ازمون سوال بشه چه مذهبی داری ؟ مگه خدا پرست نیستیم ؟ چرا در دینهایی که به ظاهر ادعای تکامل و برترین بودن دارن مثل دین کثیف اسلام , همیشه خدا پرستی به چالش کشیده میشه و برتری انسانی بر روی نوع دین تکیه میکنه ؟ سنی میگه من علی قاتل رو قبول ندارم و شیعه میگه منم عمر و ابوبکر و ... رو قبول ندارم ! سنی میگه من 12 امام رو قبول ندارم و شیعه میگه من میگم اصلن 14 تا امام داریم : خمینی و خامنه ای امامان 13 و 14 .
یا اینکه بودایی میاد و میگه " گاو " خدای منه ! و اونو طوری میپرسته و احترام میکنه , که ما همون خدای نامرئی خودمون رو هم که بخاطرش اینهمه آدم میکشیم و دروغ میگیم و خیانت میکنیم و .. رو هم اینطوری نمیپرستیم و هر چی قسم دروغه میچسبونیم به خدای خیالیمون و بعد ادعای مسلمونی هم میکنیم ! توی معاملات قسم خدا و پیغمبره که ردیف میشه و در نهایت میبینی این خدا و پیغمبر چقدر تو زرد و جاکش بوده که کلی هم سرت کلاه رفته ! مثلن وقتی میخوای ماست بخری و میپرسی ماستش شیرینه ؟ بهت میگه به قرآن مثل قنده ! میای خونه و میبینی سرکه از این شیرین تره ! یا وقتی داری لباس میخری فروشنده میگه به ابوالفضل , به خدا این پارچه ش آب نمیره ! بعد میایی خونه و تا یکبار میشوریش میبینی بلوزت شد تاپ !
یا مسیحی میاد و میگه من فقط مسیح رو قبول دارم و بجز اون هیچ خری رو آدم حساب نمیکنم و از طرفی مسیح پسر خدا بوده و پدر و پسر و روح القدس ! مسلمون هم میگه مسیح پسر خدا نبوده و بعد از مسیح هم ممد گدا اومده و دین رو کامل کرده یا بعبارتی درسته ریده بهش !

اینهمه در جهان بحث و جنگ و خونریزی بین پیروان مذاهب گوناگون هست ولی تمام مذهبیون و مخصوصن مسلمونها که تمام فتنه های جهان امروز زیر سر اونهاست , هرگز به این فکر نمیکنن که مهم این نیست فلانی چه آیینی برای پرستش داره , مهم اینه که اون هم خدا رو میپرسته و این اصل کلی در تمام مذاهبه ! جالبتر از همه اینه که مذاهبی مثل اسلام ادعا بر یکی بودن خدا دارن و میگن خدا یکیه ولی با رفتاری که در پیش گرفتن عملن دارن میگن که خدای مسلمون با خدای مسیح و خدای یهود و ... فرق داره !!!!! آیا اینه هدف پرستش ؟ احمقانه نیست ؟
اینکه از کسی پرسیده بشه تو چه مذهبی داری , دخالت آشکار در حق پرستش دیگریه ! اینجا میشه نتیجه گرفته گروههایی مثل شیعیان و طالبان و زرقاوی ها و حکومت اسلامی و ... اینها نه بر اساس اصل خدا پرستی که بر اساس اصل پیغمبر و امام پرستی یا همون شیطان پرستی بنا شدن و اینها اصلن خدا رو باور ندارن ! طالبانی که میگیره سر گروگانهای غربی رو میبره به این دلیل که طرف مسلمون نیست , این آدم جنایتکاره و فقط مذهب رو بهانه قرار داده ! همین رژیم اسلامی ایران که بین اقلیت های مذهبی تفاوت میذاره و خودی و غیر خودی ها رو سوا میکنه , به نام دین و بنام خدا جنایت میکنه و انسان میکشه , این رژیم دنبال بهانه میگرده و رژیمی شیطانیه ! وگرنه زردتشتی و مسیحی و یهودی و بهایی و بابی و وهابی و ... اینها هم همه خدا پرست هستن و خدا رو پرستش میکنن و فقط نوع عبادتشون فرق میکنه و اعتقادات خاص خودشون رو دارن . همگی خدا رو میپرستن , همون خدایی که مسلمونها در ظاهر قبولش دارن و در عمل بهش اعتقاد ندارن . در واقع بین تمام ادیان این فقط مسلمونها هستن که سست ترین اعتقادات رو دارن و بی دین ترین و کافرترین و جنایتکار تر از اینها هنوز آفریده نشده !!!!

اینبار که کسی ازتون میپرسه چه مذهبی داری , بگین منم مثل تو خدا رو میپرستم ! فکر میکنم این بهترین جواب و تو دهنی به کسی باشه که میخواد از نوع مذهبی که میپرستی و بهش اعتقاد داری سوء استفاده کنه !!!!!

تکبیر.



........................................................................................

Friday, July 28, 2006

ماسک گل یاس :

قدیم ها خونه ایرانیها پر از گل بود . گلهای شاه پسند و یاس و شمعدونی زینت بخش باغچه خونه ها بودن . ولی امروز جای اون باغچه های با صفا رو دیوارهای بلند و خاکستری و زندگی در بلندای آسمون گرفته ! نهایت چند تا گلدون زپرتی و پلاسیده , شده زینت بخش آپارتمانهای بی روح . مردم صبح میرن سر کار و شب مثل جنازه بر میگردن خونه و فقط میخوان بخوابن تا فردا دوباره مثل ماشین همین کار رو تکرار کنن . همه چی شده پول و دیگه کسی مثل گذشته نمیتونه زندگی کنه ! یادش بخیر دوران بچگی گلهای یاس افتاده روی زمین رو به نخ میکشیدیم و گردنبند درست میکردیم ولی دیگه توی کمتر خونه ای از این گلها پیدا میشه . هنوز هم اگه جایی گل یاس ببینیم مشتی میچینیم و لای لباسهامون میذاریم تا بوی عطر بگیره . اما همین گل یاس بجز بوی خوش فواید دیگه ای هم داره و میشه باهاش کارهای باحالی انجام داد مخصوصن روی آغایون :

دقت کردین این مردها چقدر پوست زبر و خشنی دارن ؟ بلا نسبت سنباده ! بیشترشون هم بخاطر اینکه نظافت رو خوب رعایت نمیکنن پوست صورتشون پر از دونه های چربی یا جوشهای سفت زیر پوستی میشه که فقط و فقط باید اونها رو متخصص پوست تمیز کنه یا با کرم های مخصوص از زیر پوستشون در بیارن که دو عامل کون گشادی و ترسو بودن مانع میشه که از این کارها بکنن ! به هر حال باید بدونین که ژنتیک آغایون جوریه که از خشن بودن لذت میبرن و انگار قسم خوردن به هیچ عنوان لطیف نشن و مثل اجداد نئاندرتالشون شبیه سنگ پا باقی بمونن !
این آرتین ما هم یکی از همین جانورهای قسم خورده ست که حاضره کلی حرف بشنوه ولی دست از عادت های آبا و اجدادی نئاندرتالی خودش نکشه و همچنان مثل کاکتوس باشه ! مثلن یکی از عادت های وحشتناکش اینه که صبح ها وقتی بیدار میشه صورتشو نمیشوره و فقط حموم به حموم این صورت شسته میشه و میترسه پوست صورتش دچار استهلاک بشه ! عادت دیگه ش اینه که فقط صبح ها مسواک میزنه و اونم جوری مسواک میزنه که ماهی 2 تا مسواک عوض میکنه و انگار که برس مسواک رو میجوه ! یا اینکه اصلن با مام زیر بغل میونه نداره و اگه ولش کنی زیر بغلهاش بوی طویله میگیره و اگه فشارهای من نبود و تحریم های سکسی , هفته ای یکبار حموم میکرد و خلاصه با یه آدم غارنشینی همدم شدم که اون سرش نا پیدا ! حتا روز اول که پدرم اینو دیده بود 2 ماه باهام قهر کرد و بهم میگفت اینو رفتی از تو جوب پیدا کردی !!!!؟؟؟
خلاصه با همه این احوالات تو این مدت خیلی دارم تلاش میکنم که اصلاح ژنتیکیش کنم و تا حدی هم موفق بودم البته به کمک خواهرم و روشهای رومانتیکش :
مثلن سر موهای تنش که بی شباهت به قالی خرسک نبود اینقدر مورد تحریم رختخواب قرارش دادم و خواهرم هم چیز خورش کرد که مجبور شد از رو بره و بردمش دادم تمام موهای تنشو لیزر کردن و حالا شده مثل سیرابی و کوسه و شپش رو تنش سرسره بازی میکنه ! یا اینکه عادت داشت سبیل بذاره و آدم رو یاد این " شوور زیتون : سی با " می انداخت و وقتی جریان رو به خواهرم گفتم گفت تو کاریت نباشه ایندفعه که خوابید منو صدا کن مشکلتو حل میکنم ! منم که کف دست بو نکرده بودم این جانور چیکار میخواد بکنه , وقتی آرتین خوابید رفتم صداش کردم و اونم اومد و خیلی شیک فندک رو گرفت زیر سبیل هاش و همه رو از دم کز داد و همین شد که از اون روز به بعد جرات نکرده دیگه سبیل بذاره و از بیخ همه رو میتراشه مبادا دوباره به عارضه دود داده شدن سبیل مبتلا بشه ! البته ناگفته نمونه که تا یکماه لبهاش تاول زده بود و حسابی سوخته بود !!!!!!! یا اینکه این آغا یه عادت فحیعی داشت و اونم گوز در کردن بود , بقول خواهر زیتون !!!! رفتم با خواهرم که پزشکی خونده مشورت کردم چون فکر میکردم مشکل فیزیولوژی باشه و مربوط به خراب بودن شکمش و جهاز هاضمه ش ! ولی کار از این حرفها هم گذشته بود و آغا به کارخونه ایران گاز صد تا سور زده بود !!!! خلاصه تحقیق کردیم و فهمیدیم گوز دادن آقا سر عادت بد غذا خوردنشه و هم غذا رو تند تند میخوره و هم خوب نمیجوه و هم اینکه کلی به همراه غذا هوا میبلعه و از اون بدتر با هر چند قاشق غذا یه لیوان اب یخ میخوره و هر کسی به این روش غذا بخوره گوز که سهله , باید پالایشگاه گاز تاسیس کنه !!! این شد که باز دوباره دست به دامن تحریم شدیم و این عادت های وحشتناک رو کم کم از سرش انداختیم و الان این عارضه گوز دادن تا حد نرمالی کاهش پیدا کرده و قابل تحمل شده ! حالا همچین هم مهم نبود ولی مساله اصلی این بود که مرتیکه هم به تقلید از آرتین ذوق مرگ میشد و این بگوز اون بگوز و با هم تفنگ بازی میکردن !!! و کم مونده بود بچه م رو از راه به در کنه !!!!!
یکی دیگه از عادت های بدش این بود که دستهاشو از بیرون که می اومد نمیشست و اینم راه حلش آسون بود ! چند دفعه بهش غذا ندادم و همیچین تمیز شد که الان از بیرون نیومده و لباس عوض نکرده میره تو دستشویی و اول دستهاشو میشوره بعد سلام میکنه !!!!!!!

خلاصه همه اینها رو گفتم که بگم مردها زبون خوش سرشون نمیشه و حتمن باید کوفتمان فرهنگی روشون انجام بشه تا براشون جا بیافته ! حلا زیاد از بحث خودمون پرتاب نشیم ! غرض از گفتن این عادت ها این بود که بگم مردها کلن با لطافت میونه ای ندارن ! البته خیلی هم خوششون میاد ولی مشکل اینجاست که اینها فکر میکنن تن و بدنشون خیلی نرم و لطیفه و بعد همچین 4 چنگولی آدمو بغل میکنن و مثل اختاپوس می افتن روت و هی خودشونو بهت میمالن که انگار پارچه ابریشمی هستن , دیگه خبر ندارن که تنشون مثل کاکتوس میمونه و ما زنهای بدبخت با پوست لطیفمون باید این جانورهای پشمناک و زبر رو مثل مرتاض ها تحمل کنیم و دم نزنیم ! اما این قضیه ماسک گل یاس :

من کنار پله های ورودی خونه دو تا گلدون بزرگ یاس سفید دارم که از اول بهار تا نزدیکی های آبان ماه پر از گل هستن و بوش آدمو مست میکنه ! هر روز صبح میرم یه مشت گل میگنم و میارم میریزم روی میز توالتم یا توی قوطی کرم نیوآ و عطرش تا شب موقع خواب هم توی اتاق هست . چند وقت پیش به سرم زد حالا که اینهمه گل یاس دارم , یه ماسک صورت ازش درست کنم و خلاصه نشستم و کلی تحقیقات کردم و یه معجونی ازش در آوردم که کیف میکنین ! البته ماسک صورت نشد اما یه نوع لوسیون خیلی عالی درست کردم که حرف نداره هم تمیز کننده و هم نرم کننده پوست صورت به حساب میاد و کارش اینقدر محشره و عالیه که صورت مردها رو مثل پنبه نرم میکنه دیگه وای به اینکه شما خانم ها به صورتتون بمالین ! اول طرز درست کردنش رو یادتون میدم تا ادامه ماجرا :

- یک شیشه مربایی تمیز و کوچک رو بر میدارین و کف اون به اندازه یک مشت گل یاس تازه میریزین . دقت کنین گل های یاس رو از زمین جمع نباید بکنین و باید تازه از بوته بچینین و بهتره که موقع عصر اینکارو بکنین چون گلهای یاس عصرها باز میشن و عطر و خاصیتشون در اون موقع بیشتره ! بعد با وسیله ای گلها رو ته شیشه فشرده کنین و در واقع کمی بکوبینشون ! حالا به اندازه یک فاشق غذا خوری سر صاف روی این گلهای لانولین بریزین ! لانولین همون موم عسل هست ولی تصفیه شده و ناخالصی هاش رو گرفتن و از داروخونه ها یا عطاری ها میتونین تهیه کنین و یک ماده 100% طبیعی هست . دوباره مقداری گل یاس روی موم بریزین و اینبار یک قاشق مربا خوری روغن بادوم که اونم از داروخونه میشه خرید , روی گلها بریزین . دوباره گل یاس و دوباره لانولین و ... تا لب به لب شیشه ! دقت کنین که حتمن حسابی گلها رو فشرده کنین و با فشار توی شیشه جا بدین ! یعنی جوری باشه که لایه ها تحت فشار باشن ! حالا در شیشه رو ببندین و برای مدت 10 تا 15 روز شیشه رو بذارین جلوی آفتاب مستقیم و به هیچ وجه درش رو باز نکنین ! بهترین جا روی لبه بالکن هست که آفتاب گیر هست . بعد از 15 روز شیشه رو بردارین و درشو باز کنین و حسابی هم بزنین و دوباره درشو ببندین و بذارین توی یخچال . 5 روز هم باید توی یخچال بمونه ! بعد از 5 روز در شیشه رو باز کنین و عصاره ای که توی شیشه تشکیل شده رو صاف کنین . احتیاج به یه توری یا الک خیلی نازک دارین و اگه ندارین از جوراب نایلون هایی که در رفته و بدرد نمیخوره استفاده کنین . البته تمیز !!! لوسیون صاف شده رو به صورت بمالین و اثر معجزه آسای اونو ببینین . این لوسیون چند کار مهم انجام میده :
- هر چی چربی زیر پوستی و جوش سر سیاه روی پوست صورت باشه همه رو کاملن خارج میکنه و نیاز به فشار دادنشون نیست که روی صورت جاش بمونه !
- پوست رو فوق العاده نرم و لطیف میکنه و اثر طولانی مدتی باقی میذاره و در ضمن خیلی هم خوشبو هست !
- پوست رو شفاف و سفید میکنه و اثر آرام بخشی روی پوست داره و منافذ پوست رو میبنده !
البته قبل از استفاده باید صورت رو با آب ولرم و صابون بشورین و بعد از خشک کردن این لوسیون رو روی صورتتون بمالین . فقط دقت کنین زیر چشم ها مالیده نشه !!!
..
..
خلاصه مااین ماسک رو درست کردیم و باهاش مدتیه دارم صورت آرتین رو نرم میکنم و باور کنین اینقدر عالی شده که حد نداره . طوریکه منی که از بوسیدنش چندشم میشد الان با خیال راحت اینقدر ماچش میکنم که لپهاش سرخ سرخ میشه :) . پوستش هم صاف مثل شیشه شده و خودش کیف میکنه و هر دقیقه جلوی آینه ست . پیش زنهای فامیل هم این لوسیون کلی طرفدار پیدا کرده و همه شدن مشتریش ! حالا اگه شما هم با شوهرتون دچار چنین مشکلات فجیعی هستین دست به دامن این لوسیون طبیعی و بی ضرر بشین و حسابی از مزایای اون مستفیض بشین ...



........................................................................................

Thursday, July 27, 2006

راننده تاکسی :

این راننده های تاکسی آدم های باحالی هستن . توشون همه جور آدمی پیدا میشه از لات چاله میدونی و با کلاس و حزب الهی بگیر تا ضد حکومتی و سلطنت طلب و خلاف و هوسباز و حتا اطالاعاتی . به جرات میتونم بگم نیمی از رانندگان تاکسی اطلاعاتی هستن و آدم بهتره توی تاکسی که میشینه حرفی نزنه و آسه بره آسه بیاد تا رژیم سیخش نزنه ! بعضی از رانندگان تاکسی خیلی خوش صحبت هستن و تا میشینی توی تاکسی شروع میکنن صحبت کردن و آدم واقعن لذت میبره و اصلن نمیفهمه کی رسید به مقصد . بر عکس بعضی ها مثل مجسمه ابوالهول میمونن و کاری جز گاز دادن و دنده عوض کردن ندارن . یکسری هم هستن که تا میشینی شروع میکنن به شکایت کردن و الکی 2 تا میگن تا زبون تو رو باز کنن و به راحتی تخیه اطلاعاتی میشی ! یکسری هم هستن که از اون اول تا آخر فقط فحش خوار – مادر نثار راننده های دیگه میکنن و تصور میکنن تمام راننده های دیگه دشمن خونی اینها هستن و باهاشون پدر کشتگی دارن ! خلاصه من همه جور راننده تاکسی دیده بودم الا راننده تاکسی موسیقیدان با روحی لطیف :

صبح زود رفته بودم پاسپورت بگیرم . قانون جدید گذاشتن که دیگه نمیشه پاسپورت ها رو تمدید کرد و وقتی که اعتبارش تموم میشه باید یه پاسپورت جدید بگیری . حالا این به کنار , یه خوبی که پیدا کرده اینه که دیگه آدم مجبور نیست بره تا گذرنامه و صبح تا ظهر علاف بشه برای گرفتن یه پاسپورت ! دفاتری ایجاد شده که میری و مدارک رو تحویل اونها میدی و اونها خودشون برات این کارها رو انجام میدن و در عوض هزینه ش رو ازت میگیرن . تو ایران هم مردم حاضرن توی صف نایستن و در عوض هر هزینه ای رو پرداخت کنن . خلاصه مدارکم رو تحویل دادم و کارم که تموم شد رفتم اونطرف خیابون ایستادم تا یه تاکسی بگیرم و برم خونه !
چند دقیقه بعد یه تاکسی در بست از این سمندها زردمبو ها گرفتم و سوار شدم . راننده قیافه فجیعی داشت و آدم با دیدنش مور مورش میشد ! موهای بلند تا روی شونه هاش و پیرهن آستین کوتاه گل منگلی هاوایی پوشیده بود و از همه جای ماشینش هم زلم زیمبو آویزون کرده بود ! خر مهره و تسبیح و آویز و شمایل و علی علی قاتل و ... ! از همون اول هی چهچه میزد و میخوند و با خودش حال میکرد ! کمی که گذشت ضبط ماشینش رو روشن کرد و یه سی دی موسیقی سنتی گذاشت و رفت تو حس و دستهاش رو هم به کمک گرفت و بیشتر حس گرفت . صدای خواننده وحشتناک بود و انگار داشت توی آفتابه چهچهه میزد و داشتم بالا می آوردم و یاد بدهکاری هام افتاده بودم و مرگ فک و فامیلم و روز قیامت و دسته بیل اصرافیل ! آخر طاقت نیاوردم و پرسیدم : ببخشید این خواننده ش کیه ؟
- خدا !!!!!
بله ؟
- خدای موسیقی سنتی !
آها بله ! حالا اسمشون چیه ؟
- استاد !
استاد ؟ استاد کیه ؟
- شجریان !!!!
این حرف رو که زد انگار که با ماهیتابه محکم کوبیدن تو ملاجم ! هر چی من از این مردک , درختیان , بد صدا که صداش مثل موتور تراکتور میمونه متنفرم , نمیدونم چه حکمتیه که هر جا میرم سر و کله ش پیدا میشه !
" همین چند وقت پیش بود با آرتین رفته بودیم میدون تجریش خرید کنیم و یه مرده ایستاده بود و پوستر خواننده ها رو میفروخت ! آرتین هم بدو بدو رفت جلو گفت : پوستر استاد داری ؟ یارو هی میگفت استاد کیه ؟ وقتی بهش گفت شجریان , همچین بد نگاهش کرد که خودش سرشو انداخت پایین و رفتیم ! به خاطر همین علاقه آرتین به موسیقی سنتی ایرانی هم مجبور شدم براش یه MP3 Player قراضه بخرم که فقط خودش گوش کنه و جرات نداره توی ضبط چیزی گوش بده چون واقعن تشنج میکنم "

خلاصه مردک که فکر کرده بود منم از عاشقان ماتحت چاک شجریان هستم , شروع کرد کلی از این مردتیکه تعریف کردن و هر از گاهی هم هی میگفت : اینجا رو گوش کن ... هاهاهاههههه هااااا آآآآآ .... بعد هم باهاش هی چهچه میزد و بیشتر اعصاب منو خرد میکرد ! موهای تنم سیخ شده بود و مردمک چشمهام گشاد و لبهام خشک شده بودن ! کلن من به موسیقی سنتی آلرژی فجیعی دارم و یه جورایی روانم قاطی میشه از شنیدنش دچار جنون آنی میشم و یه کارای عجیب و غریبی میکنم ! آخرین دسته گلی که به اب دادم نوروز امسال بود و رفته بودیم عید دیدنی خونه بابام و اونم یه صفحه از این عتیقه ها گذاشته بود و تو این فاصله که رفت عیدی ما رو بیاره , گرامش رو درسته شوت کردم توی کوچه ! خلاصه سعی کردم بهش محل نذارم تا دست از سرم برداره و خفه بشه ! رومو کردم به سمت پنجره و بیرونو تماشا کردم و مردک هم از رو رفت و ساکت شد ! کمی بعد موبایلم زنگ زد و کیفمو باز کردم تا موبایلو از توش بردارم و اتفاقی CD ای که تو کیفم بود رو هم برداشتم که بتونم موبایل رو در بیارم . حرفم که تموم شد راننده بهم گفت :
- خانم اون سی دی صوتیه ؟ بده ما هم گوش بدیم !
متوجه سی دی شدم و یادم افتاد که اینو برای دوستم Write کرده بودم و یادم رفته بود بدم بهش ! گفتم :
- بله صوتیه ولی بدرد شما نمیخوره !
ای بابا ! خانم ما خودمون یه پا موسیقی شناسیم ! همه چی گوش میدیم !
- جدی ؟ باشه بفرمایین !!!!
راننده سی دی رو گرفت و کلی هم ذوق مرگ شد . من اما تو دلم داشتم کله قند میسابیدم و میدونستم تا چند دقیقه دیگه چه اتفاقی می افته ! سی دی هم چیزی نبود جز آلبوم پنهان از فرشید اعرابی که اشعار مولانا رو به سبک متال خونده بود و کلی مکافات کشیدم تا تونستم خود خواننده رو از طریق اینترنت و اورکات پیدا کنم و راضیش کنم تا ترانه هاش رو بهم بده !
آقا چشمتون روز بد نبینه ! به محض اینکه سی دی رو گذاشت توی ضبط و شروع به خوندن کرد موهای مرده سیخ شد و بدنش رعشه گرفت و برعکس من ایندفعه رفتم تو حس ! یه نگاهش به ضبط بود و یه نگاهش از توی آینه به من ولی مشخص بود که روش نمیشه سی دی رو در بیاره و خلاصه ما تا برسیم به مقصد کل این آلبوم دوره شد و دیگه وقتی رسیدم به خونه مردک نعشه شده بود و حال خودشو نمیفهمید ! حتا وقتی 3 هزار تومن کرایه ش رو بهش دادم دست کرد جیبش و 5 تا هزاری بجای بقیه پولم بهم داد و سی دی رو هم گذاشت کف دستم و پاشو تا ته گذاشت رو گاز داد و رفت ! تا برسه سر کوچه نزدیک بود چند دفعه بره تو جوب یا بزنه به ماشینهایی که کنار کوچه پارک کرده بودن !!!! پدر سگ ! احساس نداشت ...

http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/kafaran.wma

~~~



........................................................................................

Wednesday, July 26, 2006

جنبش ضد یهود :

مدتیه جنبش ضد یهود در کشورهای اسلامی و مخصوصن ایران بیشتر شده . البته شاید درست نباشه بگم این روزها , چون این برنامه از سالیان قبل هم وجود داشته و حتا ریشه تاریخی هم داره . خیلی از اقوام هستن که چشم دیدن یهودی جماعت رو ندارن و اونها رو در طول تاریخ قومی نفرین شده میدونن . بعضی ها میگن یهودی ها باعث مرگ و خیانت به مسیح شدن و به همین دلیل انسانهای خائنی هستن . بعضی ها میگن یهودی ها باعث جنایات زیادی در طول تاریخ شدن . خیلی ها از پول پرستی و خساست یهودی ها صحبت میکنن . مسلمونها از نجس و کثیف و ترسو بودن اونها میگن و هر کسی که ترسو باشه بهش میگن جهود و خلاصه هر جایی رو که نگاه میکنی , مسلمونها دارن ضد این یهودی های بدبخت و مخصوصن کشور اسرائیل صحبت میکنن . ولی اگه منصف باشیم , باید اول نگاهی به خودمون بندازیم و بعد به دیگران :

آیا همین مسلمونهایی که مدام دم از نجس بودن و کافر بودن و جنایتکار بودن یهودی ها میزنن انسانهایی تمیز و نجیب و بی گناه و معصومی هستن ؟ ببینیم :

از مسلمون کثیف تر و خائن تر و جنایتکار تر و بی رحم تر و دیوانه تر در روی زمین قومی وجود نداشته ! حتا سگ اون آدم خوارهای اندونزی هم به مسلمون جماعت شرف داره :
- مسلمونها جزو کثیف ترین و بو گندو ترین اقوام هستن . به نظافت اهمیت نمیدن و همیشه بوی گند و تعفن میدن و این در صورتیه که همه رو هم نجس میدونن و خودشون رو استریل ! داشتن ریش و پشم و پوشش زیاد و بسته , باعث این کثافت میشه و همینطور نوع رسومات و آیین های اونها ! همین بس که اگر مسلمونها اینقدر کثافت نبودن , صبح تا شب مشغول غسل و غساله و وضو و تیمم و طهارت نبودن ! پس باید دید این چه نجاستیه که در طول 1400 سال که از غروب اسلام میگذره هنوز پاک نشده !
- مسلمونها طماع ترین و حریص ترین و دزد ترین و کلاه بردار ترین قومیت روی زمین هستن که بخاطر پول حاضرن همه کسشون رو بفروشن و خیانت ها کنن و حتا سر هم میبرن . شما یک فروشنده مسلمون پیدا کنین که منصف باشه و کلاه بردار نباشه . هر چی کاسب کار مسلمونه از دم همه دزد و شارلاتان و پدر سوخته هستن و روی دزدهای سر گردنه و راهزن جماعت رو هم سفید کردن .
- مسلمونها سیاه فکرترین و بد دل ترین و عقب افتاده ترین قومی هستن که تاریخ به خودش دیده . این قوم به تمام جنبه های انسانی و آزادی های فردی و جنسیتی شک داره و با شک خودش باعث نیستی و مرگ و نابودی دیگران میشه ! نمونه اون شک مردان مسلمان به زنان و دختران هست که به همین دلیل چه جنایتهایی که انجام ندادن !
- مسلمونها شباهت عجیبی به گاو و گوسفند دارن . نمیگم خر که خر کلی فایده داره ! مسلمونها یک نفر رو بعنوان جلودار برای خودشون انتخاب میکنن " مُلا " و مثل گاو ازش تبعیت میکنن و هر چی طرف بگه , چشم بسته قبول میکنن . منطق و فکر و شعور در دین اسلام جایی نداره و کفر و الحاد به حساب میاد !
- مسلمونها تنها قومی هستن که قانون و قوانین مدنی و حقوق بشری رو به چالش میکشن و قوانین رو اونطوری وضع میکنن که منافعشون ایجاب میکنه و هر چیزی رو هم که میخوان بهش وجهه قانونی بدن به دین وصلش میکنن و بعد جالبه که همه جا با افتخار دم از تحریف نشدن دینشون میزنن !
- مسلمونها قومی مرده پرست و کافر هستن که پرستش مردگانشون رو بر ارج نهادن به انسانهای زنده ترجیح میدن و براشون آدمهای زنده بی ارزش هستن و فقط زمانی انسان برای مسلمونها با ارزش میشه که میمیره . خیلی از اونها حتا نمیتونن شکم خودشون رو سیر کنن اما حاضرن تمام دار و ندارشون رو بدن برای خیرات و نذری جنازه خاک شده و به زن و بچه گرسنگی و سختی بدن و خودشون هم به گدایی بیافتن !
- مسلمونها بی رحم ترین جنایتکار ترین انسانها هستن . هر کسی رو که بر خلاف دینشون حرف بزنه , بدون فکر و بدون کوچکترین ناراحتی با فریاد الله اکبر سر میبردن یا ترور میکنن یا میکشن و تازه با غرور هم میگن که در راه خدا و جهاد فی سبیل الله کشته شدن و شهید هم به حساب میان ! در صورتیکه 90% پیشوایان دینی همین مسلمونها از کافر هم بدترن و چیزهایی میگن که انسان بی دین هم نمیگه ولی چون مسلمونها گوساله تشریف دارن و هر چی مُلا بگه میگن چشم و حق فکر کردن هم ندارن و باید فقط تقلید کورکورانه کنن بلا نسبت میمون , این حرفها براشون حجت و سنده !
- مسلمونها بیسواد ترین و در عین حال تنگ نظر ترین انسانهای روی زمین هستن . فکر میکنن چون مسلمون هستن , پس از تمام انسانهای دیگه برتر و با سواد ترن و غرور کاذب دارن و به همین دلیل هیچ وقت سراغ آموختن به حد کافی نمیرن و همیشه هم در جهل دور خودشون مثل خر عصاری میگردن .
- مسلمونها خرافاتی ترین قومی هستن که وجود داشته ! ریشه خرافات دینی مسلمونها بقدری قوی شده که حتا دین رو هم تغییر داده و تقریبن تمامی دستورات دین خرافی هستن و زاییده توهمات پیشوایان روان پریش و پارانویئدی .
- مسلمونها هوس باز ترین و شهوت پرست ترین و چشم چرون ترین قوم روی زمین هستن . اینها از بس فکر و دلشون خرابه و نمیتونن خودشونو کنترل کنن و ضعیف النفس هستن که حجاب رو به اجبار بر زن تحمیل کردن تا دلشون نلرزه و ایمان نداشته شون به فاک فنا نره .

و همین مطالب نشون میده دینی که با جبر و زور کیانش حفظ میشه , چقدر میتونی از اصول انسانی دور باشه و نفرت انگیز و غیر انسانی !

به هر حال اینقدر هست که میشه باهاش طومار درست کرد ! حالا هم که بحث جنگ اسرائیل و ک .. خل الله راه افتاده ! دیروز تو سایت CNN داشتم عکس های گشته شدگان لبنانی رو نگاه میکردم که در همه جا فقط نوشته بود اینها بدبخت و مظلوم و مادر مرده هستن و مدام هم اسرائیلی ها رو محکوم کرده بود ! ولی محض نمونه یک جا نوشته نشده بود مسئول و باعث و بانی این همه کشتار کسی نیست جز همین حزب الله خائن وطن فروش و همین مسلمونهای پست فطرت و رژیم سوریه و شخ حسن پشم الله و رژیم جنایتکار و تروریست پرور ایران .
تعجب میکنم چرا هیچ کجا از جنایت های حزب الله گفته نمیشه ؟ چرا از رفتار و کارهای اونها حرفی زده نمیشه ولی کافیه اسرائیل یه تیر شلیک کنه و جهان عرب آلتش سیخ بشه ! ولی اگه حزب الله اسرائیل رو گلوله بارون کنه , صدای یک نفر هم در نمیاد ! چرا ؟ مگه اسرائیلی ها و یهودی ها انسان نیستن ؟ فقط مسلمونها حق حیات دارن و انسان هستن و مظلومن ؟ آیا این نژاد پرستی اسلامی نیست ؟ آیا اگه حزب الله سربازان اسرائیلی رو در داخل خاک اسرائیل نمیکشت و به گروگان نمیگرفت , , این همه انسان کشته میشد ؟ یعنی اسرائیل باید دست روی دست بذاره تا تروریست های حزب الله هر غلطی دلشون میخواد انجام بدن ؟

آیا ملاک انسانیت بر مبنای دین و اعتقادات انسانها شکل میگیره ؟ اینه معنای مسلمانی ؟

تک تک این افرادی که دارن بر ضد اعمال بر حق اسرائیل تظاهرات میکنن و شعار میدن , مقصرن و باید همشون رو مثل سگ کشت ! همین رژیم ایران که شده برای ما کاسه داغتر از آش , پول مفت ملت رو دو دستی اگه نمیداد به تروریست های حزب الله و سلاح و موشک و خمپاره نمیداد به اونها آیا خیلی وقت پیش در منطقه صلح برقرار نشده بود ؟ حالا با چه رویی رژیم ایران میاد و دم از حمایت لبانی ها و فلسطینی ها میزنه ؟ دست پیش میگیره پس نیافته ؟ رژیمی که مسئول درجه یک قتل و کشتار غیر نظامیان لبنانی به شمار میاد , دم از انسانیت میزنه ؟ اگه حمایت های ایران نبود آیا حزب اللهی وجود داشت ؟ آیا جنگی صورت میگرفت ؟ آیا اینهمه انسان کشته میشدن ؟ اگه تحریک ایران نبود آیا حزب الله جرات داشت داخل خاک اسرائیل بشه ؟
من مطمئنم اگه ایران یا هر کشوری بجای اسرائیل بود نه تنها جنوب لبنان که کل خاورمیانه رو با خاک یکسان میکرد و همه رو از دم تیغ میگذروند . اونوقت کزدوران رژیم ایران میرن تظاهرات و میگن مرگ بر اسرائیل ولی مردم اسرائیل میرن تظاهرات میکنن و خواستار پایان جنگ هستن با اینکه حق به جانب اونهاست . ببینین فرق بین انسانیت از کجا تا کجاست که یک عده فقط حزب الله رو آدم حساب میکنن و یک عده فقط نگران انسانیت هستن , سوای قومیت و دین و مذهب ! ببینین چقدر اسرائیلی ها انسان هستن که دارن فقط روی اهداف خاص کار میکنن و این حزب الله چقدر حروم زاده بوده که درست در مناطق مسکونی دفاترش رو ایجاد کرده ! در صورتیکه یک گروه تروریستی و نظامی حق نداره در منطقه مسکونی به فعالیت بپردازه و این مخالف حقوق بشره ! پس اگر هم اتفاقی برای شهروندان لبنانی افتاده مقصر ایران و سوریه و حزب الله هستن و نه اسرائیل ! هدفهای اسرائیل درست و بجا بوده و مقصر هم نبوده که دفتر حزب الله وسط چند تا آپارتمان مسکونی و مردم عادی قرار گرفته بوده !

به هر حال تا روزیکه این قوم شیطانی یعنی مسلمانها در دنیا وجود دارن , جهان رنگ ارامش رو نمیبینه . مسلمونها چه در گذشته و چه حال باعث فلاکت و قتل و عام مردم بی گناه شدن . در گذشته هم هدف سلاطین مسلمان گسترش اسلام به بهانه کشورگشایی بود و امروزه هم حفظ اسلام از انقراض روز افزون و دفاع از تروریست هاست ! خیلی خوشحالم که بالاخره دنیا فهمید که گروهکهای تروریستی ای مثل خماس و ک .. خل الله در روی زمین جایی ندارن و باید نابود بشن تا صلح در منطقه برقرار بشه .

سالهای سال بود که دول غربی دنبال خاموش کردن آتش بودن و سعی میکردن هر نقطه ای از جهان آتشی افروخته میشه خاموشش کنن ولی هیچ کس به این فکر نبود که برن کبریت رو از دست اون کسی که آتش رو شعله ور میکرد بگیرن و ادبش کنن ! امروز خوشبختانه چنین درکی ایجاد شده و میره که کم کم جهانی بشه . رژیم هایی مثل ایران و سوریه که کبریت در دست دارن باید نابود بشن تا جلوی آتش افروزی گرفته بشه ! دیر یا زود داره , سوخت و سوز هم داره و این تاوانیه که باید پرداخت تا آزادی به ارمغان بیاد . مردم لبنان و جهان عرب هم این موضوع رو درک کردن که باید بطور قاطع و ریشه ای با غده های چرکینی مثل ک.. خل الله و خماس و سوریه مبارزه کرد و ریشه کنشون کرد وگرنه اگر اینبار به اونها رحم کنن , ممکنه دفعه دیگه کل منطقه رو به آتش بکشن و بجای داشتن چند موشک و خمپاره زپرتی , با موشک های دور برد و کلاهک دار هسته ای اینکار رو بکنن ! بقول معروف جلوی ضرر رو از هر جا بگیری منفعته !!!!!

تکبیر.



........................................................................................

Tuesday, July 25, 2006

حیوان درمانی یا Animal Therapy :

باور کنین این مطلب یه موضوع علمی و ثابت شده ست و از خشتک ننه رهبر در نیاوردم ! اگه آدمی هستین که به حیوانات علاقه دارین و یا دچار افسردگی و تنش و خشم غیر قابل کنترل در زندگی هستین و یا از تنهایی و بی کسی شکایت دارین و فکر میکنین زندگی برای شما به آخر رسیده , خواهش میکنم این مطلب رو بخونین . امیدوارم بدردتون بخوره :

ما در کشور ایران اعتقاد به نگهداری حیوانات خانگی نداریم . یعنی از قدیم ذات ایرانی جماعت با حیوانان خوب نبوده و بابای هر چی حیوون بود رو در میاوردیم . تنها حیوانات سنتی ای که ایرانیان کمی تا قسمتی بهشون رحم میکردن و ازشون نگهداری میکردن , کبوتر و ماهی های حوض بودن که اونها هم هر از گاهی گرفتار قهر عده ای آدم دیوانه و روانی قرار میگرفتن و کفتر بازی هم که کار آدمهای لات بوده و داستانهای فجیعی در موردش وجود داره . بجز اینها حیواناتی مثل سگ و گربه و قمری و گنجشک و پرندگان زینتی و ماهیان آکواریومی و حیوانات دو زیست , کمتر و به ندرت در منزل ایرانیان نگهداری میشده و میشه و مخصوصن سگ که کانون نجاست از جانب مسلمونهای مشنگ نامیده میشه , مورد نفرت و کم لطفی ایرانیان قرار گرفته ! اما بر عکس ما ایرانیها , در غرب از هر 10 خانواده , 8 تای اونها از حیوانات خانگی نگهداری میکنن و همه اونها اظهار میکنن نگهداری از حیوانات کار بسیار لذت بخشیه و تو روحیه انسان فوق العاده تاثیر میذاره ! اما آیا جدن اینطوره ؟ ببینیم کارشناسان چی میگن :

کارشناسان پزشکی و روانشناسی پس از مطالعات بسیار و سالها تحقیق به این نتیجه رسیدن که " برعکس باور بیشتر ایرانیان " نگهداری از حیوانات خانگی تاثیر مهمی در سلامت روح و روان انسان باقی میذاره و کسانیکه از این حیوانات مراقبت میکنن کم کم تبدیل میشن به آدمهایی منظم و اجتماعی و خونگرم و مهربون و عاشق ! عجیبه اما حقیقت داره ! از نقطه نظر علم پزشکی هم نگهداری از جیوانات دست آموز خانگی باعث تقویت انرژی حیاتی و پائین اومدن فشار خون و تری گلیسرید و کلسترول و تسکین نگرانی و اضطراب و افزایش احساسات عاطفی میشه ! سالمندان با نگهداری از حیوان خانگی با انرژی بیشتری از عهده انجام کارهای روزمره زندگی خودشون بر میان . وجود چنین حیواناتی تاثیر چشمگیری بر روی روحیات و رفتار بچه ها باقی میذاره و بچه ها رو آروم و مسئولیت پذیر بار میاره !
- دلیل :
همه حیوانات دست آموز بطور غریزی توانائی قبول کردن عشق و محبت بدون قید و شرط رو دارن و با دریافت چنین علاقه ای , نسبت به شما انس پیدا میکنن و جذب شما میشن و بهتون خو میگیرن و حتا اگر آزارشون هم بدین شما رو ترک نمیکنن و بدی و بدجنسی و حسادت و خصلت های کثیف انسانی در وجود اونها جایی نداره و درک نمیکنن اینها رو . مثلن وقتی که به گربه ای غذا میدین , بعد از مدتی با صدای جا کلیدی شما و حتا صدای شما بدو بدو به طرفتون میاد و با لوس کردن خودش ازتون تقاضای غذا میکنه ! سگ ها هم همینطور . پرنده ها هم همینطورن . ماهی ها هم همینطور و کافیه با انگشت به شیشه آکواریوم ضربه بزنین تا ببینین همشون به سرعت به طرف صدا میان و همین در انسان ایجاد علاقه و اشتیاق میکنه از اینکه میبینه محبت و علاقه ای که صرف میکنه با پاسخ همراه ! از طرفی حیوانات بدون هیچگونه تظاهر و بدون درنظر گرفتن هیچ حد و مرزی مثل شکل و قیافه و پولدار بودن و مونگول و کور و کچل نبودن و عیب های ظاهری دیگه ما , همیشه خصلت واقعی خودشونو نشون میدن و براشون بین احمدی نژاد با ملکه زیبایی جهان فرقی نییست ! حالات و روحیات صاحب خودشون رو در شرایط شادی و غم بخوبی درک میکنن و عکس العمل نشون میدن ! طوریکه گاهی آدم حیرت میکنه از اینکه حیوانات چطور اینقدر میتونن دانا و با احساس و با شعور باشن ؟!؟ در طول 30 سال گذشته تحقیقات بسیار زیادی در مورد حیوانات انجام گرفته و دانشمندان به ارزش درمانی نگهداری از حیوانات خانگی و مخصوصن حیوانات پشمالو پی بردن . مشخص شده که بعد از یکماه نگهداری از گربه یا سگ در منزل دگرگونی های عجیبی در صاحب اونها اتفاق می افته :
این افراد دارای اعتماد به نفس میشن و میزان فشار خون و کلسترول پائین تری به نسبت افراد دیگه پیدا میکنن و اجتماعی تر و مسئولیت پذیر تر و منظم تر میشن ! چون باید سر ساعت به حیوون غذا بدن و اونو مرتب گردش ببرن و سر ساعت برش گردونن و تمیزش کنن و بهش برسن و از طرفی وقتی موجودی همه دستورات و اوامر انسان رو بر آورده میکنه و به حرفش گوش میده , نوعی اعتماد به نفس به شخص میده . نوازش حیوان و توجهی که حیوون به شما نشون میده باعث افزایش اشتیاق و شوق زندگی در شما میشه و افسردگی رو کم کم درمان میکنه . همینطور حیوانات خانگی حالت تحریک پذیری انسان رو بطور چشمگیری کاهش میدن و باعث میشن فرد کمتر عصبانی بشه و یا در مقابل محرک ها پاسخ شدید نشون نده و این یکی از دلایل عمده پائین اومدن فشار خونه . همینطور مشخص شده افراد سالمند بالای 65 سال که درمنزل از سگ یا گربه نگهداری میکنن درمقایسه با دیگران 40% کمتر به پزشک مراجعه میکنن .

حالا که این موضوع رو فهمیدین خوبه بدونین که تاثیر حیوانات پشمالو و یا حیوانات خانگی پستاندار مثل سگ و گربه در سلامتی انسان بیشتره تا پرندگان و خزندگان و ماهی ها . هر چند اونها هم مفید هستن اما از نظر ارتباط عاطفی مستقیمی که سگ و گربه با انسان برقرار میکنن , تاثیر بیشتری بر فرد میذارن . با توجه به فرهنگ ایرانیان , فکر میکنم نگهداری از یک گربه خیلی مناسبتره تا سگ برای خانواده ها . به همین مناسبت هم میخوام اطلاعات مختصری در مورد نگهداری از گربه بهتون بدم و بر روی باورهای خرافی و ابلهانه ای که بدون ریشه و منبع علمی بین ما ایرانیها رواج پیدا کرده خط قرمز بکشم !!! چون خیلی از ما مخصوصن خانمها عقیده دارن گربه ها کثیف هستن و موی اونها خطرناکه و بیماری انتقال میده و هزار و یک بهانه دیگه . حالا با هم میبینیم که این گربه ای که اینقدر مورد نفرت ایرانی هاست چه موجودیه :

گربه ها جزو کوچکتری و زیرک ترین گربه سانان هستن و اهلی ترین اونها . گربه موجود خیلی باهوش و تواناییه به نسبت جثه ای که داره . چشمهای گربه در شب بخوبی دید داره و بر خلاف سایر گربه سانان , در روز هم به خوبی میتونه فعالیت داشته باشه . از درخت میتونه بالا بره و از ارتفاع بلند بدون دردسر سالم به زمین برسه . در مورد عجایب گربه گفته شده که اگر سیبل گربه رو بکنن تعادلش رو از دست میده و همینطور گربه رو به هر حالتی که به زمین بندازین باز هم روی چهار دست و پا به زمین فرود میاد . انعطاف بدنی بسیار بالایی داره و از منافذ تنگ به راحتی عبور میکنه . از زمانهای باستان گربه ها با انسانها زندگی میکردن و گاه مورد پرستش قرار میگرفتن و تقدس داشتن . در مصر باستان یکی از خدایان به شکل گربه بوده . گربه ها در کل حیوانات تمیزی هستن که نگهداری اونها بر خلاف سگها دردسر کمتری داره و به همین دلیل بیشتر مناسب سالمندان هستن . چون سگها معمولن شلوغ هستن و سر و صدا دارن و عادت هایی مثل شاش کردن و علامت گذاری قلمرو دارن و نیاز به گردش مرتب روزانه و بازی کردن باهاشون و پر جنب و جوش هستن و در ضمن از نظر مسلمونها سگ نجسه ولی این موارد در گربه ها دیده نمیشه . از این رو کسانیکه از حیوان شلوغ خوششون نمیاد , گربه مناسب ترین انتخاب برای اونهاست .
- در مورد موی گربه که اینهمه باعث وحشت مردم میشه باید بگم موی گربه اصلن خطرناک نیست چون اگر هم اتفاقی بره تو غذا و آدم بخورش , همراه مدفوع دفع میشه و هیچ خطری ایجاد نمیکنه چون اگه اینطور بود الان نسل آدمیزاد در اروپا و آمریکا منقرض شده بود از بس که اونها سگ و گربه دارن .
- عمر گربه ها نسبتن زیاده و تا 20 سال عمر میکنن اگر که خوب ازشون مراقبت بشه . در واقع هر یکسال عمر گربه برابر 6 سال عمر انسانه !
- گربه در کل هیچ بیماری خاصی به انسان منتقل نمیکنه غیر از بیماری توکسوپلاسموز و اونهم در صورتیه که گربه این بیماری رو داشته باشه که در گربه های خونگی این امر محاله و فقط امکان داره گربه های ولگرد این بیماری رو داشته باشن . این بیماری رو انسان ممکنه از خوردن گوشت نیم پز هم بگیره . ولی در کل با نشون دادن گربه به یک دامپزشک و آزمایش ساده ای که دامپزشک از گربه به عمل میاره میتونه بهتون اطمینان بده که آیا گربه بیماره یا نه ؟ و خیالتون رو راحت میکنه . در غرب از هر100 خانواده 90 تاشون سگ یا گربه دارن اونم چند تا چند تا . همه هم خیلی سالم تر از ما ایرانیها هستن و خیلی خوشحال و سر حال .
- نظافت گربه هم جالبه و بر عکس سگ میمونه . گربه اصولن به حمام احتیاج نداره چون توی زبونش پرزهای زبری داره که به خوبی خودش رو تمیز میکنه و در واقع گربه ها در طول روز وقت زیادی رو برای تمیز کردن خودشون میذارن . از طرفی در غده های بذاق گربه نوعی آنتی بیوتیک طبیعی هم وجود داره که باعث از بین رفتن میکروبها میشه . در کل گربه رو ماهی یکبار میشورن و بیشتر از این اگر گربه رو بشورین مریض میشه و سرما میخوره برای همین هم هست که گربه ها از آب خوششون نمیاد . موقع حموم کردن گربه هم باید مرافب بود که آب روی سرش ریخته نشه چون گوشهاش خیلی آسیب پذیره و ممکنه چرک کنه !
- گربه ها بر عکس سگها نیاز به بیرون بردن ندارن . در صورتیکه سگ رو باید روی یک تا دو بار حتمن بیرون برد و گردوند وگرنه ادرارش رو نگه میداره و یا افسرده میشه . به همین دلیل هم هست که کسانیکه از سگ نگهداری میکنن کم کم آدمهای اجتماعی میشن چون وادار میشن که برن از منزل بیرون و افسردگیشون کم کم درمان میشه !
- در مورد دستشویی بردن گربه , مشکلش هم بر خلاف سگ خیلی راحته و دردسر نداره . چون سگ رو حتمن باید برد بیرون منزل ولی گربه نیاز به بیرون بردن نداره . یک جعبه شیرینی رو توش چند برگ روزنامه میذارن و چند قاشق خاک روش میریزن و اونو در جای مشخصی مثل گوشه دستشویی قرار میدن . کافیه گربه رو یکی دو بار در طول روز بذاریمش اونجا و خودش دیگه یاد میگیره و هر وقت نیاز داشته باشه میره اونجا . فقط باید مراقب باشین که در دستشویی همیشه باز باشه . در ضمن باید همیشه خاک جعبه رو با خاک تمیز عوض کرد چون گربه ها حیوانات تمیزی هستن و اگه خاک کثیف باشه دیگه اونجا نمیرن . این برای اونهایی هست که آپارتمان نشینن ولی اگه منزلتون حیاط داره که دیگه راحتین و میتونین ببرینش حیاط بگردونین . کارش رو هم اونجا میکنه .
- درمورد غذای گربه در اروپا و آمریکا انواع و اقسام غذاهای آماده برای سگ و گربه ها هست اما در ایران هر غذایی که خودتون میخورین رو میتونین بهش بدین و همه چی میخوره . بر خلاف سگ که باید غذاش همیشه گوشتی باشه ! البته بهتره غذاها همیشه پخته باشن . میتونین بال مرغ بگیرین و روزی یک دونه با آب بپزین و بدین بهش . تخم مرغ آب پز , پنیر , ماهی , کنسرو ماهی , جگر , گوشت , برنج مخلوط و هر چیزی . در ضمن شیر غذای اصلی گربه نیست و اگه زیاد بهش داده بشه اسهال میشه و فقط هم باید شیر کم چربی و به مقدار کم بهش داد .
- در مورد واکسن هم , واکسن ها 3 نوبت و از دو ماهگی به بعد به گربه زده میشه و ربطی به آدمها نداره و برای سلامتی خود گربه ست . بیماریهای خاص گربه ها کلن قابل انتقال به انسان نیستن و فقط برای خود گربه خطرناکه !
- گربه با داشتن کوچکترین کسالت گوشه گیر میشه و بازی نمیکنه و غذا نمیخوره و خودش رو لیس نمیزنه و تمیز نمیکنه و وقتی این علائم رو نشون داد معلوم میشه مریضه وگرنه بیماری نهفته در گربه وجود نداره و فقط زمانیکه این علائم رو دیدین گربه رو باید پیش دامپزشک ببرین .
- در مورد بی وفائی و بی چشم و رویی گربه هم که در فرهنگ ما کلی داستان و ضرب المثل گفته شده , اصلن اینطور نیست ! البته گربه مثل سگ وفای احمقانه نداره ولی بی وفا هم نیست و خیلی از ما آدمها بهتره فقط گربه و کلن گربه سانان کمی مغرورن و از خود راضی !!! جالبه بدونین گربه ها مثل آدمها کاراکترهای مختلفی دارن و یکی مهربون تره و یکی جدی تر و یکی احساساتی و ...
- گربه ها رو میشه صبح تا عصر تنها گذاشت و مثل سگ نیستن که وقتی تنها بمونن گریه کنن و خونه رو روی سرشون بذارن و هی پارس کنن . گربه ها معمولن روزها چرت میزنن و خودشونو لیس میزنن و بیشتر دوست دارن یه گوشه لم بدن مخصوصن روی بلندی و زیر آفتاب رو خیلی دوست دارن مثل طاقچه های آفتاب گیر کنار پنجزه یا کنار شوفاژ یا بالای شومینه که گرمه . پس نگران چیزی نباشین و با خیال راحت به کارهاتون برسین .
- گربه ها مثل سگها خرابکار هم نیستن و عادتهایی مثل جویدن دمپایی و چیزهای لاستیکی و سیم برق و ... رو ندارن . فقط کمی کنجکاون و هر چیزی که حرکت میکنه رو دوست دارن تعقیب کنن . از آینه و توپ پارچه ای خیلی خوششون میاد و بیشتر از همه دوست دارن توی بغلتون دراز بکشن و نوازششون کنین . جالبه بدونین گربه ها و حتا سگها هرگز صاحبشون رو گاز نمیگیرن و یا چنگ نمی اندازن . اینو اونهایی که سگ یا گربه دارن میدونن . در صورتیکه اشخاص دیگه رو اگه اذیتشون کنن گاز میگیرن یا چنگ می اندازن ولی صاحبشون رو آزار نمیدن و حق شناسیشون رو اینطوری نشون میدن . حتا دستتون رو توی دهن میگیرن و آرواره ها رو فشار میدن ولی فشار به حدی نیست که دندونها دستتون رو خراش بده و این نشون میده چقدر حیواناتی که از نظر ما بیشعور هستن , عاقلن و عشق و محبت کردن رو میشناسن و مثل ما آدمها نمک نمیخورن و نمکدون بشکنن . اگر هم اتفاقی خرابکاری ای میکنن بخاطر اینه که عقل انسانها رو ندارن و درکی از دنیای ما ندارن و از روی مرض و غرض کاری انجام نمیدن !
..
..
خب اینم یکسری اطلاعات ساده در مورد نگهداری گربه . اگه آدم تنهایی هستین و گوشه گیرین و از آدمها دل خوشی ندارین و فکر میکنین آدمها موجودات خطرناکی هستن , با خرید یک گربه یا سگ یا هر حیوونی که بهش علاقه دارین , روحیه تون رو تغییر بدین و ببینین دلیل اینکه حیوانات خلق شدن " عشق ورزیدن " و یاد گرفتن بخشش بوده و نه مزخرفاتی که در کتابهای دینی ازش یاد شده .



........................................................................................

Monday, July 24, 2006

چاپیدن از دولت با تمام قوا :

آقا من یه تزی تو زندگیم دارم و اونم اینه که مال دولت , خیر و برکت عجیبی داره و از آب هم حلال تر و گوارا تره و مثل زری خانم توی امامزاده ها میمونه ! همون ضریح منظورمه که گدا گشنه ها و خل و چل ها بهش آویزون میشن ازش لب میگیرن و خودشونو بهش میچسبونن و التماس دعا دارن " والا فولاد هم اگه بود و اینقدر در روز زن فاحشه چادری بهش حال میدادن , همه آرزوهاشون رو بر آورده میکرد چه برسه به حلبی های زری خانم ها " حکایت دولت هم همینه و باید آدم تمام نیازهاش رو بدون رو در بایستی ازش تامین کنه . مثلن اگه کسی پول نداره شکمشو سیر کنه باید یه سیخ آهنی رو کج کنه و خیلی شیک بره سراغ یکی از این صندوق های گدایی صدقه و تا میتونه از توش پول بکشه بیرون و آی ثواب داره که نگو . چون این دولت حروم زاده در طول این 27 پاییزی که از انقلاب میگذره حق تمام ما مردم رو خورده و یا حواله دولت ها و گروهک های تروریستی ای مثل خماس خوار .... و ک .. خل الله " حزب الله " کرده . بر همین اساس چراغی که به ملت روا است به دولت حرام است ! تازه پول نفت رو نگفتم !!! خود منم همیشه تا دستم میاد از اداره مون که یه اداره دولتیه کلی کاسبی میکنم ! تمام لوازم التحریر خونه مون از خودکار مدادهایی که بهمون داده میشه تامین میشه ! کاغذهای A4 که میذارن تو پرینتزم تا پرونده ها رو پرینت بگیرم , دسته دسته جمع میکنم و میبرم خونه و میذارم تو پرنتر خودم و زرت و زرت پرینت میکنم برای خودم ! جعبه های بزرگ بیسکویت گرجی که بهمون میدن برای مهمون ها توی جلسه , همه رو عصر ها که دارم میام خونه میدم به این بچه هایی که کنار خیابون گدایی میکنن و بجاش بیلاخ میدم به مهمون ها ! حتا گوش شیطون کرد رم و سی پی یو و چند تا از قطعات کامپیوتر اداره رو هم با مال آرتین عوض کردم و تازه غر هم زدم که چرا این کامپیوتر اینقدر قراضه ست و اومدن بردنش و یه دونه نو دیگه آوردن گذاشتن برام :) . میوه هایی هم که سهمیه بهمون میدن هم میره تو کیفم و سر راه میدم به این پسرهای فال فروش و کلی از اینها منو میشناسن و هر وقت میبینن دارم میام میان دوره م میکنن کمی حرف میزنیم و شوخی میکنیم و اگه چیزی داشته باشم هم بهشون میدم . خلاصه از نوار چسب تا دستمال توالت و کلینکس و قند و سوزن منگنه و پونز و لامپ و استارتر مهتابی و سوزن ته گرد و هر چی که بتونم تو کیفم بچپونم و ببرم , از اینها به عنوان تبرک میبرم خونه و کلی هم حال میکنم . به شما هم توصیه میکنم اگه تو یه اداره دولتی مشغول به کار هستین تا دستتون میاد از اداره بکنین و ببرین که ثواب داره , البته !!! جوری باشه که به مردم ضرر نرسونه و فقط خوار – مادر دولت رو اتوبوس دو طبقه کنه :

اتفاقی امروز برام پیش اومد که ارتباط جالبی به همین مساله داره و گفتم براتون بنویسم تا اگه شما هم در زندگیتون چنین موردی براتون پیش اومد ثواب این دنیا و آخرت رو از دست ندین :

تو کوچه ما پر از پیر پاتاله و یه محل قدیمیه که ساکنینش سالهاست اینجا زندگی میکنن . هر چند که کم کم داره بافتش رو از دست میده و بیشتر ساکنینش هر از گاهی به لقا الله پرتاب میشن و خونه هاشون که همه هم ویلایی و چند هزار متری هست تبدیل میشه به برج های چندین طبقه و درسته میرینه به محل ما ! با این همه هنوز که هنوزه قابل تحمله . ته کوچه که بن بست هم هست , یه پیرمرد تنها زندگی میکنه که خیلی دوستش دارم . خیلی وقته که هر از گاهی که غذایی درست میکنم , کمی هم میریزم توی ظرف و میبرم میدم بهش . کلی خوشحال میشه . بعضی وقتها عصرها هم با مرتیکه میریم پیشش و بهش سر میزنیم و مرتیکه با سگش بازی میکنه و منم ازش در مورد باغبونی کلی اطلاعات یاد میگیرم . امروز ظهر هم ناهار لوبیا پلو درست کردم و کمی توی ظرف ریختم و روش سلفون کشیدم و بردم براش . غذا رو که بهش دادم بر عکس همیشه که کلی ذوق مرگ میشد , این دفعه چندان خوشحال نشد و کلی ناراحت بود . نگرانش شدم و رفتم تو کمی سوال پیچش کردم تا آخر گفت که احساس میکنه مرگش فرا رسیده ! از همین شعر و ورهایی که آدم های تنها و بیکس به سرشون میزنه و قاطی میکنن ! کمی دلداریش دادم ولی هر کاری کردم اخمهاش باز نشد که نشد ! داشت درد و دل میکرد که بچه هاش رفتن خارج و حالی ازش نمیپرسن و این خونه هم بعد از مرگش میرسه به اونها و راضی نیست برسه به اونا و دلش میخواد این خونه رو صرف کاری بکنه و تصمیم داره قبل از مرگش بفروشش و چند تا مسجد بسازه و خودش هم بره تو خونه سالمندان تا وقتی که بمیره ! وقتی این حرف رو زد با خودم گفتم اگه کاری نکنم , این پول حروم مسجد یا توالت گذری که میشه هیچی , در بقای اسلام هم موثره و مانع از انقراض اسلام میشه . کمی فکر کردم و یهو یاد پدر بزرگ مادریم افتادم :

" پدر بزرگ مادریم وقتی داشته میمرده , همه دخترها و پسرهاش جمع شده بودن خونه ش و ما بچه ها هم بودیم که البته اون زمان هم بچه نبودیم و خرچه بودیم !!!! تو همسایگی پدر بزرگم یه زن 55 ساله بیوه زندگی میکرد که همیشه خدا مراقب پدر بزرگم بود . چون مادر بزرگم زمان شاه فقید " که نور به قبر خودش و پدرش بباره " فوت کرده بود و پدر بزرگم تنها زندگی میکرد . تا اینکه پدر بزرگم سرطان میگیره و مادرم و خاله هام هم که میبینن پدر بزرگم نفس های آخر رو داره میکشه , با همدیگه تصمیم میگیرن که بیان و یه کار خیری انجام بدن و کاری کنن این خانم که خیلی هم به گردن پدر بزرگم حق داشته , بقیه عمر رو راحت زندگی کنه . پدر بزرگم بازنشسته وزارت خارجه بود و اون زمان حدود 300 هزار تومن بازنشستگی میگرفت . خلاصه خاله ها و مادرم رفتن این خانم رو آوردن و گفتن میخواهیم تو رو به عقد دائم پدرمون در بیاریم که بعد از مرگش همه حقوق و مزایای بازنشستگیش به تو برسه و دولت نتونه بخوره ! به عبارتی حدود 40 سال پدر بزرگم از دولت پول گرفته بود و حالا یه 40 سال هم این خانم از دولت بکنه و نوش جان کنه ! والا ! از جیب خانواده ما که نمیرفت ؟ خلاصه پدرم هم رفت به محضر یکی از دوستهاش و یه حاج آقایی رو همون شبانه به زور برداشتن آوردن و صیغه عقد رو خوندن و همه مدارک رو تکمیل کردن و این خانم رو به عقد دائم پدر بزرگم در آوردن و رسمن همسر قانونیش شد . اتفاقن خود پدر بزرگم هم با همون حال زارش خیلی خوشحال میشه و به بچه هاش میگه حالا که همه شما وضع مالیتون خوبه " خوب که چه عرض کنم , عالیه " من این خونه رو هم اگه رضایت بدین بنام این خانم کنم که خیلی به من خدمت کرده . همه بچه هاش هم با کمال میل رضایت میدن و خلاصه منزل پدریشون رو هم بنام این خانم میکنن و درست 2 روز بعد از این جریانات هم پدر بزرگم با آرامش کامل در حالیکه لبخند میزده فوت میکنه "

منم این جریان رو برای پیرمرده تعریف کردم و دیدم نیشش باز شد و با کلی خجالت بهم گفت که اگه کسی رو مثل اون خانم سراغ داری با کمال میل حاضرم منم باهاش ازدواج مصلحتی کنم و حتا این خونه رو هم به نامش کنم در عوض بیاد و بهم سر بزنه و کمک حالم باشه و اگر هم خواست همینجا زندگی کنه ! منم که دیدم وقتی پای زن به میون اومد , آقا دین و ایمانش هم به باد رفت و فکر مسجد سازی از سرش افتاد , بهش قول دادم که تا آخر هفته یه نفر رو براش پیدا میکنم ! البته تو ذهنم آماده داشتم ولی چون از اون طرف مطمئن نبودم , به پیرمردهچیزی نگفتم . اونم کسی نیست جز زن چهل و چند ساله تنهایی که 2 تا محل بالاتر از ما سبزی پاک میکنه و خانم ها بهش سفارش میدن و اونم سبزیهاشون رو پاک میکنه و زندگیشو از این راه تامین میکنه و زن خیلی خوبیه .
..
..
حالا غرض و مرز از این مطلب این بود که بهتون بگن :

شما یا اطرافیانتون که احتمال داره فردایی پس فردایی به لقا الله پرتاب بشین یا بشن , من دیدم خیلی از شماها کلی پول کنار میذارین که خانواده بدن به ملاهای جاکش تا براتون نمازهای عقب افتاده و روزه های نگرفته تون رو بگیرن مبادا اون دنیا توی جهنم کنتاکی نشین . اونها هم پولو میذارن جیبشون و میگن کون لقتون ! دمتون هم گرم که اینقدر خرین و شکم ما رو سیر میکنین . بعضی ها هستن وصیت میکنن فلان قدر بعد از مرگ ما بریزین توی زری خانم فلان امام زاده یا بدین به اونهایی که میخوان برن حج و زیارت و این دیوانه بازیها ! خل زیاده و از این کارها هم خیلی میکنن . میخوام بگم , بجای این خل بازیها بگیرین یه کاری کنین که تا ابد پشت سرتون مردم ازتون به خوبی یاد کنن ! برای آدمهای زنده کاری انجام بدین و نه برای حماقت های خودتون ! گور پدر اسلام و نماز و روزه هاش ! اینهمه آدم گرسنه تو جهان سکسلام وجود داره , بازم روزه بگیریم که شکم این آخوندها سیر تر و کون زنهاشون گشاد تر و رینگ پستون هاشون گنده تر بشه ؟ 2 تا بیل خاک تو سر اونهایی که فکر میکنن روزه ها و نماز های قضاشون رو باید جبران کنن . اگه پولتون زیادی کرده , خرج بیماران کلیوی کنین ! خرج کودکان سرطانی کنین . خرج بیماران دیابتی کنین ! خرج پیرمردها و پیرزنهای خانه سالمندان کنین . خرج آزادی زندانیهای بی کس و فقیر کنین ! خرج زنان بیوه و مطلقه بی پناه کنین که نرن فاحشه بشن ! خرج خانواده های نیازمند و آبرو دار کنین !
مسجد نسازین ! امامزاده نسازین ! صندوق صدقه نسازین ! پول حج و زیارت ندین ! بجای این مظاهر حماقت و خریت محض , مدرسه بسازین که سطح دانش آیندگان کشور بالا بره . بجای اون بیمارستان بسازین که بیماران زجر نکشن ! بجای اون دستگاه دیالیز بخرین و هدیه کنین به بیمارستان . بجای اون تولت عمومی بسازین که زنها دعاتون کنن . بجای اون پارک و فضای سبز درست کنین تا مردم لذت ببرن و روحشون شاد بشه . زمین بازی برای بچه ها درست کنین . استخر برای بچه ها درست کنین . بجای اون آپارتمان های 40 متری درست کنین و به زن و شوهرهای جوون و تازه عروسی کرده بدین ! بجای اون هزینه ازدواج و جهیزیه دخترهای دم بخت رو تامین کنین . هزینه تحصیل بچه های فقیر و با استعداد رو تامین کنین که بخاطر فقر ترک تحصیل نکنن . کارخونه بسازین . به بخش کشاورزی کمک کنین . توی روستاها چاه عمیق بزنین . براشون مدرسه بسازین . براشون درمانگاه درست کنین . چند کیلومتر راه بسازین . و یا همین کاری که پدر بزرگ من کرد . اگه کسی رو ندارین یا بچه هاتون بزرگ شدن و دستشون به دهنشون میرسه و روی پای خودشون ایستادن و نیازمند کسی نیستن , به آدمهایی از این دست کمک کنین . دعای خیر اگه دنبالشین اینهاست ! نه مسجدی که فقط بدرد شاش کردن گذری و کپیدن یه عده تنه لش میخوره . نه وضو خونه ای که بدرد اخ و تف انداختن میخوره ! نه صندوق صدقه ای که پولهاش درسته میره تو جیب تروریست های ک .. خل الله ! نه زیارت قبرهایی که معلوم نیست کی بودن و چی بودن , یه مشت یاغی و شورشی حروم زاده ! پولهاتون رو بدین و زندانیانیانی که بخاطر 300 هزار تومن سالهاست دارن تو زندان میپوسن تا آزاد بشن و برن کار کنن و کشور رو آباد کنن . هزینه تحصیل دانشجوهای نیازمند رو تامین کنین . کتاب بخرین و رایگان در اختیار کتابخونه ها قرار بدین . مراکز آموزشی درست کنین . سوله برای افراد بی سر پناه و کارتن خواب بسازین تا زمستونها از سرما یخ نزنن . به تمام مقدساتی که شما میپرستین و من نمیپرستم فقط ساختن یک توالت عمومی شرف داره به صدها هزار مسجد ساختن !!!!!!!

مسلمونی ، باش , کافری ، باش ! هر خری میخوای باش ! ولی وجدان و شعور و منطق داشته باش . مسلمونی مسجد ساختن نیست . نماز خوندن نیست . غسل و غساله نیست . الان هر فاحشه و تروریست و دزد و حروم زاده و آخوندی هم این کارها رو میکنه ! مسلمونی یعنی انسان ها رو ارج نهادن . به انسانها امید زندگی دادن . به انسانها درس دادن . برای انسانیت و زنده ها ارزش قائل شدن .

امیدوارم این مطلب بتونه چشمهای کور و غبار گرفته بعضی ها رو کمی باز کنه !!!!

تکبیر.



........................................................................................

Sunday, July 23, 2006

سوتی های آخر شب :

اسم سوتی که میاد نمیدونم چرا یهو یاد این خواهر بی ناموس , زیتون , می افتم ! از بس که این خواهر مکرمه سوتی های خودشو لو میده و دم به ساعت مُچ خودشو میگیره که آدم تا اسم سوتی میشنوه یاد زیتون می افته ! به هر حال .. من عقیده دارم همه آدمها کم و زیاد سوتی میدن و هر کدوم از ما به نوعی خل هستیم و گاهی چنان خرابکاری هایی میکنیم که یاد آوریش آدم رو ساعتها خجالت زده میکنه . سوتی هم دست کمی از گند زدن نداره . اما سوتی داریم تا سوتی ! من با اینکه خیلی کم سوتی میدم ولی وقتی هم که سوتی میدم چنان گندی میزنم که تا یکسال میشه سوژه :

آقا ما دیشب این آرتین رو کلی مالوندیم و هندونه و خربزه و هر چی میوه جالیزی بود رو چپوندیم زیر بغلش تا ما رو بستنی مهمون کنه ! بالاخره هم کلی چسی اومد برامون و قبول کرد ولی به حساب من ! تقصیر نداره دیگه , مرده ! قرار شد اول بریم این تونل رسالت رو کشف رمز یا زهرا کنیم . بعد از اینکه افتتاحش کردیم و کلی هم توی ترافیک اعصابمون خر شد , برگشتنی گفتیم بریم بستنی منصور و بستنی ای بزنیم توی رگ و بعد هم بریم خونه . طبق معمول صف بود از کجا تا کجا , جای پارک هم نبود از بس که ماشین ایستاده بود . آخر کمی جلوتر من پیاده شدم برم بستنی بخرم و آغا آرتین هم رفت صد کیلومتر جلوتر نگه داشت ! پیاده راه افتادم به سمت بستنی فروشی . تو دلم هی آرتین رو فحش میدادم که منو کجا پیدا کرد و تازه خودش هم کلی رفته جلوتر ! بالاخره رسیدم و ایستادم تو صف صندوق !
حدود 10 دقیقه بعد نوبتم رسید و یه بستنی میوه ای معمولی واسه مرتیکه سفارش دادم و یه بستنی میوه ای نیم کیلویی هم برای خودم و یک بستنی نونی با 2 تا نون اضافه (!) هم واسه آرتین جواد ! بستنی نونی رو گذاشت توی کیسه نایلون و داد دستم و اون دو تاب ستنی میوه ای لیوانی رو هم جدا جدا گرفتم و راه افتادم به سمت ماشین ! ردیف به ردیف ماشین ایستاده بود و هی چشم میچرخوندم ماشین رو پیدا کنم ولی نبود که نبود ! منم داشتم جوش میاوردم که این ابله رفته کجا ماشین رو نگه داشته و هر چی نگاه میکردم ماشین رو پیدا نمیکردم ! بستنی ها هم داشت کم کم آب میشد تو دستم و بیشتر اعصابمو خرد کرده بود !
خلاصه از دور چشمم افتاد به ماشین و قدم هام رو تند کردم و با حرص رفتم سمت راننده و نایلون بستنی نونی رو پرت کردم رو پای آرتین و گفتم کوفت کن و بعد هم با عصبانیت در عقب رو باز کردم و نشستم تو ماشین و شروع کردم فحش و بد بیراه دادن به آرتین ! یه ده دقیقه ای که حسابی فحشش دادم و خالی شدم و حرصم خوابید بستنی رو اومدم بدم به مرتیکه که دیدم مرتیکه ای در کار نیست و یه پسره نره خر کنارم نشسته , وحشت کردم و فوری نگاهی به راننده انداختم ببینم آرتین چی شده ؟ یه مرد جا افتاده تو جای راننده نشسته بود و یه زن هم کنارش و با چشم های از حدقه در اومده داشتن منو نگاه میکردن !!! تازه فهمیدم چیکار کردم و ماشینمونو با ماشین اونها اشتباه گرفتم و از بس عصبانی بودم که دقت نکردم سوار ماشین کی شدم !
- ای وای ببخشید ! ماشینو اشتباه گرفتم !
خانم چقدر عصبانی هستین ! خوب نیست اینقدر آدم عصبانی باشه سکته میکنین !
- آها .. بله ... بخشید ... چشم دیگه عصبانی نمیشم !
تندی پیاده شدم و بستی وا رفته آرتین رو که حالا بیشتر شبیه خمیر بود از دست مرده گرفتم و رفتم ماشین خودمونو پیدا کنم و چند متر جلوتر پیداش کردم ! ایندفعه رفتم و اول قیافه راننده رو خوب تماشا کردم و بعد که دیدم خود آرتینه , بستنی رو پرت کردم تو بغلش و رفتم عقب پیش مرتیکه نشستم و بستنیش رو دادم دستش و مشغول خوردن بستی شدم ! حیف که دیگه فحشم نمی اومد و تو ماشین اون بدبختها خودمو خالی کرده بودم !

هنوزم که هنوزه وقتی یادم میافته چیکار کردم لپهام سرخ میشه و یاد این زیتون می افتم . ای خدا خفه ت نکنه زیتون با این سوتی هات :)



........................................................................................

Saturday, July 22, 2006

تونل رسالت , شاهکار معماری جهان :

تونل رسالت رو که چند روز پیش افتتاح شد رو دیدین ؟ شاهکار معماری جهانه ! به همین روح مادر رهبر قسم میخورم که شاهکار مهندسی قرن باید بهش لقب داد . اینقدر این تونل پیشرفته و علمی و با ابهت ساخته شده که آدم مات و خیره میمونه که خداوندا چه آفریدی .... ؟ .... بقیه ش رو حالا نمی نویسم :

خیلی دلم میخواست این تونل کذایی رو که ساختش 9 سال طول کشید رو ببینم . هفته قبل بود که محمود خوشگله , رئیس جمهور کشورمون رو میگم , یه فرش 12 متری توی تونل پهن کرد بجای سجاده و نماز شکر خوند به پاس افتتاح این تونل و رسمن این تونل رو افتتاح کرد . " آقا من نمیدونم این چه حکایتیه در کشور ما که هر چیزی رو میخوان افتتاح کنن باید براش مثل جنازه نماز بخونن ؟ شما فهمیدین منم خبر کنین " .
خلاصه دیروز شال و کلاه کردیم و همگی سوار ماشین شدیم و رفتیم برای دیدن این شاهکار معماری قرن ! طبق گفته های مسئولین , این تونل بار ترافیکی کلی از اتوبانهای اطراف رو باید کم میکرد و کلی هم در مصرف بنزین صرفه جویی ایجاد میکرد . راستش ما وقتی به تونل رسیدیم البته به فاصله 2 – 3 هزار متری نرسیده به تونل , گرفتار چنان ترافیک خوشگلی شدیم که قبل از این جریان , تو مسیر میدون آرژانتین به سمت مُلا گریان " سید خندان " سابقه نداشت ! تازه اون زمان این تونل میانبر (!) هم وجود نداشت !!!!! خلاصه بعد از نیم ساعت حرص و جوش رسیدیم به دهانه تونل ! یا العجب ... تونل نگو , سوراخ موش بگو ! صد رحمت به تونل های جاده هراز و فیروزکوه که از این خوشگل تر بودن ! خلاصه با کلی ترس و لرز وارد تونل شدیم که مبادا مثل خیابونهای تهران که هر از گاهی یهو کمی فرو میرن (!) این تونل هم سرمون آوار بشه . هنوز هنوز چند ثانیه نگذشته بود که ازش خارج شدیم و دوباره وارد یه تونل دیگه شدیم و این یکی هم به یک دقیقه نکشیده ازش خارج شدیم ! پناه بر خدا ! سرمو به اطراف و پشت و جلو چرخوندم ببینم بازم تونل هست ؟ ولی دیگه چیزی نبود ! بعد با صدای بلندی گفتم : همین بود ؟؟؟؟؟ 9 سال زمان صرف شد برای ساخت همین یک کیلومتر تونل ؟؟؟؟؟
..
..
- ایجاد تونل رسالت 9 سال پیش شروع شد و در 25 تیر ماه 1385 خورشیدی به پایان رسید . این تونل با طول 1900 متر شرق و غرب تهران رو به هم متصل میکنه . طول تونل کوچک اون 150 متر و طول تونل بزرگ اون 840 متر هست که در مجموع 2 باند رفت و برگشتش روی هم 1900 متر طول داره !!! این تونل با هزینه 645 میلیارد ریال یا بعبارتی 64 میلیارد و 500 میلیون تومن ساخته شد .

- تونل دریایی مانش که کشور فرانسه رو به کشور انگلستان متصل میکنه و از زیر دریای مانش عبور میکنه سال 1985 ساختش آغاز شد و در سال 1994 به پایان رسید . این تونل شامل 3 تونل میشه که 2 تونل اون برای اتومبیل ها و یک تونل برای قطار ایجاد شده . این تونل 50 کیلومتر طول داره و در عمق 45 متری زیر بستر دریا ساخته شده . قطارهایی که در این تونل رفت و آمد میکنن با سرعت بیش از 160 کیلومتر در ساعت تردد میکنن . این تونل با این مشخصات و این فاصله در مدت 9 سال ساخته شد !!!!!

فرقی که بین تونل مانش و تونل رسالت وجود داره اینه که ساختن تونل در زیر دریا و در عمق 45 متری زیر بستر دریا و به طول 50 کیلومتر بسیار سخت تر و مشکل تره تا ساختن یک تونل در روی سطح زمین اونهم به طول یک و نیم کیلومتر ! و اینجاست که میشه نتیجه گرفت در کشور ما چه شاهکار مهندسی ای ایجاد شده و باید هم دست مریزاد گفت به سازندگان این تونل که تونستن در مدت 9 سال تونلی بسازن که فقط یک و نیم کیلومتر طول داشته و تازه بعد از این مدت هم هنوز این تونل خیلی قسمت هاش ناقصه و کمربندی ها و انحرافی های اطرافش هم هنوز تکمیل نشده و حتا ترافیک شدیدی هم در اون وجود داره !

طبق آمار ارائه شده سازمان ترافیک شهر تهران , ساخت این تونل باعث شده که سرعت تردد در اتوبانهای اطراف این تونل به حدود 6 کیلومتر در ساعت افزایش پیدا کنه و همینطور مقدار پخش آلاینده ها یعنی دود اتومبیل ها به شدت کاهش پیدا کنه و همینطور صرفه حویی بزرگی در مصرف سوخت ایجاد بشه و کاهش مسافت و عمر تلف شده افراد و ... که در کل روزانه یک میلیارد تومان صرفه جویی برای مردم در بر داشته ! حالا نکته ایجاست که ساخت این تونل که در حالت عادی باید در کمتر از 2 سال به پایان میرسید , 9 سال به درازا کشیده و اگه حساب کنید که به ازای هر یک روزی که این تونل دیرتر به بهره برداری رسید چقدر ضرر به کشور و مردم ما وارد شده , به رقم خیلی خوشگل 2 تریلیون و پونصد و پنجاه و پنج میلیارد تومان میرسید !
حالا بگذریم از اینکه سایر پروژه ها و ساختمانهای دیگه کشور ما هم دست کمی از این تونل ندارن . برای نمونه برج کذایی میلاد که هنوز یکسال و نیم دیگه مونده تا تکمیل بشه و نبود همین برج چقدر ضرر به مردم ما که آنتن های موبایلشون هنوز زمینیه وارد کرده و بخاطر آنتن ندادن و اشتباه افتادن و .. چقدر پول مفت به جیب مخابرات سرازیر کرده و آنتن های تلویزیون مردم هنوز هم افتضاح نشون میده و ... ! در آخر فقط میرسیم به اینکه شما حتا در کشور ایران میلیاردها دلار هم ثروت داشته باشین , در استفاده از اموال عمومی با یک عمله یا کارتن خواب هیچ تفاوتی ندارین . هم اون باید از خیابون های شلوغ و پر دود رد بشه و هم شما , هم شما این هوای کثافت رو تنفس میکنین هم اون ! هم شما حرص و جوش میخورین و هم اون " البته اونها این یکی رو ندارن بقول معروف نه زن دارم نه بچه نه غم دارم نه غصه " ! پس نتیجه میشه اینکه اگه یه جو عقل دارین و امکانش رو هم دارین , بذارین از این کشور برین و عمر و سرمایه و جسم خودتون رو حروم نکنین که هر روزیکه بیشتر در ایران بمونین , بیشتر زندگیتون تباه میشه و روزی به خودتون میایین که خیلی دیره و راه گریزی وجود نداره ... تا وقتی خورشید اسلام بر فرق سر مردم ایران میتابه , زندگی در ایران یعنی فرسایش و مرگ و عذاب !

تکبیر.



........................................................................................

Friday, July 21, 2006

دنیای شیرین مذهب و سیاست :

کلمه سیاست از ریشه سالوس میاد که به معنی نیرنگ و فریب و ریا ست . در واقع سیاست نوعی علم غلبه کردن بر دیگران بوسیله نیروی فکر بدون درگیری فیزیکیه ! چیزی که در حیوانات کمتر وجود داره و در انسان فوارن میکنه . حتا بچه ها هم در دوران کودکی سیاست رو میدونن و ازش استفاده میکنن . وقتی بچه ای چیزی میخواد و میدونه بهش نمیدی , با همون عقل کودکانه ش برمیگرده بهت میگه : بلدی اونی که اون بالاس بدی بهم ؟؟؟؟ :) . در اصول کشورداری و جهانی و منطقه ای هم سیاست رل تعیین کننده ای رو ایفا میکنه و بیشتر شبیه به یک بازی پشت پرده و پنهانه تا نبرد رو در رو مخصوصن که این روزها انسان امروزی کمتر از طریق کوفتمان سعی میکنه کارش رو پیش ببره , که اگه اینطور بود و مثل 50 – 60 سال پیش و دوره هیتلر ( ره ) قرار بود همه چیز با زبون کلانتری حل بشه , نسل بشر تا حالا از روی زمین منقرض شده بود ! هر چند از حق هم نگذریم امروزه روز یک دینی در جهان داره قدرت میگیره که اگه زودتر جلوش رو نگیرن , دنیا رو منقرض میکنه , چه برسه به نسل بشر ! این دین هم اسلامه ! شاید بگین تو چه پدر کشتگی ای با این اسلام مادر به خطا داری که هر چی میشه می چسبونیش به ناف اسلام ؟
به مرگ رهبر ( ع ) که نه به مرگ مادر هر جایی احمدی نژاد قسم که من بی تقصیرم . مگه شما خودتون خبرها و نظرها رو نمیخونین در اخبار دنیا ؟ که از فیلیپین و مالزی و سنگاپور و هند و پاکستان و روسیه و آمریکا و فلسطین و ترکیه و عراق و ایران و افغانستان و کشمیر و عربستان و مصر و لیبی و الجزایر و بوسنی و چچن اینگوش و انگستان و ... همه جا فقط صدای بمب و موشک های مسلمونهاست که به گوش میرسه ؟ مگه نمیبینین هر چیزی که توی دنیا میترکه و هر آدمی که در دنیا کشته میشه باعث و بانی اون مسلمونها هستن ؟ همین چند تا کشوری که برای دست گرمی نام بردم , کره زمین رو براتون محاصره کرده ! از آسیای جنوب شرقی رفت تا روسیه و آسیا و آفریقا و آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی و فقط مونده قطب شمال و جنوب که اونم چون احتمالن اسلام در اونجا ممکنه قندیل بزنه و با ذات اسلام که گرمایی بوده , مغایره , در اونجاها نفوذ نکرده !

خلاصه که همه آتیش های این دنیای امروزی زیر سر این مسلمونها و دین اونهاست که از سیاست نه تنها چیزی نمیدونن که بطور ناشیانه و احمقانه ای ادعای سیاستشون هم میشه . مثلن میان بزنن ابروشو درست کنن میزنن چشمشم کور میکنن . برای نمونه همین کشور دوست و مسلمان و برادر عراق !
آقا دقت کردین این عراقی ها چقدر آدم های باحالی هستن ؟ نه خداییش از اینها باحال تر کجا دیدین ؟ البته بجز افغانستان و فلسطین :) . این برادران مسلمان و برادر عراقی , مخالف سیاست های آمریکا هستن و میگن مرگ بر آمریکا ! مرگ بر استعمار ! بعد اینها میخوان یه حکومت مرکزی داشته باشن که فقط خود عراقی ها مسئول اداره اون باشن . خب اینها هم چیز بدی نیست و تا اینجا ایرادی دیده نمیشه ! پس اینها باید اعتراض نشون بدن اما اینها به ترک ها صد تا سور زدن توی خریت ! چونکه اینها میگن ما با آمریکایی ها چون مشکل داریم , باید بزنیم خوار – مادر هم وطن های خودمونو سرویس کنیم و هر روز کلی عراقی و هم وطن رو بزنیم بکشیم و تار و مار کنیم تا اینطوری اعتراضمون رو نشون آمریکایی ها بدیم و به مردم دنیا نشون بدیم که خر تر از ما تو دنیا پیدا نمیشه . حالا توی 2 ماه گذشته 14 هزار عراقی رو خود عراقی زدن ترکوندن و توی این چند ساله که آمریکا در عراق حضور داره فقط 2500 نفر آمریکایی کشته شدن . جالبه نه ؟ آقا منطق و سیاست رو دارین ؟ من که مات و مبهوت این سیاستم ...

- حالا یه سر هم بزنیم به میهن آریایی – اسلامی و شهید پرور ایران خودمون که برای سرگرمی بد نیست ! آقا ما در کشوری زندگی میکنیم که همیشه خدا 2 تا دشمن و لولو سر خرمن توی اون وجود داشته و 27 ساله مدام میگیم دشمن دشمن ! یکی آمریکا یا شیطان بزرگ و یکی هم اسرائیل یا کسی که ارث پدر ما رو خورده ! تمام تاریخ اسلام رو زیر و رو کنین جایی پیدا نمیشه که بفهمین ریشه این کینه و دشمنی رژیم ایران با اسرائیل چیه ؟ بجز اینکه میرسین به اونجا که خمینی ملعون ملقب به جاکش کبیر این حرف رو از خشتک مبارکش بیرون کشیده ! راستی کسی میدونه که سید حسن خمینی ایرانی نیست و متولد لبنانه ؟ بدونین اونوقت هضم اینکه این مردک پوفیوز با چمدون های مملو از دلار هر بار وارد لبنان میشه , آسون تره . حالا میدونین جالب ترین قسمت قضیه چیه ؟ اینه که این اسرائیلی ها هرگز در کار کشور ما دخالت نکردن و هیچ ضرری به ما نرسوندن ! اسرائیلی ها هیچ وقت نگفتن خلیج فارس یک خلیج عربیه (!) . اسرائیلی ها هرگز نگفتن که استان خوزستان متعلق به اعراب بوده و اهواز رو بصورت " احواز " بنویسن ! اسرائیلی ها هیچ وقت نگفتن که جزایر ایرانی تنب بزرگ و کوچک متعلق به اونهاست ! اسرائیلی ها هیچ وقت نگفتن ایرانیها دشمن اونها هستن و باید کشورشون رو با نداد پاک کن از روی نقشه های جغرافیا پاک کرد !!! متوجه که میشین ؟ ولی ما چی ؟ دائم میگیم مرگ بر اسرائیل ! اسرائیل رو قبول نداریم ولی پرچم یا نماد وجود کشور اسرائیل رو آتش میزنیم . چقدر بامزه :) . اینه راز دشمن فرضی ما , اسرائیل !

- بریم به کشور برادر و دوست و مسلمان افغانستان ! آقا این افغانیها هم توی خریت دست کمی از عراقی ها ندارن . روم به دیوار البته ! میگین نه ؟ اینم شاهد : از روز اولی که آمریکا طالبان رو ترکوند تا به امروز در کل 2000 نفر آمریکایی هم توی عراق کشته نشده , اما روزانه چندین نفر افغانی بدست خود افغانیها کشته میشن . نمونه اون همین چند وقت پیش بود که یه اتومبیل ارتش آمریکا بخاطر بریدن ترمز به یه ماشین برخورد میخونه و 2 نفر کشته میشن ! بعد میدونین چه اتفاقی می افته ؟ افغانیهای جان بر کف شورش میکنن و تظاهرات بر ضد آمریکایی ها و بعد خودشون میزنن 50 نفر از خودشون رو میکشن :) . خداییش میبینین چقدر این ها باحالن ؟ حالا بریم سراغ بقیه :

- کشور دوست و برادر و مسلمان فلسطین ! آقا یه بنده خدایی چرچیل نام , حدود 60 – 70 سال پیش یهو به سرش زد و گفت خوبه که در قلب جهان اسلام یه کشوری تاسیس بشه که 180 درجه با مسلمونها فرق داشته باشه و بعد هم باعث بشه تا قیامت این منطقه دچار بحران باشه تا اینطوری منافع خاور میانه ای کشور متبوعش به خطر نیافته و هزار و یک مورد سیاسی دیگه که فقط خودش سر در میاورد . البته که اون زمان این فقط یک ایده بود و به فراموشی سپرده شد اما چند سال بعد بعضی ها اومدن و این نظر رو جدی گرفتن و با ایجاد کشور اسرائیل درسته ریدن توی خاورمیانه ! البته بعد هم خود عربها با سیاست های باحال خودشون کار اسرائیل رو راحت تر کردن و بیشتر بهش زمین دادن . برای نمونه اون مردک خل وضع انور سادات بود که با جنگ 6 روزه باعث شد نه تنها ارتش اعراب شکست بخوره که کلی هم زمین دست اسرائیل افتاد و اون منطقه به دو قسمت تقسیم شد . زمینهای بهتر و باحال تر شد جزو کشور مقدس اسرائیل و باقی تپه ماهورها و بیابون ها شد قسمت مسلمونهای حروم زاده . خب تا اینجا هم مشکلی وجود نداشت ! اما قضیه از وقتی پیچیده شد که بعد از سالها سنگ پراکنی مسلمونهای وحشی به سمت دشمن فرضی , اسرائیل , حکومت ایران تصمیم گرفت یک مترسکی در این منطقه ایجاد کنه بنام حزب الله ! این عروسک خیمه شب بازی تشکیل شد و هر ساله کلی پول بی زبون ملت ایران درسته رفت تو جیب اینها , بجای اینکه خرج مردم مملکت خودمون بشه و کم کم این حزب الله شد یه غول بی شاخ و دم و ایران هم سالانه 150 میلیون دلار بهش کمک میکرد و سلاح بهش میداد و موشک بود که در سوریه از هواپیما تخلیه میشد و به لبنان و مقر حرب الله حمل میشد و کارشناسان نظامی سپاه پاسداران افراد حزب الله رو آموزش میدادن و پناهگاه میساختن و ... !
خلاصه بازم گذشت و گذشت تا اینکه قرار شد بعد از سالها کشور مستقل فلسطین رسمن تاسیس بشه و به سالها جنگ و درگیری در این منطقه پایان داده بشه ! اما این وسط اتفاق جالبی افتاد و یکی دو حزب اسلامی خواه به قدرت رسیدن و خماس قدرت رو در فلسطین بدست گرفت و حزب الله هم در لبنان عملن شد همه کاره و کسانیکه اعتراض میکردن حزب الله ترتیبشون رو میداد . اسرائیل هم این وسط برای اینکه هر چه زودتر صلح برقرار بشه اقدام به تخلیه زمین های فلسطینی ها کرد و شهرک هاش رو برچید تا سریعتر به صلح برسن . حالا اینجا 2 راه پیش روی برادران حزب الله بود :
یکی اینکه بگیرن این زمینها رو با پول بی حد ومرزی که از رژیم ایران دریافت میکردن , به نفع مردم خودشون آباد کنن و با خلع سلاح و صلح , زمین دریافت کنن و زندگی خوبی برای مردم درست کنن و دیگه اینکه طرف حکومت ایران رو بگیرن و با گوش دادن به دستورات دیوانگان رژیم ایران و بازی در نقش مزدوران رژیم ایران , هم مردم خودشون و هم موجودیت خودشون رو از بین ببرن . و خب دیدیم که راه دوم رو در پیش گرفتن ! اصلن معنی اسلام به نظر من باید توی فرهنگ های لغت جهان تغییر پیدا کنه به : ترور , قتل , تجاوز , دیوانگی , خریت , عقده گشایی , جنگ , آنارشیسم , فساد اخلاقی , تعفن , لجن , مدفوع , شاش , سرگین و ... ! چون اگه خوب نگاه کنین متوجه میشین که چقدر به این معانی شبیهه ! شما نگاه کنین :
- پولهای مفت و میلیونها دلار پولی که به زور از مردم کشور ایران گرفته میشد و بدست همین حزب الله میرسه از طرف رژیم ایران , میتونست برای مردم لبنان چقدر مفید باشه ! در صورتیکه تمام این پولها فقط و فقط صرف خرید سلاح و ساخت پرچم و جذب تروریست و ایجاد سازمانها و نهادها و دفاتر این سازمان و .. شد و در نهایت هم این گروه کاری کرد که نه تنها خودش رو نابود کرد , که مردم و کشور لبنان رو هم به خاک و خون کشید ! تصور میکنین گروهک زپرتی حزب الله میتونه در برابر ارتش اسرائیل که جزو چهارمین ارتش بزرگ جهان به حساب میاد مقاومت کنه ؟ 2 تا بیلاخ !!!!!! آمریکا و چین و روسیه و اسرائیل بزرگترین و مدرن ترین ارتش های جهان رو دارن و اونوقت حزب الله میخواد با اینها مقابله کنه ؟ 4 تا بیلاخ !! خوبه بدونین مجموع هواپیماهای نیروی هوایی اسرائیل از مجموع هواپیماهای جنگی دو کشور فرانسه و انگلیس بیشتره ! 15 سال قبل تعداد 200 بمب اتمی در کشور اسرائیل وجود داشته و حالا چقدر بمب و موشک اتمی در اختیار این کشوره معلوم نیست و همینطوری بگیر برو تا آخر . حالا امکانات نظامی جای خود , سازمان اطلاعاتی موساد که در دنیا معروفه هم جای خود , ماهواره های جاسوسی اسرائیل که سایه یک چوب کبریت در فاصله 5 سانتیمتری از سطح زمین رو میتونن شناسایی کنن رو هم داشته باشین ! حالا صبر کنین تا شهروندان خارجی لبنان رو ترک کنن تا ببینین که هیمن سید حسن نثرالله چطوری تنبون به دست در حالیکه موشک های اسرائلی تا دسته تو کونش فرو رفتن در حال فراره ! امروز اسرائیل 24 تن بمب فقط روی یکی از پناهگاههای زیر زمینی اسرائیل خالی کرده در صورتیکه در بغداد هم اینقدر بمب ریخته نشد در طول جنگ !

حالا به نظر شما آیا باید برای مردم لبنان و فلسطین دل سوزوند ؟ برای مردمی که دائم طرفدار حزب الله و خماس هستن و با دیدن انقلاب کثیف اسلامی در ایران عبرت نگرفتن ؟ درسته مردم لبنان تقصیری ندارن اما به نظر من مرگ یکبار , شیون هم یکبار ! خماس و حزب الله دو غده چرکینی هستن که باید کند و دور انداختشون و بدون اونها منطقه مسلمن دارای امنیت میشه و مردم روی صلح رو میبینن اما آتش بس و صلح در این وضعیت باعث تجدید قوای خماس و حزب الله میشه و دوباره 10 سال 20 سال دیگه با کثافت کاری های حزب الله باز این مردم لبنان هستن که تاوانش رو باید پس بدن . پس برای رسیدن به منافع بلند مدت , باید چیزهایی فدا بشه . درست همونطور که در آینده ای نزدیک مردم ایران هم تاوان سکوت و بی تفاوتی 27 ساله خودشون در مقابل رژیم اسلامی با خاک و خون خواهند پرداخت , باشد عبرت آیندگانی که بعد از ما متولد میشن !
آیا اگه این دو گروه تروریستی و رژیم اسلامی ایران وجود نداشتن , اینهمه خون ریخته میشد ؟ اینهمه انسان کشته میشد ؟ جنگ در منطقه وجود داشت ؟ خاورمیانه دارای بحران بود ؟ مردم در بدبختی و فقر و فلاکت بودن ؟ هرگز !
تبلیغاتی که مدام میشنویم از تلویزیون های ایرانی بگوش میرسه و در اون از حملات حزب الله سخن به میون میاد و پیروزیهای اونها در مقابل دشمن فرضی , اسرائیل , به این شکل بوده که تا این لحظه 20 نفر اسرائیلی کشته شدن و 50 نفر هم زخمی و تعداد 15 گاو هم به قتل رسیدن به همراه 2 کودک و در عوض بیش از 300 فلسطینی کشته شدن و نزدیک 1000 نفر زخمی و بیش از 900 هزار نفر هم از خونه و زندگیشون آواره شدن و در کنار اینها تمام زیر بنای کشور لبنان نابود شده که برای اصلاح این ویرانیها به بیش از 10 سال وقت نیازه ! تازه در صورت بودن بودجه کافی چند میلیارد دلاری و نبود موانع !

حالا اگه بری با این دیوانه ها حرف بزنی , بهت میگن ما بهترین سیاست رو در پیش گرفتیم . راست هم میگن ! نظام های اسلامی – دیکتاتوری هرگز به فکر مردم نیستن و هدف و مذهب رو همیشه فدای مردم میکنن ! از نظر این حکومت ها مردم باید بمیرن تا آرمان ها و سمبل ها زنده بمونن اونهم به هر قیمتی که شده حتا به قیمت مرگ و نابودی ! ما ایرانی ها هم رفتارمون خیلی شبیه مردم لبنان و فلسطینه ! ما هم از دولتی حمایت میکنیم که داره دستی دستی ما رو به کشتن میده برای رسیدن به هدف های حنون آمیز خودش . برای حزب الله لبنان هدف یعنی اینکه یک اسرائیلی کشته بشه و در کنارش اگر هم 1000 فلسطینی کشته بشن مهم نیست چون مهم کشتن اسرائیلی هاست حتا یک به هزار ! برای نظام ما هم مهم اینه که ولایت مطلقه وقیح از هر راهی سرپا باقی بمونه حتا به قیمت نابودی و فقر و زوال و تجزیه و قتل و عام مردم کشور ما ! مهم فقط همینهاست و بس ! آیا اسلام اینه ؟ کی میتونه ادعا کنه اسلام غیر از اینه ؟ ما که در هر کشور مسلمانی داریم میبینیم اسلام بجز خشونت و قتل و کشت و کشتار هیچ ارمغان دیگه ای نداشته ! نظر شما غیر از اینه ؟



........................................................................................

Thursday, July 20, 2006

آزمایش اعتیاد :

ما در قوانین اداری ایران , قانون های عجیب و غریب زیاد داریم ! قانون هایی که وقتی کارمندی مشغول به کار هست برای اداره و سازمان , وجود خارجی ندارن و اصلن ازشون خبری نیست و نامرئی هستن , اما وای به وقتی که کارمندی بخواد خودشو بازخرید کنه یا استعفا بده یا اخراج بشه و قرار باشه باهاش تسویه حساب کنن ! اون وقته که هزاران قانون و تبصره از خشتک روسای ادارات خارج میشه و هفت خوان رستم شکل میگیره تا بهانه ای بدست بیارن و بتونن بوسیله اون حق و حقوق قانونی کارمند رو پرداخت نکنن . برای همین هم هست که من قلبن و با تمام وجودم اعتقاد دارم که هر کارمند دولتی تا جایی که توان داره باید از اداره ای که در اون کار میکنه دزدی بکنه و حتا دستمال توالت خونه ش رو هم از اداره کش بره و اینکار ثواب عجیبی هم در این دنیا و هم در اون دنیا داره :

چند وقتیه تقاضای باز خرید شدن دادم اونم بخاطر ترک ایران . دلیلش این بوده که اگه همینطوری ول میکردم و میرفتم , گوزم دستمو نمیگرفت و تازه بدهکار دولت هم میشدم که ترک خدمت کردم بدون اجازه ! اما باز خرید کردن خوبیش اینه که به آدم کلی هم پول میدن و در عوض مزایایی مثل بیمه و بازنشستگی و این چیزها رو حذف میکنن ! با محاسبه سابقه کارم قرار شده بود بهم 8 میلیون تومن بدن ! هر چند این پول ارزشی برام نداره که بخوام بخاطرش اینقدر جون بکنم , اما بقول معروف یک مو از خرس کندن غنیمته و چون این پول از حساب حکومت اسلامی پرداخت میشه و منم برای کشور ایران زحمت کشیدم و در مقابل کارهایی که انجام دادم یک هزارمش رو هم بهم پرداخت نکردن دلم میخواست همه رو از لجشون بگیرم ! تصمیم داشتم نیمی از کل این پول رو هدیه کنم به انجمن حمایت از کودکان سرطانی و باقی رو هم به انجمن بیماران کلیوی که ثوابش از صد میلیارد بار نماز خوندن و روزه گرفتن و حج و زیارت رفتن و کوفت و زهر مارهای دیگه بیشتره .

دیروز نشسته بودم تو اتاقم و داشتم سایت این زیتون بی ناموس رو میخوندم و از نظرات اراذل و اوباش نظر دهنده غش غش میخندیدم که یه نامه برام آوردن از حسابداری که برای تکمیل مراحل بازخرید باید تشریف ببرید آزمایشگاه و تست اعتیاد بدین ! پناه بر خدا !!!!! همین یه کارمون مونده بود که بهمون آرم معتاد بودن و عملی بودن بزنن که زدن ! فوری گوشی رو برداشتم و زنگ زدم به رئیسمون و جریان رو گفتم ! گفت : اگه معتاد باشی مبلغ بازخریدت نصف میشه و اینها هم برای اینکه پول ندن دنبال بهانه هستن ! تو که معتاد نیستی ؟ از چی میترسی ؟
راست هم میگفت معتاد نبودم ولی از بس قرص های آرام بخش میخورم که توی خونم 4 برابر یه معتاد مرفین وجود داره :) . گوشی رو قطع کردم و مشغول کارم شدم تا فردا ...

صبح زود بود که رفتم آزمایشگاه ! ساعت 6 صبح دم در آزمایشگاه ... بودم . واویلا ! صف بود از کجا تا کجا ! نمیدونم این چه حکایتیه که توی ایران ما همیشه باید صف داشته باشیم . باور کنین توی کشورهای چین و هند و ژاپن هم که اینهمه آدمیزاد وجود داره , صف نیست ! ولی تو کشور ما با چُس مثقال جمعیت اینهمه صف ؟ اونم برای آزمایشگاه ؟؟؟ ایستادم توی صف ! طبق معمول خواهران و برادران جدا ! همه تیپ آدمی بودن ! زن حامله و عملی و مریض و غشی و دختر های دم بخت و ... ! آدم با دیدن اینها همه دردهای بدنش محو میشد ! تا ساعت 7 صبر کردیم تا در باز شد و گله گله ما رو فرستادن داخل ! دفترچه بیمه م رو گرفت و برگه ش رو کند و یه فرم داد دستم پر کنم و نفر بعدی ...
فرم رو گرفتم و دیدم روش نوشته : چه داروهایی مصرف میکنید ؟ مشروبات الکلی مصرف میکنید ؟ به چه ماده مخدری اعتیاد دارید ؟ سیگار میکشید ؟
مونده بودم چی بنویسم ؟ هم مشروب میخورم هم سیگار میکشم هم صد جور قرص میخورم ! خلاصه شروع کردم پر کردن و بعد هم برگه رو دادم به خانمی که پشت میز نشسته بود . برگه رو گرفت و با تعجب یه نگاه به برگه کرد و یه نگاه هم به من و آب دهنش رو قورت داد . لابد تو دلش میگفت عجب زن خلافیه !!!!! یه شماره بهم داد و رفتم طبقه بالا قسمت آزمایش ادرار ! نفرت انگیز تر از این نوع آزمایش همون خودشه ! دلیلش اینه که زنها مثل مردها خرطوم و شلنگ ندارم که بتونن درست بشاشن توی هر سوراخی و شاشیدن توی لیوان برای زنها مصیبته و گاهی گند میزنه !!!!!! رفتم بالا و صبر کردم تا شماره رو بخونن . همینطور ردیفی صف بود و هر چند دقیقه 5 تا شماره رو میخوندن و 5 نفر میرفتن و بعد که 5 تا بر میگشتن 5 تای دیگه !
نیم ساعتی طول کشید تا شماره م رو خوند و رفتم داخل و دم در یه پیرزن نشسته بود دستش هم یه دستکش لاستیکی سیاه رنگ بود . شماره رو گرفت و گفت بریم !
- بریم ؟ کجا بریم ؟
بریم ظرفتو پر کنی !
- خب شما کجا میایی ؟ خودم میرم !
خانم نمیشه منم باید باشم ! قانونه !
- یعنی چی قانونه ؟ توی توالتم باید باشی ؟
از بس تقلب کردن که باید یه نفر جلو باشه و ببینه !
- من خجالت میکشم ! چی چی رو باید بیایی تو !
چیه ؟ اصلاح نکردی موهاتو (!) ؟ نترس از این چیزا ما زیاد میبینیم !!!!!

همینمون مونده بود که یه مادر فولاد زره بیاد و ما هم بگیریم جلوش شاش کنیم !!!! حالا خجالت بخوره تو سرش , من جلوی یکی دیگه شاشم نمیاد و کلن شاش بند میشم ! هیچی رفتیم توی دستشویی و مانتومو زدم بالا و شلوارمو کشیدم پایین و با یه حال بدی هم شورتمو کمی کشیدم پایین و زنه هم لیوانو گرفت جلوم تا جیش کنم ! حالا صورتم از خجالت سرخ شده و زنه هم زل زده تو چشمام و منتظره جیش کنم ! ولی مگه میشه ؟
- خانم من اینطوری نمیتونم ! نمیاد !
زود باش خانم مردم تو نوبتن !
- خب نمیاد چیکار کنم ! شما برو بیرون !
نمیشه ! دستوره !
- بابا من آخه کجام به معتادا میخوره ؟ بیا کیف و مانتومم بردار ببر اگه فکر میکنی چیزی توشه !
حالا یه کم زور بزن شاید اومد ! زود باش نگات نمیکنم !
بعد هم روشو گرفت اونور ! رگهای گردنم زده بود بیرون از بس زور زده بودم و شرشر عرق میریختم ولی مگه یه قطره جیش در می اومد ؟ خلاصه آخر زنه از رو رفت و کیفمو گرفت و برد بیرون و تازه لای درو کمی باز گذاشت و خودشم وایساد لای در و پشت به من . منم با خیال راحت جیش کردم و لیوانو دادم بهش و اومدم بیرون !

اینم از تست اعتیاد ما ! تو عمرم همه کار کرده بودم الا شاش کردن جلوی یه زن دیگه که این کارم کردم ! ای بر پدر این معتادهای متقلب لعنت که باعث شدن آدم تو چه هچلی بیافته ! جریان از این قراره که این آغایون عملی برای اینکه ریده بشه توی آزمایششون میگرفتن قرص میریختن توی ظرف آزمایش و نتیجه آزمایش هم منفی میشد ! حالا برای اینکه این چیزها پیش نیاد یه نفرو مسئول شاش کردن گذاشتن ! اینم یکی دیگه از دستاوردهای انقلاب اسلامی ...



........................................................................................

Wednesday, July 19, 2006

ما آدم های امروزی خودمون رو بد جوری در این دنیای مدرن غرق کردیم . خیلی از ما خواسته ها و علایقی داریم که به دلایل اقتصادی و شغلی و خانوادگی , اونها رو دفن میکنیم و هرگز دنبالشون نمیریم . امروزه برای خیلی از ما آدمها کار کردن و پول در آوردن شده هدف زندگی . در صورتیکه زندگی این نیست ! هدف زندگی این نیست که فقط کار کنیم و پول در بیاریم و خرج کنیم برای خودمون یا دیگران و در نهایت هم بمیریم ! بابا زندگی یعنی لذت بردن و درس آموختن و درس دادن و کمک کردن و فداکاری کردن در حق انسانها و موجودات دیگه ! اینه هدف آفرینش و زندگی ما نه اینکه مثل ماشین کار کنیم و دیواری از محدودیت ها دور خودمون بکشیم و در نهایت هم بمیریم و همه رو بذاریم برای دیگران ... سعی کنین برای دلتون زندگی کنین نه برای دیگران . به خودتون حق بدین که در زندگی , حتا یک زندگی مشترک , شما هم حقی برای خوشبختی و لذت بردن دارین ... یادش به خیر . قدیم ها ما ایرانیها خونه هامون پر بود از گل های زیبای آپارتمانی . باغچه های سر سبز و پر از گل داشتیم . حوض های پر از ماهی قرمز داشتیم . همیشه دلخوشی بچه ها این بود که توی باغچه بگردن و بازی کنن و به شنا کردن ماهی ها توی آب خیره بشن . ولی امروزه دیگه خبری از اینها نیست . آپارتمانهای بلند و خاکستری ! زندگی روی آسمون و توی برجها ! همه چی ماشینی . بیایین با کمترین امکانات اقلن برای روحیه خودتون هم که شده تغییراتی در منزل انجام بدین که نه خرجی داره , نه زحمتی داره و در عوض زیبایی و شادابی روحتون رو باعث میشه :

خیلی ها گله میکنن ما از صبح میریم سر کار تا شب و خسته و کوفته میخوابیم و اگه گلدونی یا آکواریومی داشته باشیم , نمیتونیم رسیدگی کنیم و بهانه هایی از این دست ! خب برای اونهایی که زندگی احمقانه شون رو بر این پایه بنا کردن که از صبح زود تا بوق سگ جون بکنن , مرگ هم کافی نیست و بیشتر باید سرشون بیاد . اما اگه شما جزو اونهایی هستین که در روز بین 8 تا 10 ساعت کار میکنین , پس اوقات فراغت دارین برای کارهای جنبی .
راهی که میخوام بهتون آموزش بدم , یک روش ابتکاریه که خودم اختراعش کردم و ترکیبی از گیاه و جانداره که بصورت مصالمت آمیز میتونن با هم کنار بیان و هم زیبایی براتون بیارن و هم روحیه تون رو عوض کنن . در عوض نه خرجی دارن نه زحمتی ! میدونم خیلی ها هستن که دلشون میخواد از حیوانات نگهداری کنن اما میترسن نتونن بهشون برسن و یا کاری بر کارهاشون اضافه بشه . پس با این روش میتونین مطمئن باشین که همه منظورهاتون بر آورده میشه :

لوازم مورد نیاز :
- یک عدد تنگ شیشه ای تزئینی . به هر شکلی میتونه باشه ! گرد . پایه دار ! استوانه ای و حتا گلدون کریستال . ( بدون نقش و ساده ) .
- بامبوی ژاپنی : 3 تا 4 شاخه ! بامبوی ژاپنی گیاهی از جنس نی و بسیار زیباست و به رنگ سبز تیره . این گیاه رو توی آب و در نور کم میتونین تا بیش از 10 سال نگهداری کنین . رشد میکنه و برگ میده و هیچ وقت هم خراب نمیشه . حتا ریشه هم میده بدون اینکه ساقه هاش پوسیده بشن . اونهایی که ایران هستن میتونن این گیاه زیبا و مقاوم رو از گل فروشی ها به قیمت هر شاخه 5000 تومان تهیه کنن و در خارج از کشور هم تمام شعبه های Ikea و گلفروشی ها اونو دارن و با قیمت 2 دلار میتونن تهیه کنن .
- سنگ های درشت تزئینی ! مروارید مصنوعی یا تیله های شیشه ای یا قطعات ریز و رنگارنگ کوآرتز یا قطعات سیاه بازالت . سلیقه ای هست و نباشه هم اشکال نداره !
- یک عدد ماهی بتا یا فایتر ! Fighter – Betta Fish . در ایران به فایتر معروفن و در خارج از ایران به ماهی های بتا ! البته دقت کنین فقط نوع نر این ماهی رو بخرین که زیبایی فوق العاده ای داره و فقط هم یک دونه .

لوازم نگهدارنده :
یک بطری کوچک BlackWater Extract در حدود 60 میلی لیتر – یک بطری کوچک Aqua Safe . هر دوی اینها محصول شرکت Tetra هستن و در همه جای کره زمین حتا در ایران وجود دارن . قیمت هر بطری هم 1 تا 2 دلار هست و خیلی ارزون .
یک قوطی غذای ماهی شرکت تترا به اسم Betta Min که از قوطی فیلم عکاسی کمی بزرگتره و 2 یا 3 دلار بیشتر قیمت نداره و برای 100 سال هم کافیه .

به همین سادگی شما صاحب یک آکواریم نقلی و خیلی زیبا میشین . لابد میپرسین پس فیلتر و پمپ هوا و .. چی ! هیچی :) . حالا کمی در مورد این ماهی عجیب و غریب و جالب و در عین حال از نظر خیلی از مردم و حتا آکواریومیست ها , یک ماهی بدرد نخور براتون مینویسم تا بفهمین تو دنیای حیوانات چه موجوداتی وجود دارن :

اگه به مغازه های آکواریوم فروشی رفته باشین دیدین ماهی هایی رو که همیشه تک و تنها توی یه لیوان آب زندگی میکنن و کسی محل سگ هم بهشون نمیذاره ! کم حرکت هستن و انگار که خشک شدن ! همین ماهی های بی اهمیت که در ایران قیمتشون از ماهی های فسقلی هم خیلی ارزونتره ( 800 تومن ) , یکی از منحصر به فردترین ماهی های جهان به حساب میان . این ماهی ها برای موندن در آب کم اکسیژن و نیمه شفاف و حتا بسیار کثیف یا با حجم بسیار کم مناسب هستن و زادگاه طبیعی اونها هم چنین شرایطی رو داره . این ماهی ها کم تحرک هستن و به همین دلیل نیاز به اکسیژن بسیار کمی دارن و اغلب هم نزدیک سطح آب قرار میگیرن . اما علت اینکه این ماهی ها در آب کم اکسیژن میتونن باقی بمونن تنها این نیست . این ماهی ها از سیستم پیشرفته ای برای گرفتن اکسیژن استفاده میکنن که بسیار جالبه ! نوعی مجرای حلزونی شکل در بالای پیشونی دارن از جنس ژلاتین و زمانیکه یکبار از سطح آب هوا رو میبلعن , این هوا وارد مجرای حلزونی شده و به تدریج جذب میشه . به همین دلیله که این ماهی ها نیاز به اکسیژن چندانی ندارن و حتا در آبهای گل آلود هم زنده میمونن .
یکی دیگه از شرایط جالب این ماهی ها اینه که نرها بسیار زیبا هستن و در عین حال بسیار متعصب ! اونها رو میشه از یک نظر به مردهای ایرانی غیرتمند تشبیه کرد . اگر 2 ماهی نر رو در کنار هم قرار بدین , اونقدر با هم میجنگن تا بالاخره یکی از اونها کشته بشه ! علت اینکه این ماهی ها رو جدا از هم نگه میدارن همینه . جالبتر از همه اینه که این ماهی ها رو در آسیای جنوب شرقی برای شرط بندی استفاده میکنن و اونها رو به جون هم می اندازن مثل خروس جنگی و ماهی برنده جایزه میگیره و شرط بندی های کلانی هم روشون میشه ! حتا اگه یک آینه هم جلوی این ماهی قرار بدین , آبشش ها و زیر گلو و باله هاش رو مثل خروس باد میکنه و گارد میگیره و بی قرار میشه .
از ویژگی های دیگه این ماهی ها دست آموز شدن و نترس بودن اونهاست . این ماهیها بر خلاف سایر ماهی ها هیچ ترسی از انسان ندارن و حتا فرار هم نمیکنن . شما به راحتی میتونین اونها رو با انگشت نوازش کنین و بهشون با دست غذا بدین . به سرعت به شما خو میگیرن و از دستتون به راحتی غذا میگیرن و با دیدن شما سریع روی سطح آب میان و منتظر غذا میمونن . مقدار غذای مورد نیازشون هم بسیار کمه و به همین علت آب رو هم الوده نمیکنن . در روز در حدود 3 تا 4 گرم بیشتر غذا لازم ندارن . البته اگه حوصله داشته باشین میتونین بهشون قطعات ریز دل گاو یا گوسفند هم بدین به اندازه دهنشون . خیلی کم .
این ماهی ها رنگهای متنوعی . از رنگ های ارغوانی و قرمز و آبی و فیروزه ای و سفید و صورتی و مشکی و جگری بگیر تا سبز و زنگهای مخلوط و نارنجی و زرد و سرمه ای و آبی و بنفش یکدست و ... ! اما برعکس نوع نر که رنگی و بسیار زیباست , نوع ماده بی رنگ و کوچکتره و فقط رگه های کمرگی از رنگهای آبی و سرمه ای و ارغوانی در باله هاش دیده میشه !

تکثیر و تولید مثل این ماهی ها هم در نوع خودش بینظیره و خوبه آغایون ایرانی از این ماهی ها چیز یاد بگیرن . در زمان تولید مثل , ماهی نر شروع به ساختن آشیانه ای روی آب بوسیله حباب های هوایی که از دهنش در میاره میکنه و با بذاق خودش اونها رو ثابت نگه میداره . بعد از ساخت آشیانه که محیطش به اندازه کف دست هست , ماهی ماده رو با رقص بسیار زیبایی به سمت آشیانه میکشونه تا تخم بریزه . تخم گذاری هم خیلی زیباست و در دنیای جانوارن منحصر به فرده . ماهی نر و ماهی ماده در آغوش هم میلولن و پیچ میخورن و در همون حالت معلق روی آب بی حرکت میمونن . بعد از یک دقیقه از آغوش هم جدا میشن و ماهی ماده تعدادی تخم بیرون میریزه . ماهی نر فورن تخم ها رو با دهانش از کف آب بر میداره و تک تک درون حباب هایی که قبلن ساخته میچینه .
بعد از تموم شدن تخم گذاری , تمام اون عشق و علاقه به کینه تبدیل میشه و ماهی ماده دیگه حضورش معنی نداره و بودنش در کنار نر به معنی مرگه چون اگه نزدیک تخم ها بشه ماهی نر بهش حمله میکنه ! از این مرحله به بعد ماهی نر مراقبت از تخم ها رو آغاز میکنه ! دائم محل تخم ها رو تغییر میده و از حبابی به حباب دیگه میبره و به اصطلاح بهشون هوا رسانی میکنه و حتا لب به غذا هم نمیزنه . بعد از 2 روز لارو ها در میان و ماهی نر مراقبه که لاروها به عمق آب فرو نرن و اگه لاروی پایین بره فوری تو دهنش میگیره و به بالای آب منتقل میکنه .

حالا که فهمیدین چه ماهی جالبی دارین , برسیم به ساخت آکواریوم ساده خودمون که هم حکم گلدون تزئینی رو داره و هم یک آکواریوم نقلی :
اول از همه تنگ رو تا نیمه آب کنین . دقت کنین که عمق آب تنگ بیشتر از 10 یا 15 سانتیمتر نباشه ! البته بسته به بلندی ساقه بامبوهای شما ! اگه از بامبوی کوتاه استفاده میکنین 15 سانت و اگه بامبوی ساقه بلند , 20 سانت ! بعد از اینکه بامبوها رو به سلیقه خودتون داخل تنگ قرار دادین , یک در بطری نصفه از محلول Aqua Safe پر کنین و داخل آب بریزین . آب رنگ آبی خوشرنگ و کمرنگی میگیره و بعد از چند دقیقه میتونین ماهی رو به تنگ منتقل کنین . در صورت دلخواه و جنبه نزینی هم میتونین مقداری قطعات درشت کوآرتز که خوب شسته شده کف تنگتون بریزین . 24 ساعت بعد هم میتونین به همون اندازه از محلول عصاره آب سیاه داخل تنگ بریزین که باعث کهربایی شدن آب تنگ و پایین اومدن p.H آب میشه . روزانه 2 بار هم این ماهی نیاز به غذا داره . دونه های کنجد رو اگه دیده باشین به اندازه 3 تا 4 عدد از غذای مخصوصش رو به همون مقدار بهش بدین در هر وعده . به همین سادگی شما یک آکواریوم ساده و زیبا ایجاد کردین . خیلی خوبه تنگ حاوی این ماهی ها رو در اتاق پذیرایی و یا هر جای دیگه که با نور غیر مستقیم طبیعی روشن میشه قرار بدین . هفته ای یکبار هم آب ظرف رو عوض کنین و قبل از انداختن ماهی به آب , از محلول آکوا سیف استفاده کنین . " این محلول کلر آب رو از بین میبره و حاوی ویتامین B1 هم هست و استرس ماهی رو از بین میبره " . گرفتن این ماهی هم دردسر نداره و جزو احمق ترین ماهی هاست . یه لیوان یکبار مصرف بردارین و با قاشق این ماهی رو بگیرین و بندازین توی اون و بعد از عوض کردن آب , دوباره برگردونین به تنگ . به همین سادگی !

روش دیگه ای هم که میتونین این ماهی رو نگه دارین استفاده از تنگ های مخصوص ماهی هست که در فروشگاههای آکواریومی فروخته میشه ( خارج از کشور ) . این تنگ ها دارای فیلتر و چراغ هم هستن و میتونین داخلش یک گیاه طبیعی آبی زیبا بکارین و چند قطعه سنگ بازالت و یک ماهی و در اینصورت نیاز به عوض کردن آب بصورت ماهیانه دارین نه بصورت هفتگی ! امیدوارم این مطلب بدردتون بخوره .



........................................................................................

Tuesday, July 18, 2006

روز مادر جعلی :

قبل از هر چیز فرا رسیدن روز مادر کذایی رو بر تمام کلفت ها و کنیز مطبخ های آغایون و زنان فاحشه چادری تسلیت عرض میکنم و برای تمام این عزیزان لنگ و پاچه ای فراخ تر و دست پختی لذیذ تر و سری مناسب تر برای دریافت تو سری و لبهایی گوشتی تر برای بوسیدن پای آقای منزل از درگاه احدیت خواستارم .



مقدمه :
آقا نمیدونم ما ایرانی ها چه گناهی مرتکب شدیم که باید همه چیزمون عوضی باشه و دائم دستخوش تغییرات ! بدبختانه این روزها مد شده در هر کشور خاورمیانه ای و اسلامی , هر چند سال یکبار یه حکومت روی کار بیاد و با روی کار اومدن حکومت جدید , تمام عادت ها و نمادها و مناسبت ها و همایش ها و بزرگداشتها و سمبل های حکومت قبلی به دور ریخته بشه و از نو دوباره سازی بشه بر طبق باورها و اعتقادات و مرام و مسلک حکومت جدید ! مثلن در نظام شاهنشاهی گذشته که موسس اون رضا شاه کبیر بود که نور به قبرش بباره و دست پنجه ش درد نکنه برای همه آخوند کشی ها و کشف حجاب و خدمات ویژه ش به اسلام , ما بعد از چندین قرن تبدیل شدیم به نظامی که اساس و ارکان اصیل ایرانی رو دوباره داشت زنده میکرد و میپرستید و جشن میگرفت و بعد از قرنها داشتیم آیین های فراموش شده ایرانی رو زنده میکردیم و به اصل و هویت اولیه خودمون باز میگشتیم . جشنهای باستانی و اصیل ایرانی یکبار دیگه ظهور کرده بودن که خمینی ملعون معروف به جاکش کبیر از کون خدا پرت شد پایین و صاف افتاد توی ایران و درسته رید به ارکان مملکت ! اگه در نظام گذشته ما برای جشن های ایرانی مراسم میگرفتیم , حالا باید برای جشن های عربها مناسبت میگرفتیم و دست افشانی میکردیم ! مثل عید غدیر و عید پست فطرت و ریده شدن محمد و فاطی و ... ! حالا این تولد ها یک طرف بود و هنوز 2 روز از جشن و سرور ریده شدن فلان امام و اره عوره و شمسی کوره نگذشته بود که باید فوری براش مراسم ختم میگرفتیم و میزدیم تو سرمون و مرگ و هلاکتش رو جشن میگرفتیم ! حالا روز مادر هم شده همین ! این روز هم دستخوش اسلام شده ! روز پدر که شده روز تولد علی , قاتل و جنایتکار جنگی اسلام و روز مادر هم شده روز تولد فاطی خانم . نمیدونم اگه پیغمبر جای فاطی , پسر میرید , این زنهای فاحشه و لاشی چادری میخواستن کی رو الگوی خودشون قرار بدن و تو کون کی شیرجه بزنن ؟!؟

دیروز عصر توی اداره مراسم روز زن و مادر داشتیم ! ساعت 10 صبح از بلندگو اعلام کردن که خواهرها و برادرها (!) همگی تشریف بیارن به سالن اجتماعات , به مناسبت روز مادر برنامه داریم . ما هم از خدا خواسته که کار نکنیم و حقوق مفت بگیریم , بدو بدو کار رو تعطیل کردیم و ارباب رجوع رو ریختیم بیرون و همگی چپیدیم توی سالن و نشستیم پشت میزهایی که از قبل چیده و آماده شده بود . میزهای کوچکی چیده بودن و روش هم پر بود از میوه و شیرینی خامه ای و چند شاخه گل . در چنین مواقعی رسمه که همه خودکشی میکنن . همون حکایت مفت باشه , کوفت باشه ! نمیدونین چطوری برای خوردن میوه ها و شیرینی ها سر و دست میشکوندن ! من بیچاره فقط فرصت کردم یه دونه خیار بردارم و تا پوست بکنم دیدم ظرف میوه جلوی ما خالی شد ! شیرینی هم تا اومدم نگاهش کنم دیدم فقط کاغذ هاش ته ظرف باقی مونده . بخش مردها از اینم بدتر بود ! گرگم به هوا با هم بازی میکردن و میوه های هم رو کش میرفتن و برای هم پرت میکردن و وضعی بود و آدم رو یاد مسابفه راگبی می انداخت ! " بگذریم از اینکه وقتی مراسم تموم شد حتا یه شاخه گل هم توی گلدونها باقی نمونده بود " نگاهم یه لحظه افتاد به حاج آغا حراستی که 2 تا خیار گنده اندازه شنگول رهبر تو مشتش گرفته بود و یک گاز به این میزد یه گار به اون و نمیدونست چطوری بخوره ! مفت بودن و هزار مکافات ... بقیه هم چیزی تو همین مایه ها بودن ! خلاصه مراسم طبق معمول با حضور و شکر پراکنی های حاج آغا پیش نماز اداره افتتاح شد و بعد از کلی وراجی و آسمون ریسمون بافتن و تجلیل از فاطی خانم و بزرگداشت زنان " که در سال فقط همین یک روز یادشون میافته موجودی بنام زن وجود خارجی داره " , شروع کردن دونه دونه اسمهای ما رو خوندن و بهمون کادو دادن ! بازم خیلی ولخرجی کرده بودن . نفری یه نیم سکه بهمون دادن و یه قرآن که روش یه شاخه گل گلایل چسبیده بود . بعد از مراسم هم رفتیم مستقیم برای ناهار و و جای تعجب داشت که بجای پهن پلو و قرمه پهن و کباب دولی و ماهی سوخته های هر روزه , جوجه کباب دادن بهمون ...
خلاصه , عصر موقع برگشتن داشتم کارتم رو میزدم که حاج آغا خراستی اومد جلو و شروع کرد فضولی کردن تا بفهمه چی بهمون دادن . منم کم نذاشتم و گفتم :
- حاج آغا ! یادتونه همیشه میگفتم شما اگه زن میشدین نونتون تو روغن بود و همه مردها براتون سر و دست میشکوندن ؟
استغفرالله ! بنده زن بشوم که چه ؟؟؟ بروم خودم را چوب حراج بزنم ؟
- هاهاها ! همین دیگه ! اگه شما زن میشدین امروز بهتون 5 تا سکه بهار آزادی میدادن به حق پنج تن !
معاذالله .... ماشاالله ! راست میگویید ؟ 5 عدد سکه دادند ؟
- بله ! پس چی ! حالا بازم بگین زن بودن بده ! راستی جوک جدید رو شنیدین ؟
باز هم جوک بی ناموسی ؟ بنده از این چیزها گوش نمیکنم !
- نه بابا این خیلی پاستوریزست ! ترکه میره بهشت زیر پای مادران له میشه !
پووآه ... خب این یعنی که چه ؟
- خب یعنی اینکه میگن بهشت زیر پای مادرانه دیگه !!!!!!

خنگی این آدم درمان نداره و خدا هم ازش قطع امید کرده ! مرد بودنش یک طرف , ژنتیک معیوبش هم طرف دیگه ! آخر دست به سرش کردم و زدم بیرون . توی تاکسی نشسته بودم و قرآن توی بغلم بود و شاخه گل هم تو دستم ! قرآن بدجوری روی وجودم سنگینی میکرد ! تصمیم گرفتم به سرعت از شرش خلاص بشم ! اما مساله این بود که نمیتونستم مثل پوست موز از پنجره ماشین پرتش کنم بیرون ! از این کار خاطره بد دارم و یادمه چند وقت پیش هم تو یه مراسمی بهمون نهج الملاقه داده بودن و منم تا سوار تاکسی شدم پرتش کردم از ماشین بیرون وسط اتوبان و راننده الاغ , فوری ماشین رو زد کنار و رفت کتاب رو برداشت و داد بهم ! مرتیکه خر فکر کرده بود از دستم افتاده !!!!!!! همینه که میگن مال بد بیخ ریش صاحبشه ! حالا مونده بودم چطوری از شر این قرآنه خلاص بشم ؟!؟ یاد استراتژی بعدی افتادم و تو فرصتی که راننده حواسش به آینه نبود قرآنه رو گذاشتم رو قسمت پشت صندلی عقب و دوباره سیخ نشستم انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده ! تجریش هم فوری از ماشین پریدم بیرون و در رفتم . خوشبختانه راننده متوجه نشده بود و نفس راحتی کشیدم ! شاخه گل رو هم دادم به مرد گدایی که کنار پیاده رو نشسته بود و طفلک موهاش سیخ شد !!!! سکه رو هم سر راه بردم طلا فروشی و با 2 تا سکه ربع پهلوی ( ره ) عوضش کردم ! " محض نمونه یک دونه هم سکه پاییز آزادی تو گاوصندوقم نیست " .

وقتی رسیدم خونه دیدم همه چراغها خاموشه و صدایی نمیاد ! عجیب بود ! آرتین از این ناپرهیزی ها نمیکرد که مرتیکه رو تنها ببره پارک ! خیلی کون گشاد تر از این حرفها بود که با یکی دو کوک بخیه و نیم کیلو سنجد خوردن , از عارضه کون گشادی نجات پیدا کنه ! کمی نگران شدم و فکر کردم لابد بلایی سرشون اومده . تا چراغ رو روشن کردم یهو دیدم خواهرم و مرتیکه و آرتین نشستن اون جلو و آرتین فوری پرید هوا و شروع کرد روز مادر رو تبریک گفتن و ماچ و بوسه ! به زور از خودم جداش کردم و با تعجب بهش نگاه کردم ! همه جاش سالم بود و اثری از ضربه مغزی یا تصادف با تانک و تریلی و اتوبوس یا رد شدن بولدوزر از روش روی بدنش دیده نمیشده ! موهاش هم سیخ نشده بود که بگیم صاعقه بهش خورده و عقلش پریده !
- تو جدن حالت خوبه ؟
آره عزیزم ! چطور مگه ؟
- بابا خیلی پیشرفت کردی ! خیلی متحول شدی !
دیگه !!!!
مرتیکه هم بدو بدو اومد طرفم و یه شاخه گل پلاسیده که ساقه ش از وسط شکسته بود و خم شده بود و معلوم بود از باغ چیده بود داد دستم و ماچم کرد ! بغلش کردم و رفتیم نشستم رو مبل . خواهرم هم چپ چپ نگاهم کرد و یه ایششش کشدار گفت و روشو کرد اونطرف ! اینم کلی متحول شده بود ! یادمه پارسال روز مادر بهم یه خنجر هندی سر کج داده بود که باهاش سر آرتین رو تو خواب ببرم ! خوبه امثال همین " ایش " رو گفت و دیگه چیزی بهم نداد . میترسیدم با مد بودن حملات انتحاری بهم بمب یا دینامیت بده که آرتین رو بترکونم !!!!! خلاصه ما هم کلی ذوق مرگ شده بودیم و داشتیم کیف میکردیم که یهو یادم افتاد که ای بابا ! این روز مادر یه ایرادی داره !!!!!! اما هر چی فکر میکردم نمیفهمیدم ایرادش چیه ؟ خلاصه بلند شدم و رفتم لباسهامو عوض کنم ! دائم تو فکر بودم که گیر قضیه کجاست . لباسهامو عوض کردم و دست و صورتمو شستم و اومدم پایین و دیدم آرتین با یه کیک اومد و گفت : روز مادر مبارک !!!!
تا اینو گفت یهو یادم افتاد که ای داد بر من ! من که چشم دیدن مسلمونها رو ندارم حالا دارم روز مادر جعلی اونها رو جشن میگیرم ! روز مادر که روز 25 آذر روز تولد مادر شاه ( ره ) بود نه این زنیکه پتی یاره , فاطی که معلوم نیست کی بوده و چی بوده که در سال 2 بار براش ختم میگیرن و حتا نمیدونن کجا دفن شده ! چنان عصبانی شدم که کیک رو از دست آرتین گرفت و درسته از پنجره شوت کردم تو باغ و گفتم :
- یه بار دیگه مناسبت های اسلامی و انقلابی رو برای من جشن بگیری من میدونم و تو !!!!!
کاش ازش عکس میگرفتم ! بیچاره تا نیم ساعت شوک زده بود ! هر چند آخر شب کلی دلم براش سوخت که یه بارم این بنده خدا تو عمرش متحول شده و اومده مثلن یه کار مثبت بکنه و برای اولین بار تو زندگیش گند نزده و یه کاری رو درست و حسابی انجام داده , این بود که همون موقع لباس خوابمو در آوردم و تا نزدیک صبح از خجالتش حسابی در اومدم :) .
اینم از سر انجام روز جعلی مادر ! فراموش نکنین ! روز مادر روز 25 آذر ماهه .

تکبیر.



........................................................................................

Monday, July 17, 2006

اکبر گنجی , مهره ای سوخته یا .. ؟!؟

ما در ایران از دوران کودکی یاد گرفتیم و یاد میگیریم که به هیچکس اعتماد نداشته باشیم . میدونیم این درست نیست و با نفس انسانیت و صداقت جور در نمیاد , ولی ما ایرانی ها حیات و بقای خودمون رو مدیون شک و تردید هایی هستیم که از کودکی در جسم و روح ما جای میگیرن . یک نگاه به مردم کشورهای دیگه دنیا بندازین و نگاهی هم به مردم ایران ! متوجه میشین که ما ایرانیها چقدر مردمانی هستیم شکاک و بدبین و بسیار محتاط که هر حرفی رو باور و قبول نمیکنیم , حتا اگر حرفی رو از زبان نزدیک ترین کسانمون مثل پدر و مادر بشنویم , تا دهها بار امتحان و مزه مزه ش نکنیم , باورش نمیکنیم ! درسته این خیلی بده و به صمیمیت و انسانیت و وجدان ما ایرانیها که از دیر باز به انسان دوستی و خونگرمی و مهمان نوازی مشهور بودیم , صدمه ای جدی وارد کرده ! ولی در این اوضاع امروزی چاره چیه ؟ در این اوضاع امروزی و با روی کار بودن دولت دینی در ایران که بقای خودش رو در ایجاد تفرقه و خنجر زدن از پشت و نامردی و جاسوسی و خبر گیری و خبر رسانی و کسب اطلاعات خصوصی مردم بدست آورده , چنین رفتاری کاملن حساب شده و طبیعی و عقلانی به نظر میاد ! ما از دوران کودکی یاد میگیریم حتا به گفته های پدر و مادرمون هم شک کنیم و حقیقتش رو هم بخواهین مقصر ما نیستیم و فرهنگ ما ایراد داره چون از کودکی با صداقت باهامون رفتار نمیشه ! اگه توی باغچه میریم , مادر برای اینکه وادارمون کنه از اونجا بیرون بیاییم میگه مار داره اونجا ! این رویه رو پله پله تا زمانیکه بزرگ میشیم حساب کنین و دروغهای شاخداری که هر روز میشنویم و کم کم متوجه دروغین بودنشون میشیم و شکی که نسبت به والدین و بعدها به مردم پیدا میکنیم دنبال کنین تا متوجه بشین که در نهایت یک چنین کودکی , نه تنها نزدیک ترین موجود به خودش یعنی مادرش رو قبول نداره , بلکه دوستان و همسرش و حکومت و اطرافیان و خیلی های دیگه رو هم هرگز باور نمیکنه و همیشه در مقابل هر پرسش و خبر و اتفاقی یک حریمی از تردید ایجاد میکنه و همه جوانب رو میسنجه و بعد تصمیم میگیره :

این مقدمه رو از این جهت گفتم که بپردازم به موضع اصلی یعنی اکبر گنجی ! اگه 10 یا 20 سال پیش اتفاقی که الان رخ داده می افتاد و کسی مثل اکبر گنجی اون زمان ظهور میکرد , من میشدم مرید و قسم خورده اکبر گنجی ! درست همونطوری که 27 سال پیش خیلی از انسانهای پاک نهاد و ساده دل این مرز و بوم شدن آلت دست و بازیچه دروغ ها و خزعبلات کسانی امثال خمینی ملعون و با حمایت ها و نفوذشون باعث شدن نهال آفت زده انقلاب تبدیل به درختی تنومند بشه که حتا ریشه خودشون رو هم خشک کنه ! منظورم با رزمنده هایی هست که زمانی با عشق به جبهه رفتن ! منظورم با تظاهر کنندگانی هست که زمانی با عشق بر ضد حکومت شاهنشاه آریامهر طغیان کردن . منظورم خیلی از مهره های کلیدی ای هست که در ثبات نیروهای انقلابی نقش مهمی ایفا کردن ! منظورم خیلی از پاسدارها و بسیجی های انسانی هست که عاشقانه از جون مایه گذاشتن برای رسیدن به آرمانی انسانی ولی در نهایت تمام این افراد نه تنها حذف شدن و به قتل رسیدن یا ترور شدن , بلکه تمام اون آرمانهای پوشالی هم از بین رفت و همه چیز معکوس شد ... حالا با چنین سوابق و خاطراتی ما همون حس احتیاط آمیز و شک های نهفته رو در سینه داریم که یک مانع ایجاد میکنن در ذهنمون تا نتونیم هر کسی و هر حرفی و هر مرام و مسلکی رو باور کنیم !
- ذهن هوشیار من میگه اکبر گنجی عجب آدم مبارز و خوب و شجاع و انسان دوست و سمجیه که یک تنه با این نظام در افتاده و رفته به جنگ اونها و همه شون رو مسخره کرده !
- ضمیر ناخودآگاه و مشکوک من میگه : تند نرو .. صبر کن ! از کجا معلوم کاسه ای زیر نیم کاسه نباشه ؟
بهش میگم : مثلن چی ؟ مگه نمیبینی گنجی اینهمه مبارزه کرد و سختی کشید و 2 ماه اعتصاب غذا مرد و چندین سال توی زندان بود ؟
- ضمیر مشکوکم میگه : بابا تو هم که خیلی ساده ای ! مگه نمیدونی گنجی یه زمانی از خودشون بود ؟ مگه نمیدونی گنجی یکی از طرفداران دو آتشه این نظام بود ؟ مگه نمیبینی گنجی هنوز که هنوزه تکه کلام اسلام از دهنش نمی افته ؟ مگه نمیبینی نمایندگان منتخب گنجی در آینده جزو آخوندها و دولت ورشکسته اصلاح طلب ها هستن ؟ مگه نمیبینی گنجی زنش چادریه و از اون نمازخون ها و مومن های تیر ؟ مگه نمیبینی گنجی با اینکه زندانی سیاسی بود و بسیار خطرناک برای این نظام , یهو و خیلی راحت بهش ویزا دادن و اجازه خروج گرفت و ایران رو ترک کرد در صورتیکه خیلی از افراد دیگه مثل اون که سابقه شون هم مثل اون نبود رو ممنوع الخروج کردن ؟ مگه نمیبینی اولین کشوری که گنجی به اون پا گذاشت روسیه یا متحد اصلی ایران در صحنه بین المللی بود ؟ مگه ندیدی گنجی در همه سخنرانی هاش برای بر اندازی نظام صحبت میکنه و دولت آینده رو حکومت دموکراتیک اسلامی میدونه و دائم دم از حمایت از اسلام دموکراتیک میزنه ؟

نمیدونم بهش چی جواب بدم ؟

حکایت مارگزیده ست که از ریسمون سیاه و سفید میترسه ! مگه خاتمی نبود ؟ یادتونه چطور قدم به میدون گذاشت ؟ یادتونه چه شعارهایی میداد ؟ همه فکر میکردیم نظام رو میخواد سر تا پا تغییر بده ! میخواد به همه اون وعده های سر خرمنی که شعار میداد عمل کنه ! بین همه آخوندها چقدر خوش لباس و تر و تمیز بود و همه میگفتیم عجب فرشته ای از بهشت نازل شده . اما هنوز 2 سال نگذشته بود که دیدیم زیر عبای رهبر جا خوش کرده و تمام بدبختی های ما از دوران این مردک حیله گر اتفاق افتاد !
در دوران کی بود که سانسور اینترنت و مساله فیلترینگ شروع شد ؟ در دوران کی بود که مبارزه با آزادیخواهان اتفاق افتاد ؟ در دوران کی بود که قتل های زنجیره ای اتفاق افتاد ؟ در دوران کی بود که دادگاه مطبوعات و توقیف روزنامه ها اتفاق افتاد ؟ مگه همین خاتمی نبود ؟؟؟؟؟ چرا باید باور کنیم اون میخواست ولی نذاشتن ؟ چرا نباید فکر کنیم که اون میخواست خودش رو معصوم جلوه بده و با حرکات زیرکانه ش نطفه تمام آزادیها رو در کشور خفه کنه ! و تنها آزادی هایی که نصف و نیمه به ما داد چی بودن ؟
هاه ... مانتوی کوتاه و زشت ! مانتوی رنگی و شیشه ای ! بلند کردن صدای موسیقی جوون های هپروتی و آسیب رسوندن به گوششون ! شکل های اجق وجق جوونهای معلوم الحال و بیکار و نون خور پدر و مادر ! آزاد کردن فساد اخلاقی و فاحشگی گری و ایجاد شغل غیر رسمی تن فروشی ! آزادی و فراوانی مواد مخدر در کشور . اینها بودن ارمغان 8 سال دوره خاتمی ...

و حالا گنجی کیه ؟ اصلن چرا باید همه جا صحبت از اسلام دموکراتیک بکنه ؟ اصلن چرا باید اسلام رو به مردم ما تحمیل بکنه ؟ مگه از این 80 میلیون نفر مردم ایران چند درصدشون واقعن مسلمون هستن ؟ خیلی ارفاق کنیم و خیلی دست بالا بگیریم 20 میلیون نفر بیشتر مذهبی و مسلمون نداریم و باقی مردم در صورتیکه آزاد گذاشته بشن , مذهب رو به دور میریزن و قلبن بهش اعتقادی ندارن . مگه من , شما , دیگران مسلمون زاده نیستیم ؟ مگه توی شناسنامه ما ننوشته مسلمون ؟ آیا مسلمونیم ؟ آیا نماز میخونیم ؟ روزه میگیریم ؟ قرآن میخونیم ؟ جا نماز آب میکشیم ؟ با حجابیم ؟ غسل و غساله میکنیم ؟ نه ! آدم به شک می افته نکنه منبع آماری گنجی شناسنامه های ما ایرانیها باشه که توی همه اونها نوشته مسلمان ؟!؟
همین ضمیر مشکوک من بهم میگه گنجی مشکوکه ! گنجی انگار داره از سوی دست های پنهانی به جلو هل داده میشه ! چرا کسی سوال نکرد باقی محکومیت گنجی چطور غیب شد ؟ مگه گنجی مرخصی نیومده بود ؟ پس چرا دیگه به زندان برنگشت ؟ مگه چند تا اتهام دیگه بهش نسبت نداده بودن ؟ پس چرا برای اونها محاکمه و دادگاهی نشد ؟ یعنی سازش کرده ؟؟؟؟ از سقف برو بالا ... " استغفرالله "

حس من میگه گنجی رو همین دولت ورشکسته سابق فرستاده جلو تا حمایت همه گروههای خارج از کشور رو بدست بیاره و اونها رو با هم متحد کنه برای ایجاد یک کشور دموکراتیک اسلامی که باز هم در روحانیت متفرقی و اصلاح شده در صدر قدرتش باشن ! در صورتیکه همه ما میدونیم اشکال و ایراد اصلی در نظام حکومتی کشور ما همون وجود اسلام و مذهب در ارکانشه ! میدونیم تمام این سوء استفاده ها و فسادها و دزدی ها و قتل ها و ... از گور همون اسلام و افراد مذهبی مآبی بلند میشه که اسلام رو به خودشون و دیگران تنقیه میکنن ! نظامی که مذهبی باشه هرگز دموکراتیک نمیتونه باشه ! هرگز آزادیخواه نمیتونه باشه چون نفس اسلام و نفس مذهب مخالف آزادی و جمهوری و هر چیز آزادیه ! هر کاری بکنین باز هم مذهب میاد و محدودیت ایجاد میکنه ! باز هم باید و نباید , حلال و حرام وضع میکنه ! نمونه ش در امارات و کویت ! اونها هم حکومتی اسلامی دارن که مثلن دموکراتیکه ! ولی در این کشورها هم باز اسلام در قوانین و آزادیها دخیله ! باز هم آزادی وجود نداره و خیلی قوانین در گرو اسلامه !
آیا گنجی چنین ارمغانی رو میخواد به ما بده ؟ میخواد خامنه ای رو با منتظری عوض کنه ؟ ما میگیم آخوند نمیخواییم , پالون خر عوض میشه ؟
مطمئنم جنبش گنجی هم به هیچ جا نمیرسه یا در حال حاضر امیدی بهش نیست و هنوز اول راهه ! حرکتش و صحبت هاش جذابه ولی پر از سوال و اگر اما ست ! پر از تردیده ! بوی خوشایندی نمیده ! اعتصاب غذاش قشنگه ! آزادی زندانیان سیاسی قشنگه ! اما در پشت پرده چه خبره ؟؟؟؟ من جدن خیلی خوشحالم که یک نفر پیدا شده که برای اولین بار در طول این 30 سال گذشته داره تمام نیروهای مخالف داخل و خارج این نظام کثیف یعنی حکومت اسلامی رو با هم متحد میکنه , دوست دارم فردا رو روشن ببینم , دلم میخواد گنجی رو باور کنم ولی چیکار کنم ؟ سوالات من رو کی میتونه پاسخ گو باشه بجز زمان ؟؟؟ فقط صمیمانه آرزو میکنم که ای کاش گنجی راست گفته باشه و حقیقتن همینی باشه که ادعا میکنه ... امیدوارم ...



........................................................................................

Sunday, July 16, 2006

داستان احمدی نژاد :

یکی بود یکی نبود . غیر از اسلام هیچ دینی نبود . زیر گنبد مسجد جمکران , امام زمان 4 دست و پا نشسته بود ! خامنه ای کف دستی میرفت ! رفسنجانی زیر آبی میرفت . خاتمی خالی می بست ! ابطحی شیشکی میزد ! شاهرودی سینه خیز میرفت .
خلاصه , ... گذشت و گذشت تا یکی پیدا شد به اسم احمدی نژاد که در زمانهایی نه چندان دور با پا به دنیا اومده بود به رسم چهارپایان . در طویله منزل گاوی داشتن به اسم محمود که بعلت داشتن دندانهای تیز در آرواره های احمدی نژاد , ناچار پستان مادر در کام فرزند جا نگرفت و آن گاو نگون بخت مسئولیت پروار کردن احمدی نژاد را بر عهده گرفت و از این رو به سبب اینکه هر کودکی بعد از 10 روز که از پستان هر موجود ماده ای شیر بخورد , آن ماده مادرش شده و به اون محرم میشود , از این رو آن گاو پیر هم مادر احمدی نژاد شد و از این رو نام محمود را برای وی انتخاب کردند . محمود آرزوهای بسیاری داشت از این رو تصمیم گرفت ابتدا تن به یک عمل زیبایی بده تا بتونه وارد شهر بشه .
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/0.jpg
محمود جوان متعهد و مسئولی بود و توانست پله های ترقی را یکی یکی طی کند . از جمله فعالیت های فرهنگی او زدن تیر خلاص به مغز زندانیان سیاسی در زندان اوین بود و همینطور شرکت در رویدادهای تاریخی و افتخار آمیز ملی حکومت دینی ایران مثل گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا در تهران که از همین راه ها تونست کم کم به بارگاه شاهنشیخی راه پیدا کنه و شد مسئول دست به آب بیت رهبری .
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/1.jpg
اما مشکل اینجا بود که سوای اینکه خود مدفوع و ادرار معظم اله بو میداد , مسئولش یعنی احمدی نژاد از اون فضولات بیشتر بو میداد . این شد که یک روز رهبر به خاتمی گفت : سید ! چه کنیم تا این نجاست را زایل نماییم ؟ این خیلی بو میدهد ! می ترسیم گندش بیت ما را فرا بگیرد ؟
خاتمی که توی دغل بازی و رندی رو دست نداشت رو کرد به رهبر و گفت : آغا جان ! فدای شما بشوم ! ما میگوییم بگذاریمش سر پُست شهرداری و مسئول نقل و انتقال زباله جاتش نماییم ! این طوری بیشتر بهش میرود تا بیاید و اگر آنجا بو در بکند , میگویند آشغالها بو میدهد و لو نمیرود !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/3.jpg
اما چون همیشه مال بد بیخ ریش صاحبشه , بعد از مدتی محمود احمدی نژاد تصمیم گرفت تا به تلافی این تنزل پست و مقامی که خاتمی باعث ش شده بود , جای خاتمی رو بگیره و خودش رئیس جمهور بشه ! پس ستادی به هم زد و شروع به کار کرد . این کار نیاز به جلب توجهی فجیع داشت . از این رو به سفارش یاران همیشه در صحنه , تصمیم بر این گرفته شد تا کفش هایی فراهم بشه تا مثل چراغ در چشم دوست و دشمن تابلو بشه ! به همین منظور به سراغ تهیه کننده فیلم کفش های میرزا نوروز رفتن و کفش های میرزا نوروز رو قرض گرفتن و به پای محمود احمدی نژاد کردن و از فردا محمود با این کفش ها در مجامع رسمی ظاهر میشد !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/4.jpg
بعد از اون قرار به این شد تا چند عکس تبلیغاتی مخصوص انتخابات ریاست جمهوری هم برای ربودن دل زنان فاحشه چادری و بچه مزلف های بسیجی گرفته بشه و به همین دلیل محمود احمدی نژاد در چند تیزر تبلیغاتی شرکت کرد !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/5.jpg
او طرفدار ورزشکاران بود و میگفت : مهم نیست که تحریم بشیم و به جام جهانی راهمون ندن , در عوض من خودم باهاتون بازی میکنم و این یعنی کلی افتخار !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/6.jpg

- او چهره بسیار روحانی و معطری داشت !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/7.jpg
- همیشه در نمازهای جمعه و جماعات شرکت میکرد و همیشه دهها بادیگارد و محافظ بدور او با خلوص به راز و نیاز مشغول بودند !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/8.jpg
- بسیار مردمی و خاکی بود و با مردم ارتباط تنگاتنگی داشت !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/10.jpg
- از مصاحبت و معاشرت با زنان بسیار لذت میبرد !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/11.jpg
- از شهدای انقلاب همیشه به نیکی یاد میکرد !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/12.jpg
- بسیار شوخ طبع و بشاش بود !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/13.jpg
- شفا دهنده بیماران بود !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/32.jpg
- مدافع حقوق زنان بود !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/a.jpg

سر انجام این ترفند ها نتیجه داد و محمود احمدی نژاد با تقلب و حمایت بی دریغ نظام و ولایت مطلقه وقیح به ریاست جمهوری رژیم ایران برگزیده شده .
- او بانی و سازنده جامعه مهرورزان بود !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/14.jpg
- دریایی خروشان از احساسات بود !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/15.jpg
- او عاشق کودکان بود و شدیدن به آنها مهر می ورزید !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/17.jpg
- رابطه بسیار مطلوبی با مجلس برقرار کرده بود و طرفداران بسیاری داشت !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/a17.jpg

بعد از رسیدن به پست ریاست جمهوری , در اولین اقدام سعی کرد تا رابطه تمامی کشورهای جهان رو با ایران به نوعی بصورت ویژه (!) در بیاره . از این رو در سفری که به سازمان ملل متحد داشت و با سخنرانی های آتشین خود چنان وجهه ای از خود در جهان به نمایش گذاشت که مورد استقبال شدید سران کشورهای جهان قرار گرفت و جای خودشو در بین سران کشورهای جهان حسابی باز کرد !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/18.jpg

بعد از بازگشت از سفر سازمان ملل , دوربین های تلویزیونی حلقه ای نورانی در اطراف سر وی تشخصی دادند و بعدها مشخص شد این نور از بابت نظر امام زمان بوده !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/19.jpg

او به سرعت خود را به آیت الله تمساح یزدی رسانده و ماجرا را برای وی شرح داد !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/a9.jpg

آیت الله تمساح یزدی اینطور استنباط کردن که بهتره حالا که روابط ایران با کشورهای مطرح و مهم جهان ریده شده , پس با کشورهای گدا گشنه و بدبخت جهان رابطه برقرار کنیم و چند تایی هوادار بدبخت تر از خودمون داشته باشیم !
- خاله اوغی جان , سرهنگ قزافی !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/20.jpg
- مادام کاکا سیاه از آنگولا !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/21.jpg
- برادرمان از کویت !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/22.jpg
- دایی جان از بیافرا !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/23.jpg
- با بزرگان حشر و نشر داشت !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/24.jpg

در همین احوال به ناگه ناپدری از دست رفت !!! هر چند در سال گذشته محمود احمدی نژاد اعلام کرد پدرش درگذشته , اینبار هم نا پدری وی که حق زیادی به گردن مادرش " همان ماده گاو " داشت فوت کرد و وی را در این دنیا تنها گذاشت .
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/26.jpg

بعد از بر طرف شدن غم , محمود احمدی نژآد تصمیم گرفت تا وجهه نداشته اش در داخل ایران رو رفو کنه ! به همین دلیل چندین کنسرت برای مردم استانهای مختلف برگزار میکنه :

- محمود متالیکا !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/27.jpg
- محمود برره !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/28.jpg
- محمود قادری !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/a4.jpg
- کنسرت بزرگ هالوکاست !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/29.jpg
- در بزرگداشت خداوند !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/30.jpg
- گفتگوی فرهنگ ها !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/31.jpg

حالا اون تصمیم گرفته تا سفرهایی به استان های کشور داشته باشه و از نزدیک با مردم ارتباط برقرار کنه ! اونقدر نزدیک که فکرش رو هم نمیکنین . به هر حال امیدواریم عاقبت به خیر بشیم ...

- او مورد استقبال شدید انجمن حمایت از حیوانات قرار گرفت ! http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/ee.jpg
- استقبال پر شور مردم تبریز !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/w.jpg
- استقبال پر شور مردم قزوین و حومه !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/AHAH/u.jpg



........................................................................................

Saturday, July 15, 2006

آموزش جنسی :

مطلبی مستحب و حلال برای تمام گروه های سنی !

اگه ازتون بپرسن که در مورد سکس و یا امور جنسی اطلاعات دارین ؟ شاید براتون خیلی خنده دار باشه و بگین : اینم شد سوال ؟ مگه کسی هست که از این چیزا سرش نشه ؟ مگه کسی هست که ندونه سکس چطوریه ؟ مگه کسی هست که باشه و سکس بلد نباشه !؟ حالا خیال همتون رو راحت کنم :
میدونین 70% از مردم روابط صحیح جنسی رو بلد نیستن و این بی اطلاعی رو گاه تا آخر عمر هم ادامه میدن ؟ میدونین حدود 98% از پسران و دخترانی که تازه ازدواج میکنن هیچ آگاهی ای از روابط جنسی ندارن ؟ میدونین 99/99% از دخترانی که ازدواج میکنن هیچ اطلاعی از رابطه جنسی صحیح و شناخت نقاط حساس بدن خودشون ندارن ؟ میدونین برای 100% افراد رابطه جنسی خیلی پیش و پا افتاده و ساده به نظر میاد , ولی وقتی که موقع عمل میرسه با فاجعه ای بنام ناتوانی جنسی و مشکل ارتباطی روبرو میشن ؟ میدونین 50% از مردم در مواجهه با رابطه جنسی دچار وحشت و ترس و اضطراب خفیف و گاه شدید میشن بطوریکه اون لحظه برای اونها لحظه ای بسیار نا خوشاینده ؟ میدونین باعث و بانی 60% از طلاق ها بخاطر بی اطلاعی زن و شوهر از روابط جنسی نرمال و روابطی ناقص اتفاق می افته ؟ میدونید دلیل 80% از افسردگی و بی حوصلگی و سرخوردگی زنان بعلت نداشتن رابطه صحیح جنسی پیش میاد ؟ میدونستین رابطه جنسی در زنان به مراتب بسیار پیچیده تر از رابطه جنسی در مردانه ؟ و هزاران مورد دیگه که میدونم خیلی هاتون بهش حتا فکر هم نکردین ! البته اینم بگم که من منظورم از تمام این آمار و نوشته ها برای زنان و مردان ایرانی هست و بس :

مقدمه :
تمام ما انسانها دارای اندام بسیار حساسی هستیم که به اندام تناسلی معروف هستن . این اندام علاوه بر اینکه نقش زاد و ولد و ادامه نسل انسان رو ایفا میکنن و به خروج مواد دفعی مضر بدن میپردازن , در ایجاد سلامت روح و روان انسان بسیار کمک میکنن و انسانی از نظر روانی سالم و نرمال شناخته میشه که دارای روابط مرتب , صحیح و مطلوب و نرمال جنسی باشه . ما انسانها چه زن و چه مرد همگی این اندام رو داریم و بخش بزرگی از لذت زندگی خودمون رو توسط همین اندام کسب میکنیم . امور جنسی هم مثل سایر امور انسانی و فرهنگی , نیاز به آموزش و یاد گیری دارن و حتا در بعضی موارد از دروسی که ما در مدارس و دانشگاهها میخونیم مهم تر هستن . برای نمونه آموزش آشنایی با بیماری ایدز و روشهای مبتلا نشدن به اون , این روزها حیاتی ترین درس زندگی هر انسانی رو تشکیل میده که اگه ازش بی اطلاع باشه زندگیش با خطر روبرو میشه . اما عده ای هستن که بهانه میارن و میگن آشنایی کودکان و نوجوانان و یا مردم عادی جامعه با مسائل جنسی باعث ایجاد انحرافات اخلاقی و سوء استفاده های گسترده جنسی در بین بچه ها و یا جوانان و حتا بزرگسالان میشه ! من به دلایلی بسیار محکم با این ادعا به شدت مخالفم :
- قبل از هر چیز کسی که میخواد به مساله آموزش مسائل جنسی بپردازه باید چند نکته رو بدونه : فرهنگ و مذهب و تعصبات مخاطب در درجه اول قرار دارن ! یعنی شما هرگز نمیتونین به افرادی که سواد ندارن بگین که از طریق تماس جنسی مستقیم و غیر ایمن بیماریهایی مثل ایدز رو میشه گسترش داد ! طرف بر میگرده بهت میگه یه چرک خشک کن (!) " آنتی بیوتیک " میخوردم خودش خوب میشه !!!!! یا به زنی بگی که باید قبل از رابطه جنسی آلت شوهر بی احساست رو توی دهن بگیری تا بیشتر لذت ببره و تحریک بشه , لنگه کفشش رو در میاره و فرو میکنه بهت !!!! یا به یه مرد خشک مذهبی بگی که رابطه جنسیت باید اونقدر طولانی باشه که زنت هم به ارگاسم برسه , همونجا میگیره اول به خودت تجاوز میکنه و میگه مردی گفتن زنی گفتن !!!!
پس به همین دلیل آموزش بسیار مهمه و اینکه چطور انتقالش بدیم از اون هم مهمتر . ما برای امور ساده ای مثل مسواک زدن یا زدن پشمهای بدنمون یا دوختن لباس یا پختن غذا , بند کفش بستن و شاش کردن صحیح و پول شمردن , خوندن و نوشتن و بانک رفتن , ورزش کردن و ... نیاز به آموزش داریم , پس چطوره که برای یکی از مهمترین و اصلی ترین نیازهای خودمون میگیم که آموزش نیاز نداریم ؟
یکی از پزشکان معروف ایرانی بنام دکتر مجد تحقیقی رو انجام دادن که در طی اون به 50 نفر دختر و 50 نفر پسر در مقطع راهنمایی آموزش های جنسی دادن با رضایت والدین . 15 سال بعد وقتی که با این افراد دوباره صحبت کرده بودن هیچ کدوم دچار انحراف اخلاقی نشده بودن و اونهایی هم که ازدواج کرده بودن , زندگی بسیار موفقی داشتن . در عوض وقتی این دکتر با 100 نفر از کسانیکه دچار انحرافات اخلاقی شده بودن صحبت کرده بود , معلوم شد که این 100 نفر هیچ کدوم در مورد امور جنسی دارای آگاهی نبودن و کوچکترین اطلاعی در این موارد نداشتن .
حالا اینکه اگر ادعا کنیم کسانیکه بهشون دروسی در مورد امور جنسی داده میشه ممکنه دچار انحراف اخلاقی بشن , این برمیگرده به خود فرد ! چون میدونیم که توی هر چیزی برداشت اشتباه و امکان سوء استفاده هست . این افراد اختلال شخصیتی دارن و بیمار هستن و چه بهشون اطلاع رسانی بشه و چه نشه خواه نا خواه دچار انحراف میشن و آیا به نظر منطقی میاد که ما به خاطر چند نفر بیمار , باقی افراد رو از اطلاع رسانی صحیح محروم کنیم ؟ کاری که حکومت بیمار دلال اسلامی با مردم کرده و میکنه ؟ مثل حجاب اجباری اسلامی ؟
..
..
من و آرتین وقتی که با هم آشنا شدیم , اون یه پسر گاگول و آفتاب مهتاب ندیده بود " که بعدها فهمیدم " و من دختری بودم که از دوران دبیرستان اولین رابطه جنسی خودمو تجربه کرده بودم و در زمانی که باهاش آشنا شدم چندین راس مرد رو از سر گذرونده بودم و کلی دوست پسر داشتم و ... ! حالا خیلی جالب بود که وقتی ما با هم میخواستیم صحبت کنیم , اون همیشه یه جورایی سعی میکرد مسائل رو سکسی کنه و منو تحریک کنه تا بتونه یه جورایی خودش رو ارضا کنه و من که برام این مساله حل شده بود , حرفها و رفتارهاش برام خسته کننده می اومد و خیلی پیش و پا افتاده و دوست داشتم در مورد مسائل مهم تری صحبت کنیم تا چیزی مثل سکس ! در صورتیکه برای من که تجربه سکس رو داشتم ساده بود غافل از اینکه برای اونکه تا حالا دستش به یه دختر هم نخورده بود , این مساله شدیدن ذهنش رو مشغول کرده بود ! به هر حال گذشت و بالاخره تصمیم گرفتیم با هم زندگی کنیم ! " زندگی کردن با ازدواج کردن مثل تفاوت احمدی نژاد با آلن دلون میمونه " .
طبیعیه که آغاز هر رابطه ای هم با سکس شروع میشه و در واقع بهتره بگم بهترین و طولانی ترین زمانهایی که زن و مرد در کنار هم سپری میکنن , در مسائل جنسی سپری میشه ! در صورتیکه در ایران زنان و مردان اغلب فقط شبها رو به سکس اختصاص میدن و بعد از مدتی هم که از ازدواجشون میگذره , این روابط رو مدت دار و طولانی میکنن و گاهی ماه میاد و تموم میشه و زن و شوهر حتا یکبار هم با هم رابطه جنسی نداشتن و این به شدت به زندگی و علاقه اونها آسیب وارد میکنه و مثل زهر میمونه برای زندگی مشترک !!!!
هیچ وقت یادم نمیره , عصر بود و نشسته بودیم زیر آلاچیق . هوا هم نسبتن گرم بود و توی مهر ماه بودیم . رفتم دو تا پاینت آبجو خنک ریختم و آوردم و مشغول خوردن شدیم . کمی بعد که کمی شنگول شده بودم , هوس کردم که یه برنامه ای با هم داشته باشیم و رفتم چسبیدم بهش و شروع کردم هی باهاش شوخی کردن و انگولک کردنش و .. ! ولی عجیب بود که آرتین به نظرم نگران میاومد ! اصلن سر در نمیاوردم قضیه چیه ؟!؟ خلاصه وقتی خنگیشو دیدم , مجبوری دستشو گرفتم و بلندش کردم و رفتیم تو اتاقم و هلش دادم رو تخت و مشغول در آوردن لباسهام شدم ! یهو دیدم بلند شد و گفت : من یه کاری دارم برم و بیام ! رفتم جلوش و گفتم : کجا ؟ نمیشه بری و چسبیدم بهش و لبهاشو بوسیدم و نگاهش کردم ! هنوزم یاد اون لحظه می افتم از خنده غش میکنم ! وحشتزده بود و عرق کرده و بی قرار بود . نشوندمش رو تخت و گفتم چیزی شده ؟ اولش هیچی نمیگفت و اینقدر اصرار کردم تا آخر لو داد و گفت من تا حالا سکس نداشتم !!!!!! خلاصه بماند که اون روز نزدیک 2 ساعت طول کشید تا تونستم یه رابطه روباتیک سکسی باهاش برقرار کنم که نه به من لذت داد نه به اون ! یک هفته تمام کار ما این بود و هی بهش یاد میدادم و میگفتم چیکار کنه و اونم که نمیتونست خودشو نگه داره شدیدن سرخورده شده بود و عصبی طوریکه آخرا دیگه تن نمیداد . خلاصه آخر مجبور شدیم بریم دست به دامن یه مشاور متخصص امور جنسی بشیم . هر بار وقت میگرفتم و به زور میبردمش اونجا و خودم تو اتاق انتظار میشستم و آقا میرفت تو تا توجیه بشه و بعد من میرفتم و شب هم که بر میگشتیم , بصورت عملی تجربیاتش رو اجرا میکرد . خلاصه نزدیک 2 ماه طول کشید تا آغا از آکبندی در اومد و شده یه Fucker Man درست و حسابی و الان دیگه هیچ مشکلی نداره و هم اون لذت میبره و هم من و از این نظر دیگه مشکلی نداریم !!!!

حالا چند تا نکته :
رابطه ما رابطه ای بود که توی اون یکی از طرفین تجربه داشت و اون یکی گاگول بود ! حالا شما تصور کنین یک پسر و دختر بی تجربه وقتی به هم می افتن , اوضاع چقدر وحشتناک میشه ! هیچ کدوم تجربه ندارن و هر حرکتی که انجام میدن , از روی شنیده ها یا دیده هاشون هست که در رابطه با فیلم های تجاری پورنو بوده و یا تخیلات و شیده ها از دیگران ! روابط جنسی در فیلم ها با روابط جنسی بین زن و مرد زمین تا اسمون فرق داره !!!! حالا مشکل هم از همینجا پیش میاد ! به این صورت که :
هر دو چون بی تجربه هستن , فکر میکنن روششون درسته . طبیعیه برای مردی که سکس رو تجربه نکرده , این حالت خیلی سخته و در ضمن سریع هم به ارگاسم میرسه در صورتیکه زن هیچ حرکتی از خودش نشون نمیده و حتا به مرحله ارگاسم هم نمیرسه ! دردسر هم از همینجاست ! اینکه طرفین از هم راضی نمیشن ! مرد سریع ارضا میشه و زن ارضا نمیشه ! ارضا نشدن زن باعث بد خلقی شدیدی میشه و مرد هم به همین خاطر دچار یک نوع احساس گناه و سر خوردگی و بی مصرفی ! این حالت ها به مرور زمان بیشتر و عمیق تر میشن و طوری میشه که طرفین از هم نفرت پیدا میکنن . مخصوصن زن از مرد متنفر میشه که نمیتونه ارضا بشه ! حجب و حیا از یک طرف , فرهنگ غلط ما هم از طرف دیگه باعث میشن که زن هرگز از مرد نخواد که بیشتر سعی کنه و مرد بخاطر مغرور بودنش فکر میکنه که کارش رو درست انجام داده و نیازی به ادامه و یا بهتر شدن نیست ! این حالت ها مخصوصن در بین طبقات پایین اجتماع بشدت رواج داره ! چون در این خانواده ها سطح فرهنگ و سواد بسیار پایینه و از طرفی مردسالاری به شدت غوغا میکنه ! به همین دلیل هم میبینیم خیانت هایی که از طرف زنان به شوهرانشون صورت میگیره , در این طبقات زیاده . جنایت ها و تجاوزات جنسی یکی از مورادی هست که بخاطر نداشتن فرهنگ جنسی پیش میاد !

با اینکه خیلی ها به اشتباه تصور میکنن رابطه جنسی یک رابطه ساده و پیش و پا افتاده ست ولی حقیقت اینه که این مساله در صورتیکه به درستی انجام بشه باعث محکم شدن و پایداری رابطه زن و مرد میشه و عشق اونها رو نسبت به هم شدید تر میکنه و در صورتیکه به اشتباه انجام بشه , نفرت و تنفر و حتا حس انتقام رو در طرفین ایجاد میکنه ! ریشه خیلی از افسردگی ها و ناکامی ها و شکست هایی که در زندگی زناشویی اتفاق میافته , بر میگرده به همین مساله ! خیال نکنین شما یا اطرافیانتون چون رابطه جنسی خوبی میتونین برقرار کنین , پس بقیه هم همینطور هستن ! چون روابط جنسی جزو خصوصی ترین روابط انسانها محسوب میشه , طبیعیه که 99% افراد هرگز حاضر به افشا این روابط نمیشن . همین مطرح نکردن ها باعث میشه که تصور کنین همون چیزی که بین شما با شوهرتون میگذره درسته و مشکل از جای دیگه ست و با هم تفاهم ندارین ! در واقع مشکل اینجاست که وقتی شما بد خلق و عصبی میشین و نیاز جنسیتون به درستی ارضا نمیشه , سعی میکنین که این محرومیت رو به نوعی تخلیه کنین و چه چیزی بهتر از بهانه جویی ؟ چه چیزی بهتر از انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف طرفین ! ایرادهای بی دلیل و بزرگ کردن مشکلات خیلی ناچیز ! و همه اینهاست که در طول زمان باعث میشه کدورت ها بزرگ و عمیق و ریشه دار بشه و در نهایت منجر به طلاق و جدایی !
یادمه چند سال پیش جایی خونده بودم یکی از قضات شریف ایرانی زن و شوهرهایی رو که بهش برای طلاق مراجعه میکردن برای 2 جلسه به یک دکتر روانشناس متخصص امور جنسی معرفی میکرد و جالب بود که از هر 50 زن و شوهر , تنها 10 نفر اونها کارشون به جدایی و مراجعه دوباره به دادگاه کشیده میشد و باقی با همین ترتیب قید طلاق رو میزدن و دوباره با هم آشتی میکردن !
یک پیغمبری هم گفته 90% مشکلات زن و شوهرها توی رختخواب حل میشه ! ( حضرت شیوا ) پس میبینین چقدر روابط جنسی مهمه در زندگی ما انسانها ؟؟؟
یک مثال دیگه براتون میزنم ! دقت کنین به زنان بیوه یا مطلقه ! مخصوصن زنان بیوه در خانواده های مذهبی که بعد از مرگ شوهر تبدیل میشن به تارک دنیا ! این زنان به شدت بد خلق و عصبی و افسرده میشن و روحیه بسیار خرابی دارن . سعی میکنن جذب کارهای مثلن فرهنگی بشن و یا خودشون رو چنان درگیر کار و زندگی میکنن تا نیازشون رو سرکوب و فراموش کنن ! ولی آیا این درسته ؟ زنان مطلقه به مراتب وضع بهتری دارن چون کم و بیش به روابط جنسی اغلب مخفیانه میپردازن و تا حدی وضع روحیشون بهتره . شما دقت کنید زنانی که شوهر دارن یا مردانی که دوست دختر دارن چقدر شاداب تر و سرحال تر هستن تا پسرانی که هیچ زنی در زندگیشون نیست و رابطه جنسی ندارن و همینطور دختران و زنانی که از رابطه با مردان محروم هستن ! این مشکل در زمان جنگ شدت میگیره وقتی که تعداد مردان کم میشه ! وقتی جنگ ایران و عراق هم اتفاق افتاد , عده زیادی از همسران شهدا اغلب تن به ازدواج مجدد دادن و بعضی از همسران افرادی که مفقود شده یا اسیر شده بودن تن به فاحشگی دادن . هنوز هم هستن بعضی از این زنان که از این راه امرار معاش میکنن و این نشون میده در جامعه ای مثلن اسلامی چطور قوانین ضد انسانی و هنجارها و سنت های پوچ و خرافی میتونه باعث بشه انسانیت به چالش کشیده بشه و روابط بین انسانها به سادگی شکر آب !

در آخر امیدوارم این مساله رو جدی بگیرین و سر سری ازش رد نشین . از اینکه کودکان در مورد مسائل جنسی آگاه بشن وحشت نکنید و بدونید , بی اطلاعی اونها میتونه باعث فاجعه بشه ! بی اطلاعی اونها میتونه باعث بشه که یه آدم بیمار جنسی با دادن یه بستنی یا وعده های دروغین و زیبا سر دختر یا پسر شما کلاه بذاره و بهش تجاوز کنه , اتفاقی که هر روز در همه جای این کره خاکی اتفاق می افته و باعث 90% اون بی اطلاعی کودکان از ساده ترین و در عین حال اصلی ترین مساله زندگیشونه !



........................................................................................

Friday, July 14, 2006

حکایت پیراشکی :

من از وقتی بچه بودم همیشه از پدرم میشنیدم که زنها خنگن و عقل ندارن و هزار و یک دری وری دیگه که این بابای ما نثار ما 4 تا خواهر و مادرمون میکرد و دائم هم رو به سوی خدای نامرئی توی آسمون میکرد و غر میزد که چه گناهی مرتکب شده که گیر 5 تا زن افتاده !!!!! من اون موقع ها کلی ناراحت میشدم و خودمو گناهکار میدونستم که چرا من دختر شدم و بابام اینقدر ناراحته و همیشه میخواستم پسر باشم تا بابام اینقدر ناراحت نباشه ! اما بعدها که عقل به سرم نفوذ کرد فهمیدم که نه بابا ! این طوری ها که میگن نبوده و نیست و بر عکس این مردها همیشه سعی کردن دست پیش بگیرن که پس نیافتن ! یعنی همیشه سعی میکنن خنگی و خریت و مشنگ بودن خودشون رو به زنها نسبت بدن تا مبادا غرورشون مجروح بشه !!!!! اتفاقن چند سال بعد بود که خودم به شخصه پی به خنگی اولین مرد زندگیم یعنی همین پدرم با اون همه ادعا و الدرم بلدرم بردم و فهمیدم که مرد جماعت توی تنها چیزی که خیلی استاده فقط بلف زدنه و بس ! در واقع اگه نظر شخصی منو بخواهین در عالم طبیعت خنگ تر و ضعیف تر و دست و پا چلفتی تر از مرد جماعت یا در واقع موجودات نرینه , موجودی خلق و آفریده , ببخشید ریده نشده :

امروز کلی کار ریخته بود سرم . طوریکه مجبور شدم تا دیر وقت بیرون باشم برای انجام کارهام . به روزهای رفتن از ایران نزدیک میشم و طبیعیه که هزار تا کار دارم که تمومی نداره ! هر وقت که اینطوری کار سرم میریزه , مشغولیت ذهنیم دو برابر میشه و دلیلش هم خیلی ساده ست :

- یکی از دغدغه های زنان ایرانی , پختن غذا ست که با فرهنگ غربی که داره کم کم در فرهنگ ما ایرانیها رخنه میکنه جور در نمیاد ! شما در خارج از کشور میتونید بهترین غذاها رو خیلی سریع و راحت تهیه کنین ولی در ایران درست کردن حتا یه املت هم وقت زیادی ازتون میگیره چون همه چی در ایران تهیه کردنش سخت و عذاب آوره حتا چیزهای خیلی ساده !!!! خارج از کشور میتونی فوری یه قوطی کنسرو گوجه فرنگی و قارچ باز کنی و 2 تا تخم مرغ بشکونی توش و تموم ! حالا اینجا ! برو گوجه و قارچ بخر و بیار و بشور و پوست بگن و خرد کن و ... ! این حالا یه مثال ساده بود ! بگذریم از اینکه آغایون ایرانی دوست دارن همیشه بهترین غذاها رو بخورن و پلو و خورش از فهرست غذاییشون نباید حذف بشه و دوست دارن همیشه چندین رقم غذا روی سفره چیده شده باشه و از همه بدتر اینکه غرور مردهای ایرانی تهوع آوره و چون از بچگی یاد میگیرن که زن کنیر مطبخه , پس مرد نباید هیچ چیزی یاد بگیره که مربوط به امور خونه باشه , در چنین مواقعی که مردی تنها یا بی زن و مادر میمونه , فقط باید با تخم هاش یقل دو قل بازی کنه و سماق بمکه ! چون هیچ چیزی بلد نیست و باور کنین ما مردهایی داریم که حتا یه نیمرو هم بلد نیستن درست کنن و همیشه چشم به راه ننه و زنشون هستن که اونها بیان و جلوشون یه کوفتی بذارن تا اون کارد خورده شون پر بشه !!!!

این بود که زنگ زدم به آرتین و ازش خواستم خودش برای شام یه چیزی درست کنه یا اگه نمیتونه زنگ بزنه از بیرون غذا بیارن چون ممکنه شب دیر بیام خونه و تاکید کردم که مبادا یادش بره به مرتیکه شام بده و غذای سگها و ماهی ها و لاکپشت هام رو هم فراموش نکنه وگرنه بیام خونه خودشو بجای غذا میدم به خورد اونا !!!!!!!!! " این جک و جونور دوستی منم شده قوز بالا قوز ! حالا یه روز باید سر فرصت جریانش رو براتون بنویسم "
قول داد که به همه چی میرسه و خودش یه غذای عالی درست میکنه و منم با اینکه ته دلم باور نکردم اما از روی ناچاری قبول کردم و با خیال راحت به کارهام رسیدم و شب حدودای ساعت 9 بود که رسیدم خونه . خسته و عرق کرده با بدنی داغ از گرمای هوا ! از همون دم در شروع به استریپتیز کردم و تا برسم به اتاقم فقط لباس های زیرم تنم بود و از همونجا هم مستقیم رفتم توی حموم و دوش گرفتم و کت حوله ای پوشیدم و اومدم پایین ببینم شام چی داریم ؟
مرتیکه نشسته بود پشت میز و اخم کرده بود و آرتین هم داشت تند تند غذاها رو میکشید توی ظرف ! بوی خوبی راه افتاده بود و خوشحال بودم ! رو کردم به مرتیکه و گفتم :
- چرا ناراحتی گوگولی ؟ شام خوردی ؟
نه !
- پدر سگ چرا هنوز شام نخوردی ؟
دهنشو آورد دم گوشم و گفت : آخه دوش (!) نداشتم !!!!!!
- دوش نداشتی ؟ چرا ؟
این چرا رو چند ثانیه بعد فهمیدم که یه قابلمه بزرگ پوره سیب زمینی جلوم گذاشته شد با یه کاسه پر از گوشت چرخ کرده سرخ شده که توش پر بود از سبزیجات خرد شده و دورش هم نون تست کره زده چیده شده بود ! رو کردم به آرتین و گفتم :
- دستت درد نکنه خیلی زحمت کشیدی ! ولی میشه بگی این چه غذاییه ؟
خب معلومه شیوا جان ! پیراشکی درست کردم برات !!!!!!
- پیراشکی ؟ پس کو نونش ؟
این نونی نیست ! پیراشکی سیب زمینیه !
- پس کو سیب زمینی هاش ؟
ایناها ! تو قابلمه !
- اینکه پوره سیب زمینیه !!!!
آره دیگه ! ببین اینطوری باید این پیراشکی رو بخوری : بعد هم 2 قاشق پُر پوره ریخت تو بشقابش و یک قاشق هم از مایه گوشتی ریخت روی پوره ها و هم زد و گفت : اینم پیراشکی سیب زمینی و گوشت !

حیف حال و حوصله جر و بحث نداشتم ! هم گرسنه م بود و هم خسته و فقط چشم غره بهش رفتم و از اون پوره کذایی یه قاشق ریختم توی بشقابم و کمی هم گوشت و مثل خودش هم زدم و کمی گذاشتم دهنم و مزه کردم ! زبونم آتیش گرفت و به زور قورتش دادم و گفتم :
- این تو چی ریختی ؟ این چرا اینقدر تنده ؟
چند تا ادویه تو کابینت بود گفتم مزش خوب میشه و ریختم توش !
- میشه بری اون ادویه هایی که ریختی رو بیاری ببینم ؟
رفت آورد و چشمتون روز بد نبینه ! میخک و کاری و زنجبیل و فلفل قرمز و دارچین و ادویه پلو !!!!!! یعنی به عبارتی انگار که ماگما گذاشته باشی روی زبونت ! داشتم حرص میخوردم و از طرفی هم مسیر اون یه قاشق غذایی که بلعیده بودم , توی معده م داشت همینطوری میسوزوند و پیش میرفت !! منم که به فلفل و غذاهای تند آلرژی دارم و تنم کهیر میزنه و تنگی نفس میگیرم , حالم داشت بد میشد ! فقط میتونستم یه کار بکنم و اونم این بود که وایسادم بالا سر آرتین و مجبورش کردم تمام غذاهایی که درست کرده بود رو بخوره !!!!!! بعد هم زنگ زدم یه پیتزا آوردن و خودم و مرتیکه نشستیم خوردیم . تو این میون حال آرتین واقعن دیدنی بود که آروم و قرار نداشت و هی شرشر عرق میریخت و ویخواست از دیوار راست بالا بره ! من فکر کنم هر کسی اینقدر ادویه تند و محرک میخورد تا کره مریخ چهار نعل میرفت و اینکه این هنوز روی زمین بود جای تعجب داشت !

خلاصه اینم یک نمونه دیگه از خنگی مردها ! با جریان امروز یا اون قسمتاز کارتون پینوکیو افتادم که پینوکیو رفته بود شهر تنبل ها و رفته بود نونوایی و مردم یه پیمونه آرد میخوردن و یعد هم یه لیوان آب و شکمشون رو جلوی گرمای تنور میگرفتن تا توی شکمشون آب و آرد که خمیر شده پخته بشه :) . حالا ما هم باید سیب زمینی میخوردیم و گوشت چرخ کرده و توی شکممون میشد پیراشکی دیگه !!!!!! خدا به شما مردها یه عقلی بده و به ما زنها هم ...نه ! لازم نکرده خدا چیزی به ما بده ! ما زنها از همه نظر کاملیم و چیزی نیاز نداریم ! والا ...



........................................................................................

Thursday, July 13, 2006

هان ای دل عبرت بین :

آغایون و خانم های محترم . چرا شما اینقدر سنگ دل شدین ؟ من از دست همه شما شدیدن دلخورم ! این چند وقته که مطلب مینویسم خیلی فحش شنیدم و پشت سرم حرف زدین ولی هیچ کدوم به اندازه این اتفاقی که افتاده , منو ناراحت و غمگین نکرده بود ! احساس خیلی بدی دارم . احساس شکست و نا امیدی و افسردگی و یاس فلسفی بر من عارض شده ! همون احساس چُس ناله ها و بچه ننه بازیهای خورشید خانمی ! همه اینها هم بخاطر شما خواننده های بی چشم و رو و نمک نشناسه ! نمک این انگشتهای من حلقتونو بگیره که اینقدر به فکر شماها هستم و براتون مینویسم بعد اینه جواب خوبی و انسانیت ؟ اصلن شماها وجدان دارین ؟ اصلن میفهمین انسانیت یعنی چی ؟ دِ نمیفهمین دیگه ! اگه میفهمیدین که حال و روز این 2 تا بنده خدا این نبود :

آقا توی این مدت تا تقی به توقی میخوره و حکومت مهرورزان یه نفر رو زندانی میکنه یا بلایی سرش میاره یا مورد کوفتمان قرارش میده , یهو از زمین و آسمون بیانیه هست که سبز میشه و همه وبلاگ نویس ها شروع میکنن به قرار دادن لوگو های اعتراضی در سایت هاشون تا به این وسیله اعتراض خودشونو به همه نشون بدن و یک نوع اعلام همبستگی کنن ! ولی شما بی چشم و روها خجالت نمیکشین که 2 تا شخصیت برجسته و قلمبه (!) و پشمناک جهان اسلام در بند این رژیم قرار گرفتن , اونوقت شماها به تخمتون هم حسابشون نمیکنین ؟ خجالت بکشین ! زشته ! قباحت داره !
این عمل شما منو از زندگی سیر کرده ! باعث شده من افسردگی ماژور بگیرم و یبوست بر من عارض بشه و دست به خوندن مفاتیج الجنان و نهج الملاقه بشم و پریود روحی بگیرم ! شرم کنین ! آخه چطوری دلتون میاد وقتی شما نشستین و زیر باد کولر و لنگاتونو هوا کردین یا شاید هم کسی لنگای شما رو هوا کرده , اونوقت 2 تا انسان توی زندان این رژیم آب خنک بخورن ؟
منظورم به 2 تا ابطحی هاست " پدر و پسر و روح القدس " که الان در زندان گرفتارن و معلوم نیست چی به روزشون داره میاد ؟ از کجا معلوم ؟ شاید دسته بیلی , شیشه نوشابه ای , مسواک برقی , برس توالت شوری چیزی .. در همین لحظه با ماتحت اونها محشور شده ؟!؟ کسی چه میدونه ؟ وزارت اطلاعات و هزار و یک سودا ... بالاخره باید از ساواک چیزی به ارث برده باشه .



من میخواستم برای شما که آدام هستین , یک کیلو بایت وجدان دارین , عاشق سینه چاک آخوندها و روحانیت هستین , " آهای با تو هستم خسن آقا و ملا حسنی " , خواهش کنم برای آزادی این دو شخصیت اسلام شناس یه پتیشنی لوگویی چیزی بزنین تا شاید , فرض محال البته , آزاد شدن و به دامان و تنبون ملت شهید پرور برگشتن !!! درسته که این ها از جنس آدمیزاد نیستن و آخوندن , درسته که اینها هم در ریدن به این مملکت سهم داشتن , درسته که شب به شب نوبتی طناب می انداختن توی چاه جمکران تا امام زمان رو نبش قبر کنن و بکشن بالا و یه لیوان داروی ظهور بریزن تو حلقش تا ظهور کنه و ریشه ولایت مطلقه وقیح رو خشک کنه , آما ولی چونکه زیرا ... گناه دارن دیگه ! کمی آدام باشین . وجدان داشته باشین .
آخه پدر سگا ! شما اینقدر به فکر سگ و گربه ها هستین و تا یه سگی میبینین , پاره آجر و لنگه کفش پرت میکنین سمتش تا جهش و آمادگی جسمانیش خوب بشه یا گربه ها رو میبینین شلنگ آب رو میگیرین روش تا تر و تمیز بشه یا قمری و گنجشک ها رو میگیرین و به برق وصل میکنین و تاکسیدرمی میکنین و ازشون مجسمه میسازین , دیگه اینها کمتر از حیوونن ؟ نه والا ! به مرگ همین امام خامنه ای چلاق مافنگی اگه دروغ گفته باشم ! میگم به جان حودر !
من به سهم خودم این پتیشن رو درست کردم و از شما برادران و خواهران کفار المسلمین میخوام تا اونو در سایت هاتون قرار بدین شاید چیزی (!) به تخته خورد و آزاد شدن ! انجمن های زیادی هم از اونها حمایت کردن که جا داره از همشون تشکر کنم که به فکر این بندگان گناهکار خدا بودن !!!!! چون همونطور که میدونین اینها از کسانی مثل باطبی و رامین جهانبیگلو و خیلی های دیگه مهم تر هستن و جونشون بیشتر ارزش داره (!!!!!!!!) به هر حال ما که تلاشمون رو کردیم , خدایشان بیامرزد ...



........................................................................................

Wednesday, July 12, 2006

فلسطین , افتخار ایرانیان :

ما ایرانیها دارای افتخارات زیادی در جهان هستیم . اونقدر که من نمیدونم کدومش رو بگم ؟!؟ گیج میشم واقعن ! ما مردمی هستیم که در طول این 27 ساله خیلی معروف شدیم در جهان و خیلی از مردم کشورهای دیگه که تا دیروز ما رو نمیشناختن و اصلن اسم ایران و ایرانی رو نشنیده بودن , حالا بطور کامل و دقیق ما رو از روی همین افتخاراتمون میشناسن . البته در اینکه حکومتی هم داریم که در این 27 سال خیلی در شناخت ایرانیان به دنیا کمک کرده و مخصوصن همین رئیس جمهور بکش خوشگلم کن ما یا محمود تُخم جن اماله , بی تاثیر نبوده ! من فقط چند نمونه از افتخارات کشورمون رو در ضمینه برادران دوست و مسلمان فلسطینی می نویسم تا بیشتر پی ببرین که ما ایرانیها چقدر انسانهای فرهیخته ای هستیم :

- چند وقت پیش بزرگترین انجمن کامپیوتر ایران یعنی انجمن آی تی , در مصاحبه با چند روزنامه با افتخار این مطلب رو عنوان میکنه که : چند نفر از کاربران جوان ایرانی تونستن یکی از دانشگاههای اسرائیلی رو هک کنن !
خداییش میبینید چه افتخار بزرگی نصیب ملتمون شد ؟ رفتیم یه دانشگاه اسرائیلی رو هک کردیم و خوار مادر سرورهاشون رو یکی کردیم . فکر میکنین اگه کسی این مطلب رو بشنوه چه عکس العملی نشون میده ؟ در خوشبینانه ترین حالت یه تف درشت و غلیظ روی سرمون می اندازه و میگه خاک بر سرتون ! تو دنیایی که همه دنبال این هستن که از کامپیوتر و اینترنت بهتر بهره برداری کنن و در راه علم و تکنولوژی ازش استفاده کنن , جوون های ما هم میگیرین با کمک اینترنت دانشگاه هک میکنن و دولت ما هم آخوند هوا میکنه . خداییش افتخار بزرگی بود که نصیبمون شد مگه نه ؟

- یک موضوع خیلی تکراری : همگی شنیدیم در خیلی از مسابقات قهرمانی و جهانی , ورزشکاران کشور ایران که در یک قدمی رسیدن به مقام قهرمانی بودن , از روبرو شدن با حریف اسرائیلی سر باز زدن و اسرائیل بدون کوچکترین زحمتی قهرمان شده ! آدم با شنیدن این خبر یاد اون جوکه می افته که : ترکه توی مسابقات قرآن شرکت میکنه و بهش سوره بنی اسرائیل می افته , انصراف میده !!!!! بعد نمیدونم چرا یک عده هستن تو کشور ما که میگن مذهب از ورزش جداست در حکومت اسلامی ولی جالبه که همین مذهب رو ما از زمان تولد و یاسین خوندن تو گوش نوزادانمون تا بچه ساختن و ریدن و شاش کردن و غسل و غساله و چال شدن و ... رو در بر گرفته طوریکه حتا آب هم میخواهی بخوری باید بگی لعنت بر حسین و درود بر یزید ! وقتی شوهرت میخواد آلتشو بهت فرو کنه باید بگه بسم الله ! وقتی میخوای بری مستراح برای امر ریدن , باید پای چپ رو اول بذاری تو و بعد اجنه رو لعنت کنی و بری تو ! وقتی میخوای حموم کنی باید بسم الله بگی تا اجنه بیرون برن ! وقتی بچه ت به دنیا میاد پیر پاتال های فامیل میگیرن تو گوش بچه بدبخت با اون صدای نکره زنگ دارشون اذان میخونن به این خیال که بچه دیگه مسلمون شد ! موقع غذا خوردن بسم الله ... بعد از غذا الهی شکر ! وقتی میخوای به سلامتی ریق رحمت الهی رو سر بکشی و به لقا الله پرتاب بشی باز هم باید اشهدین رو بخونی و حتا وقتی هم که مردی و زیر خاکت کردن دست از سرت بر نمیدارن و تا صد سال هر کی میاد سر قبرت هی قل هو الله و فاتحه برات میخونه ! میخوام ببینم خود پیغمبر هم اینقدر بیکار و علاف و مشنگ بود که صبح تا شب اینقدر شعر و ور تلاوت کنه ؟؟؟؟ در خوشبینانه ترین حالت اگه این کارها رو میکرد همون عربها چنان ترتیبش رو میدادن که توی خلیج فارس غسل میت میگرفت !!!!! حالا بجای اینکه ورزشکاران ما برن و مرد و مردونه در صحنه ورزش رقابت و مبارزه کنن , باید فرار کنن و میدون رو به حریف واگذار کنن و ورزش رو سیاسی – مذهبی کنن ؟

بازم هست ! کجا ؟ تا حالا از خودتون سوال کردین که چرا هر اتفاقی که توی فلسطین می افته فقط ایرانیها اونو بازتاب میدن ؟ من از وقتی که دست چپ و راستمو شناختم و به اخبار گوش کردن افتادم و یادم میاد , روزی نبوده که در اخبار ایران خبری از فلسطین پخش نشه ! میخوام ببینم آیا در همه جای دنیا اینطوره ؟ و آیا ما هم برای فلسطینی ها اینقدر مهم و با ارزش هستیم ؟ کافیه یه قطره آب از شنگول فلان فلسطینی بچیکه و فوری توی ایران میگن توی فلسطین سیل اومد و یک میلیون فلسطینی رو اسرائیلی ها خفه کردن ! کافیه یه ترقه در کنن توی فلسطین و اینجا بگن که اسرائیلی ها بمب اتم ترکوندن توی فلسطین ! کافیه یه خراش روی تن یه زن فلسطینی بیافته یا با چاقو دستشو ببره و اینجا میگن تمام مردان اسرائیلی به یک زن فلسطینی تجاوز کردن و بعد هم به قتلش رسوندن ! حالا گوش شیطون کر وقتی جنگ ایران و عراق تموم شد , با همه تدابیر امنیتی نمیدونم از کجا این خبر به بیرون درز کرد که نیمی از سربازان عراقی , فلسطینی تبار بودن و دسته دسته از فلسطین می اومدن عراق تا با ایرانیها جنگ کنن و جوونهای ما رو به لقا الله پرتاب کنن و حالا چطور شده که هم ما و هم اونها اینقدر عزیز شدیم برای هم ؟

یه مورد دیگه ! دقت کردین که همیشه وقتی رادیو و تلویزیون و روزنامه های ایران میخوان از فلسطینی ها بگن , مینویسن که : نیروهای اسرائیلی به فلسطینی ها حمله کرده و تعدادی را دستگیر یا به قتل رسوندن و ... ! ولی توی یکی از این خبرها آیا شما میخونید که : 3 فلسطینی با بمب به سمت مرز اسرائیل حرکت کرده بودند که نیروهای اسرائیلی بعد از دادن اختار به آنها و توجه نکردن , آنها را به رگبار بستند !!!! من فقط میخوام این سوال رو از خودتون بپرسین که آیا اسرائیلی ها کرم دارن یا مرض دارن یا دیوانه هستن که هر روز بریزن توی قلمرو عرب ها و اونها رو بکشن یا خونه هاشون رو خراب کنن ؟ تنها کشوری که از جنایت های مزدوران تروریست فلسطینی حرفی نمیزنه و همیشه سعی کرده فلسطینی ها رو مظلوم جلوه بده همین رژیم ایرانه . وگرنه یه سر و گوشی که به روزنامه ها و خبرهای خارجی آب بدین متوجه میشین که این عرب های حروم زاده چیکار میکنن که اسرائیلی ها هم اون بلاها رو سرشون میارن . برای نمونه همین اتفاق جدید رو توجه کنید :
- اسرائیل از دولت خماس خواسته تا سرباز اسرائیلی رو آزاد کنن و خماس هم گفته همه زندانیهای ما رو آزاد کنین تا من این یکنفر رو آزاد کنم ! حالا نتیجه این خریت دولت خماس چی بوده ؟ تا همین الان 75 فلسطینی به درک واصل شدن و حتا یک نفر اسرائیلی هم کشته و شهید نشده ! آیا نفهم تر از مسلمونها قومیتی در دنیا وجود داره ؟؟؟؟

دکتر چمران جنگلی رو که همگی میشناسین ؟ همون دیوانه روانی ای که با داشتن مدرک دکترای فیزیک از آمریکا , اومد و رفت لبنان و شروع به تعلیم تروریست های لبنانی کرد و بعد هم اومد ایران و در آخر هم در کردستان کنشتنش " میگن شهید شده اما بشنو و باور نکن " . همین آدم هسته مقاومت فلسطینی ها و باند جنایتکار حزب الله رو بنا نهاد و در عوض اونها چیکار کردن ؟ در زمان جنگ ایران و عزاق طرفدار صدام بودن ! حالا بازم برین تو کون فلسطینی ها !

کجا ؟ بازم افتخار داریم ! ما بعنوان تنها کشوری بودیم در دنیا که به دولت تروریستی خماس کمک مالی کردیم و اسم خودمون رو در ردیف اولین کشور حامی تروریسم گنجوندیم ! حالا بماند که چقدر سلاح و مهمات هم راهی فلسطین و لبنان میشه از جیب مردم ایران .
..
..
میبینین چقدر افتخاراتمون زیاده ؟ تازه همه اینها در رابطه با فلسطین بوده و ضمینه های دیگه رو هنوز ورق نزدیم که مثنوی هفتاد من میشه ! توی سانسور مطبوعات و آزادی بیان در دنیا اول هستیم , در داشتن جمعیت بیکار و معتاد و فاسد و صد البته جوان , در دنیا اولین هستیم . در ممنوع کردن آزادی های فردی مثل حجاب در دنیا تک هستیم . در ممنوع کردن حیاتی ترین نیازهای بشری مقل تفریحات و موسیقی و رقص , ببخشید حرکات موزون , در دنیا اولیم . در اعدام کردن مجرمان در دنیا اولیم . در داشتن دادگاههای تفتیش عقاید اسلامی در دنیا اولیم و زنده کننده قرون وسطی شدیم ! در تورم و گرانی و هدر دادن ثروت های ملی , فساد اداری و مالی و اخلاقی , تبعیض بین قومیت ها , اختلافات طبقاتی فاحش , بی توجهی به علم و تکنولوژی و میلیونها مورد دیگه که همگی ازش آگاهی دارین و نیاز به گفتن نداره . حالا آیا ما ملتی عاقلیم اگر که از فلسطینی های جنایتکار طرفداری کنیم ؟



........................................................................................

Tuesday, July 11, 2006

از هر دری سخنی :

بازم یه روز تعطیل دیگه اومد و نوبت رسید به معرفی مطالب این هفته ! عزرائیل , ما زنده ایم و یک روز دیگه رو هم از دستت در رفتیم . تا میتونی بتاز ... به همین مناسبت و بازم به کوری چشم اسلام و مسلمین می نویسم تا آخرت همه مسلمونها آباد بشه و روحشون شاد :

- اولین مطلب در مورد سایت اسلام شناس شهیر و دانشمند بزرگ قرن , علی میر فطروس www.mirfetros.com هست که با دیدن اون اسلام خون تون به شکل فجیعی بالا میره . http://endlees.blogspot.com/ بخونین و لذت ببرین از این شاهکار خلقت جهان اسلام . از همه شما میخوام به این سایت برین و با افکار منطقی و زیبای این انسان فرهیخته آشنا بشین . چنین دانشمندانی در ایران داریم و اونوقت باید بریم سراغ آخوندها . تف به این رژیم ...

- وب سایت تخصصی ایدز در ایران کاملن بصورت فارسی . http://www.aids-ir.org با خوندن این سایت میتونین اطلاعت دقیقی در مورد این بیماری مخوف بدست بیارید و راههای کنترل و پیشگیری و آزمایش و ... رو بفهمین و اطلاعات بسیار مهمی بدست بیارین . معرفی مراکزی که آزمایش رایگان ایدز قرار میدن و صدها اطلاعات بسیار با ارزش در مورد بیماری ایدز . میدونم چند نفری از قشر تن فروش هم وبلاگم رو میخونن و خوبه به این سایت سر بزنن چون ایمیل زده بودن و ازم سوال کرده بودن در این زمینه . تقیدم به شما با عشق ...

- این سایت رو هم مخصوص خُسن آقای عزیزم اینجا میذارم که میدونم خیلی دوست داره . هر چند برای شما هم میتونه خیلی جالب بشاه . روحش شاد ! http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8504110372 در ضمن از وب سایت بسیار پر بارش هم غافل نشین . جدید ترین اخبار روز بدون فیلتر رو این عزیز لطف میکنن و هر روز در سایتشون قرار میدن برای اطلاع رسانی و کمک به کسانیکه درگیر مساله فیلترینگ هستن . ممنو خسن آقا جان . اجرت با امام تایمری :) http://hasanagha.net/blog

- درسته این خبر قدیمیه و خیلی ها این مطلب رو شنیدن و خوندن , اما هر چقدر هم ازش گفته بشه کمه ! اسم و مشخصات کسانیکه در حادثه ننگین میدان 7 تیر وحشیانه ترین حرکات رو با زنان بی دفاع انجام دادن بصورت کامل در اینجا با تصاویر مربوطه میتونید ببینید : http://i5.tinypic.com/16b0jeh.jpg

- خبری هم از خودم بدم دیگه ! بابا ما یه وبلاگ دیگه هم داریم که فیلتر نیست گوش شیطون کر ! اگه گیر فیلتر هستین از اون دیدن کنید : www.faryadbseda.blogspot.com

- آقا این حکومت اسلامی خیلی طرفدار نوشیدنی های بهشتیه . این لینک رو که باز کنین متوجه میشین چی میگن . انواع و اقسام مشروبات الکلی که به قول نیروی افتضاحی جزو کشفیات بزرگ قرن به حساب میاد . البته معلوم نیست از این تعداد مشروبات قاچاقی که پیدا و کشف رمز یا زهرا میشه چقدرش به این صورت علنی و برای افه گذاشتن و نشون دادن اینکه مملکت اسلامی مدینه فاضله ست و همه توی اون دوغ با بربری مینوشن , مثلن نابود میشه . حالا شما فکر میکنین توی این بطری ها واقعن مشروب وجود داره یا آب و بنزین و نفت و ... ؟!؟ الله اعلم ...
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=342787
اینم یک لینک دیگه در همین رابطه . خداوندا تو کشور ما مامورین انتظامی بجای اینکه دزدها و جنایتکاران رو دستگیر کنن و مواد مخدر رو کشف و ضبط کنن میرن مشروب کشف میکنن . اونم چی ؟ آبجو :) . بری بگی تو یه کشور هستم که آبجو نوشیدنی ممنوعه ست 2 ساعت بهت میخندن و میگن عقلتو از دست دادی :
http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8504110372

- هان ای دل عبرت بین ! داستان دستگیری ژنرال ابطحی و پدر و ارتباطشون با امام زمان تبدیل شد به تیتر یک خبرهای هفته های گذشته ! داستان کاملش رو بخونید : http://www.roozonline.com/01newsstory/016402.shtml
اینو از این بابت نوشتم که بگم دولت و حکومتی که با خودی های خودش چنین رفتاری میکنه وای به مردم عادی . زهرا کاظمی و دیگران مشتی هستن نمونه خروار ... در ضمن خوبه یادی هم از شهیده (!) زهرا کاظمی بکنیم که در چنین روزی با ضربه دمپایی , ببخشید لنگه کفش خودش , به لقا الله پرتاب شد و قاتلینش هم پست و مقام گرفتن . یه نکته جالب هم از این موضوع میشه فهمید و اونم اینه که ایرانیان مقیم خارج از کشور بدونن و آگاه باشن که به حرف تبلیغات رژیم گوش ندن و بدونن اومدن به ایران نتیجه ش میشه زهرا کاظمی و رامین جهانبیگلو ! حالا اگه مغز خر خوردین و ازادی و خوشی زده زیر دلتون تشریف بیارین به وطن آریایی – اسلامی ...

- اینم پیام بسیجی ها به شما ملت غیور . ملتی که محتاج سیر کردن شکم مردمشه و فقر و فساد و اعتیاد و بیکاری از سر و کولش بالا میره , باید هم میلیونها دلار بی زبون رو خرج انرژی هسه ای (!) کنه : http://img.villagephotos.com/p/2005-11/1111470/vwydlf.jpg

- آقا شما خجالت نمیکشین که سراغی از حاج آقا شبح < دامن اضافة تو > نمیگیرین ؟ شرم کنین ! حیا کنین ! اگه یه نانو به انسانیت اهمیت میدین سری به شبح عشقولی من بزنین و از مطالب زیباش استفاده کنین . www.shabah.org

- رادیوی محبوب من , رادیو قاصدک ! حدود 2 سالی میشه که از همکاری من بصورت افتخاری با این رادیو میگذره . این رادیو برای اهالی سوئد و سوئیس و منطقه اسکاندیناوی قابل پخشه و بقیه دوستان هم میتونن اونو از طریق سایتش و بصورت آن لاین یا از طریق آرشیو با برنامه Real Player گوش بدن و از مطالب جالب اون و مطالب مزخرف من و موسیقی های زیبایی که تینای عزیز هر هفته زحمت میکشن و به تقاضای شنوندگان تهیه میکنن , گوش بدن . www.ghasedak.ch از همینجا از سمای عزیزم هم تشکر میکنم برای همه زحماتش . در ضمن کسانیکه میخوان بدونن ندا حریری ( ره ) www.neda.blogspot.com چه بلایی سرش اومده میتونن به این رادیو گوش بدم ! دیگه ارفاق از این بالاتر :) . ولی به مرگ رهبر من ندا نیستما :)

- آیت الله سید حسن شیخانی ملقب به گیله مرد کالیفرنیایی نازنین و دوست داشتنی چند روزی هستن که به تیر غیب الهی دچار شدن و در بستر بیماری افتادن . از همینحا از همه شما امت اسلام میخوام که دست به دو آ بردارین و برای سلامتی این دانشمند شهیر اسلام شناس از خودآ طلب مغفرت کنید ! " الان باز این گیله مرد نازنین تو دلش به من میگه زنیکه پدر سگ , سگ پدر بی ناموس :))) ببین باز به من چه نسبتهایی داده " همینطور برنامه این حضرت والا مقام رو که هر هفته جمعه ها به وقت ایران از شبکه آپادانا اینترنشنال بنام نیم نگاه پخش میشه رو از دست ندین . دوستان اونور و اینور و همه طرف آبی هم میتونن این برنامه رو پنج شنبه شب ها ببینن . اطلاعت بیشتر در اینجا قرار داره : www.gilehmard.com

- درباره این لینک هیچی نمیگم خودتون ببینی و از خنده بشاشین :))) . توصیه ایمنی ! نسرین با توام شاشو خانم ! قبلش برین شاش کنین !!!!!!
http://www.ghatar.com/ghatar/archives/2006/06/post_11.php

- اینم یه خبر مهم ! جالبه که نمیدونستیم حجاب زنان در ایران آزاده ! شما چی فکر میکنین ؟
http://www.tik.ir/display/?ID=22995&Send

اینم یه سایت برای کودکان و نوجوانان زیر 16 سال . ورود افراد بالای 18 سال ممنوع !!
http://www.2khmar.info/archives/2006-07/000265.htm

- همه مدتیه درباره سوتی های این احمدی نژاد پوفیوز صحبت میکنن دیگه نمیدونن که این مادر صلواتی سر تا پاش سوتیه ! آدم اسم سوتی میشنوه یاد خواهر زیتون پرورده www.z8un.com میافته :) . اینم سوتی احمدی نژاد در مورد پدر پدر سگش که امیدوارم تمام لعنت 80 میلیون مردم ایران در طول شبانه روز رو سرش آوار بشه و توی جهنم یه تیر آهن نمره 24 داغ و سرخ شده رو توی کونش فرو کنن تا دسته که سگی مثل محمود رو ساخت ! http://redvolcano.persiangig.com/sooti.htm نفرین ابدی بر روح پدرت , احمدی نژاد . آمین .

- بوس بوس بوس ! بوس درختی دیگه ندیده بودیم که دیدیم ! بدون شرح :
http://www.freephotoserver.com/v001/beyadetoo799/42-15465478.jpg

- قابل توجه مخالفین عمل های زیبایی ! باور کنین بعضی ها هستن که باید حتمن یه دخالتی روی صورت یا بدنشون انحام بدن تا قابل تحمل بشن . هر چند بعضی ها هم هستن که حتا ژنتیک و سلول هاشون رو هم عمل کنی بازم همون پُخی هستن که بودن مثل احمدی نژاد ! با اینهمه ببینین و تفاوت ها رو احساس کنید :
http://www.persianbb.com/i165_PersianBB.com.jpg?sid=516871a9d9841af18201a9e796680a1c

- چند تایی هم فیلم معرفی کنم تا روح رهبر شاد بشه ! اولینش فیلم مونیخ Munich هست که دیشب دیدمش و فیلم خیلی قشنگیه و نشون میده جنایتکاران اسلامی برای رسیدن به اهدافشون از هیچ جنایت ضد بشری ای رو گردان نیستن . با دیدن این فیلم بیش از پیش از اسلام نفرت پیدا میکنین و متوجه حقایقی تلخ از این دین شیطانی میشین . زنده باد شارون و یهود ...
* فیلم بعدی فیلم نسبتن قدیمی Desert Hearts هست که درباره روابط لزبین ها ست . متعلق به دهه 80 هست و جزو فیلم ها اولیه در این مورد محسوب میشه و خیلی زیبا و عاطفی مسائل و مشکلات همجنسگرایان رو مطرح میکنه . اگه در کار تحقیق هستین و یا اینکاره هستین این فیلم رو از دست ندین . در ضمن اون عده از همجنسگرایان ایرانی که تمایل به دونستن مطالب بیشتر در مورد همجنسگرایی هستن , میتونن به این آدرس ایمیل بزنن و تقاضای مقالاتی در این زمینه رو بکنن . مقالات با فرمت PDF براتون ارسال میشه در کمتر از 12 ساعت . majaleh_maha@yahoo.com
* اگه به فیلم های کمدی علاقه دارین فیلم Monster In Law رو از دست ندین که فوق العاده ست و شبیه روابط خانواده های ایرانیه . دعوای خانوادگی عروس و مادر زن که جنیفر لوپز در اون بازی کرده و فوق العاده خنده دار و جالبه .

- برسم سراغ جوکهای این هفته :
* به تركه ميگن علي يارت ! ميگه ببخشيد ما تيممون تكميله ! * نفرين سال 2006 : الهي شكل بچه ت مثل احمدي نژاد بشه ! الهي مغزت اندازه امام خامنه اي بشه ...* به تركه ميگن چرا 2 تا زن گرفتي ؟ ميگه يه وقت ديدي مهمون اومد !* بچه ترکه نقاشي ميکشه ميره پيشه باباش ميگه: بابا نقاشيم گشنگه ؟ باباش ميگه: آره دخترم حالا بگو چي كشيدي؟ دختره مي كه يه گاو با علف. باباش ميگه: پس كو علفا؟ دختره ميگه: گاوه همشو خورده! باباش باز مي پرسه: پس كو گاوه؟ دختره ميگه: گاوه علفاش تموم شد رفت* يه حديث از امام كاذب در مورد حقوق زنان : اللهم ارزقنا حورية نجيبة تكدانة ولو كم توقعا و والدينها رو به موتا وجهيزيته كاملة و كدبانوا في امور المنزل وتسليما لخشمنا وخدمتن .* تركه عاشق خدا ميشه يه مسجد ميكشه يه تير از وسطش رد ميكنه !* به تركه ميگن يه جمله بساز توش 3 تا دروغ باشه ! ميگه جمهوري اسلامي ايران .* يه مرد جانباز 60% با يه زن جانباز 40% ازدواج ميكنه بچه شون شهيد ميشه !* تركه ميره مسابقه تلاوت قرآن . سوره بني اسرائيل مياد انصراف ميده !* زن امام جمعه قزوين بچه دار ميشه منافقين مسئوليتشو به عهده ميگيرن !* ترکه نخ 10 تومنی رو میکشه شورت مدرس میافته پایین . بسیجیا دنبالش میکنن میره تو یه کوچه بن بست یه 1000 در میاره میگه : جلو بیا تا نخشو بکشم !* ترکه اسمش مراد بود میگن چرا اسمتو گذاشتن مراد ؟ میگه آخه من اب نطلبیده بودم .* حضرت آدم از حوا ميپرسه : عزيزم منو دوست داري ؟ آدم ميگه مگه چاره ديگه اي هم دارم ؟* احمدي نژاد 10% قيمت شير رو افزايش داد . ميگن چرا اينكارو كردي ؟ ميگه بخاطر حمايت از گاوهايي كه بهم راي دادن !
- اما در مورد بازیها کامپیوتری , بازی Half Life 2 که جدیدن به بازار اومده در ژانر اکشن اول شخص هست و وحشت و دلهره رو به چالش میکشه ! این بازی بر اساس موتور Doom طراحی شده و مثل سایر نگارشهای قبلی از داستان هیجان انگیز و متفاوتی بر خورداره . اگه کامپیوترتون نسبتن قویه و از حکومت اسلامی دق و دلی دارین , برین سراغ این بازی تا یک دل سیر عقده هاتونو خالی کنین . خدایتان بیامرزد ...

- یک سایت جالب و دیدنی برای کسانیکه از مشکلات شرعی رنج میبرن و از ریدن و چُسیدن و غذا خوردن و نفس کشیدنشون رو هم میخوان بر مبنای شرع و شریعت قرار بدن برن سراغ این سایت و در اونجا سوالات شرعیشون رو مطرح کنن تا ببینن چطور به یک روش " خفن " و فوق سریع بهشون پاسخ داده میشه : www.faryade-khamoosh.blogfa.com

- اینم یه تست برای خود شناسی هست . البته من چندان به این تست ها اعتقاد ندارم اما تا حالا به هر کی نشون دادم نتیجه ش درست از آب در اومده . ببینین روح و روان شما هم طبق نظریات این سایت رقم میخوره ؟ http://www.persianpatogh.net/DailyLinks/testkhod.htm

- اینم آخرین عکس های جنجالی از جام جهانی فوتبال برای اونهایی که به این ورزش مزخرف علاقه دارن :
http://galeri.milliyet.com.tr/2006/6/19Kupada_Brezilya_karnavali/26.jpg
http://news.eyvay.com/06.06.18.htm?iran&por
http://www.tinypic.ir/images/7358gitarsh.jpg
http://www.amojon.info/roozane/da/dae.jpg

- ما وقتی توی شهر خودمون راه میریم , فکر میکنیم دنیا رو در اختیار داریم . وقتی که به یک کشور دیگه میریم فکر میکنیم وای ! عجب دنیای بزرگی داریما ! وقتی به نقشه های فضایی نگاه میکنیم و سیاره های کهکشان خورشیدی رو میبینیم میگیم چقدر این کره زمین فسقلیه ! ولی وای به وقتی که بگندد نمک !!!! ببینین با وجود این غول های سیاره ای که خورشید , یعنی بزرگترین سیاره منظومه ما در برابر اونها اصلن عددی نیست , آیا انسان در این جهان بیکران موجود مهمی محسوب میشه که در کتب دینی اینقدر ازش صحبت شده ؟ http://www.rense.com/general72/size.htm و آیا ما تنها ساکنین این جهان بیکرانیم ؟ خودتون ببینین و پی به عظمت این جهان به صورت عینی و نه بصورت خیالی و قرآنی (!) ببرین .

- وب سایت تخصصی کامپیوتری P30 جدیدن یکسری سی دی های امنیتی رو معرفی کرده و برای فروش گذاشته که در نوع خودش یک اقدام جالب توجه به حساب میاد . چون برای اولین بار شما میتونین اقدام به خرید سی دی از طریق آن لاین اونهم در ایران بکنین با پست . لیست برنامه ها و طریقه سفارش در این سایت موجوده . http://shop.p30world.com/files/qsp.htm

- اینهم یک سایت جالب برای دوستداران حیوانات با عکسهایی زیبا و منحصر به فرد . حتمن ازش دیدن کنید . http://www.rockinghamremembered.com/WHCuteAnimalPhotos.html

- یک خبر کوچک هم در مورد کامپیوتر بدم . چند روز پیش مطلبی نوشتم در مورد کامپیوتر و برنامه فایر فاکس رو معرفی کردم . امروز چشمم افتاد به یه پروژه از سازندگان فایرفاکس یعنی موزیلا به نام Sea Moneky که ادامه پروژه معروف موزیلا بود و دوباره بکار افتاده . من با تست هایی که انجام دادم و تحقیقی که توی اینترنت از نظر Memory leaks کردم دیدم این مرور گر اینترنی 2 برابر سریع تر از فایر فاکس هست و در ضمن خیلی از ایرادات حافظه ای و امنیتی فایرفاکس رو هم نداره . چون میدونین که فایر فاکس وقتی که باز باشه بطور اتوماتیک Page File شما رو تا آسمون میبره و درسته میرینه تو حافظه L2 سی پی یو شما و نفس سی پی یو رو میگیره . اما با این مرور گر که اتفاقن بر پایه موتور فایرفاکس درست شده تفاوت رو احساس کنید . از نظر امنیتی هم خیلی برتر از فایر فاکسه . این برنامه رو با حجم 12 مگابایت از اینجا دانلود کنید : http://download.mozilla.org/?product=seamonkey-1.0.2&os=win&lang=en-US و به جون ما هم دعا کنید .
* یک هشدار هم بدم به کسانیکه میخوان از خطوط ADSL در ایران استفاده کنن . این روزها سیستم Dial Up در حال منقرض شدن و جمع شدنه و ای دی اس ال به سرعت داره جایگزین میشه . از نظر سرعت و کیفیت و ارزونی به دایل آپ برتری داره اما طبق معمول که شرکت های ایرانی در کلاشی مقام اول رو دارن , باید نکاتی رو قبل از گرفتن این سرویس بدونید ! یادتون باشه اولین سرویس اینترنتی که در ایران آغاز بکار کرد سیستم کیلو بایتی بود که از این بابت ISP ها میلیونر شدن . حالا هم بعضی از این شرکت های رند سیستم ای دی اس ال رو بر مبنای محدودیت حجم ارائه میدن . یعنی وقتی شما تماس میگیرین و میگین میخواهین این سرویس رو داشته باشین , بهتون میگن نامحدوده ! اما دیگه بهتون نمیگن که از نظر حجم مبادلات محدودیت داره و فقط زمانش نامحدوده . یعنی شما وقتی این سرویس رو میگیرین در حد یک تا 2 گیگا بایت مجاز به دانلود کردن هستین و بیش از اون دوباره باید اعتبار بخرین به همون مبلغ اولیه ! در صورتیکه خیلی از شرکت های دیگه محدودیت دانلود ندارن ! بعضی از شرکتها هم هستن که میگن فقط با مودم های ما سرویس ای دی اس ال کار میکنه و باید فقط از ما بخرین . میبینی قیمت مودم ADSL در بیرون هست 45 هزار تومن و این حروم زاده ها 75 هزار تومن بهت می اندازن ! گول اونها رو نخورین و قبل از اقدام به گرفتن این سرویس خوب تحقیق کنید . در ضمن بجز هزینه این خدمات مخابرات ایران هم مبلغ 3000 تومان از شما ماهیانه آبونمان میگیره و هزینه نصب هم بهش اضافه میشه و یهو میبینی که دایل آپ اصلن برات بیشتر صرف میکرد !!!! چون کسی که ای دی اس ال داره میخواد دانلود کنه نه اینکه ایمیل چک کنه یا چت کنه و عملن 5 گیگ رو شما در عرص 3 روز تموم میکنین !!!!!! کافیه 3 تا فیلم بگیرین یا چند تا آلبوم موسیقی تا متوجه بشین چی میگم . هر چند در آینده ای بسیار نزدیک از طریق سیم برق شما به اینترنت وصل میشین و تمام این مسخره بازیها جمع میشه !!!!



........................................................................................

Monday, July 10, 2006

یک روز زیتونی :

توی این مدت با اینکه سعی کردم هویتم مخفی بمونه , اما با این همه تونستم از بین وبلاگنویس های قابل اعتماد چند تا دوست خوب هم پیدا کنم و باهاشون رفت و آمد خانوادگی برقرار کنم . مثل برادر بامداد , حاج آقا شبح , آیت الله سید حسن گیله مرد و حجت الاسلام ابطحی ( ره ) که خدایش بیامرزد و چند تای دیگه . نوبتی هم باشه نوبت این آتیش پاره وبلاگستان بود که بریم و از نزدیک با این جانور آشنا بشیم ! این جانور هم کسی نبود بجز زیتون که فقط خواجه حافظ شیرازیه که اونو نمیشناسه :

ما بعد از عمری اومدیم 2 کلمه با این بشر حرف بزنیم , اما اینقدر اینترنتش پر سرعت بود که تا من حرف زدم , بیچاره از توی یاهو کنفرانس پرتاب شد بیرون و به حق جن و بسم الله غیب شد ! بعد هم مجبوری رفتیم سراغ چت و شماره تلفنی رد و بدل کردیم و زنگ زدم و با هم مشغول صحبت شدیم . خانم تازه بعد از 6 سال به من میگه اِااه ... تو دختری ؟؟؟؟؟ نمیدونم کی تو دهن این اهالی وبلاگستان انداخته که من پسرم ! ای بر پدرش و دودمان و نیاکان و اجدادش لعنت الله !!!!!! اگه توی تمام دنیا بگن که مرد بودن افتخاره و زنها رو میکشن و مردها رو زنده نگه میدارن , باز هم حاضر نیستم حتا برای یک صدم ثانیه مرد باشم . زن بودن شرف داره به هر چی مرده ! خلاصه بعد از اون روز چند دفعه ای با هم صحبت کردیم و بیشتر با هم آشنا شدیم و بعد هم این آغا سیباشون گفتن که ما بریم خونه اینها برای شام و کلی دعوت و ... و ما هم که هلاک رفاقت و هر جا مهمونی باشه با کله میریم :) قبول کردیم و قرار گذاشتیم برای امروز :
از صبح که بیدار شده بودم داشتم فکر میکردم کادو چی ببرم ؟ گفتم از خواهرم بپرسم شاید چیزی به ذهنش برسه و بعد هم مشورت کردن سنت پیغمبره و ما هم که توی شناسنامه مون مسلمونیم و شاید راه چاره ای پیدا شد ! رفتم بهش گفتم و گفت : من یه چیز عالی دارم . بعد هم رفت و از تو سبد موشهاش یه موش فسقلی و سفید و ناز رو در آورد و داد دستم و گفت : اینو ببر ! بهترین موش منه که دلم نیومده روش آزمایش کنم !
- خاک تو سرت ! آخه کی موش میبره خونه مردم ؟
اصلن بده ش به من ! منو باش علم رو فدای کادو تو کردم .
- بخوره تو سرت این علم ! این علمه یا سلاخیه ؟
اومدم بیرون و رفتم سراغ آرتین که داشت با خودش ور میرفت ! خوبه این بشر مرده و زن نیست ! اگه زن بود چه مکافاتی با این داشتیم ! به هر چی اوا خواهره صد تا سور زده ! سرش هوار کشیدم که :
- خسته نشدی از بس با خودت ور رفتی ؟ کشتی خودتو ! مگه داری میری خواستگاری ؟
ببین شیوا ! آدم باید همیشه شیک و پیک و خوش تیپ باشه منم که قد بلند و خوش تیپ , دیگه باید خوب به خودم برسم !
- قربونم بری تو یکی ! آخه یکی این ادا اصول ها رو در میاره که یه تیپی و قیافه ای داشته باشه نه توئه جواد ضایع ! حالا بگو ببینم چی بخرم براشون ؟
بخری ؟ چرا پول خرج کنی عزیزم ؟ از رُزهای توی باغ چند تا دسته میچینیم و میبریم براشون ! هم گله هم طبیعته هم مفته !
- آها پس معلوم شد گل رزهای نازنین من چرا هر روز غیب میشن ! نگو جنابعالی اونها رو کش میرین ! من یه روز تو رو می اندازم تو شیشه الکل میذارمت تو موزه ! حالا ببین کی گفتم ! بعد هم لازم نیست تو پول خرج کنی ! خودم میخوام بخرم !
ای بابا از اول میگفتی . خب براشون کریستال بخر !

دو تا آدم خنگ تو خونه باشه , از این بهتر نمیشه که ! این فاطی مذکر که اشتباهی مرد شده و باید زن میشد اونم که اشتباهی زن شده و باید قصاب میشد ! تصمیم گرفتم برم سایت زیتون رو بخونم و کمی بیشتر با روحیاتش آشنا بشم ! به نظرم می اومد از تجملات بدش میاد و باید یه چیز به درد بخور براش میگرفتم که لازمش بشه ! خلاصه دو ساعت این آرشیوش رو زیر و رو کردم تا آخر چیزی رو که میخواستم پیدا کردم ! تصمیم گرفتیم کمی زودتر راه بیافتیم تا گرفتار ترافیک نشیم و در ضمن بیشتر هم بتونیم همدیگه رو ببینیم و با هم باشیم چون خونه شون کرج بود و از اینجا تا کرج رفتن خودش یعنی یه مسافرت !!! ساعت 3:30 بود که از خونه راه افتادیم . من و مرتیکه و آرتین ! توی ماشین تا وقتی که برسیم فقط داشتم آرتین رو نصیحت میکردم که دست از پا خطا نکنه و دهاتی بازی در نیاره و چرت و پرت نگه و جلوی شکمش رو نگه داره و فضولی تو کار مردم نکنه و نظریات گوهربارش رو هم حروم نکنه و بحث های سیاسی راه نندازه و ... ! اینقدر گفتم و گفتم که دهنم کف کرد و خشک شد ! ناچار سر راه وقتی چشمم به یه بقالی افتاد آرتین رو فرستادم بره برام یه بطری آب معدنی بگیره . رفت و چند دقیقه بعد با یه بطری 2 لیتری آب اومد !
- این چیه خریدی ؟
آب !
- نه بابا ؟ فکر کردم دوغه ! پدر سگ مگه من اسبم ؟ گفتم برو یه بطری کوچیک بگیر !!!!!
خوب ما هم میخوریم دیگه !
- خنگول ! این بزرگا گرمن ! کوچیکا رو میذارن تو یخچال ! برو پس بده 3 تا کوچیک بگیر !
اصلن بی خیال من روم نمیشه پس بدم !
- نمیدونم چی مانع میشه من تو رو نکشم !
راه افتادیم . بین راه هم هی آب میریخت توی لیوان تاشویی که تو کیفم داشتم و هی میخوردم ولی مگه عطشم بر طرف میشد ؟ آبش گرم بود و مزه آب جوب میداد و بدتر منو تشنه میکرد ! خلاصه تا برسیم به کرج من این 2 لیتر رو خورده بودم و از توی شکمم صدای سیلاب و موج آب می اومد ! حالا مگه میرسیدیم ؟ تازه بعد از اینهمه راه رسیده بودیم کرج و بگرد دنبال گوهر دشت !!!!! نفرین بود که نثار این زیتون میکردم . از یه طرف شاش مرگ شده بودم و داشتم میمردم و از طرف دیگه از طولانی بودن راه خسته شده بودم . آدرسی که گرفته بودم با اینکه خیلی دقیق و سر راست بود اما باورم نمیشد این جانور چنین جایی خونه گرفته باشه ! هر چی بیشتر میرفتیم , بیشتر به کوه نزدیک میشدیم ! کم مونده بود فکر کنم احتمالن باید ماشین رو پای کوه پارک کنیم و بقیه راه رو کوهنوردی کنیم تا اینکه بالاخره رسیدیم به خیابون اصلیشون و دشتی که گفته بود کنارشه ! 3 تا آپارتمان به فاصله 50 متر از هم تو یه محوطه خیلی بزرگ و باز قرار گرفته بودن و پشتشون کوه بود و اطراف هم حالت دشت مانند داشت و سوت و کور ! توی روز روشن وحشت کرده بودم و متعحب از اینکه زیتون چطوری هنوز زنده ست ؟!؟ بالاخره خونه شون رو پیدا کردیم و پریدم پایین تا زودتر به حضور آغا مشرف بشم . حس میکردم الانه که تخمدونام بترکه و مثانه م متلاشی بشه !!!! زیر دلم به شکل فجیعی درد میکرد و داشتم میمردم و حاضر بودم همه داراییمو بدم یه توالت بهم بدن ! انگشتمو گذاشتم روی زنگ و فشار دادم ! بعد از چند ثانیه که برام به اندازه چند ساعت رسید یه صدای نخراشیده زنگ داری پرسید : بله ؟ بفرمایید !
- زهر ! درو باز کن که مردم !!!!
شما ؟
- منم دیگه ! دوست زیتون !
سلام علیکم . حال شما چطوره ؟ بفرمایید خوش اومدین .
دلم میخواست زنده زنده پوستشو بکنم و توش کاه پر کنم ! آخه این چه رسمیه ما داریم که پشت در میگیریم 2 ساعت حال و احوال میکنیم ؟!؟ آرتین داشت ماشین رو پارک میکرد که من پریدم تو و بدو بدو رفتم بالا ! جس میکردم توی یه مارتن شاش شرکت کردم و هر پله ای که بالا میرفتم خوشحال تر میشدم که به مستراح نزدیک تر میشم . بالاخره رسیدم به طبقه شون و با مشت و لگد شروع کردم به در زدن . در که باز شد فقط شیرجه زدم تو و داد زدم : توالت کو ؟؟؟؟؟
یه پسر جوون با قیافه وحشت زده و چشمهای از حدقه در اومده زل زده بود به من ! دوباره سرش هوار کشیدم : توالتتون کجاست ؟ با وحشت و اشاره دست نشونم داد و پریدم تو !!!!!! اگه بگم احساسم مثل زن مسلمانی بود که به حج مشرف شده , دروغ نگفتم ! با هر قطره شاشی که خارج میشد احساس تشرف و خلوص و شفاف شدن عجیبی پیدا میکردم طوریکه میترسیدم الانه که Transparent بشم ! خلاصه بعد از اینکه مثانه م خالی شد و حالم جا اومد , تازه یاد آبرو ریزی ای که کرده بودم افتادم و صورتم سرخ شد . رفتم پای آینه دستشویی و موهامو مرتب کردم و عرق صورتمو خشک کردم و اومدم بیرون . پسره هنوز هم دم در ایستاده بود و با وحشت منو نگاه میکرد و یه دختر هم کنارش بود و اونم با نگاه عجیبی منو نگاه میکرد و جفتشون وحشت زده بودن !
- ببخشید ! یه کم زیاد آب خورده بودم ! شما خوبین ؟
درست همین موقع آرتین در حالیکه مرتیکه رو بغل کرده بود درو باز کرد و اومدن تو ! باز کردن در همان و در محکم تو سر سیبا که پشت به در ایستاده بود , خوردن همان !!!!! گفتم مُرد !!!!!! اون ضربه ای که تو سرش خورد , من بودم مغزم متلاشی شده بود !
- سلام حال شما ؟ بنده آرتین هستم ! دوست پسر شیوا !
سلام و زهر مار ! زدی کشتی بیچاره رو !!!
درست همین موقع سیبا بلند شد انگار نه انگار که اتفاقی افتاده و فوری دستشو دراز کرد به سمت آرتین و گفت : خوشبختم !!!!
- شما باید آقا سی سی ... سی ... همون که مثل عابر بانک میمونه ! ببخشید فراموش کردم !
وااای ! دلم میخواست زمین دهن باز میکرد میرفتم توش ! مرتیکه خنگ صد دفعه تو خونه گفتم این اسمش زیتونه و این سیبا و گند نزنی , باز دوباره آقا 2 تا اسم ساده رو هم نتونسته بود حفظ کنه و به سیبا میگفت عابر بانک !!!!!! منم با زیتون رو بوسی کردم و مانتو و روسریمو در آوردم و دادم بهش تا آویزون کنه و بعد هم دعوتمون کردن به پذیرایی کوچکشون . تا چند دقیقه ای بینمون سکوت برقرار بود و نمیدونستیم چی بگیم ؟!؟ آخه فکرشو بکنین تو این همه مدت چقدر من این بشر رو اذیت کردم و چقدر سر به سرش گذاشتم و حالا یه کاره اومده بودیم دیدنش ! طبق معمول کمی لبخند و الکی حال و احوال و بعد هم آب و هوا و گرم بودن و بعد هم که رفتیم سراغ وبلاگ و ... تا کم کم یخمون آب شد و جو خودمونی شد . میتونم بگم 360 درجه با اون چیزی که توی وبلاگ ازش میشناسختم فرق داشت ! یعنی خودش بود !!!!!! یه دختر ظریف با قد متوسط و صورت مهربون و فرز و چابک و چشمهایی که بی ریایی توش موج میزد . سیبا هم اااای ... چیزی نگم بهتره ! چون من چشم دیدن مردها رو ندارم و خوبی ای هم داشته باشن به چشمم برعکس جلوه میکنه " همین آرتین رو همه میگن فرشته ست ولی از دید من ابلیس مجسم هم کمشه و اگه آدم کشی حلال بشه خودم با دستهای خودم تاکسیدرمیش میکنم و میچسبونمش بالای شومینه " خوب بود دیگه ! فقط همین !!! زیتون رفت و برامون شربت آورد . شربت تمشک که میگفت خودش چیده و درست کرده ! من که از بس گرمم بود و تشنه , که لیوانمو فوری بردم بالا و یه نفس سر کشیدم و حتا مزه ش رو هم نفهمیدم ! زیتون هم نشسته بود کنار مرتیکه و هی باهاش شوخی و بازی میکرد ! حالا میترسیدم بهش بگم ولش کن , مبادا خیال کنه خوشم نمیاد با بچه م بازی کنه و اینو توهین بدونه , غافل از اینکه نمیدونست این مرتیکه جنبه شوخی نداره و هر کی باهاش شوخی میکنه عکس المعل های فجیعی نشون میده ! مثلن همین چند وقت پیش بود که رفته بودیم خونه بامداد اینا و مادر زن بامداد مرتیکه رو بغلش گرفته بود و هی سر به سرش میذاشت و اینم نامردی نکرد و یهو انگشتشو فرو کرد تو چشمش !!!! حالا میترسیدم یه همچین بلایی هم سر زیتون بیاره . اتفاقن زیاد هم طول نکشید و شق !!!!! چنان محکم کوبید تو صورتش که با صداش برق از کله من پرید ! بیچاره زیتون همینطوری خشک شده بود و زل زده بود به مرتیکه ! نمیدونم از شدت ضربه بود یا اینکه داشت سبک سنگین میکرد که این بچه فسقلی چرا اینقدر خشن و وسترنه ! به زور لبخندی زد و کمی عقب تر نشست ! دلم براش سوخت . صورتش مثل لبو قرمز شده بود !
خلاصه جو کم کم عادی شد و از هر دری شروع کردیم به حرف زدن . ما رفتیم آشپزخونه و مردها هم نشستن پیش هم مشغول وراجی های معموله شدن ! خونه زندگیش برق میزد و کیف کردم . همه چی سر جای خودش . همه چی منظم و مرتب . با اینکه خونه کوچیک بود و لوازم کمی داشت و ساده بود , اما خیلی مرتب و تمیز بود و آدم واقعن لذت میبرد . شام باقالی پلو درست کرده بود با مرغ و کوکو سبزی . یه ظرف بزرگ هم سالاد و خلاصه عالی بود . فقط ترسم از اشتهای آرتین بود و اینکه آبرو ریزی کنه . موقع شام میز رو چیدیم و بعد هم آغایون رو صدا کردیم و همگی نشستیم و مشغول خوردن شدیم . من مشغول غذا دادن به مرتیکه بودم و حواسم به آرتین نبود . غذای مرتیکه که تموم شد و سیر شد , تازه برای خودم کشیدم و اومدم بخورم که چشمم افتاد به دهن آرتین که هلپ هلپ داشت میچپوند تو حلقش و بشقابش پر بود از مرغ و برنج !!!!! چون روبروی هم نشسته بودیم با پام محکم زدم تو پاش که خودشو کنترل کنه که یهو دیدم سیبا , هوارش رفت آسمون و گفت آخ !!!!!!
زیتون فوری پرید کنارش و هی قربون صدقه و چی شد عزیزم و از این ادا اصول های مرد ذلیلی ... اوغ !!!!! آخر هم طاقت نیاوردم و گفتم :
- ولش کن بشین غذاتو بخور دیگه !
آخه بذار ببینم چی شد ؟
+ نمیدونم یهو یه چیزی خود تو پام از زیر میز !
- لابد رگ سیاتیکتون بوده !
+ آخه ساق پام درد گرفت ! انگار کسی لگد زد !!!!!
نه بابا اشتباه میکنین !
* آره شیوا از این عادتها داره که هر وقت میخواد من کم غذا بخورم از زیر میز میزنه تو پام ! مگه نه شیوا ؟
وای منو میگین ؟ سرخ شده بودم مثل لبو و داشتم شرشر عرق میریختم :
- ببخشید ! این آرتین رژیم داره باید کم بخوره . فکر کنم اشتباهی زدمب ه پای شما !!!
+ خواهش میکنم ... اشکالی نداره ... دعوای زن و شوهریه دیگه !!!
- ببخشید ولی ما زن و شوهر نیستیم ! دوست هستیم !
+ بله ببخشید .. همون دوست ..

شام که تموم شد رفتیم سراغ ظرفها و آشپزخونه رو مرتب کردیم و غذاها رو هم ریختیم تو ظرف های در بسته و گذاشتیم یخچال و زیتونم کتری رو روشن کرد تا چایی دم کنه و رفتیم نشستیم پیش بقیه . کمی بعد فاجعه اتفاق افتاد ! مسابقه فوتبال !!!!!!! حالا تصور کنین توی جمعی که 3 نفر عاشق فوتبال هستن و تو از فوتبال متنفری , باید چیکار بکنی ؟؟؟؟ خون دل , تحمل , تشنج ... واقعن هنوز هم نمیدونم که دلیل اینکه یه مشت آدم خل و چل چند ساعت دنبال یه توپ می افتن چیه ؟ خلاصه بعد از لحظات وحشتناکی که به اندازه یک قرن اومد , تموم شد و ایتالیا هم برنده شد و کلی کیف کردم . چون همه اینها طرفدار فرانسه بودن و ایتالیا برنده شد ! مرتیکه که تو بغلم غش کرده بود و آرتین هم که هی برای سیبا فوتبال تفسیر میکرد و خالی میبست و منم که چشمهام از خواب خیار جالیز میکرد و زیتونم یه چیزی بدتر از من ! آخر گفتم : بچه خوابیده و بلند شو بریم . سیبا پرید وسط که کجا برین ؟ شب همینجا میخوابین صبح میرین . خلاصه 2 ساعت چونه زدیم که صبح باید بریم سر کار و هیچی هم نیاوردیم و خوشبختانه چون من و آرتین یه کمی دراز تشریف داریم , دیگه این سیبا نتونست بگه از لباس خواب یا چیزهای دیگه زیتون استفاده کنین . فکر میکنم اگه لباس خوابش رو میپوشیدم در حد تاپ برام در می اومد :))) . بعد از روبوسی و کلی تشکر و ... اومدیم پایین و سوار ماشین شدیم و راه افتادیم به سمت خونه . من که عقب نشستم و مرتیکه هم تو بغلم و خوابم برد . تا رسیدیم خونه و آرتین بیدارم کرد و پیاده شدم و رفتیم تو . حالا رسیدیم و خوابم هم پریده ! لباسهای مرتیکه رو عوض کردم و تو جاش خوابوندم و اومدم پایین و یه جوشونده بابونه برای خودم درست کردم و رفتم سراغ کامپیوتر ... اینم از امروز ما .
ای کاش میشد همه وبلاگ نویس ها میتونستن به راحتی با هم ارتباط برقرار کنن بدون ترس از مجازات یا اینکه مبادا در ورای اون شخصیت مجازی نویسنده وبلاگ مبادا یک مامور اطلاعات قرار داشته باشه و یا خطراتی از این دست ... امید که بزودی از دام شیاطین قابلمه به سر رها بشیم و بتونیم با هم روابط صمیمانه ای برقرار کنیم ...



........................................................................................

Sunday, July 09, 2006

کامپیوتر از سیر تا پیاز :

جوونی یادت بخیر ! آقا ما یه 5 – 6 سال پیش که این وبلاگ دره پیتمونو افتتاح کردیم , هیچی از نوشتن نمیدونستیم الا مطالب کامپیوتری نیمچه نیمه ای که اون موقع بخاطر تازه بودن این علم و رواج تازه اینترنت و کامپیوتر , خیلی مثلن خفن بود و بعد هم دیدیم از کامپیوتر چیزهای واجب تری هم تو دنیا پیدا میشه و بوسیدیم و گذاشتیم کنار . اما الان مدتیه که میبینم سطح سوات (!) اهالی وبلاگ نویس با توجه به اینکه بیشتر اونها از قشر زنان هستن و مردها اونها رو شدیدن در تنگنای علمی قرار دادن و اغلب فریبشون میدن , خیلی پایینه و اطلاعات چندانی در مورد کامپیوتر و برنامه های کاربردی ندارن , گفتم یه پکیج کامل نرم افزاری رو معرفی کنم که برای هر کاربر کامپیوتر در سطح مبتدی تا حتا حرفه ای از نون شب هم واجب تره ! یعنی شما با داشتن این برنامه ها میتونین تا 80% بطور کامل مطمئن باشین که از شر برادران هکر در امانید و تا 100% مطمئن باشید که امنیت و راحتی کامپیوترتون فراهم میشه !!! در ضمن قبل از شروع هم بهتون این نکته رو دوباره و صد باره گوشزد میکنم که هرگز بدون داشتن آنتی ویروس و فایروال و آنتی تروجان هیچ ایمیلی رو باز نکنید مخصوصن ایمیل های حاوی پیوست یا Attach و همینطور هیچ لینک مشکوکی رو هم که مثل نقل و نبات این روزها فرستاده میشه باز نکنید مخصوصن لینک هایی که میگه آنتی فیاتر جدید !! من پیشنهادم به شما اینه که هر لینکی براتون فرستاده میشه که اغلب هم از طریق یاهو میسنجر هست , رو کپی بگیرین و اونو برای دوستان دیگه خودتون که آنلاین هستن " پسرها " بفرستید ! اگه تا 10 دقیقه دیدین بلایی سر این بنده خدا نیومد , و ازش پرسیدین و نتیجه رو رضایت بخش اعلام کرد , بعد امتحانش کنید . طبق معمول هم این لینک ها رو برای آغایون بفرستین تا روحشون شاد بشه !!!! ضرب المثل مرتبط : چیزی که عوض داره گله نداره :)

شما بعد از اینکه کامپیوتر میخرین و روی اون ویندوز نصب میکنین نیاز به یکسری نرم افزارهای جانبی و کاربردی و امنیتی دارین تا بتونین خیلی ساده و راحت و ایمن با کامپیوتر کار کنین تا هم احساس راحتی بیشتری کنین و هم لذت ببرین . در ضمن پیشنهاد میکنم اگر از امروز به بعد قصد خرید کامپیوتر دارین حتمن روی سیستم ها قدرتمند سرمایه گذاری کنین چون بزودی ویندوز ویستا به بازار میاد که حداقل رم مورد نیازش 512 مگابایت هست :

- اولین برنامه که از نون شب براتون واجب تره , آنتی ویروس Kasper Sky 6.0 هست که در بین آنتی ویروسهای مطرح جهان , اولین مقام رو بدست آورده از نظر امنیت و قدرت و بعد از اون NOD32 هست . جالبه بدونین نورتون و مک آفی در رده چهارم و پنجم قرار گرفتن . از ویژگی های منحصر به فرد این آنتی ویروس حجم کم اون و در عین حال اشغال کردن کم جافظه و کند شدن سیستم شماست . این آنتی ویروس رو میتونین از این آدرس با حجم 13 مگابایت دانلود کنین :
ftp://d-eu-2f.kaspersky-labs.com/products/release/english/homeuser/kav6.0/kav6.0.0.300en.msi

- درسته که بیشتر آنتی ویروس ها دارای یک برنامه فایروال داخلی هستن و یا خود ویندوز اکس پی هم دارای فایروال هست , اما هیچی نمیتونه جای یک برنامه مستقل رو بگیره . فایروال کارش اینه که جلوی هک شدن سیستم شما رو تا 90% میگیره و در ضمن تمام پورت ها و سوراخ سنبه های کامپیوتر شما رو از نفوذ هکرها و تروجان و ویروس و اسپای مصون نگه میداره . در ضمن اگر هر زمان کسی بخواد به سیستم شما نفوذ کنه فوری با باز کردن یک پنجره به شما اختار میده و بطور اتوماتیک هم دستری رو مسدود میکنه . از ویژگیهای جالب فایروال اینه که میتونین بعضی برنامه هاتون رو بصورت Lock نگه دارین . یعنی برای نمونه از Update شدن بی دلیل بعضی برنامه ها جلوگیری کنین . یکی از برترین فایروالها Zone Alarm Pro هست که در بین رده بندی فایروالها مقام اول رو بدست آورده . بعد از اون هم kasper Sky internet security قرار داره . این برنامه رو از اینجا با حجم 13 مگابایت دانلود کنید : http://download.zonelabs.com/bin/free/1025_update/zapSetup_65_714_000_en.exe

- برنامه بعدی برای محافظ کامپیوتر شما از ورود Spyware هاست . اسپای ها جاسوسان نامرئی هستن که در اغلب سایت ها وجود دارن و باعث کند شدن سرعت کامپیوتر و باز شدن پنجره های ناگهانی یا POP UP و یا فرستادن اطلاعات شخصی شما به سایت هایی خاص و یا ایمیل های ناخواسته در میل باکس شما میشن . با اینکه فایروال و آنتی ویروس میتونه تا حدی جلوی این مزاحم ها رو بگیره , اما باز هم داشتن یک برنامه مستقل بهترین انتخابه ! برنامه Ewido Anti Spyware یکی از بهترین برنامه ها در این رابطه ست و در مقام اول قرار گرفته و بعد از اون برنامه Spy Sweeper قرار داره . این برنامه در حافظه مقیم میشه و جلوی ورود اسپای ها رو میگیره و در ضمن بطور اتوماتیک یا دستی میتونین بهش بگین تا کل سیستم شما رو اسکن کنه . مطمئن باشین با یکبار اسکن کردن چیزهای عجیب و غریبی از کامپیوتر در میاد و با پاک شدن اونها سرعت کامپیوترتون خیلی تفاوت میکنه ! این برنامه حتا از برنامه معروف Ad Awear هم بهتره . این برنامه رو با حجم 8 مگابایت از اینجا دانلود کنین : http://www.grisoft.cz/softw/70/filedir/inst/ewido-setup_4.0.0.172a.exe

- و اما بعد از امنیت سیستم , نوبت به امنیت مرورگر اینترنت شماست . بطور معمول ویندوز اکس پی برنامه مزخرف و فوق العاده کند Internet Explorer رو به کاربران تحمیل کرده . هر چند این برنامه استاندارده و با تمام سایت ها سازگاری داره , اما از نظر امنیتی و رد گیری خیلی ساده ست . در ضمن سرعتش خیلی پایینه و با توجه به سرعت های کم خطوط اینترنتی در ایران , داشتنش واقعن اعصاب پولادین میخواد . برنامه Fire Fox از شرکت موزیلا یکی از بهترین مرور گرهای اینترنت شناخته میشه که طرفداران خیلی زیادی داره . درسته که خیلی ها میگن ما Opera رو میپسندیم اما از نظر امنیتی و ایرادات مخصوصن در رابطه با خطوط فارسی و یونیکد فایر فاکس در مقام اوله . این برنامه رو وقتی که نصب بکنین و بجای اینترنت اکسپلور ازش استفاده کنین متوجه میشین که سرعت باز کردن صفحات وب تقریبن بین 2 تا 3 برابر افزایش پیدا میکنه . در ضمن یک نکته جالب هم اینه که با این برنامه شما از سد خیلی از سایت های فیلتر شده به راحتی میتونید رد بشید ! خیلی از آنتی فیلترهایی که این روزها کار نمیکنن , در روی این مرورگر به راحتی جواب میدن چون دانشمنگان (!) ایرانی و متخصصین مشنگ فیلتر , اونها رو برای سیستم IE طراحی کردن و نه فایر فاکس :) . میتونم به جرات بگم حدود 70% آنتی فیلترهایی که سابقن با IE کار نمیکرد با این برنامه باز میشه . این برنامه رو با حجم 4 مگابایت از اینجا دانلود کنید . الته نکته مهم اینه که اگه به این برنامه چندان عادت ندارین میتونین Extensisons IE اونو با حجم 200 کیلو بایت از همون سایت دانلود کنین تا بر پایه موتور IE قرار بگیره و شبیه مرور گر معمولی شما بشه اما با سرعت و امنیت فایر فاکس :
http://laotzu.acc.umu.se/pub/mozilla.org/firefox/releases/1.5.0.4/win32/en-US/Firefox%20Setup%201.5.0.4.exe
http://releases.mozilla.org/pub/mozilla.org/extensions/ie_tab/ie_tab-1.0.9.5-fx+fl+mz-windows.xpi

- این روزها دانلود کردن برنامه ها جزو ضروری نیازهای هر کاربریه ! همه دوست دارن برنامه هاشون رو از اینترنت دانلود کنن ! اما با سرعت های کم خطوط در ایران و قطع شدن های احتمالی و سر رفتن خوصله , باعث میشه که از دانلود برنامه هایی با حجم بالا اغلب منصرف بشین ! یکی از بهترین برنامه ها برای مدیریت دانلود برنامه Internet Download Accelerator یا IDA هست که بر خلاف برنامه DAP هیچ آگهی مزاحمی نداره . مزایای برنامه اینه که سرعت دریافت فایل ها رو افزایش میده و همینطور هر زمان که ارتباط قطع بشه , میتونین دریافت باقی فایل رو هر زمان که دوباره به اینترنت وصل شدین ادامه بدین . این برنامه رو با حجم 2 مگابایت از اینجا دانلود کنین :
http://www.westbyte.com/ida/download/idasetup.exe

- نیاز به داشتن دیکشنری این روزها خیلی حیاتی شده . در بازار , انواع و اقسام دیکشنری ها پیدا میشه اما دیکشنری ای که بتونه بطور کامل لغت های اختصاصی رو ساپورت کنه خیلی کمه . یکی از بهترین دیکشنری ها برای هر کاربری Babylon هست که دارای بانک اطلاعاتی بسیار غنی ایه. در ضمن این برنامه میتونه وقتی که به اینترنت وصل هستین متن رو هم براتون ترجمه کنه . در اون میتونین انواع و اقسام زبانهای رایج یا مبدل ها به فارسی رو پیدا کنین . این برنامه رو با حجم 10 مگابایت از سایت : http://babylon.com دریافت کنید و بهترین زبان فارسی اون رو هم از این اینجا : http://info.babylon.com/glossaries/8F3C/hFarsi___advanced_version.BGL
برای دریافت مبدل های فارسی تخصصی مدیریت و کامپیوتر و آی تی و ... هم از اینجا استفاده کنید :
http://info.babylon.com/gl_index/gl_search.php?cat=21&sort=&nc=2&n=10

- و اما فایل های محبوب MP3 ! درسته که امروزه خیلی از برنامه ها این فایل ها رو پخش میکنن اما برنامه سریع و کم حجم و حرفه ای با امکانات عالی برای اینکار فقط WinAmp هست که با حجم 5 مگابایت میتونین از سایت خودش بطور رایگان دانلود کنید : www.winamp.com

- امروزه همه روی دستگاهشون یک Cd Writer یا DVD Writer دارن . برای رایت کردن سی دی ها از برنامه قدرتمند Nero میتونید استفاده کنید که دارای قابلیت های خیلی خوبیه ! از کپی سی دی به سی دی تا درست کردن سی دی های موسیقی برای ضبط یا تبدیل Mp3 به Audio و یا ایجاد ویدئو سی دی و ... ازش به راحتی میتونین استفاده کنین . این برنامه رو با حجم 100 مگابایت از اینجا دانلود کنید : www.nero.com

- رواج دوربین های دیجیتالی و سرازیر شدن حجم بالای عکس به داخل کامپیوتر نیاز به داشتن برنامه قدرتمندی برای دیدن بهتر عکس ها داره ضمن اینکه این برنامه تا حد ساده ای کار ویرایش عکس رو هم انجام میده و عکس ها رو میچرخونه و تاریک و روشن میکنه و .. . برنامه معروف و پر قدرت ACDSEE رو با حجم 20 مگابایت از اینجا دانلود کنید : http://www.acdsystems.com

اینم از این قسمت . امیدوارم به دردتون بخوره . برای تشکر لازم نیست کاری کنین . همین که هر چی فحش خوار مادر بلدین رو نثار روح خمینی و بعد قبر پدر و مادر خامنه ای و احمدی نژاد کنین , کافیه . اجرتون با امام تایمری !



........................................................................................

Saturday, July 08, 2006

رژیم مردانه :

رژیم گرفتن کلن چیز خوبی نیست و من اصلن ازش دل خوشی ندارم . من عقیده دارم آدم عاقل همیشه به اندازه میخوره و به اندازه هم تحرک و ورزش میکنه تا هیچ وقت دچار اضافه وزن نشه ! اون آدمهایی که چاق هستن و یا همیشه خدا اضافه وزن دارن , به نوعی بیمارن و نفس ضعیفی دارن و آدمهای دله و شکم پرستی هستن . درسته برای منهم بهترین لحظه زندگیم بعد از رختخواب , سر میز غذا شکل میگیره و از خوردن خیلی لذت میبرم اما چون عقل دارم و جونم و پولم رو هم خیلی دوست دارم , میدونم که اگه بیشتر از اندازه بخورم , باید 2 برابر خرج شکمم کنم و از طرفی هم 2 بربر معمول جون بکنم تا این اضافه وزن رو از بین ببرم و دوباره اندامم رو مثل سابق برگردونم ! از همه اینها فجع تر من آدمی هستم که عاشق لباسم و در طول روز گاهی 3 تا 4 دست لباس عوض میکنم و با این حجم لباس , کافیه کمی سایز کمر و باسنم تغییر کنه و اونوقت فاجعه پیش میاد و باید مثل حوا لخت و عور بگردم . پس بهترین کار اینه که آدم به شیوه پیغمبری غذا بخوره و به شیوه علی قاتل , امام مسلمونها " کار بکنه تا همیشه روی فرم باقی بمونه ! یعنی قبل از اینکه کاملن سیر بشه و غذا از چشمهاش بزنه بیرون " عادتی که 99% ایرانیها دارن " دست از غذا خوردن بکشه و بعد هم به اندازه کافی پیاده روی و تحرک داشته باشه . من خودم با داشتن ماشین , مسافت های بالای 2 کیلومتر رو ماشین میبرم و زیر اون رو همه جا پیاده میرم . با اینکه از نظر مالی تامین هستم هیچ وقت مثل زنهای کون گشاد امروزی زنگ نمیزنم تا خرید های خونه م رو بیارن دم در تحویل بدن ! حتا از سر کار هم که میام خونه از تجریش تا نیاوران رو پیاده میام تا اون کم تحرکی و پشت میز نشینیم در طول روز جبران بشه ! بعد هم من بکلی این نظریه رو رد میکنم که آدم باید شام نخوره و ناهار کم بخوره و فلان ماده غذایی رو نخوره و ضرر داره و ... ! من میگم باید آدمیزاد همه چی بخوره ولی به اندازه بخوره . همیشه هر 3 وعده غذایی م رو میخورم ولی به اندازه میخورم و چیزهای سالم میخورم ولی به اندازه شکمم و در ساعت مناسب . من همیشه سر ساعت 8 شب شام میخورم و 4 ساعت فرصت هضم به غذا میدم و بعد میخوابم . صبحانه قهوه تلخ و نون تست کره زده و آب پرتقال یا تابستونها سیب و موز و کیوی و انگور میکس شده . وسط روز کمی مغز آجیل خام و هر میوه ای که گیرم بیاد . ناهار هم غذای معمول . غذای شامم هم بیشتر ترکیب گیاهی – گوشتی داره . سبزیجات پخته به همراه یک تکه ماهی لاکس یا مرغ کبابی با سالاد و ماست و شراب . بجز اون شنا و تنیس و پیاده روی هم برنامه منظم روزهایی هست که کار نمیکنم ! نوشیدنی الکلی بجز شراب که اونهم یک استکان بیشتر نمیخورم , فقط توی مهمونی ها میخورم و چای و قهوه و جوشونده های گیاهی , نوشیدنی های مورد علاقه و روزانه من هستن ! من نه پول میدم برای کلاس های بدن سازی ای که این روزها مد شده بین خانمهای تن پرور که به ضرب و زور این کلاسها سعی میکنن دنبه هاشون رو آب کنن و یا تناسب اندام اجباری و سلامتی زورکی پیدا کنن و نه از اجبار دیگران خوشم میاد برای ورزش . پس بهترین کار رعایت یک روش متعادله و بس :

آقا این آرتین چند وقتی وزنش زسیده به 120 کیلو ! البته نه که فکر کنین شکمش از خودش دو متر جلوتر راه میره . چون قد بلندی داره " 192 " این چاقی به چشم نمیاد اما وقتهایی که 2 تا پله بالا میره یا چیزی رو حمل میکنه یا کمی تند راه میره , شروع میکنه به نفس نفس زدن و شرشر عرق ریختن ! از همه فجیع تر اینکه این چند وقته چنان اشتهای عجیبی پیدا کرده که من تصور میکنم اگه یه روز تو ایران قحطی بیاد , من و خواهرم و مرتیکه رو خام خام میخوره !!!!
امروز جمعه که روز تعطیل مسلمونهاست , آرتین از صبح اومد سراغم و گفت : غذا درست نکنی ها ! یه چلوکبابی پیدا کردم میخوام همتونو مهمون کنم !
" شاید هر زن دیگه ای بود بال در میآورد و پرواز میکرد که آخ جون شوهرم میخواد یه روز تعطیل ناهار بده ! ولی من با توجه به سابقه افتضاحی که آرتین داشت رنگم پرید ! چون میدونستم احتمالن یه رستوران طرفهای میدون شوش پیدا کرده که با گوشت خر غذا میپزن و یا جاییه که خیلی ارزونه و یا اینکه باز التماس دعا از من داره ! چون این مردها عادتشونه که هر وقت چیزی از زنشون میخوان , فوری دست به جیب میشن و تزشون اینه که خب کمی مایه خرج میکنیم و در عوض 2 برابر برداشت میکنیم ! بیلاخ !!!!! اگه من شیوام که یه دونه یه قرونی هم از جیبم نمی افته "
کمی سوال پیچش کردم تا خودشو لو بده ولی دیدم که نه بابا ! این دفعه التماس دعایی در کار نیست و انگار محبتش برای اولین بار قلمبه شده و میخواد حالا یه بارم این آقا ما رو مهمون کنه ! آخه خونه ما همه چی برعکسه و من بدبخت همیشه باید این لندهور رو مهمون کنم و آقا نصف پولهاشو میده به خانواده ش و باقی هم درسته میره تو جیبش و حساب بانکیش و خرج اون ماشین قراضه ش میشه و من این وسط شدم عابر بانک آقا و تازه کم هم میاره میاد سراغ من . یکی از کشوهای میز توالتم رو اختصاص دادم به خرج خونه و مبلغی رو هر ماه میذارم اونجا . به ارتین هم گفتم تو هم حقوق میگیری بیا پولهاتو بذار اونجا تا هر کی هر چقدر لازم داره برداره ولی دریغ از اینکه دو زار پول گذاشته باشه اونجا !!!!!!
خلاصه گفتیم دستت درد نکنه و آفرین و کلی تشویق و اینا ... ظهر هم ساعت 12 بود که همگی از خونه زدیم بیرون به سمت چلوکبابی ای که آقا گفته بودن . حالا مگه میرسیدیم ؟ هی برو برو برو ... ته دلم میگفتم وای به حالت سر از جنوب شهر در بیاریم ! یکماه تحریم سکسیت میکنم ! خوشبختانه بعد از 40 دقیقه رسیدیم به خیابون آپادانا بالای خیابون عباس آباد و ماشین رو پارک کرد و پیاده شدیم . حالا هر چی میگردم تا تابلویی چیزی از این رستوران پیدا کنم , چیزی نمیبینیم . باز پیش خودم گفتم : یه کم خودتو کنترل کن شاید میخواد سورپرایزت کنه و از این حرفها ! خلاصه همگی راه افتادیم به سمت رستوران نامرئی . یه 10 دقیقه ای هم ما رو توی گرمای وحشتناک و آفتاب راه برد و خیس عرق رسیدیم به رستوران . هوا اونقدر گرم بود که موقع راه رفتن از بس زمین داغ بود کف پام از داغی صندلم میسوخت ! وقتی رسیدیم , دیدم یه تابلو اندازه این تابلوهای محضر خونه ها به ابعاد 40 در 50 زدن بالای در یه زیر زمین و روش نوشته چلوکبابی آپادانا !!!!!
- خدا به دادت برسه اگه غذای اینجا هم مثل آدرس و شکل اینجا افتضاح باشه !
نه عزیزم غذاش حرف نداره ! بینظیره !
- حالا بعد معلوم میشه !
یه پسرک لاغر با لباس لک لکی و کثیف در دم ایستاده بود و بدون سلام و هیچی درو باز کرد که یعنی برین تو ! نهایت احترام !!! از صد تا پله رفتیم پایین ! فکر میکنم 3 طبقه زیر زمین بود چون 3 تا پاگرد رو دور زدیم تا به کف رسیدیم ! بالاخره وارد شدیم و چشمتون روز بد نبنیه ! از این چلوکبای های زلم زینبویی لاله زاری و کوچه بازاری بود ! همه هم چادری و حزب اللهی و ریش و پشمی و سیاه پوش و .. ! ما که رفتیم تو , همه ساکت شدن و زل زدن به ما ! داشتم از خجالت آب میشدم و حال بدی داشتم ! رفتیم سر یه میز نشستیم و یه دستمال برداشتم عرق های صورتمو با احتیاط پاک کردم تا آرایشم به هم نریزنه ولی از بس عرق کرده بودم که ریده شده بود به صورتم و مجبور شدم برم همه صورتمو بشورم ! چند دقیقه بعد یه گارسن اومد طرفمون و مشغول نوشتن سفارش غذا شد . آرتین برای خودش یه پرس سلطانی سفارش داد . منم یه جوجه کباب سفارش دادم که با مرتیکه دو تایی بخوریم . خواهرم هم باقالی پلو سفارش داد . ماست و سالاد و دوغ هم آوردن . هنوز دو دقیقه نگذشته بود که غذاها رو چیدن جلومون ! انگار که منتظر ما بودن برسیم و غذا بیارن . هم خوشحال شدم هم برق از کله م پرید !!!!! دیس جوجه کبابی که برای من آورده بود فکر میکنم قشنک 2 تا مرغ درسته رو گرفته بودن به سیخ کشیده بودن ! آرتین و خواهرم هم دست کمی از این نداشتن و توی دیس , برنج کشیده بود و ...
- دیدی غذاش معرکه ست شیوا ؟ بخور که گیرت نمیاد !
تو تصمیم داری همه اینو بخوری ؟
- آره ! پس نگاهش کنم ؟
لابد فراموش کردی که 120 کیلو شدی ؟
- ولش کن بابا ! مگه چقدر زنده ایم ...
تو یک سوم اینو بیشتر نمیخوری !
- باز شروع نکن تو رو خدا ! بذار غذا بهمون بچسبه !
باشه . تو همه اینو بخور وقتی خونه رسیدیم من میدونم و تو !!!!!!!
..
..
نشون به اون نشون آقا غذای خودشو با نون که خورد هیچی , نصف جوجه کباب من و مرتیکه رو هم که زیاد اومده بود خورد , باقی غذای خواهرم رو هم خورد اونم با 3 تا دوغ شیشه ای !!!!!! من هر لجظه منتظر این بودم که ضربه ای فشاری چیزی بهش وارد بیاد و شکمش منفجر بشه ! ولی عین خیالش نبود . تو دلم گفتم یک بلایی سرت بیارم که مرغای آسمون برات بندری برقصن !!!!!!! تازه فهمیده بودم آغا چرا ما رو آورده اینجا ! میدونست ما کم غذاییم و از طرفی هم فکر شکم خودشو کرده بود و ما رو آورده بود به این چلوکبابی عمله خفه کن تا دلی از عزا در بیاره ! ولی در کل غذاش خوب بود ولی خیلی زیاد بود و وحشتناک بود !!!!

وقتی اومدیم خونه مرتیکه رو خوابوندم و رفتم رو تخت دراز کشیدم و مشغول نقشه کشیدن شدم . کارم که تموم شد دراز کشیدم و مشغول خوندن کتاب شدم تا شب موقع شام برسه و خدمت این آقا برسم !!!!! شب موقع شام بود که آرتین با بلند شدن بوی ماهی سر و کله ش پیدا شد . همیشه این مردها همینن . مثل گربه بو میکشن و میدونن درست چه موقع غذا حاضر میشه و باید مثل جن ظاهر بشن . اتفاقن مثل گربه هم بی چشم و رو هستن . چیزی بهش نگفتم و اونم با خیال راحت نشست پشت میز و مجله ای هم دستش گرفت و مشغول خوندن شد تا وقت غذا برسه . موقع شام , غذای همه رو کشیدم توی بشقاب و گذاشتم جلوشون . خودم که یک تکه ماهی و کمی نخود فرنگی و ذرت آب پز و هویج و سیب زمینی و دو تا مارچوبه و یک تکه نون جو با یک برش لیمو ترش تازه . خواهرم هم که نبود و مرتیکه هم غذاش مثل من بود بعلاوه کمی پوره و یه لیوان شیر . اما غذای آرتین از همه باحال تر بود : یه دونه هویج آب پز دراز و یک دونه سیب زمینی آب پز و یه قاشق هم پوره با سالاد که طبق معمول همیشه سر میز هست ! وقتی همه نشستیم , تند تند شروع کرد خوردن و در کمتر از دو دقیقه همه محتویات بشقابش ناپدید شد ! بعد یه نگاهی بهم انداخت و گفت :
- غذا چی داریم ؟
غذا ؟ غذاتو خوردی دیگه !
- مگه این پیش غذا نبود ؟
نخیر ! این شامت بود ! حالا فقط میتونی سالاد بخوری !!!!!
کمی اخم کرد و مشغول خوردن سالاد شد ! بعد هم نشست و مشغول تماشا کردن ما شد ! چند دقیقه بعد دوباره طاقت نیاورد و گفت : شیوا یه تیکه از اون ماهیتو به منم میدی ؟
- نه !
دوباره یه چند دقیقه گذشت و این دفعه به مرتیکه گیر داد و گفت : بابایی چشماتو ببند یه دقیقه !
- تو اگه دست به غذای بچه بزنی , هوا به خودت میدم شیکمو !!!!
خلاصه آخر از رو رفت و از سر میز بلند شد و رفت ! فکر میکردم که برنده شدم و دیگه از این به بعد کم میخوره و وزنش میاد پایین . ولی زهی خیال باطل ! آقا نیم ساعت پیش که رفتم سر یخچال یه سیب بردارم , دیدم نصف میوه های توی یخچال بعلاوه شیشه نوتلا و ظرف شیر غیب شده !!!! خیلی عجیب بود من دیروز 2 کیلو موز خریده بودم ولی الان یک دونه ش هم نبود !! نوتلا رو هم تازه باز کرده بودم و پر بود ! مرتیکه هم که عادت نداره یواشکی بره سر یخچال . خواهرم هم که مهمونی بود و هنوز نیومده بود خونه ! گفتم کار کاره این جانوره و رفتم دنبال سر نخ !!!! دمپایی هامو در آوردم و یواش یواش از پله ها رفتم بالا به سمت اتاق خواب . هر چی نزدیکتر میشدم بیشتر بوی موز به دماغم میخورد ! لای در اتاق باز بود . آروم بازش کردم و تور و نگاه کردم و چشمتون روز بد نبینه ! این هیولا دونه دونه موزها رو باز میکرد و میچپوند تو حلقش و پشت سرش هم بطری شیر رو میذاشت دم دهنش و یه قلوپ میرفت بالا و یه قاشق هم پشت سرش نوتلا میخورد . داشتم از دستش دیوونه میشدم !!!! درو باز کردم و سرش هوار کشیدم :
- بدبخت نخورده ! فکر جیب من نیستی فکر خودت باش که فردا می افتی سکته میکنی !!!!
اینقدر قیافه ش خنده دار بود که غش کردم از خنده ! یه من موز تو دهنش بود و لپ هاش باد کرده بود و شیر و شکلات هم توی دستش !!!!! رفتم باقی موزها رو که فقط 2 تا دونه مونده بود ازش گرفتم و نشستم دو ساعت نصیحتش کردم و از گرفتگی رگهای قلب و ضررهای چاقی و ... براش گفتم تا قول داد که دیگه از فردا کم بخوره . هر چند چشمم آب نمیخوره !!!!! خلاصه این چاقی بدجوری دامن گیر شده ... فکر میکنم آخر باید به روش برادران عملی رو بیارم و حدود یکماه توی یه اتاق زندانیش کنم تا اعتیاد به غذا خوردن رو از دست بده !!!!! مردن دیگه ! تقصیر ندارن . مرد اگه عقل داشت که مرد نمیشد ! میشد زن . والا ...



........................................................................................

Friday, July 07, 2006

زن شناسی کودکان :

مقدمه :
مساله سوء استفاده از زنان در جامعه ایران مساله ای نیست که بشه گفت عادیه و در زمان ورود بچه ها به جامعه شکل میگیره و در واقع اکتسابیه ! اتفاقن مساله سوء استفاده از زنان از همون کانون خانواده و دوران کودکی شکل میگیره که رابطه پدر و مادر در منزل اولین دروس رو به بچه ها یاد میده که زن رو میشه به نوعی گول زد و خر کرد و کلاه سرش گذاشت و ازش سوء استفاده کرد :
- دقت کردین چرا بچه ها مسائل خصوصی خودشون رو به مادر میگن ولی به پدر نمیگن ؟
- دقت کردین که چرا بچه ها وقتی خرابکاری میکنن , میان و به مادرشون التماس میکنن که به پدرشون هیچی نگه ؟ - دقت کردین چرا بچه ها وقتی چیزی میخوان میرن سراغ مادر و پدر رو میذارن مرحله آخر ؟
این نه بخاطر نزدیک بچه ها به مادر که بخاطر رسیدن سریع تر به مقصود از جانب مادر صورت میگیره . به عبارتی فریب دادن و راضی کردن مادر , از پدر خیلی ساده تره و اینو بچه ها از سنین کودکی کاملن میفهمن و درک میکنن و در طول زمان هم که بزرگ میشن و به بلوغ و جوانی و بزرگسالی میرسن , همچنان میدونن که زنان رو میشه به روش های مختلف همراه خود کرد . اگه به دادگاههای عمومی تهران یا خانواده سر بزنید متوجه میشید که شکایت تمام زنها اینه که در درجه اول مرد اونها رو گول زده و اغفال کرده و بعد حقشون رو خورده و هزار و یک کار دیگه ....
متاسفانه باید بگم بعضی زنان ایرانی با بعضی اعمالی که انجام میدن و خصوصیات رفتاری غیر عادی و ساده لوحانه شون باعث شدن که جامعه بر ضد اونها وارد عمل بشه . ما در طول 20 سال گذشته تازه مدت ده ساله که زنان اجتماعمون دارن کم کم از نظر سواد و معلومات همپا و حتا در مواردی برتر از مردان میشن . همین پایین بودن سطح سواد زنان و بینش و درک اجتماعی زنان و محسور شدنشون در 4 دیواری خانه و پرداختن به مشاغل خاله زنکی , باعث شد که در مدتی بسیار طولانی زنان ایرانی مورد سوء استفاده قرار بگیرن بطوریکه حتا کودکان هم از اونها سوء استفاده میکنن به عناوین مختلف ! هر چند که ما در این حکومت گل و بلبل هر روز شاهد این هستیم که به نوعی و به روش ها و ترفند هایی از زنان سوء استفاده میشه و اونها رو مورد استثمار جنسی و شغلی و حقوقی و قضایی و خانوادگی و مالی و ... قرار میدن , اما اینکه دیگه یه مشت بچه گدا چسونه هم ما زنها رو با عرض شرمندگی خر کنن , خیلی حرفه و دیگه قابل تحمل نیست !!!! تاسف باره اما حقیقت داره :

عصرها وقتی که در میدون تجریش قدم بزنین و یا در راسته های بازار قائم مشغول خرید کردن باشین , چشمتون می افته به مشتی پسر بچه با سر و وضعی کثیف و ژولیده که مشغول دستفروشی هستن . آدم با دیدن اونها قلبش به درد میاد و غمگین میشه از اینکه در حکومت مهرورزان و جامعه اسلامی که بقول مسئولین کثیفش باید همه از حقوق اجتماعی یکسانی برخوردار باشن , عده ای هم هستن که برای امرار معاش دست به چنین کارهای پستی میزنن برای سیر کردن شکمشون . اما این فقط یک روی سکه ست :
عصر ها که از سر کار میام خونه وقتی از مسیر بازار قائم رد میشم , این پسرها اغلب دوره م میکنن و سعی دارن هر کدوم به نوعی جنس هایی که دستشون دارن رو بهم بفروشن . ترفند هاشون هم جالبه و گاه زیرکانه ! از آویزون کردم خودشون به مانتوم به این دلیل که میدونن لباسها و دستهای کثیفشون باعث ناراحتی و چندش زنان میشه و گرفتن کیفم و گرفتن دستم و چسبیدن بهم و سد راه شدن و ... روشهایی هست که آدم رو وادار میکنن تا ازشون چیزی بخره ! چیزهایی که میفروشن شامل آدامس و شکلات و فال و جوراب های زونه و بادبزن حصیری و ... هست ! یکبار بعد از مدتها دیگه طاقت نیاوردم و از یکی از اونها 3 جفت جوراب خریدم و 1000 تومن هم بهش دادم و رفتم خونه . کلن من لباسهامو از مغازه میخرم و هیچ وقت از دستفروش چیزی نمیخرم و کلن بدم میاد اونها رو بپوشم . خونه که رسیدم جوراب ها رو انداختم کناری تا بندازمشون دور . دیگه تو این دوره زمونه 1000 تومن یعنی یه قرونی زمان پدر و مادرهای ما هر چند که یک قرونی اون زمان از هزار تومن بیشتر ارزش داشت !!!! خلاصه این گذشت و اصلن یاد اونها نبودم . تا اینکه امروز وقتی داشتم اتاقمو مرتب میکردم چشمم افتاد به اونها و از روی کنجکاوی که روی نایلون جورابها نوشته بود پاریزین ترکیه , بازشون کردم تا ببینم چی هستن ! خیلی بامزه بود ! اولین بسته جورابها نوک که نداشتن هیچی , لنگه هاشونم همرنگ نبود . یکیش مشکی بود و یکیش رنگ پا ! اون یکی که از اینم باحال تر بود ! چون 2 تا سوراخ گنده توی پاشنه ش جا خوش کرده بود و انگار که یکی اینو پوشیده و وقتی در رفته گرفته گذاشته تو نایلونش و بسته بندیش کرده !!!!!! اون یکی هم که فقط یه لنگه بود ! به حماقت خودم خنده م گرفت که گول یه بچه رو خوردم ...

" تازه فهمیدم که اینها هم خوب دندون های ما رو شمردن و میدونن چی بهمون غالب کنن "

موضوع در همینجا تموم نمیشه ! یک مثال دیگه براتون مینویسم :

الان چندین ساله که گل فروشی در سر چهارراه ها تبدیل شده به یک شغل پر درآمد خانوادگی (!) و جوونهای زیادی رو مشغول این کار کرده که اغلب ایلی هم به این شغل میپردازن !!!! زن و بچه و پدر و ننه بزرگ و عمه و خاله و عمو و زن عمو و ... ! حالا ببینیم چقدر این گل فروشها روانشناس هستن :

دیروز عصر سوار ماشین شدم و داشتم میرفتم خونه دوستم . طبق معمول تا برسم به اونجا هفشده تایی باید چراغ قرمز رو رد میکردم و 45 دقیقه از وقت با ارزشم رو پشت ترافیک حروم میکردم برای مسیری که اگه ماشین نداشت 15 دقیقه ای میرسیدم !!! پشت یکی از چراغ قرمز ها چشمم افتاد به پسری که مشغول فروختن فال حافظ بود . یه جعبه مقوایی دستش گرفته بود و توی اون پر از برگه های فال بود و روی دستش هم یه مرغ عشق گذاشته بود که مثلن پرندهه فال انتخاب کنه !!! دقت که کردم دیدم از سر چهارراه تا وقتی برسه به من , فقط میرفت سراغ بعضی ماشین ها ! یعنی سراغ هر ماشینی نمیرفت و این جالب بود . بیشتر که دقت کردم دیدم فقط میره سراغ ماشینهایی که یا راننده ش زنه یا اینکه کنار راننده یک زن حضور داره !!!! گذشت تا رسید به من و هنوز حرفی نزده پرنده بدبخت رو تو مشتش چلوند و نمیدونم چیکارش کرد که پرنده با نوکش یه فال برداشت و پسره هم فوری دادش دستم ! از این رندیش حرصم گرفت و فال رو دوباره به خودش پس دادم و شیشه رو بردم بالا !!!!! تازه طلبکار هم شد و هی با دست میزد به شیشه که شیشه رو بدم پایین !!!!!

" واقعن خجالت آوره که جامعه ما داره به سمتی پیش میره که از دوران کودکی برای بچه دارن جا می اندازن که زن عقل نداره و یا عقل زن توی چشمشه و زنها فقط احساسی فکر میکنن و عقلانی فکر نمیکنن و ... ! ایا این نفرت انگیز نیست که از خوش قلبی و مهربانی و دل نازکی زنان به این شکل پست کثیف سوء استفاده بشه و احساسات اونها رو جریحه دار کنن برای رسیدن به منافع مادی ؟؟؟؟ "
نکته بعدی :
دقت کردین که توی خیابون گداها فقط میان سراغ زنها یا زنهایی که یک مرد همراهشون دارن ؟ مخصوصن هم که اون مرد همراه شما هر چقدر جوونتر و بقول معروف پخمه تر باشه , طرف بیشتر اعتماد به نفس پیدا میکنه :

عصر با آرتین رفته بودیم پارک و داشتیم قدم میزدیم و مرتیکه هم جلوتر از ما داشت دوچرخه سواری میکرد . آرتین دستمو گرفته بود و جون عمه ش داشت کلی عشق فشانی (!) میکرد !!!!!! کمی که رفتیم یه پسر عملی " معتاد " اومد طرفمون و اومد سراغ آرتین در حالیکه چشمش به من بود گفت بهش پول بدیم و کمک کنیم ! آرتین یه نگاه به من انداخت که یعنی چیکار کنم ؟ پسره هم فوری خودشو زد به موش مردگی و شروع کرد چُس ناله کردن و خیال میکرد الان آرتین به این خاطر که خودشو جلوی من یک مرد دست و دلباز و مدافع حقوق بشر نشون بده و بقول معروف چُسی بیاد , دست میکه جیبش و در کمال سخاوت چند تا خمینی سبز میذاره کف دستش ! دیگه اینو نمیدونست که این آرتین رو اگه تیر آهن شماره 24 هم تو کونش فرو کنی طوریکه از حلقش بزنه بیرون , جون به عزرائیل نمیده و تازه یه عادت فجیعی هم که داره اینه که هر وقت با من بیرون میره مخصوصن کیف پولشو نمیاره تا من خرج کنم براش و منم که از اون لجباز تر و در ضمن در دکترین ضد مرد من جایی برای باج دادن به مردها تعریف نشده , منم کیفمو نمیارم و 4 چنگولی دست و پاشو توی پوست گردو میذارم و تا حالا کلی نقره داغش کردم ولی چون مرده و شعور نداره و روش هم مثل بتن قزوین میمونه از رو نمیره !!! آرتین رو کرد به پسره و گفت : باور کن من پول ندارم از این خانم بگیر ! پسره نیشش بازتر شد که الان من قلبم ترک میخوره و احساستم کلی جریحه دار شده و بهش یه دسته پول میدم ! منم دست کردم تو جیب مانتوم و بعد از دو ساعت گشتن یه آبنبات تهش پیدا کردم که از صد سال پیش حاج آغا حراستی بهم داده بود به مناسبت هلاکت یکی از امامان و دادم دستش و گفتم : پول ندارم ! بیا دهنتو شیرین کن ثواب داره ...
فکر کنم پسره رو با ذوالفغار علی از وسط نصف میکردی , یک قطره خون ازش نمیچکید !!!!!!
" حالا کاری به مسائل شخصی زندگیم ندارم که پول تو جیبمون نیست , ولی مساله اینه که همین حضور زن باعث میشه که این افراد از فرصت سوء استفاده کنن و چقدر مردها خری هم وجود دارن که برای افه و چسی اومدن پیش نامزد و همسر و دوست دخترشون , چه پولهایی به آغایان گدایان و عملی ها نمیدن و باعث شدن که وجهه زن به چالش کشیده بشه "

اینهم یک مدل دیگه :

دقت کردین فروشنده ها و یا شرکت ها همیشه دنبال زن یا دختر میگردن برای دادن مسئولیت فروش لیاس و یا کارهای دفتریشون ؟ فکر نکنین عاشق چشم و ابروی ما هستن و یا طرفدار حقوق ما و دوست دارن به تعداد بالای دختران و زنان نیازمند به پول کمک کنن ! اشتباه محضه اگر اینقدر خوش خیال باشیم ! این آغایون رند و کلاش در واقع با یک تیر میخوان 2 نشون بزنن :
در درجه اول سوء ستفاده جنسی از ما و در درجه دوم خوردن حقوق ما و در مرحله بعدی بهره برداری تبلیغاتی از حضور ما ! حالا چرا ؟
چون یک مغازه دار هرگز نمیتونه به مردی که براش کار میکنه زور بگه یا حقوق کم بده و یا ازش سوء استفاده جنسی و بهره برداری جنسیتی – تبلیغاتی بکنه ! چرا ؟ چون اگه اینکارو بکنه میدونه که پسره فلانشو در میاره و چنان بهش فرو میکنه که از حلقش میزنه بیرون و بعد هم جلو بندیش رو براش میاره پایین و خشتکش رو به اهتزاز در میاره و تا قرون آخر پولش رو ازش میگیره !
ولی زن چطور ؟ الان هر کارفرمایی میدونه که میتونه دخترها رو با کمترین حقوق ممکنه استخدام غیر رسمی و بدون حق بیمه بکنه ! بعد هم خیلی راحت میتونه با مخ زدن و خام کردنش و انگشت روی مسائل احساسی و تیریپ عاشقی گذاشتن دختره رو برده خودش بکنه طوریکه حتا دختره که شدیدن احساساتی شده حتا براش مجانی کار بکنه ! از طرفی هم میتونه خیلی راحت باهاش نیازهای جنسیش رو ارضا کنه .
آیا اینکارها نمیشه ؟ چقدر شرکت اسم ببرم که دارن این کارها رو میکنن ؟ چقدر بوتیک های لباس و فروشگاههای فروش لوازم زنانه و آرایشی و مانتو فروشی و ... رو اسم ببرم ؟ آیا خنگی و حماقت و ساده بودن خود دختران در ایجاد این طرز فکر دخالت نداره ؟ چرا این فروشگاهها از زنان شوهر دار جویای کار استفاده نمیکنن و فقط سراغ دخترها میرن ؟ ما در جامعه زنان زیادی داریم که حاضر به انجام کار شرافتمندانه دارن ولی چرا کسی اونها رو تحویل نمیگیره ؟ با اینکه از نظر سابقه کاری و سواد و معلومات هم از دختران برتر هستن و هم کاری تر ؟ پس این وسط منافع خاصی مد نظره و هدف کار نیست !!!!!! امیدوارم زنان ایرانی قدر خودشون رو بعنوان انسان بدونن و بفهمن که دوران دو جنسه بودن زن و مرد گذشته و الان هر دو جنس زن و مرد با هم برابر هستن . شاید از نظر قدرت جسمی و بعضی توانایی ها زنان نتونن به پای مردان برسن , اما از این نظر که هر دو انسان هستن , به همین دلیل هر دو از حقوق برابر باید برابر باشن . وگرنه یک الاغ یا گاو هم از یک مرد خیلی قویتر و کاری تره ! پس ایا این دلیل میشه که خر که موجود شریفیه از یک مرد برتر باشه ؟؟؟ و آیا داشتن آلت تناسلی برای مردان موجب مباهات اونهاست ؟ پس در اون صورت باید این مساله رو هم در نظر گرفت که آلت خر از آلت مرد درازتره ! و اگر بگیم که عنصر پشم در مردان باز هم میتونه تعیین کننده باشه , باید گفت پس در اونصورت گوریل پوز مردها رو توی پشم میزنه !!!! و در آخر اگه عامل عقل و شعور رو بخواهیم دخالت بدیم , یک باکتری تک سلولی یا ویروس از خیلی مردها دارای هوش و شعور و استعداد بالاتریه , پس آیا از مردها برتره ؟؟؟
توصیه ای هم که به زنان میتونم داشته باشم اینه که در درجه اول خودشون رو بعنوان یک انسان , نه یک زن باور داشته باشن و بدونن بعنوان انسان دارای حقوق برابری با هر انسان دیگه ای هستن و در درجه دوم تا میتونن سطح سواد و معلومات خودشون رو بالاتر ببرن . سواد به این معنا نیست که جتمن وارد دانشگاه بشین و درس بخونین و مدرک بگیرین که امروزه خیلی هایی که میرن دانشگاه یک طویله خر بر میگردن دریغ از اینکه معلوماتی آموخته باشن که در زندگی بهره ببرن ! سواد یعنی کتاب خوندن , یعنی معاشرت , یعنی فرهنگ سازی , یعنی ارتباط ایجاد کردن با علوم روز مثل کامپیوتر , سواد یعنی اطلاعات عمومی ! گذشت اون زمان که سواد زن چگونگی باز کردن لنگ هاش بود و چگونگی کور و کچل پس انداختن و چطور قرمه سبزی لعاب دار و آش رشته غلیظ پختن و لباسها رو خوب چنگ زدن و خونه رو برق انداختن و لباسها رو خربزه چاق کنی اطو کردن ! اینها رو لولو برد .. سواد امروزی یعنی اینکه زبان انگلیسی بلد باشی ! کامپیوتر بلد باشی ! 4 تا کتاب روانشناسی خونده باشی ! چند تا مکتب فلسفی رو بلد باشی ! در زمینه های فنی آشنایی مختصری داشته باشی ! در زمینه های اجتماعی تحقیق کنی و کتاب و مطلب بخونی ! معلومات عمومی خودت رو بالا ببری ! خرافات رو حذف کنی از زندگیت و عقلانی و منطقی فکر کنی ! از نظر فکری مستقل باشی ! بتونی همپای آهنگ زندگی قدم برداری و از روزگار عقب نمونی ! بتونی کار کنی و از نظر مالی مستقل باشی و متکی به خود ! کار و شغلی رو بطور کامل بلد باشی تا اگر زمانی در تنگنا قرار گرفتی نری فاحشه بشی و مردها ازت سوء استفاده کنن ! به خودت بعنوان انسان احترام بذاری و هزاران مورد دیگه که اینها برای تو تعیین کننده ست نه آشپزی و خونه داری ... اگه هر زنی بتونه تا همین حد ابتدایی خود ساخته و متکی به خود باشه دیگه شاهد این نیستیم که کسانی پیدا بشن تا از احساسات پاک زنان سوء استفاده کنن برای مقاصد پلید خودشون .

تکبیر.



........................................................................................

Thursday, July 06, 2006

همجنسگرایی یا همجنسبازی , ( شرحی بر انواع گرایش های جنسی ) :

مطلب بالای 18 +

زبان فارسی برای بیان خیلی از رویدادهای امروزی و پدیده های روز , با مشکل روبرو شده و لغات مناسبی برای بیان اونها نداره , ولی این دلیل نمیشه که ما از لغات اشتباه در گفتگوهای روزمره استفاده کنیم و اونها رو هم در فرهنگ خودمون چنان جا بندازیم که خیلی از معانی رو به چالش بکشونه ! یکی از مهمترین این لغات که در فرهنگ ایرانی و زبان فارسی متاسفانه روش کار نشده و به اشتباه هم وارد فرهنگ ما شده , لغت همجنسباز بودنه که نه تنها با مفهموم همجنسگرایی فرق داره , بلکه حتا از سوی تمام همجنسگراها " لزبین ها و گی ها " به شدت رد میشه و اونو قبول ندارن و نوعی توهین میدونن . حالا بجای اینکه بگیرین صبح تا شب آخوند هوا کنین و سوره بقره رو روزی 60 بار بخونین یا روح فلان امام رو نقش قبر کنین و امام زمان رو به زور از چاه جمکران بکشین بیرون , بگیرین 4 تا کار فرهنگی انجام بدین و فرهنگ جامعه رو بالا ببرین :

- همجنس باز در فرهنگ ما به کسانی گفته میشه که با جنس مخالف رابطه جنسی اجباری برقرار میکنن . خیلی جالبه که در این تقسیم بندی زنان قرار نمیگیرن و فقط مردان رو شامل میشه , در صورتیکه خوبه بدونین تعداد همجنسگرایان زن از مردها بیشتره و تقریبن لزبین ها 2 برابر گی ها هستن بنا به دلایلی (!) . همجنس بازی رو در ایران اینطور معنی میکنن که یک مرد با یک پسر بچه یا پسر نوجوان یا جوان به رابطه جنسی میپردازه ! همیشه هم تصور بر اینه که بزرگتر به کوچکتر غالب شده ! اولین کسی رو هم که در این رابطه متهم میکنن شخصی بنام اصغر قاتل بوده که به عمل هجنسبازی با کودکان میپرداخته و بعد اقدام به قتل اونها میکرده در 40 سال قبل ! اما ببینیم همجنسگرایی چیه :

- همجنسگرایی به این معنیه که دو نفر همجنس , به همدیگه تمایل احساسی داشته باشن و همدیگه رو عاشقانه دوست داشته باشن . در این دوست داشتن مهر و علاقه و عشق و حتا سکس هم میتونه جای داشته باشه . همجنسگرایی در واقع یک رابطه دو طرفه و عاطفی و کاملن دوستانه و مهر آمیزه و شدیدن با همجنسبازی فرق داره !

تفاوت بین همجنسبازی و همجنسگرایی در اینه که در همجنسبازی , زور , اجبار و خشونت دخیله و هرگز رابطه دو طرفه و با رضایت نیست و در واقع میشه گفت یک نوع تجاوز جنسی به همجنسه . یعنی همیشه این وسط یکنفر فاعل و یکنفر مفعول قرار میگیره و تن به خواسته جنسی طرف دیگه به اجبار میده ! این رابطه همیشه با زور یا نیرنگ همراه بوده و فقط هم رابطه جنسی رو در بر میگیره و در پایان رابطه جنسی هم رابطه از هم گسیخته میشه و هیچ علاقه و احساس و عشقی در بین نیست !
اما در همجنسگرایی , دو نفر همجنس همدیگه رو آگاهانه و عاشقانه و با علاقه انتخاب میکنن و به همدیگه عشق میورزن و هرگز عشق و یا شهوت و هوس خودشون رو به دیگری یا دیگران تحمیل نمیکنن و کلن باید اینو بدونید که همجنسگراها به شدت مقید به رعایت اخلاقیات جنسی با همجنس های خودشون هستن و از خیانت به همجنسی که بعنوان معشوق یا معشوقه انتخاب کردن متنفر هستن مگر بیوسکشوآل ها که هم با جنس موافق و هم با جنس مخالف رابطه میگیرن که اونها هم هرگز به تجاوز جنسی تمایل ندارن .

همجنسبازی یک ناهنجاری به شدت رد شده از طرف تمام همجنسگرایان به حساب میاد و اونها رو جزو طبقه بیماران جنسی قرار میدن و نه همجنسگرایان و در واقع معنی اصلی همجنسبازی , تجاوز کردنه . تجاوز به دیگری . تجاوز به یک همجنس . این چه از سوی یک زن به یک زن یا دختر دیگه صورت بگیره یا از سوی یک مرد به یک مرد یا پسر دیگه , عملی غیر انسانیه و چیزی مشابه سادیسم جنسی که شخص فقط از رنج بردن و لذت یکطرفه با همجنس لذت میبرن و براشون اصلن اهمیت نداره که طرف مقابل هم از رابطه جنسی لذت میبره یا خیر ! در صورتیکه همجنسگراها کاملن مثل یک زن و مرد عاشق رابطه ایجاد میکنن که رابطشون بر مبنای خواسته و عشق و علاقه دو طرفه ست و از هر گونه آزار دیگری به شدت خودداری میکنن چون اونها عاشق هستن و نه بیمار !!!!
..
..
خیلی وقت بود میخواستم این توضیحات رو بنویسم و به نوعی اطلاع رسانی بکنم . چون میبینم در جامعه ما وقتی که کسی میشنوه لزبین هستی , فورن بهت میگه تو همجنسبازی ؟ در صورتیکه این یک توهین به همجنسگراها به حساب میاد . همجنسگرایان انسانهایی هستن شدیدن حساس و زیبا پسند و هنرمند و با استعداد بسیار زیاد و دقت کرده باشین تمام این افراد دارای طبع لطیفی هستن و به نوعی در یکی از رشته های هنری استعداد عجیبی دارن . بیشتر هنرمندان معروف جهان همجنسگرا بودن و این حقیقتی انکار ناپذیره . هر چند همجنسگرایی دسته های مختلفی رو شامل میشه و فقط نباید تصور کنین که همجنسگرایی یعنی عشق یک مرد به یک مرد یا یک زن به یک زن , بلکه در عمل ما همجنسگراها به دسته های زیر تقسیم میشیم :

- گی ها , لزبین ها , دوجنس گراها یا بیوسکشوال ها و TransGender ها :

1 – TransSexula : افرادی هستن که مرد یا زن آفریده میشن ولی روحیات اونها کاملن متفاوت از جنسیت اونهاست . یعنی یک مرد ترنس سکشوال همیشه آرزو داره که زن باشه و یا یک زن ترنس , همیشه دلش میخواد مرد باشه و مثل مردها لباس بپوشه و رفتار کنه . این با دو جنسه بودن کاملن فرق داره و نباید اشتباه گرفته بشه . افراد دو جنسه کسانی هستن که برای نمونه , جسمن و باطنن زن هستن ولی به شکل مرد آفریده شدن و با عمل جراحی میتونن زن بشن . ولی افراد ترنس هیچ نقص جسمی ندارن و فقط از نظر روحی احساس دگر جنسی میکنن . نکته جالب اینه که این افراد خودشون رو همجنسگرا نمیدونن . به این علت که مثلن یک پسر ترنس , میگه من زن هستم و چون زن هستم عاشق یک مرد میشم و میتونم با اون زندگی کنم . در صورتیکه از نظر فیزیکی هر دو مرد هستن ولی از نظر روحی یکی از اونها کاملن زنه و دیگری مرد ! در فرهنگ ما به این افراد میگن اوا خواهر یا بلا , که در واقع برای تحقیر و تمسخر اونهاست و باید در این رابطه فرهنگ سازی صورت بگیره !!!!! اما ترنس سکشوال شدن چطور بروز میکنه :
خیلی از ما دیدیم که پسر بچه ها به پوشیدن لباسهای زنانه و یا آرایش کردن علاقه شدیدی دارن . مثلن جورابهای مادرشون رو میپوشن یا سراغ لوازم آرایش میرن و به خودشون ماتیک میمالن و عطر میزنن و ... ! باید بگم که این رفتار به هیچ عنوان دلیلی بر ترنس شدن اون پسر نمیتونه باشه و نیست ! این فقط بخاطر اینه که پسر بچه ها دراین سن هیچ هویت جنسی ندارن و بیشتر بخاطر علاقه به مادر تمایل دارن مثل مادر رفتار کنن . از نظر علمی ترنس شدن افراد در دوران جنینی شکل میگیره و بیشتر هم بخاطر ناملایمات زندگی و فشار های عصبی به مادر . در طول 100 سال گذشته تحقیقاتی که در کشورهایی که درگیر جنگ جهانی بودن صورت گرفته نشون میده در دوران جنک تعداد افراد ترنس به شکل قزاینده ای بالا رفته !
درمانیکه برای این فراد تجویز میشه , بعد از روانکاویهای ریشه ای و عمیق , تغییر جنسیت بطور کامله وگرنه شخص تا آخر عمر در عذاب به سر میبره و از زندگی عادی محروم میشه . بر خلاف دو جنسه ها , افراد ترنس برای تغییر جنسیت نیاز به کمک های پزشکی بسیار گران قیمتی دارن . داروهای هورمونی و جراحی های متعدد به علت اینکه اونها جسمن یک جنسه هستن , بسیار گران تموم میشه .

2 – TransVestite : این افراد با ترنس سکشوآل ها کاملن فرق میکنن . اونها مرد یا زن هستن و حتا ممکنه همجنسگرا هم نباشن ولی تمایل به پوشیدن لباس جنس مخالف دارن . این افراد فقط تمایل دارن به پوشیدن لباسهای جنس مخالف و هیچ علاقه ای به زن شدن یا مرد شدن و در غالب جنس دیگری در اومدن ندارن . باید این نکته رو اضافه کرد که که کسانیکه لباسهای جنس مخالف رو میپوشن به هیچ عنوان همجنسگرا نیستن , هر چند که میتونن باشن اما علامت و یا نشانه همجنسگرا بودن نیست و نباید به اشتباه برداشت کرد که هر کسی که لباس جنس مخالف رو میپوشه همجنسگراست . این افراد هیچ مشکلی با ناحیه تناسلی خودشون ندارن و تمایلی هم به تغییر جنسیت نشون نمیدن . خود من دوستی دارم که شوهرش وقتهایی که همسرش برای مدتی به مسافرت میره , تمام مدت توی خونه لباسهای همسرش رو تن میکنه ولی به هیچ عنوان همجنسگرا نیست و رابطه جنسی عادی با همسرش داره و یک مرد کامله .

3- Trans King / Queen : به این افراد گاهی هم دراگ کینگ یا کوئین DRAG هم گفته میشه و کاملن با 2 طبقه بالا متفاوت هستن و به نوعی میشه گفت دلقک هستن . چون نه علاقه ای به تغییر جنسیت دارن و نه علاقه ای به پوشیدن لباس جنس مخالف و تنها برای شوخی و شرکت در جشنها لباسهای جنس مخالف رو میپوشن و لذت میبرن . یعنی اینها در تمام حالات جنسیت خودشون رو حفظ میکنن ولی در زمانی که مثلن در یک بالماسکه یا کارناول میخوان شرکت کنن علاقه دارن که به شکل جنس مخالف ظاهر بشن تا به شکل جنسیت خودشون !

4- Lesbian : لزبین به معنی همجنسگرایی بین دو زنه . یعنی دو نفر زن با هم رابطه عاشقانه و جنسی بر قرار کنن . لزبین ها به دو دسته تقسیم میشن . فاعلین و وفعولان . جالبه بدونید تعداد فاعل ها در بین لزبین ها خیلی بیشتره تا مفعول ها . یعنی زنان لزبین بیشتر دوست دارن نقش اصلی رو در رابطه جنسی و یا عاشقانه ایفا کنن و کمتر دوست دارن نقش مفعولی و زیر دست داشته باشن و در واقع کمتر دلشون میخواد در نقش یک زن در یک زندگی زناشویی عادی قرار بگیرن . یکی از مشخصه های زنان و دختران لزبین کوتاه کردن موهای اونهاست . لزبین ها معمولن بیشترشون دوست دارن موهای کوتاهی داشته باشن و حتا بعضی ها موهاشون رو از ته میتراشن . فرم لباس پوشیدنشون ترکیبی از ناهماهنگی هاست و بیشتر به تیپ لباسهای پسرونه میخوره . کفش های سنگین و شلوارهای مردونه و در عین حال عریان کردن قسمتهایی از بدنشون . البته این دلیل نمیشه که هر زنی رو ببینین که موهاش رو کوتاه کرده یا اجق وجق لباس پوشیده فورن بهش بگین لزبینه . " معمولن از این اشتباهات در جامعه ایران خیلی پیش میاد " . و یا خیلی ها تصور میکنن وقتی دو تا دختر توی خیابون دست های هم رو گرفتن و راه میرن , لزبین هستن . این اشتباه محضه !!!!! لزبین ها بر خلاف تصور عموم که تصور میکنن از بیماری ایدز در امان هستن به این علت که با مردها آکیزش ندارن , اتفاقن بیشتر در معرض خطر قرار دارن . چون زنان لزبینی که به عشق آزاد میپردازن ممکنه با زنی رابطه بگیرن که قبلن با یک مرد رابطه داشته و همین ارتباط و ارتباط بعدیش با دیگری باعث بشه که همدیگه رو مبتلا کنن . هرچند جالب اینجاست که انتقال بیماری ایدز ار راه واژینال کمتر صورت میگیره تا از طریق انال .

5- Gay : گی به مردان همجنسگرا گفته میشه . رابطه جنسی مرد با مرد . فرقی که بین لزبین ها با گی ها وجود داره اینه که گی ها فاعل و مفعول محض نیستن و این ارتباط رو بطور یکسان ایجاد میکنن ولی لزبین های فاعل همیشه دوست دارن این نقش رو حفظ کنن و کمتر تن به رابطه مفعولی با دیگری میدن . گی ها بسیار بیشتر از لزبین ها در معرض بیماریهای مقاربی و مخصوصن ایدز قرار دارن و باید از این نظر خیلی دقت کنن . یکی از این دلایل هم بخاطر داشتن رابطه Anal Sex هست که باعث انتقال سریعتر بیماری میشه . رابطه بین گی ها به مراتب از لزبین ها ساده تره و دردسر ها و محدودیت های کمتری رو دارن و آزاد تر هستن ولی لزبین ها بخاطر شرایط اکثر جوامع که قوانینی ضد زن بر اونها حاکمه مثل ایران , بسیار محدود تر و بصورت پنهانی رابطه دارن .

6- Bisexual : این افراد هم به جنس موافق و هم به جنس مخالف تمایل دارن . این عده قبلن در گوره بندی همجنسگرایان جا نمیگرفتن ولی اخیرن اونها رو هم جزو گروه همجنسگرایان قرار دادن . برای نمونه یک مرد از این گروه هم از داشتن رابطه جنسی با یک مرد لذت میبره و هم با یک زن . جالبه بدونید که جدود 60% مردم جامعه جزو این گروه قرار میگیرن و 50% از مردم جامعه به نوعی این رابطه رو تجربه میکنن در طول زندگی . شاید بصورت رابطه جنسی کامل نباشه اما به نوعی به همجنس و جنس مخالف بطور همزمان تمایل پیدا میکنن که البته خیلی طبیعیه چون پسرها و دخترها در دوران بلوغ به جنس موافق تمایل پیدا میکنن بخاطر اختلالات هورمونی و بعد از دوران بلوغ هست که بین جنس موافق و مخالف تفکیک جدی صورت میگیره و تمایلات جنسی شخص تا حدی زیادی ثابت میشه .

7- LadyBoy : پسر خانم ها یا کاسویی های " kathoey " پسرهایی هستن که از سنین کودکی اونها رو توسط تزریق هورمون ها بصورت دختر در میارن . رشد بیضه های اونها اغلب متوقف میشه و قدرت باروری رو از دست میدن و به نوعی اخته میشن و گاهی هم توسط مربیان بیضه های اونها رو خارج میکنن . رشد سینه ها و بدن بی مو و صدای نازک از مشخصه های دیگه اونهاست . این افراد بیشتر در منطقه آسیای جنوب شرقی و مخصوصن تایلند ساکن هستن و حتا در کشور تایلند موسساتی این کودکان رو از والدین فقیر خریده و به این صورت پرورش میدن و بعد در اختیار توریستان خارجی قرار میدن برای رابطه جنسی . در تایلند فستیوالی با شرکت این پسرهای تغییر شکل یافته هر ساله بر پا میشه که اتقافن زیباترین دخترهای پسر نما از بین اونها انتخاب میشن و بیشترشون حتا از دختران هم زیباتر هستن .

8- Shemale : شیمیل ها پسرهای ترنسی هستن که دوست ندارن بطور کامل تغییر جنسیت بدن . این افراد ماهیت جنسی خودشون رو که همون داشتن آلت تناسلی باشه رو حفظ میکنن و فقط با مصرف قرص ها و داروهای هورمونی , بدنشون رو بطور کامل بصورت زن در میارن و به رابطه با مردان میپردازن و گاهی هم دیده شده این افراد به جنس مخالف رو آوردن . یعنی با اینکه زن شدن اما با زنان رابطه ایجاد میکنن و در نقش فاعل در میان و گاهی از زنان تقاضا میکنن اونها در نقش فاعل قرار بگیرن . این افراد بیشترشون جذب گروههای تبلیغاتی سکسی و سایت ها و فیلم های پورنو میشن و از این طریق گذران زندگی میکنن . چون معمولن از خانواده طرد میشن .
..
..
خب , حالا با گفتن تمام این مطالب امیدوارم اینبار که به یک زن لزبین یا یک مرد گی برخورد کردین هرگز از لغت همجنسباز استفاده نکنین . کمی فرهنگ داشتن . امروزی فکر کردن چیز خوبیه . مثل مادران و پدرانتون و یا افراد بی سواد جامعه از لغت همجنسباز و بچه باز و بچه مزلف و کونی و اُبنه ای و ... استفاده نکنید !!!!!! نکته ای که از همه مهمتر میدونم توضیح بدم اینه که لزبین بودن یا گی بودن به این معنی نیست که این افراد صیح تا شب با هم رابطه جنسی دارن و یا اصولن لزبین ها و گی ها باید حتمن رابطه جنسی داشته باشن . اتفاقن عشق بازی در بین اونها خیلی بیشتره تا رابطه جنسی و رابطه جنسی اونها بسیار محدود و فقط در آغاز رابطه شون بیشتر دیده میشه ...



........................................................................................

Wednesday, July 05, 2006

کچلیسم یا جنبش کچل ها :

آقا این دین اسلام به نظر خیلی ها شاید دینی باشه که دستوراتش شدیدن سنگین و غیر انسانی و ظالمانه ست و گریز ازش ممکن نباشه ! اما من اعتقاد دارم در بطن هر چیزی که وارد بشی میتونی راه گریز رو پیدا کنی . در سخت ترین شرایط میشه از همون شرایط به نفع خودمون بهره برداری مثبت بکنیم . مثلن یکی از همین موارد اجبار حجاب برای زنان هست که بطور کلی در اسلام چنین قانونی وجود نداشته و نداره و این یک اصل تحریف شده وارداتی و سلیقه ای بوده و از همه مضحک تر اینه که در قانون اساسی کشور ایران که اصلی ترین و مهم ترین قانون کشور ماست و تمام مردم و مسئولان مجبور هستن بهش عمل کنن , هیچ چیزی در مورد رعایت حجاب برای زنان نوشته نشده و حتا بهش اشاره نشده !
http://www.sshiiva.redarash.com/shiva/kachal1.jpg




خب حالا فکر نکنین که ای وای حسین وای ! همه چی تموم شد و یا روسری یا تو سری ! نه بابا ! به مرگ همین رهبر و سگ معروفش احمدی نژاد , راه چاره توی همین قانون اسلامه :

- طبق قانون اسلام آخوندی عنوان شده که زن موظف است موی سر خود را از دید نامحرم بپوشاند تا موجب تحریک نشود !!!!
از این فتوا نتیجه میگیریم که موی سر زن تحریک کننده آلت مرد هاست و مردا با دیدنش به عارضه فجیع Erection دچار میشن و در این حالت 2 اتفاق رخ میده ! مرد دست به چیز میشه و با انداختن آب دهان به کف دست مشغول راز و نیاز میشه و یا به زن حمله کرده و پدیده خفاش شب شکل میگیره .
اینجا میشه نتیجه گرفت که باعث و بانی فلاکت زنها در یک چیزه و اونم موهای بلند یا گیسوان بلند . ای بر پدر هر چی شاعره لعنت که در طول تاریخ اینقدر از گیسوان و زلف یار داد سخن دادن شعر و ور گفتن تا این آخر عمری و توی مملکت امام زمان " مرد نامرئی " به تیر غیب آخوندها دچار شدیم و وادار به پوشوندن موی سر ...

خب راه حل هم همینجاست : حالا حالا اگه مویی وجود نباشه , چه اجباری به سر کردن روسری هست ؟ اگه مویی نباشه چه چیزی باعث میشه که آلت مردها مثل ذوالفقار علی به اهتزاز در بیاد و افراشته بشه ؟؟؟؟

اینجاست که میفهمیم که باید بدون مو بود و این دست خود ما زنهاست ! خیلی ساده ! کچل باش آزاد باش !!!!!!
درسته که از دست دادن موی سر برای هر زنی یک کابوسه و فاجعه , ولی این نمیشه که آدم هم خر رو بخواد و هم خرما رو . آزادی و رهایی قیمتی داره که باید پرداخت بشه و اونهم مبارزه ست . من پیشنهادم اینه که زنان ایرانی باید هماهنگ با هم موهاشون رو از ته بزنن و برن توی خیابون . اونهم بدون سر کردن روسری . چون دیگه مویی نیست که بخوان با روسری صورت مساله ش رو پاک کنن ! حالا فکر میکنین کسی بهتون اعتراض میکنه یا میگه چرا روسری سرتون نیست ؟ به فلان عمه ش میخنده چون : اسلام گفته پوشوندن موی سر نگفته پوشوندن پوست سر !!!!!
اینجا 2 اتفاق هم میتونه بیافته ! یکی اینکه دوباره آخوندها جمع بشن و فتوا بدن که اسلام گفته پوست سر زن هم باید پوشیده باشه که اونوقت میشه حکایت تف سربالا و دستشون رو میشه که قوانین اسلام رو از خشتک مبارکه در میارن , دوم اینکه اگه کاری به کارتون هم نداشتم که چه بهتر . کلاه سرتون بذارین و از پیچیدن باد توی سرتون لذت ببرین ...



حالا من میگم بیاییم و جنبش زنان کچل رو راه بندازیم و با این کارمون تو دهنی جانانه ای به رژیم بزنیم و ببینیم آیا باز هم رژیم بهانه ای داره برای اینکه زنها رو محدود کنه ؟؟؟؟ باور کنین همین کار ساده خوار – مادر هر چی سیاست و فقه اسلامی و شرع و شریعته سرویس میکنه و چنان حالی از آخوندها میگیره و دهن کژی ای به رژیم اسلامی میکنه که اون سرش نا پیدا . مطمئن باشین که هیچ کسی هم بهتون نمیخنده و همه باهاتون همراهی میکنن . من قول شرف بهتون میدم که اگه فقط 20 تا زن و دختر اینکارو بکنن و توی خیابون با اعتماد به نفس راه برن , خیلی از زنان و دختران هم به اونها میپیوندن . شاید مسخره باشه ولی مگه اعتصاب غذا مسخره نیست ؟ اعتصاب مو هم یک جورشه دیگه ...



........................................................................................

Tuesday, July 04, 2006

ازدواج موقت و تفسیر قطامه :

مدتیه ازدواج موقت در جامعه ما رو به گسترشه و خیلی ها هستن که در این مورد سوال میکنن . متاسفانه در سطح جامعه هیچ آگاهی ای به جوونها در این مورد داده نشده و خیلی از ملاها و آخوندها هم دائم اعلام میکنن ازدواج موقت با فاحشگی یا تن فروشی فرق داره و ثواب های بیشماری رو به ناف این امر میبندن . نظر به اینکه ما در یک جامعه اسهال گرفته " اسلامی " زندگی میکنیم که از سر تا پامونو گند , ببخشید اسلام گرفته و در تمام امور ما از ریدن تا مردن دخالت میکنه , تصمیم گرفتم در این مورد مطلبی بنویسم . البته بیشترین انگیزه من برای این مطلب این بود که خیلی از مردها و پسرها این روزها برای کام جویی از دخترها و زنها از حربه دهن پر کن ازدواج موقت یا فاحشگی شرعی دارن استفاده میکنن و به نوعی اونها رو با این روش فریب میدن و خام میکنن و ازشون سوء استفاده جنسی میبرن و در نهایت هم با بی رحمی اونها رو رها میکنن ! کاری که فقط با زنان خودفروش میشه کرد و لایق زنان و دختران عادی نیست . حداقل زنان خود فروش در قبال تن فروشی مبلغی دریافت میکنن ولی این زنان با ازدواج موقت با عرض شرمندگی گوز هم دستشونو نمیگیره ! و اینه برکات اسلامی که همه میگن هیچ فرقی بین زن و مرد نمیذاره و چقدر در موردش غلو میکنن :

متن زیر از نوشته های آیت الله مشکینی ملقب به آیت الله رینگو گرفته شده ! من یعنی قطامه این مطالب رو براتون تفسیر میکنم چون زبون ملاها رو هر کسی نمیتونه درک کنه و نیاز به سنبه پر زوری داره . بیاییم ببینیم این ازدواج موقت اصلن چی چی هست ؟؟؟؟

- در ازدواج موقت مقدار وقت و مقدار مهر تعیین شده باشد و بدون آن باطل است .
قطامه : راست میگه ! دیگه الان حتا یه زن فاحشه هم که میخواد بره سرویس بده وقت و پولی رو که میخواد از قبل تعیین میکنه . مثلن میگه برای یکساعت فلان مبلغ پول میگیرم !!! حالا یه زن صیغه ای از یه زن فاحشه کمتره ؟ نه به مولا ..

- ازدواج موقت هرچند برای لذت بردن هم نباشد بلکه به قصد محرم شدن نزدیکان آن دختر باشد جائز است مشروط بر اینکه دختری را که به ازدواج موقت در می آورند در حدی باشد که قابل لذت جنسی باشد ، مثلا اگر کوچک است باید وقت را به اندازه ای زیاد کنند که دوران آمادگی دختر را شامل شود ، هرچند بعد از عقد مدت را ببخشند .
قطامه : اصولن وقتی شما عاشق زن شوهر دار یا مادر دختری شدین , میتونین با دخترش ازدواج موقت کنین تا با مادر والده دختر خانم محرم بشین و ترتیبش رو به نحو احسن بدین و همینطور سایر زنان خانواده دختر ... البته اسلام اصلن منظور زیر شکمی نداره و این افکار شماست که منحرفه , فقط داره میگه که شاید شما دلتون خواست با ضعیفه های یک خانواده ای حشر و نشر و ارتباط و مشورت و چیزی داشته باشین و برای اینکار چه چیزی بهتر از ازدواج موقت ؟ خب آدام بشره و گاهی هوس میکنه با چند تا زن بشینه و گپی بزنه و حالی ببره و روح و روان و آلتش شاد و سیخ بشه ! هر چند باید تعجب کرد که چطور مردی میتونه از محضر یک زن فیض ببره ؟ چون زن ها اصولن جنس دست دوم هستن و عقلشون هم که ناقصه و نصف مردها ارزش دارن و خوابشون هم که چپه و ...
در مورد مطلب دوم هم میشه به سنت پیامبر اکرم عمل کرد . مگه عایشه 9 ساله نبود که لنگهاش رفت هوا و به ملکوت اعلا پیوست و یه خروار امامزاده رید ؟ پس وقتی که شما عاشق یک دختر خردسال یا دختر دبستانی شدین , کافیه کمی صبر کنین تا دختر 9 ساله بشه و بقول معروف یه چیزی ازش در بیاد و به دستتون گیر بکنه و بعد باهاش ازدواج موقت کنین ! اسلامو عشق است ..

- احتیاط واجب آن است که شوهر بیش از چهار ماه نزدیکی با همسر خود را در ازدواج موقت نیز ترک نکند .
قطامه : چقدر این اسلام با شعوره . چقدر این اسلام طرفدار ضایع نشدن حقوق زنه ! چقدر این اسلام طرفدار مساوات و برابریه ! اینجا داره میگه که اگه مرد متاهلی رفت و با به زن دیگه ازدواج موقت کرد , هم ترتیب زن سابقش رو بده و هم ترتیب این جدیده رو و اینطوری نباشه که دائم با این جدیده بچره و اون قبلیه رو فراموش کنه ! میفهمین ؟ میبینین نفس اسلام چقدر عادله ؟ حالا کلن ازدواج دوم در تمام مذاهب و سیستم های خانوادگی جهان طرد شده و نفرت انگیز و به شدت ضد انسانیه ولی اینجا .. بابا اسلامو عشق است ..

- زن می تواند در ازدواج موقت شرط کند که شوهر با او نزدیکی نکند و تنها لذتهای دیگر ببرد ، ولی اگر بعدا به این امر راضی شود مانعی ندارد .
قطامه : اصولن شما میتونین شرط کنین که شوهرتون با شما سکس نداشته باشه . میتونین جلوش لخت بشین تا آغا باهاتون خود ارضایی کنن و یا اینکه تمرین لیس زدن بستنی چوبی بکنین و یا اصلن شما به آقا تجاوز کنین . نمیشه ؟ الان مد شده که مردها خیلی از SLAVE بازی خوششون میاد و از خانم هاشون میخوان که دست و پاهاشون رو به تخت ببندن و شکنجشون بدن و بهشون تجاوز کنن و ... اینم یه مدلشه دیگه ! ولی کلن من موندم که این چه مرضیه که دو نفر با هم ازدواج موقت کنن و سکس نداشته باشن ؟!؟ مگه اینکه آغا خاجه باشه یا اینکه بخواد در مورد عوالم غیب مثل G - SPOT تحقیق بکنه . راستی اینم که شد همون دوستی که .. ؟

- همسر ازدواج موقت حق خرجی ندارد ، هرچند باردار شود . از شوهر ارث نمی برد و شوهر هم از او ارث نمی برد و حق واجب همخوابی نیز ندارد .
قطامه : آفرین از اول اینو روشن کنین . زن یا دختری که تن به ازدواج موقت یا فاحشگی شرعی داد میشه یک برده جنسی ! صد رحمت به یه زن فاحشه که اقلن خودشو مفت نمیفروشه و برای بدنش ارزش قائله !!!!!!

- همسر موقت می تواند بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود یا کاری در خارج خانه برای خود انتخاب کند، مگر این که به خاطر بیرون رفتنش حق شوهر از بین برود .
قطامه : بله اصولن مفهوم و نفس آزادی در اسلام یعنی این ! بدبخت های ضایع چشمتون رو بگیره این آزادی . ولی عجیبه که اسلام این قانون رو برای ازدواج دائم قرار نداده ؟ مشکوک نمیزنه ؟ بابا بیخیال اسلامه دیگه . از این سوتی ها توش زیاده ! در مورد حق شوهر هم که کاملن صریح بیان شده : خانم به آغا باج بدن و آغا رو ارضاء کنن و در عوض از خونه هم برن بیرون . تازه اصولن مگه زن ازدواج موقتی ارزش داره که رگ غیرت مردها براش قلمبه بشه ؟ فاحشه شرعی که قابل این چیزها رو نداره .. اصلن چه ایرادی داره وقتی زن تن به خواسته مرد میده , مرد به خواسته زن تن نده ؟؟؟

- پدر یا جد پدری می تواند برای محرم شدن با زنی او را به عقد موقت پسر نابالغ خود درآورد ( به شرط این که مدت عقد به اندازه ای باشد که پسر به حد بهره گیری جنسی برسد) و نیز می تواند دختر نابالغی را برای محرم شدن بستگان به عقد کسی درآورد ( به همان شرط که در مورد پسر گفته شد) و در هر دو صورت بنابر احتیاط واجب باید عقد فایده ای برای آن دو داشته باشد و خالی از مفسده باشد .
قطامه : گاهی آدم فکر میکنه اسلام دینی بوده که بجای سرزمین حجاز از سرزمین قزوین ظهور کرده چون خیلی از دستوراتش به شکل مشکوکی به سمت قزوینی جماعت متمایله و توی خیلی از اونها کودکان نقش مهمی رو بازی میکنن ! از طفلان مسلم بگیر تا نوشی و دو طفلان فلک زده ش ... چه میدونم ؟ آدمیزاده و هزار فکر و خیال ... حالا اینکه زن رو به عقد پسر نابالغ در آورد یا نه چه چیزی داره رو باید از ولی وقیح یا مرجع مقلد سوال کرد . بقول معروف آن چیزی که پیر در خشت خام بیند جوان در شورت خویش بیند !

- مرد می تواند مدت ازدواج موقت را ببخشد و به آن پایان دهد ، در این صورت اگر با آن زن نزدیکی کرده باید تمام مهر و اگر نزدیکی نکرده باید نصف آن را بدهد .
قطامه : پیدا کن پرتقال فروش رو ! حالا از کجا بفهمیم آقا ترتیب خانم رو داده یا نداده ؟ تازه داده باشه و بخواد مهریه هم نده کی میتونه ثابت کنه ؟ والا ... مردی گفتن زنی گفتن ! راستی این وسط چرا دوباره حق زن غیب شد به حق جن و بسم الله ؟ مرد میتونه ازدواج موقت رو یهو بی خیال بشه ولی زن باید تا دم آخر زمین خورده مرد باشه ؟؟؟

- مرد می تواند زنی را که صیغه اوست به عقد دائمی درآورد ، ولی باید نخست باقیمانده مدت را ببخشد ، سپس او را عقد کند .
قطامه : چقدر این اسلام نکته بین و دقیقه و مو رو از ماست بیرون میکشه ! خداییش شیفته این اسلام شدم من ! اینقدر این اسلام دقیقه که میگه اول باید مدت رو ببخشین بعد عقد دائم کنین حالا نبخشیم نمیشه ؟ یا در مورد عُده طلاق حتمن باید 40 روز بگذره حتا اگه آقا قطب جنوب باشن و خانم کره مریخ باید این 40 روز طی بشه !

- ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت آن ، عُده دارد به شرحی که در کتاب طلاق خواهد آمد و فرزندانی که از آن متولد می شوند تمام حقوق فرزندی را دارند و از پدر و مادر و بستگان خود ارث می برند هرچند آن زن و شوهر از هم ارث نمی برند .
قطامه : پس چی خیال کردین ؟ فکر کردین اینطوریه که خانم هر شب با یکی بخوابه و فرداش بره سراغ یکی دیگه و دو ماه بعد یه خونه با جکوزی و سونا توی فرمانیه بخره ؟ نه بابا ! باید اول اون مهریه ای رو که از اولی گرفته تهش در بیاد تا بعد بتونه بره سراغ دومی .
ای بابا ! بازم که این اسلام قزوینی بازیش گل کرد . میبینین ؟ روابط زن و مرد رو پشم میدونه ولی بچه مچه رو عشق است ...
..
..
نتیجه گیری اخلاقی :
آقا ما هی بگیم شما هم هی سوال کنین ! چند دفعه یک حرف رو میزنن ؟ ازدواج موقت یعنی بردگی جنسی و سگ فاحشگی شرف داره به ازدواج موقت ! بابا توی ازدواج موقت دستتون به هیچی بند نیست و تازه یهو دیدین یه چیزی هم بدهکار شدین . اون چیزی که اصله اینه که رابطه زن و مرد مجرد یا دختر و پسر , یک رابطه آزاد و دلبخواه طرفین هست و اگر هر دو تمایل به رابطه جنسی با هم دارن باید خیلی شیک دست همو بگیرن و برن کارشونو بکنن و تمام ! دیگه این قرطی بازیها و صیغه و ازدواج موقت و کوفت و زهر مارای مسخره چه صیغه ایه ؟ نمیدونم ! گاهی آدم فکر میکنه که آخوندها شرمشون می اومده که با زنهای فاحشه بطور مستقیم رابطه بگیرن و به این دلیل اومدن و طبق معمول یه تبصره صادر کردن و ازدواج موقت رو از خشتک مبارکه در آوردن تا جاده شریعت هموار بشه ! به هر حال خیلی فرق هست بین اینکه یکی بگه که من میخوام سکس داشته باشم با یه زن فاحشه و اینکه یه نفر بگه من میخوام سکس داشته باشم ولی با یه زن صیغه ای یا با ازدواج موقت ! خب این 2 تای آخری دهن پر کنه و کی میتونه به رگ غیرتش بر بخوره و یا بگه که طرف خانم بازه ؟ گو اینکه نفس هر دو فاحشگیه و حتا اون اولی به این دو تای دومی برتری داره !!!!!! خلاصه که خود دانید . تن دادن به عشق بی آلایش و سکس با تمنای دو طرفه بدون هیچ شرط و منظور و طلبی , یا تن دادن به رابطه ای که حقوق انسانی شما رو زیر سوال میبره ... و سخن آخر اینکه : اسلامو عشق است ...

تکبیر.



........................................................................................

Monday, July 03, 2006

اسلام شناسی Profesional :

این داستان : معجزات پیغمبر اکرم !!

ازتون خواهش میکنم این مطلب رو تا آخر بخونین و خودتون قضاوت کنین . در ضمن در این رابطه با آیت الله سید حسن ابطحی , دامن اضافة تو , هم مشورت کردم و پاسخ این حضرت رو هم مینویسم در این رابطه تا بیش از پیش ماهیت دین اسلام بر همگان آشکار بشه ! هر چند چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است ؟؟؟

پیروان دین اسلام عقایدی دارن که بیشتر اونها زاییده توهمات و بدعت هایی هستن که بعد از مرگ بانیان اسلام مثل محمد و علی و عمر و عثمان و ابوبکر و ... بنیان گذاری شده ! متاسفانه بر خلاف تصور خیلی از مردم و تمام مراجع مقلد دینی که ادعا میکنن دین اسلام تنها دین بشریه که از گزند آسیب های سلیقه ای و فرقه ای و خصومت های تنگ نظران مصون مونده و تحریف نشده , این دین بنا به هزار و یک دلیل از تمام دین ها بیشتر تحریف شده و حتا کتاب قرآن که ادعا میشه ناب ترین کتاب اسمانی مسلمونهاست نه تنها تحریف شده بلکه خود نزدیکان محمد هم اذعان داشتن بسیاری از آیات و سوره های مهم قرآن از این کتاب حذف شدن بعد از مرگ محمد و بسیاری از آیات هم وارداتی و سلیقه ای و بر اثر اشتباهات نگارندگان و حافظان قرآن وارد اون شده و چیزی که امروزه ما میبینیم قرآنیه شدیدن مسموم و خطرناک که به واقع میشه بهش لقب آیات شیطانی رو داد . برای نمونه فرمان جهاد بر ضد کافران , " غیر مسلمانان " یکی از مواردیه که در قرآن نبوده و در زمان عمر در قرآن وارد شده و ...
به هر حال موضوع تحریف قرآن رو بطور جامع و با دلایل و مستندات واقعی در آینده ای نزدیک مینویسم . اما چیزی که اینبار میخوام راجع بهش صحبت کنم , معجزات پیغمبر و یا اعمالی هست که به محمد بانی اسلام نسبت داده شده و این عقاید بقدری قوی هستن که بعد از گذشت 1400 سال و با پیشرفت روز افزون علم و تکنولوژی و رسیدن بشر به سلسله مراتب خدایی (!) نه تنها کمرنگ نشدن , بلکه همچنان به قوت خودشون در بین پیروان این دین شیطانی باقی هستن . وقایعی که شنیدن اونها گاه آدم رو از خنده روده بر میکنه و گاه باعث تاسف انسان میشه که در قرن اتم و کامپیوتر و نانو آیا بشر هنوز هم باید اینقدر احمقانه فکر کنه و اینقدر کوته بین باشه و آیا اصلم با چنی آهنگ سریع رشد تمدن و تکنولوژی آیا دیوانگی نیست که انسان امروز وقت گرانبهاش رو حروم این اراجیف بکنه ؟ این یکی از دلایلی هست که ثابت میکنه چرا مسلمانان مردمانی بدبخت و فقیر و فلک زده هستن و در تمام زمینه ها عقب مانده باقی موندن و روز به روز هم بیشتر به ورطه سقوط سرازیر میشن :

بيشتر از بيست مورد در قرآن ديده میشه که مردم از محمد تقاضای معجزه می کردن و محمد از انجام معجزه سر باز می زد ! در قرآن نيز موارد زيادی اشاره به اين مورد داره : قرآن خون های تیر جستجو کنن :
آيه های 90 و 91 و 92 و 93 سوره اسراء و آيه 50 سوره انعام و آيه 188 سوره اعراف همگی دلالت بر اين مساله دارن که مردم از محمد تقاضای معجزه میکردن برای اثبات بر حق بودن دین اسلام !

محمد برای اينکه از دست کسانیکه ازش تقاضای معجزه می کردن خلاص بشه , آياتی که در بالا ذکر شد رو تلاوت میکرد و در واقع از انجام معجزه عاجز بوده ! در واقع پس از مرگ محمد ، کارخانه معجزه سازی مسلمانان براه افتاد و انجام هر عمل عجیبی رو به محمد نسبت دادن تا جاييکه حتی بعضي از خود مسلمانان امروز به بسياری از این گفته و احادیث به دیده شک و تردید نگاه میکنن ! میگن :
- اُم الايمن از ادرار محمد نوشید و محمد به او گفت تا زنده هستی به شکم درد مبتلا نمیشوی !!

حالا اينکه در شاش محمد چی بوده که باعث شفای ابدی انسانی میشده این لابد جزو اسرار پزشکی اون دورانه و یا شاید هم اسرار الهی ! جالب اینه که شاش در اسلام نجس شمرده میشه ولی خوردن شاش محمد مستحب !!!! العجب ثم العجب ...
و یا اينکه ادرار و مدفوع محمد و امامان بوی عطر و گلاب می داده و يا هر کسی که به آلت تناسلی محمد نگاه می کرده بلافاصله کور می شده !
آدم این تصور بهش دست میده که اگه دودول محمد رسول الله آدم رو کور میکرده پس لابد فرج عایشه کورها رو شفا میداده و با این حساب محمد در مسجد الحرام میشسته و کورها رو میفرستاده سراغ عایشه و دشمنان اسلام رو به حضور خودش می طلبیده !
حالا یکی نيست بگه به چه دليلی بايد کسی آلت تناسلی محمد رو می ديده و رو چه حسابی این مسلمونها این اراجیف رو سر هم کردن ؟ که نشون بدن محمد خیلی کار درست بوده ؟ محمد خیلی خفن بوده ؟ محمد خیلی خرش میرفته ؟

عجيب ترين معجزه ای که به محمد نسبت داده شده و همه مسلمانان هم اونو تقریبن قبول دارن قضيه شق القمر یا نصف کردن ماه از روی زمین مثل قالب پنیر بوده :
تاريخ وقوع اين واقعه به روايات اسلامی از طبرسى در اعلام الورى و راوندى در خرائج نقل شده كه گفتن اين داستان در سالهاى اول بعثت رسول اتفاق افتاد ولى‏ علامه طباطبائى در تفسير حزعبلات الميزان در دو جا ذكر كرده كه ‏اين ماجرا در سال پنجم قبل از هجرت اتفاق افتاد و در يك ‏جاى اون از پاره‏اى روايات نقل كرده كه : اين داستان در آغاز شب چهاردهم ذى الحجه , پنج ‏سال قبل از هجرت اتفاق افتاد و مدت آن نيز اندكى بيش نبود ! در روايات مختلفى كه در تواريخ شيعه و اهل سنت از " ابن عباس " و " انس بن مالک " نقل شده گفته اند : اين معجزه بنا بدرخواست جمعى از سران قريش مانند ابوجهل و وليد بن مغيره و عاص بن وائل انجام شد ! بدين ‏ترتيب كه آنها در يكى از شبها كه ماه بدر کامل بود بنزد محمد آمده و گفتند : اگر در ادعاى نبوت خود راستگو و صادق هستى دستور ده اين ماه دو نيم شود ! محمد بدانها گفت : اگر من اينكار را بكنم ايمان خواهيد آورد ؟ گفتند: آرى . و او از خداى خود درخواست اين معجزه را كرد و ناگهان همگى ديدند كه ماه دو نيم شد بطوريكه كوه‏ حرا را در ميان آن ديدند و سپس ماه به هم آمد و دو نيمه آن به هم‏ چسبيد و همانند اول گرديد ، و رسول خدا 2 بار گفت : اشهدوا ، اشهدوا ! يعنى گواه باشيد و بنگريد ! مشركين كه اين منظره را که ديدند گفتند : سحرنا محمد , سحر القمر ! برخى از آنها گفتند : اگر شما را جادو كرده مردم شهرهاى‏ ديگر را كه جادو نكرده ! از آنها بپرسيد و چون از مسافران ‏و مردم شهرهاى ديگر پرسيدند آنها نيز مشاهدات خود را در دو نيم‏ شدن ماه بيان می کنند ! من نمیدونم ای افسانه چقدر حقیقت داره ؟!؟ اما فقط یک چیز رو میدونم و اونم اینه که از نقطه نظر منطقی و علمی چنین چیزی محاله و سیاره ای نمیتونه هرگز به 2 نیمه تقسیم بشه و دوباره به هم بچسبه . بنا به این دلایل :
تاثیر جاذبه ماه بر زمین رو همه میدونن . اگر چنین اتفاقی می افتاد پس باید جاذبه ماه از بین میرفت و این خودش باعث تغییرات فجیعی بر آبهای زمین میشد ! از طرفی همین اتفاق می تونست ماه رو از مدار خارج کنه و کلن نظم منظومه خورشیدی رو به فاک بده ! درسی که از اين افسانه میتونیم بگیریم اینه که اگه میخواهیم دروغ بگیم , باید اونقدر بزرگ باشه که حتا خودمون هم بهش شک کنیم !!!!اما نکته دیگه این بوده که چرا محمد شبانه این کار رو میکنه و اونهم در حضور فقط 3 نفر ؟ در صورتیکه عقل و منطق میگه که اگه محمد این کار رو در حضور تمام مردم مکه میکرده خدا میشده و دیگه نیاز به اینهمه جنگ و آدمکشی و سرویس شدن دهن خودش و پیروانش نبوده !

اما ببينيم علمای حوزه علمیه در توجيه اين مساله چی میگن ؟ من این مساله رو با آیت الله سید حسن ابطحی بابای همین ابطحی تربچه نقلی و اون یکی ابطحی خیار قلمی در میون گذاشتم و پاسخ این بود :
" ما وقتى مسئله نبوت را پذيرفتيم و به ‏« غيب ‏» ايمان آورده و معجزه را قبول كرديم ديگر جائى براى بحث و رد و ايراد و تاويل ‏و توجيه باقى نمى‏ماند . مگر با كدام تجزيه و تحليل مادى شكافتن سنگ سخت ‏با ضربه چوب و بيرون آمدن دوازده چشمه ‏آب گوارا قابل توجيه است؟ ( اشاره به سوره اعراف - آيه 160)) و با كدام حساب ظاهرى حاضركردن تخت‏ بلقيس در يك چشم برهم زدن از صنعا به‏ بيت المقدس قابل درك و قبول است ؟ (سوره‏نمل- آيه 40 ) و با كدام وسيله‏اى " جز معجزه " ميتوان عصاى چوبى را به اژدهائى بزرگ ‏« ثعبان مبين ‏» تبديل نمود ؟ (سوره شعرا - آيه 32 ) و يا با زدن همان عصاى چوبين به دريا ميتوان آنرا شكافت و دوازده شكاف در آن پديدار كرد و لشكرى عظيم‏ را از آن دريا عبور داد ؟ ( سوره بقره - آيه 50 و سوره طه - آيه 77 و سوره شعرا - آيه 63 و سوره‏دخان - آيه 24) . اينها و امثال اينها معجزاتى است كه در قرآن آمده و روايات صحيحه اثبات آنها را تضمين كرده كه از آنجمله است ‏معجزه معراج جسمانى و « شق القمر » و در برابر آنها نمى‏توان با تئوريها و فرضيه‏ هاى علمی دست‏ به توجيه ‏اين آيات و روايات زد چنانچه برخى در گذشته و يا امروز متاسفانه اينكار را كرده‏اند و اساس اين توجيهات آن است كه ظاهرن اينان‏ معناى صحيح نبوت‏ و وحى‏ و ارتباط انبيا را با عالم غيب و حقيقت جهان هستى ندانسته و يا همه را خواسته‏اند با فكر مادى و عقل ناقص خود فهميده و تجزيه و تحليل كنند و قدرت ‏بى انتهاى آفريدگار جهان را از ياد برده‏اند و در نتيجه به ‏چنين توجیهاتی دست زده‏اند "خب اگه ما قضیه عالم غیب رو بخواهیم قبول کنیم پس باید قبول کنیم که در بُعد پنجم هم اجنه جماعت حضور دارن و میشه با توسل به اورادی اونها رو به تصرف خود در آورد و با کمک نیروی اونها کارهای عجیب و غریب انجام داد و در واقع اونها رو بعنوان موکل انتخاب کرد . کاری که بعضی از این حضرات پنهانی انجام میدن و شاگردان زیادی هم در این زمینه تربیت کردن و به جن گیری مشغول هستن ! اما جالب اینه که خیلی از همین علما هم اومدن و این عالم غیب رو نفی کردن و اونو قبول ندارن و تمام این فرضیات رو رد میکنن . پس اگر اینها رو که میشه دید و باور داشت رو رد میکنن , چرا به غیب اعتقاد دارن و اگر اونو بهش معتقدن چرا اینو بهش باور ندارن ؟ و یا مساله تناسخ رو که ملاها به شدت باهاش مخالفن و دلیلشون اینه که اگر بخواهیم به تناسخ و عالم ارواح و بازگشت روح ایمان بیاریم پس محمد و قرآن و دین و اسلام و ... مساوی میشه با پشم !!!!!! یعنی نون آخوند جماعت آجر میشه ! اینجاست که میشه فهمید اراجیفی که بنام حدیث و روایت و ... به خورد مردم داده میشه فقط برای اینه که عده ای بدون دلیل و منطق و فکر کردن و تفسیر , همه چیز رو بپذیرن و باور کنن . کلن تفکر و شبهه در دین اسلام حرامه و کسانیکه درباره دین فکر میکنن فورن کشته میشه و بهشون کافر و ملحد گفته میشه ! چون فکر کردن در اسلام میتونه حقایقی رو آشکار کنه و اگر باعث بشه سایر پیروان دین اسلام هم به فکر فرو برن اونوقت دین اسلام منقرض میشه ! تفسیر کردن هم فقط کار افرادیه که قابلمه به سر دارن و قسم خورده های اسلام هستن و مغزشون در حوزه های علمیه با وایتکس شسته شده و عنصر فسفر درش وجود نداره و این اساس دینیه که از شیرازه بر پایه دروغ و کذب محض و خرافات و توهمات بنا شده . می خواستم در مورد اين داستان شق القمر مطلب دیگه ای بنويسم ولی فکر کردم که با نوشتن توضیح واضحات به شعور خوانندگان توهين میکنم ..



........................................................................................

Sunday, July 02, 2006

نئونازی ایرانی :

جدیدن افکاری در فضای وبلاگستان و مخصوصن در ایران در حال گسترشه که میتونه زنگ خطری جدی برای مردم ایران و نسل های آینده باشه . ما همگی از تفکر استبدادی ای بنام آخوندیسم که در راس اون ولایت مطلقه وقیح قرار داره بیذاریم و سعی میکنیم تا این تفکر مسموم رو که به یکجانبه گرایی دامن میزنه و نظر و رای یک نفر رو بر نظرات کل تحمیل میکنه شکست بدیم و باهاش مبارزه کنیم . اما متاسفانه این روزها تفکری جدید در حال شکل گیریه اونهم از جانب بعضی از به ظاهر مخالفین این نظام که ادعا میکنن مخالف سر سخت نظام اسلامی هستن . نکته مهم و خطرناک اینه که این افراد ولایت مطلقه وقیح رو نفی میکنن و به ظاهر طرفدار آزادی و حقوق بشر و سایر ازادیها هستن ولی در عمل خودشون تفکری رو دارن بنا می کنن که خطرناک تر و مسموم تر و احتمالن در صورت موفقیت , وحشیانه تر از تفکر ولایت فقیه میتونه باشه ! اگه بیاییم از همین حالا که این عقاید در نطفه قرار دارن اونها رو از بین ببریم و روشنگری کنیم , شاید بشه از تبعات وحشتناکی که ممکنه در آینده توسط این گروه بر سر مردم ما بیاد جلوگیری کرده باشیم :

ما در جمهوری اسلامی , تفکری داریم بنان ولایت مطلقه فقیه " وقیح " که در اون اصل بر اینه که یک نفر در راس هرم قدرت قرار میگیره و تمام تصمیمات مهم کشوری و مملکتی و حتا مالکیت بر تمام عرصه ها و منابع کشور و حتا جان و مال مردم رو بدست میگیره . این فرد خودش رو نماینده خدا (!) میدونه و پیروان و طرفدارانش هم اونو خدای مجسم میدونن . عقیده بر اینه که این فرد از هر گناه و خطایی به دوره و معصوم تشریف داره ! یعنی همون صفتی که به پیغمبران میدن و از هر آلودگی ای مبرا میکننشون ! این شخص که حتمن هم باید از تیر و تبار سید جماعت و روحانیون باشه , برای حفظ نظام پوشالی ولایت مطلقه وقیح از تمام ابزار موجود بهره برداری میکنه . دروغ در راس این ابزار قرار داره . دروغ بنام اسلام و دین و سرپوش گذاشتن روی حقایق و سانسور شدید در تمامی امور . استبداد مطلق و زور و خفقان و جنایت ! تمام اینها محصول تفکری بنام آخوندیسم بشمار میاد یا حکومت شاهنشیخی !

در واقع بین حکومت شاهنشاهی و شاهنشیخی فاصله و تفاوت فقط به اندازه تغییر یک لباس و چهره بوده و بس . شاه هم یک دیکتاتور بود و نظراتش بر نظرات کل مردم بصورت یک جانبه اعمال میشد و رهبر حکومت اسلامی هم یک دیکتاتوره که نظراتش مثل پادشاه بر نظرات عموم اعمال میشه ! تنها فرقی که بین شاه و شیخ وجود داره اینه که شاه تمیز و مرتبه و ظاهرش مثل انسان میمونه . ولی شیخ کثیف و ژولیده و پشمناک و ظاهری همچون حیوانات وحشی داره . وگرنه در عمل بین شاه و شیخ یا بین اسلام و طاغوت هیچ فرقی وجود نداره که حتا این دومی از اون قبلی بدتره !!!!

اما نقطه مقابل تفکر مطلقه رهبری در ایران , تفکری در حال شکلگیریه که در درجه اول مخالف هر کونه تفکریه . یعنی میاد و میگه ما مخالف تک روی هستیم و همه باید آزاد باشن و از حقوق کاملی برخوردار باشن . ولی وقتی که وارد عمل میشن و میخوان مبارزه کنن , میبینیم دست شاه و شیخ رو هم از پشت میبندن توی دیکتاتوری و اعمال زور و فشار ! اینها کسانی هستن که در درجه اول دارای قدرت مالی بالایی هستن و در آسودگی زندگی میکنن , بر خلاف مبارزان دیگه ای که خیلی هاشون از فشارهای مالی به ستوه اومدن و فشارهای زندگی دیدشون رو باز کرده . اینها دنبال منافع از دست رفته خودشون میگردن و بیشترشون هم جزو طبقه اشراف قدیمی مثل قجرها هستن . با پشتوانه مالی خوب و داشتن روابط گسترده سعی دارن به مبارزه با این رژیم بپردازن . ولی راهی که در پیش گرفتن وحشتناکه :

اونها دارن درست جا پای تفکرات قبلی میذارن و به نوعی خشن تر و بدتر . اگه شاه یا شیخ میاد و میگه نظر من بر همه برتری داره , اینها هم میگن نظر ما بر همه برتری داره و هر کسی بجز ما حرفی بزنه لایق مرگ و نابودیه و روش مبارزه اونها همراه با رکیک ترین فحش ها و بدترین القاب و سفسطه های پوچ و بی منطق شکل میگیره و از همه بدتر اینکه هر کسی رو که مثل خودشون فکر نمیکنه رو دشمن میدونن و مثل نظام اسلامی زندانی و تبعید و دادگاه فرمالیته و ... در کارشون نیست و همون اول بسم الله طرف رو سر به نیست میکنن تازه در عالم خودشون فکر میکنن دارن به نفع مردم فعالیت میکنن .

این تفکرات که در نطفه به این صورت وقیحانه هستن اگه روزی گسترده بشن و فرا گیر , میتونن بصورت بسیار وحشتناکی در بیان و بجای توهین و ناسزا , با زندگی مردم بازی کنن و حمام خون راه بیاندازن . یعنی میان و بجای اینکه کسی رو محکوم کنن و با دلیل و سند باهاش مجادله و مباحثه کنن , بدون هیچ حرف و حدیثی مخالفین رو از سر راه بر میدارن . اینها یاد آور ترور های مخالفین در کشور شوروی هستن که کمونیست ها بعد از به قدرت رسیدن اقدام به ترور تمام مخالفین کردن و میلیونها بی گناه رو به قتل رسوندن , حتا مخالفینی که فقط عقیده شون مخالف بود و یا شایعه شده بود که ممکنه مخالف باشن و هیچ مبارزه ای نمیکردن و خطری نداشتن . در صورتیکه در نظام های شاهنشاهی و شاهنشیخی مخالفانی که عقاید رو بروز ندن و بیان نکنن , خطر به حساب نمیان و کسی کاریشون نداره ولی این نوع تفکر عقیده داره که تمام ذهن ها و تفکرات درونی باید یکدست و خودی بشه !!!!!! در واقع اینها هر کسی رو که مثل اونها فکر نمیکنه رو مستقیم اعدام میکنن و این رویه بسیار وحشتناک تر از رژیم اسلامیه .

شاید خنده دار باشه ولی اعتقاد دارم یکی از دلایلی که این اواخر باعث شده تا بعضی از مردم ایران بصورت مزدور رژیم در بیان و برای دوام و بقای این رژیم جانفشانی بکنن , رواج همین تفکرات مسموم و خشنی هست که میتونه زنگ خطری برای تمام مردم باشه ! چون همین مزدوران رژیم میدونن که اگر روزی این رژیم عوض بشه و کسانی مثل این افراد روی کار بیان , فاتحه همه خونده ست از جمله خودشون ! پس میان و طرفدار بد میشن تا بدتر قدرت نگیره !!!!

این افراد بجای اینکه کمکی باشن برای مردم ایران و مرهمی بر روی زخم های اونها , دارن با این تفکراتشون بیشتر پایه های این نظام رو مستحکم تر میکنن . اگه کسانی در دل این نظام باشن که موافق بر اندازی رژیم هم باشن , با دیدن چنین عکس العمل ها و رفتارها و سخنانی , مسلمه که جرات نمیکنن با این آزادیخواهان همکاری کنن و حاضرن تن به ذلت و ننگ آخوند بدن اما جون و مال و ناموسشون در امان بمونه و رژیم هم از این نکته آگاهه که بیشرمانه مردم رو روز به روز بیشتر در منگنه قرار میده و استثمار میکنه ! این افراد خیلی هاشون حتا طرفدار تجزیه ایران هم هستن و به فرقه گرایی دامن میزنن و از این نظر بسیار خطرناکن . همه ما باید بدونیم که با روی کار اومدن چنین افرادی , هیچ کس در جامعه امنیت نخواهد داشت و این یعنی خودکشی ... در انتخابات دولت نهم هم چنین تجربه ای رو مردم ایران از سر گذروندن و انتخابی انجام دادن بین بد و بدتر که نتیجه شد غده چرکین و متعفنی بنام احمدی نژاد !!!!! این باید درس عبرتی برای مردم ما باشه که در زمانیکه 2 نیروی بدی و شر وجود دارن همیشه تفکری نقطه مقابل اونها ظاهر میشه و سعی میکنه آهن رو با آهن ببره و این خطریه که حتا از نظام اسلامی هم خطرناک تره چون در نهایت سر مردم هم به همراه رژیم بالای دار میره ...




........................................................................................

Saturday, July 01, 2006

مساله این است ! دخالت شوهر در امور زنانه یا خیر ؟

امروز سایت زیتون رو میخوندم که این مطلب رو توش پیدا کردم و به نظرم جالب اومد . نوشته بود :
" مسئله‌ای که چند وقتیه فکرمو مشغول کرده اینه که همسر آدم – یا واضح‌تر بگم شوهر آدم- چقدر می‌تونه در لباس پوشیدن و وضع ظاهری آدم دخالت کنه ؟ اگه قرار به دخالت باشه پس ما چطوری می‌خواهیم فمینیسم رو تبلیغ کنیم ؟ فقط در حد شعار ؟ وقتی تقریبا همه‌مون در خونه‌مون هم نتونستیم مشکلاتمون رو کامل حل کنیم . دوست دارم بدونم ، شما هم مشکل اینجوری دارید؟ چطوری برخورد می‌کنید ؟ "

خب همه ما اینو به نوعی تجربه کردیم ! وقتی که دختر بودی و در منزل پدرت بودی , با امر و نهی های زیادی مواجه میشدی و پدر بعنوان اولین مرد در زندگیت همیشه بهت در مورد پوشش و نوع رفتارت تذکر میداد . خیلی از دخترها قبل از ازدواج تصور میکنن که با شوهر کردن میتونن از زیر یوغ پدر خارج بشن ولی وقتی که ازدواج میکنن تازه متوجه میشن سگ پدر شرف داشت به شوهر !!!! چون اینبار شوهر چنان اونها رو در منگنه قرار میده که زندگی رو براشون زهر میکنه ! از نوع آرایش گرفته تا زیور آلات و لباس و رفتار در جامعه و صحبت با دوستان و فامیل و حتا روابط زناشویی و رفتار در داخل فضای منزل هم باید زیر نظر شوهر باشه ! اما ریشه این تعصبات و غیرتمند بودن ها چیه ؟ چرا مردان ایرانی در ایران همگی غیرتمند و متعصب هستن ولی وقتی که در جامعه آزاد یعنی غرب و خارج از ایران قدم میذارن , این تعصبات و غیرت بازیها از یادشون میره ؟ علت در کجاست ؟

مقدمه :
میدونین ریشه غیرت در مردها چیه ؟ من میگم حسادت به همجنس هاشون ! و ریشه حسادت از کجا آب میخوره ؟ در اینکه مردها اینو باعث افتخار خودشون میدونن که تونستن توجه زنی رو به خودشون جلب کنن و اونو مال خود کنن ! و جالبتر از همه میدونین چیه ؟ اینه که این رفتار مردها غریزیه و ریشه عقلانی نداره . تمام حیوانات نر در طبیعت از قلمرو و جفت خودشون به شدت دفاع میکنن در مقابل سایر رقبا . این مساله در بین تمام موجودات عمومیت داره . برای نمونه حتا ماهی ها هم وقتی که جفتی انتخاب میکنن , برای حفظ اون تا حد مرگ با همجنس هاشون مبارزه میکنن . تمام حیوانات هم همینطور هستن و انسان هم که حیوان هوشمنده از این قائده جدا نیست . مردها به شدت از حریم منزلشون و جفتشون دفاع میکنن و حتا دیده شده که در اوج دعوا و عصبانیت وقتی زنی از همسر خودش تقاضای کمک کرده , مرد حتا با به خطر انداختن جونش از زن دفاع کرده . مردها کلن موجوداتی هستن که مثل تمام حیوانات نر , از ماده ها به شدت مراقبت میکنن . اما وجه تفاوتی که بین انسان و حیوان بوجود اومده اینه که :
حیوانات در عالم طبیعت از روی علایم و رنگ بدن و شکل ظاهری و قابلیت ها و ... جفت یابی میکنن ولی انسانها از روی شناخت تفکرات طرف مقابل و ظاهر و سلایق و رفتارها و صدها هزار عامل دیگه جفتشون رو انتخاب میکنن . نکته اصلی هم همینجاست !!!! اینکه هر انسانی که به انسان دیگه از خیلی جهات برتری داشته باشه طبیعتن میتونه تبدیل بشه به یک رقیب خطرناک ! یک نمونه رو میگم :
" وقتی پسری با دختری دوست میشه , تمام توانش رو میذاره بر اینکه اون دختر رو به خودش جذب کنه و شدیدن مراقبه که رفتاری ازش سر نزنه که دختر ازش برنجه ! سعی میکنه بدیهاش رو پنهان کنه و بهترین های خودش رو عرضه کنه . اما وقتی که یک پسر دیگه با توانایی های بالاتری پیدا میشه و سعی میکنه توجه دختر رو به خودش جلب کنه , عکس العمل پسر اولی دیدنیه ! عصبی , پرخاشگر , تهاجمی و حتا گاهی کار به خشونت شدید هم میکشه و هر دو به شدت ممکنه با هم درگیر بشن ! اگر در این میون دختر توجهش به پسر دوم جلب بشه , اولی به شدت ضربه روحی میخوره و انگار که دنیا رو سرش خراب شده و به پوچی میرسه "
این یک مثال کوچک بود فقط بین دوستی دو جنس مخالف . حالا وقتیکه پای ازدواج بیاد وسط اوضاع به شدت فرق میکنه :

در موقع ازدواج زن و مرد طبق قرادادی تعهد میکنن که نسبت به هم وفادار باشن و هرگز خیانت نکنن . در واقع ازدواج یک پیوند و تعهد اخلاقی در تمام جوامع بشری به حساب میاد . یعنی زنان و مردانی که ازدواج میکنن , دیگه حق ندارن با مردان یا زنان دیگه آمیزش داشته باشن و یا روابطی خاص (!) . این در همه جا عمومیت داره . اما مساله وقتی تبدیل به یک ناهنجاری میشه که ما جوامع رو از نظر فرهنگی به دو دسته شرقی و غربی تقسیم میکنیم :

- در جوامع مشرق زمینی اخلاقیات و سنت ها و خانواده و مذهب در راس امور قرار دارن . در این جوامع زنان با مردان برابر نیستن و مردان حاکم بر سرنوشت زنان هستن . مردان هستن که زنان رو انتخاب میکنن و زنان حق چندانی ندارن . در چنین جوامعی فقط مردانی میتونن به زنان دسترسی داشته باشن که قصد ازدواج دارن و از طرفی ازدواج در این جوامع دارای ویژگی ها و قابلیت های خاصیه که مردان باید داشته باشن تا مورد پذیرش خانواده دختر قرار بگیرن . طبیعیه که خیلی از مردان در این جوامع نمیتونن شرایط ازدواج رو داشته باشن و در نتیجه مردان کمی هستن که با زنان آمیزش دارن که همگی ازدواج کردن . به عبارتی محدودیت عرضه زنان و سختگیری برای ازدواج باعث رواج فساد اخلاقی در جامعه میشه ! دقت کرده باشین هر چقدر جامعه ای مذهبی تر و بسته تر و سنتی تر باشه , اون جامعه اخلاق فاسد تری داره چون کسانی که قادر به ازدواج کردن نیستن اقدام به اعمال ضد اخلاقی میکنن ! حتا دقت کرده باشین خانواده های مذهبی فرزندانی به شدت منحرف و هوسباز دارن . تجاوزات جنسی بالا و نظر داشتن به دختران و زنان شوهردار و همجنسگرایی افراطی و خشونت آمیز و عاداتی مثل خود ارضایی افسار گسیخته و چشم چرونی از مشخصه های چنین جوامعی به شمار میاد !

- جوامع غربی , جوامعی هستن که در اون زن و مرد از نظر حقوق اجتماعی برابر هستن . زنان میتونن مردان رو انتخاب کنن همونطوری که مردان زنان رو میپسندن . بکارت و رفتارهای جنسی در این جوامع خیلی عادیه و نقش تعیین کننده نداره . بر عکس که در جوامع مشرق زمینی بکارت دختران مهمترین عامل با ارزش بودن و اعتبار اونها شمرده میشه ! در این جوامع دختر و پسر خودشون برای انتخاب همسر تصمیم میگیرن و خانواده نقشی نداره . قانون به شدت از هر دو حمایت میکنه و تمام اموال زندگی متعلق به هر دو میشه ! در صورتیکه در جوامع مشرق زمینی حتا جان و مال زن هم متعلق به شوهر میشه ! در جوامع غربی عامل سکس و نیازهای جنسی سهمی در انتخاب همسر ندارن . در صورتیکه در جوامع مشرق زمینی عامل اصلی برای انتخاب همسر نیاز و کشش جنسی محسوب میشه ! به همین دلیل هم هست که انتخاب جفت در جوامع غربی بسیار آگاهانه تر و با افکار باز تر صورت میگیره و توجه بیشتر به نکات انسانی و شخصیتی هست تا جنسی , تا جوامع شرقی چون سکس یک مساله حل شده ست . فساد اخلاقی در غرب با اینکه جامعه ای آزاده , اما بسیار محدود و در حد کمی وجود داره و مردم در این کشورها حریص نیستن و زنان به نسبت جوامع مشرق زمینی از امنیت بسیار بالاتری برخوردارن .

حالا از همینجاست که میشه فهمید چرا مردان در ایران که یک جامعه شدیدن سنتی و مذهبی و بسته هست , روی مسائل زنانه اینقدر تاکید دارن و دخالت میکنن :

تا جایی که من تحقیق کردم و با خیلی از مردها در این رابطه صحبت داشتم و مشاوره کردم , همگی اونها اعتراف کردن که خودشون در زمانیکه پسر جوونی بودن , به دختران و حتا زنان شوهر دار نظر سوء داشتن . دید زدن های یواشکی و چشم چرونی و نگاه کردن از لای پنجره به داخل خونه مردم و همسایه ها , خیال بافی در مورد زنانی که از اونها خوششون میاومد و نگاه های زیر زیرگی به دوستان مادرشون و همسایه هایی که به منزلشون می اومدن و داشتن رابطه جنسی با اونها در ذهن و حتا خود ارضایی کردن با بیاد آوری ذهنی زنانی که دیده بودن و خوششون اومده بود همگی بطور عمومی بین مردان رایج بوده و هست . بیشتر این مردها اعتراف کردن که دیدن اندام نیمه عریان زنها اونها رو شدیدن تحریک کرده و خیلی هاشون اعتقاد داشتن که وقتی در جمع دوستانشون بودن وقتی زنی رو میدیدن که زیادی آرایش کرده یا زیادی با مردهای دیگه گرم گرفته و یا از خیلی از زنهای دیگه آزاد تر رفتار میکرده , بهش لقب فاحشه و ج .. دادن و بقول خودشون رفتن تو نخ زنه و پیش خودشون گفتن این زنه میشنگه و خارشک داره !!!!!!! در صورتیکه اون زن هیچ رفتار خطایی انجام نداده بود و فقط خواسته بود خودش باشه و نه زنی بود هرزه و نه هوس باز و بدکاره ! ولی جو در ایران و مخصوصن بین مردان اینطوره که زنانی رو که خارج از عرف رفتار میکنن به چشم ج ... نگاه میکنه !

یکی از ملموس ترین مثال ها در این زمینه فیلم زیبای Malena هست که با دیدن اون میتونیم بیشتر پی ببریم به این نوع رفتار مردها ! بازیگر زن این فیلم در یک روستا زندگی میکنه که اهالی اون همگی ساده پوش هستن . شوهر زن به جنگ رفته و زن تنهاست و بینهایت زیبا . وقتی در ده قدم میزنه و یا بری خرید میره همه مردها نگاهش میکنن و پسرها باهاش خود ارضایی میکنن و دنبالش می افتن و یواشکی دیدش میزنن . دلیلش واضحه ! مالنا همیشه لباسهاش با زنهای دهاتی دیگه فرق داره و تمیز و مرتب و شیکه و این به همراه زیبایی چهره و اندامش , بیشتر مردان ده رو که همگی زنانی ساده و بد لباس دارن تحریک میکنه ... خوبه فیلم رو ببینین تا متوجه بشین ...

متاسفانه در جوامعی مثل ایران با روی کار اومدن حکومت اسلامی و محدود شدن شدید زنان در نوع پوشش , چشم چرانی مردان به شدت افزایش پیدا کرده و زنانی که با سایز زنان تفاوت دارن به چشم بد بهشون نگاه میشه . بارها نوشتم و تذکر دادم که فتیشیسم بین مردان ایرانی غوغا میکنه و خیلی از مردان ایرانی با دیدن قسمت هایی از بدن زنان میل شدید جنسی پیدا میکنن و اونقدری که با دیدن این نواحی بدن زنان تحریک میشن با بدن عریان زنان تحریک نمیشن . بر آمدگی های سینه و باسن از زیر مانتو یا چادر دیده شدن گردن از زیر گره روسری و دیدن پاها و انگشتهای دست و خیلی قسمتهای دیگه همه برای خیلی از مردهای ایرانی به شدت تحریک کننده شده ! و حالا میرسیم به اینکه چرا مردهای ایرانی اینقدر در کار زنانشون دخالت میکنن ؟

آغایون میخوان بدشون بیاد یا خوششون بیاد که پته شونو روی آب میریزم ولی حقیقت داره , هر چند که خیلی تلخه :
تمام مردهایی که به نوعی به زنانشون در موارد پوششی و رفتاری تذکر میدن , در دوران بلوغ و نوجوانی و جوانی خودشون دستی بر آتش داشتن و به نوعی دست به چیز و چشم چرون و حرف در بیار و .. بودن ! من خیلی در این زمینه تحقیق کردم و تقریبن 98% اطمینان کامل دارم که مردانی به این درجه از شکاکی و بد دلی میرسن که خودشون زمانی به زنان و دختران نظر بد داشتن و حالا از ترس تکرار این تجربه از جانب همجنس های خودشون و با اطلاع کامل از جو موجود , به زنانشون تذکر میدن که به نوعی لباس بپوشن یا رفتار کنن که حساسیت مردها و پسرها رو تحریک نکنن . به هر حال مردها کاملن دنیای مردونه خوشون رو میشناسن و میدونن همجنس هاشون از چه قماشی هستن و به همین دلیل وقتی که ازدواج میکنن به شدت احساس خطر میکنن و نفرت دارن از اینکه مردی به بدن همسرشون به اون دیدی نگاه کنه که روزی خودشون به زنان دیگه نگاه میکردن . برای همینه که دائم غر میزنن که موهاتو زیاد روشن نکن . آرایش غلیظ نکن . لباس های چندان باز و چاکدار نپوش ! توی مهمونی ها زیاد نرقص و جلب توجه نکن . کنار دریا پاهاتو بیرون ننداز . با مردها زیاد خودمونی نشو و ... چون کاملن میدونن که مردها و پسرها با دیدن چنین حرکات و رفتاری به شدت تحریک میشن و چه حرفهایی که نمیزنن و چه خیالاتی که به سرشون نمیزنه !
اما همین مردها وقتی به جوامع غربی میرن , خیالشون آسوده میشه ! دلیلش اینه که در اونجا دید زدن و چشم چرونی و یا خیالات جنسی معنی نداره و حتا لخت هم راه بری کسی نگاهت نمیکنه ! چون هر کسی که در این جوامع نیاز جنسی پیدا میکنه به راحتی میتونه خودش رو ارضا کنه و مساله سکس یک مساله کاملن حل شده ست !!!

نتیجه گیری اخلاقی :

حالا با این اوصاف به شوهرانتون حق بدین که چرا باید اینقدر در مورد پوشش شما بدبین و نگران باشن و حتا بارها و بارها بهتون تذکر بدن و گاهی هم خشونت نشون بدن . این هم از برکات دیگه اسلامه که به ما ارزونی داده . پوشش برای زن مساویه با رواج فساد اخلاقی ! چطور که در زمان شاهنشاه آریامهر که نور به قبرش بباره زنان با بیکینی و لباس توی خونه میرفتن بیرون و هیچ کس حتا نگاهشون نمیکرد . نگاهی به فیلم فارسی های 30 سال قبل بندازین تا بفهمین چی میگم ! زنان پوششی که داشتن و باهاش مهمونی میرفتن و یا خرید و بیرون منزل , امروز یه زن خود فروش هم اینطوری نمیره . این نشون میده که جامعه در اون زمان از سلامت اخلاق بر خوردار بود و امنیت داشت . ولی امروزه من اگه شلوار زیر مانتو نپوشم و دامن و مانتو بپوشم اونهم مانتویی که بلنده و تا زیر زانوم رو هم میپوشونه و از خونه برم بیرون , اونقدر ماشین کنارم بوق میزنه و اونقدر پسر و مرد بهم زل میزنه و تیکه می اندازه تا آخر یه ماشین دربست بگیرم و برگردم خونه و شلوار بپوشم و برم از خونه بیرون ! برخورد با این مساله هم به هیچ شکل دست هیچ زنی نیست و تا زمانیکه جامعه اصلاح نشه , فرهنگ تغییر نکنه , هیچی عوض نمیشه ! بارها پدرم به من تذکر میداد که دامن کوتاه نپوش ! وقتی بهش اعتراض میکردم و میگفتم مامان خود شما هم توی عکس هاش مینی ژوپ پوشیده , پس چرا من نباید بپوشم ؟ میگفت اون زمان فرق میکرد !!!!!! بله واقعن هم فرق میکرد . منکه اون موقع یه دختر بچه نابالغ بودم , میتونستم مردها رو تحریک کنم ولی مادرم و یا مادر بزرگم در سنین جوانی و اوج زیباییشون با پوشیدن دامن تنگ و کوتاه هیچ اتفاقی براشون نمی افتاد و جلب توجه نمیکردن . فرق بین الان با 27 سال پیش اینه !!!!!!!! ارمغانی که اسلام و حکومت اسلامی به ما داد ...

تکبیر.



........................................................................................

© تمام حقوق و مزايای این سایت متعلق به شخص شيوا میباشد

Design By Shiva © 2001