|
فرياد بي صدا |
|
Disclaimer : In This Site , There Are Some Words That Aren't So Polite & May Not Be Suitable For Children Under +18 |
|
Tuesday, June 29, 2004
● اندر احوالات ممنوعیات :
آقا , ذات آدمیزاد طوریه که هیچ جوری آدم بشو نیست ! درست همونطوری که جد ناخلف آدمیزاد یا همون آدم در به در فلان شده هم آخر آدم نشد و برای همین خدا اومد و روش اسم آدم رو گذاشت که از صد تا فحش خوار – مادر هم براش بدتر بود و از اون بدتر این بود که اون جرثومه نجابت و پاکی (!) حوا رو هم صاف گذاشت ور دل آدم و شیطان رحمت الله هم رفت تو جلد حوا و اغفالش کرد و بابای آدم رو در آورد و شد آنچه که نباید میشد و خدا هم هر دوی این جانوران 2 پا رو با مغز شوت کرد تو زمین تا برای خودشون بچرن ! این داستان رو بارها و بارها شنیدید و قبلا هم تو 2 داستان بنام راز آفرینش 1 و 2 این مطالب رو مفصل نوشته بودم که متاسفانه از بس بهم اعتراض شد و فحش خوردم و شدم ملحد و کافر و فلان و فلان که گفتم دیگه در اینباره نمینویسم !!!!!!! اما وقتی پای ممنوعیات به وسط میاد مگه میشه از این مرتیکه " آدم " مایه نذاشت ؟ خوب نمیشه دیگه : آقا جان شماها بالا برید پایین بیایین طبیعت آدمیزاد اینه که هر چیزی رو که ازش منع کنی بیشتر و بدتر میکنه و بیشتر حریص میشه ! من یادمه بچه بودم و هر وقت هر کی به من میرسید و میگفت فلان کار رو نکن " حالا اصلا من هیچ انگیزه ای برای انجام اون کار هم نداشتم و به مخیله م هم نمیرسید که اون چیه " اما به محض اینکه میگفتن نکن , باید اون کارو میکردم !!!!! برو و برگشت هم نداشت ! حالا که چند دهه ای از عمر " گه هر " بارم سپری شده تازه میفهمم که به آدم هر وقت بگی نکن و یا از چیزی منعش کنی بدتر اصرار میکنه بر انجام اون کار ! - قطاموف : بالام جان , قربون دهنت آخه یکی هم باید پیدا بشه که اینها رو به این برادران حزب الشیطان و بسیجی های ولد چموش و گروههای فشارکی و اون عده که لباسهاشون فقط مال خودشونه بگه که بابا : زمین برین آسمون بیایین و بخواهین دخترها و زنها رو با حجاب و مومیایی بکنین نمیتونین ! با اره برقی هم ماتحتتونو قارچ (!) بدین بازم نمیشه ! بابا نره ! هی میگی بدوش ؟ به مرگ همین آغا , امام 13 قسم میخورم که باورتون بشه : - کافیه به یه دختر بگین خانم محترم ! روسریتو بکش جلو !!!!! همون جا در میاره میذاره کف دستت !!!!! - کافیه به یه پسر بگی این شلوار تنگ رنگ و رو رفتته چیه پوشیدی مرتیکه ؟ نه تنها شلوارشو در میاره که اون زهر ماری رو هم میکشه پایین و .... آره ! - کافیه مدیر یه مدرسه ای بیاد و به شاگردان مدرسه بکه بعد از تعطیل شدن مدرسه همه شما باید بمونین برای نماز جماعت ! باور کنین خدا هم نمیره تو نماز خونه نماز بخونه هیچ , تمام اونها تا آخر عمر چنان نفرتی از نماز پیدا میکن و میبوسن و میذارنش کنار که بیا و ببین نمونه مجسم ش خود که یکبار در عمرم کلاس دوم دبستان یکی اومد گفت چرا نماز نمیخونی ؟ همین شد که هر کی تو فک و فامیل دیدم نماز میخونه چادرشو از سرش میکشیدم و د در رو !!!! - یک زمان اومدن گفتن که صف ها رو بکنیم زنونه و مردونه ! آقا از فرداش همه مردها میرفتن مخصوصا لای زنها میایستادن و دیدن بدتر شد که بهتر نشد ! باز اونطوری آغایون کاری با خانمها نداشتن و بی منظور میایستادن اما وقتی این قوانین طلایی اعلام شد همه مردها ویرشون گرفت که لابد تو صف خانمها یه خبریه و شد آنچه نباید میشد !!!!! - اومدن یه زمان گیر دادن به موی پسرها و لباس پسرها و گفتن هیچ مردی حق نداره آستین کوتاه بپوشه و یا موهاشو بلند کنه ! آقا هنوز جوهر این دستورات به ارشاد و بسیج و مزلف خونه " منکرات " خشک نشده بود که همه مردها یهو شدن بیتل و متال و نه تنها آستین کوتاه میپوشیدن که حتی دستهاشونم اپیلاسیون میکردن , خاک عالم !!!!!! حالا هزار بار بیا و تو گوش این گروههای فشار یاسین بخون که دات آدمیزاد نمیخواد هیچ فشاری رو تحمل کنه ! مگه اینکه فشاری رو که خودش دوست داره و با دست خودش انجام میده و انتخابش میکنه ! - نکته : اصولا یاسین رو تو گوش خر میخونن !!!!!! " روم به دیوار ! چند وقت پیش داشتم از بین ماشینهای توی ترافیک نبش ظفر رد میدم برم اونور خیابون رسیدم به یه ماشین که توش چند تا از این جغله ها نشسته بودن و یه آهنگ در پیت تکنو هم گذاشته بودن و رفته بودن تو حس و تا من رسیدم به ماشین اینها از کنارش رد بشم یکیشون دست انداخت و سینه منو گرفت تو مشتش و فشار (!) داد !!! ابن خاطره نسبتا مفرح که با یک برخود ناهنجار فیزیکی هم پاسخ داده شد و یه دماغ ترکید و 3 تا بادمجون پای 3 تا کله سبز شد و جفت برف پاک کن ها هم کنده شد و تو ملاجشون فرود اومد و کاپوت سمند باباشون هر غر شد . به غایت 40 سانت فرو رفت , منو یاد همین اقدامات گروهه ای فشارکی انداخت که مردم ما اصولا دوست دارن نوع فشار (!) رو خودشون انتخاب کنن !!!!!!! حالا میخواد اینطوری بی ناموسی باشه و یا فشار از نوع کوفت و کوب !!!! - حدیث : قال قطامه ( ع ) : الانسان حریص علی مامنع !!!!! این حدیث میرسونه که آدمیزاد از هر چیزی محروم بشه بیشتر به اون سمت متمایل میشه و نشانه بارز اون که در بالا براتون توضیح دادم این مرتیکه در به در آواره " آدم " بود که عیالش , همون حوا رو میگم , اغفالش کرد و رفت سیب رو از درخت کند ! - توضیح اضافی : خدا رو صد هزار مرتیه شکر که خیار جزو میوه های بهشتی نشد وگرنه تصور کنید چشم حوا به خیار میافتاد و دیگه شیطون هم حریفش نبود و احتیاج اصلا به شیطون نبود که اغفالش کنه و خودش دست بکار میشد و اونو میچید و دیگه معلوم نبود خدا آدم و حوا رو کدوم جهنم دره ای پرتاب کنه و ما هم که ندیده های اون باشیم سر از کجا در بیاریم !!!!!!! الغرض این شیطان پدر سوخته هم به آدم یه تعارف خشک و خالی و ماسیده زد و گفت بفرما سیب … ! و همون سیب چون حالت ممنوعه داشت و " جیز " بود دقیقا کاری که نباید میشد شد : پدرم روضه رضوان به یک سیب فروخت ……. های های …. این جمهوری سکسلامی هم از روز اول که با اون کودتای کذایی روی کار اومد و بعد با شعار یا روسری یا تو سری حجابی رو که رضا شاه رحمت الله " ای نور به قبرت بباره " به زور از سر زنها کنده بود و بهشون شخصیت و وقار و زیبایی عرضه کرده بود , دوباره به زور سرشون کردن و زنها رو بلا نسبت جن بو داده درست کردن و بعد هم اون پوشش سیاه نفرت انگیز مستهجن , همون چادر , رو کردن حجاب رسمی (!) , باید میدونستن که 25 سال بعد در چنین روزی شرررررررررررررر جیش زده میشه به همون دیکتاتور بازی ها و حجاب های افراطی و اجباری و نتیجه درخشان اونو امروزه میشه زیارت فرمود که من تصور میکنم بعنوان یک زن , خیلی خیلی سنگین تر باشه که ما خانم ها قید روسری و مانتو رو بزنیم و همینطوری بی حجاب بیرون بریم چون موها که کاملا معلومه ! زیر مانتو ها هم که به لطف مانتوهای شیشه ای کاملا مشخصه و اینورش و اونورش پیداست و میشه فهمید که زیر مانتو چیه ! شده حکایت ترکه که گفت اگه گفتی اون چیه تو مشتم که بشکونیش میتونی باهاش نیمرو درست کنی !!!!!! حالا اینم همون حکایته که اگه گفتی زیر مانتوی من چیه که باهاش سینه ها رو مهار میکنن ؟؟؟؟؟ کرست ! هورااااااا :) ! پر و پاچه ها هم که بیرونه پس دیگه این حجاب های آبکی چه صیغه ایه من نمیدونم !!!! در همین رابطه هم کشورهای ترکیه و فرانسه با اقداماتی نمادین اومدن و حجاب رو ریختن توی زباله دان تاریخ و اخیرا هم کشور آلمان به اونها پیوست و اونم با حجاب همین معامله رو کرد . طبق آخرین اخبار هم که اخیرا اعلام شده شاگردان دختر حق ندارن با حجاب وارد مدارس ابتدایی بشن و آی دلم خنک شد که حد نداشت !!!!! اصولا مسلمونها یک چیزیشون میشه ! برای اینکه همه اونها عقیده دارن جسم اصلا مهم نیست و مهم روح آدمه ! بعد از اونور میان و میگن نه ! باید تن رو پوشوند ! بعد از یک طرف دیگه میان و میگن مسلمون واقعی اون کسیه که در عمق فساد و فحشا باشه و دست از پا خطا نکنه ! و بعد در کتارش میاد و زن رو مومیایی میکنن و میگن زن بی حجاب مردها رو از راه به در میکنه ! خلاصه که تا ریشه اسلام خشک نشه , این مسلمونها تا ابد الدهر با خودشون که هیچ , با دنیا و زمین و زمان هم در گیر هستن ! حالا این ژرمن های با فرهنگ کشف کردن که وقتی یه دانش آموز دختر محجبه وارد مدرسه میشه احتمال اینکه بتونه دخترهای دیگه رو اغفال کنه و مثل خودش خر کنه خیلی زیاده و باید خر آورد و باقالی بار کرد و از این رو همه دخترها رو بی حجاب وارد مدرسه می کنه ! - امام 13 و تئوریسین های حکومت اسلامی : فلسفه حجاب مبتنی بر اختیار و آگاهی است (!) . هیچ کس را نمیتوان به زور سنبه بی حجاب کرد . وقتی سنبه پر زور شود زنها سفت حجاب تر میشوند . - فلسفه بدحجابی و عریانی تالیف قطاموف : اگر حجاب مبتنی بر اختیار و آگاهی است پس باید به همه زنان امر شود که هر کس دوست داشت با حجاب باشد و هر کس دوست نداشت بی حجاب شود !!!!!!! هیچ کس را هم نمیتوان به زور کلنگ و بیل و آخوند و بسیجی با حجاب کرد , وقتی سنبه پر زور شود زنها لخت و عور میشوند !!!!!! العجب ثم العجب !!!! نتیجه گیری اخلاقی : پیغمبر در زمان حیات خودش اعلام کرد که حجاب امری آزاده ! در اون زمان یهودی ها و مسیحیون و مسلمانان آزادانه در کنار هم زندگی میکردن ! پس وقتی پیغمبر اسلام چنین آزادی ای رو داده بود که زنان مسلمان دلشون میخواست بی حجاب باشن و یا با حجاب و زنان یهود و نصاری هم آزاد بودن , خیلی عجیبه که طشت های داغ تر از آش این رژیم گور به گور شده از پیغمبر اسلام هم بیشتر سرشون میشه که میگن ما کاری به این کارا نداریم و پیر و جوون باید با حجاب باشن ! خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل . تکبیر یادتون نره !!!! نوشته شده در ساعت 11:49 PM توسط No One
● اندر مزایای ازدواج دانشجویی :
گر تو هستی در زندگی نالان تا توانی در جوانی ازدواج کن گر خسته شدی ز این کار لاجرم دختر بازی کن گر تو هستی دانشجوی مشروطی و خواهی شوی شاگرد ممتاز سریعا عاشق شو و بکوبش زمین تا که شوی ممتاز ولیکن چون خرت از پل گذشت دانی که مانده ای در گل بسان حمار شیوا میرزا ( ع ) آقا این روزا بساط عروسی شدیدا به راهه . دختر و پسرهای زیادی هستن که ازدواج میکنن و فکر میکنن که درهای خوشبختی روی اونها گشوده شده و زندگی یعنی همین چند ماه اول ازدواج و شب به شب لنگ در هوا و صبح به صبح خندیدن و دید و بازدید !غافل از اینکه چند ماه دیگه همه اینها میشه خوردن یکهفته قرمه سبزی !!!!! در چند سال اخیر یه بنده خدای پدر سوخته ای پیدا شد و ازدواج هایی رو باب کرد بنام ازدواج های دانشجویی یا کیلویی !!!! برای این نوع ازدواج چیز زیادی لازم نیست داشته باشیم ! مثلا شیر بهاء و مهریه آنچنانی و جهیزیه طبق طبق و ... مواد مورد نیاز ازدواج دانشجویی شامل : یک شاخه کاکتوس زبون مادر شوهر از تیره مامیلاریا با تزئینات نبات – 13 سکه بهار آزادی بعنوان مهریه " منظور از امام 13 همون آغای خودمونه " - چند کیلو پسر و چند کیلو دختر , درهم ! طرز تهیه : اینها رو خام میکنید و شستشوی مغزی میدید با سنت پیغمبری و میشونین پای سفره عقد و بعد هم دو زار کف دستشون بعنوان وام میذارین و هلشون میدین با مغز توی چاه !!!! این سیستم ازدواج دانشجوییه ! اما اخیرا یک عده پا رو هم از این فراتر گذاشتن و رفتن تحقیق هم کردن در مورد این دانشجوهای نگون بخت و آمار جالبی رو بدست آوردن !!!! اول خوبه بدونید طبق آمار از هر 100 نفر دانشجویی که به این شکل ازدواج کردن 40 ازدواج در سال اول به طلاق ختم شده و 25 ازدواج در سال دوم و 15 ازدواج در سال سوم و باقی هم لنگ در هوا یک جوری زندگی میکنن !!!! - توضیح ضروری : منظور از یک جوری , یعنی اینکه یا زورکی یا فشارکی یا بصورت کوفت و کوب و در نهایت گفتگوی متمدنانه و یا نامتمدنانه !!!!!!! حالا در کنار این آمار یک آمار بسیار جالبی اخیرا منتشر شد که دانشگاههای علوم پزشکی تهران و اردبیل (!) اونو منتشر کردن : - دانشجویانی که در دوران دانشجویی ازدواج میکنن معدل درسی اونها بالاتر از دیگر دانشجویان می باشد !!!!!!!! فکر میکنید علت این امر چی میتونه باشه ؟؟؟؟؟ یعنی ازدواج چه چیزی داره که باعث میشه فرد در درسها پیشرفت کنه و سطح نمراتش بالا بره ؟ یعنی زن و شوهر توی خونه به هم کمک میکنن در درسها ؟ زهی خیال باطل !!!!! قطامه ( ع ) در این مورد توضیح سیستاماتیک میده : - اصولا مجرد جماعت و مخصوصا عزب اوغلی های محترم تا وقتی ازدواج نکردن خیلی سر به هوا هستن ! بقول معروف سرشون با چیزشون دائم بازی میکنه !!!!!! اما چطوری بازی میکنه ؟ خوب منم دانشجو بودم و میدونم این آغایون عزب چه بزنامه هایی پیاده میکردن : - یکی از مواردی که همیشه شاهدش بودم عشق و عاشقی های کشک و دوغی این آغایون بود که به همون سرعت که عاشق میشدن به همون سرعت هم یخ میشدن ! چون نو که میاومد به بازار کهنه میشد دل آزار و آغایون ما هم که قربونشون برم همه از دم تنوع طلب هستن و حیوونی ها دوست دارن همه چیزو با هم داشته باشن و مثل این زیتون ما یه منی هستن و از استراتژی " همه یا هیچ " استفاده میکردن , از این رو هر کدوم یه حالی به این دخترهای دانشگاه به نوعی میدادن و به شکلی هم یه حالی ازشون گرفته میشد !!!!!! - گاهی اوغات صحنه های ناهنجاری هم توی دانشگاه دیده میشد ! مثلا بعضی هاشون متلکی روانه خانم میکردن و بعضی ها هم مثل من جفتک جانانه ای حواله اسافلشون میکردن و اونها رو افقی میکردن در کمال خونسردی ! - همیشه نکته ای که برام جالب بود در بین این عزب ها این بود که همه اونها بصورت standby عاشق سینه چاک هر ضعیفه ای بودن ! اصلا مو لای درزش نمیرفت ! ولی یک نکته وجود داشت و اونم این بود که وقتی اولین سکس رو به انجام میرسوندن گلهای عشق یهو می پلاسید !!!!!! جل الخالق !!! در کنار این دونسته ها مشخص میشه که درد همه این جانوران یک چیز بیشتر نبود و اونم سکس بود و بس ! چون اگه قرار به عاشقی بود که خوب این همه عاشق ریخته بود توی دانشگاه و همه هم قربونش برم عاشق بودن !!!! اگه دلیل به دوستی بود این همه دختر و پسر بود و خوب همه هم با هم دوست بودن به نوعی !!!!! اما وقتی موضوع بغرنج میشد که میرسیدن به اینکه : خوب ما که دوستی رو پشت سر گذاشتیم ! عشق رو هم تجربه کردیم و الان full عاشقیم ! حالا برای تکمیل عیشمون یک چیز کم داریم اونم امورات زیر شکمیه !!!!!! خوب اگه خانم رضایت میداد که فبها , یا علی مدد .... !!! اما اگه راضی به بی ناموسی نمیشد که اصلا آدم نبود و لایق عشق بر وزن سکس (!) نبود و کلا خل و چل بود و .... میدونی ؟ ما اصلا به درد هم نمیخوریم !!!!!!! اما در مورد دخترها هم همین قضیه حاکن بود ! باید جانب حق رو گرفت !!!! دخترها هم که 3 دسته بودن یک عده مشنگ و بقول معروف اُسکول ها که فقط از زندگی درس خوندن رو یاد گرفته بودن و بس ! یک دسته که فقط بدرد فاحشگی میخوردن و دانشگاه رو با شهرنو اشتباه گرفته بودن ! دسته آخر هم که اااااای ! مثلا متعادل بودن و به تمام این امورات می پرداختن ! این عده دائم به این فکر میکردن که فلان پسر الان تو نخ اونهاست و میخوادش و هر شب به شکمشون تاید میمالیدن ! از هر پسری هم که خوششون میاومد سریعا شروع میکردن به خیال پردازی و چه شبها که توی آسمون های مهتابی با اون پسر سیر نمی کردن و پسرک رو سوار کره خر سفید لنگ پشت ر خونه شون برای امر خواستگاری میدیدن و خوشبختانه چون جنس لطیف بودن خواب نما نمیشدن !!!! " آقا این بحث خواب نما شدن آغایون خیلی جالبه و من خبر دارم وقتی آقایی به این عارضه ناهنجار دچار میشه چند وقتی طول میکشه تا دوباره به این وضع برگرده و حالا میتونید تصور کنید خدای شما جوونها چقدر ما رو دوست داشته که این ناهنجاری رو ازمون دریغ کرده . تصور کنید که ما 20 برابر مردها حس جنسی و تحریک پذیری داریم و تا وقتی که عقل به سرمون بیاد مدام توی رویا به سر میبریم و تصور اینکه با این وضعیت به چه شکل فجیعی هر شب برنامه داشتیم , آدم رو دق میداد !!!!!! " خوب این تفکرات و این شیطنت ها همگی باعث میشد که دانشجوها از مساله اصلی که همون درس باشه غافل باشن و در واقع دانشگاه رو تبدیل به هتل میکردن !!!! محل تفریح و عشقبازی و وقت گذرونی و ... و در کنارش هم درس خوندن بصورت تفریحی !!! خوب حالا وقتی 2 تا دختر و پسر داریم که سر و گوششون شدیدا میجنبه باید چکار کرد ؟ اینها ازدواج میکنن و به وصال هم میرسن ! طبق نظریات قبلی خودم که بارها تاکید کردم وقتی زن و شوهری ازدواج میکنن فقط در یکسال اول زندگی اگه به ازای هر بار سکس یک تومن توی قلک بندازن در پایان سال چند صد هزار تومن برداشت میکنن , بعد از یکسال دیگه هیچ حسی برای اینها باقی نمیمونه و دیگه نیاز آنچنانی ندارن که هر شب هر شب 4 – 5 بار لنگ در هوا بازی های آدم و حوایی بکنن ! وقتی این مساله حل شد مثل آدم میشینن سر درسشون و در نتیجه معدل میره بالا !!!!!! به همین سادگی ! این مساله مخصوصا برای شهرستانی ها شدیدا صادقه ! " آخ آخ من هر وقت اسم دختر دانشجوی شهرستانی میاد نمیدونم چرا یهو یاد این زهرای سبزی پاک کن از دانشگاه اچ بی اچ کُلا میافتم !!!!!!!!! این سوسک , روز اول که اومده بود تهران برای امر سواد آموزی هیچی سرش نمیشد و فرق گوگولی و مگولی رو با هم نمیدونست ! آقا یکسال نشده چنان چشم و گوشش OPEN شد که بیا و ببین و حالا دیگه برای ما شده تئوریسین و بحث های داغ و جنجالی میکنه که فقط یکم دمای این بحث هاش زیر صفره و بقول اون جانور لوس بی مزه مریم گل منگلی باید بره سبزی هاشو پاک بکنه !!!!!!!!! خوبه یه روبات اختراع کنه که بتونه سبزی رو خوب پاک کنه و بعد بشوره و خرد کنه و بسته بندی کنه و بذاره توی فریزر ! البته اگه بتونه بین شمبلیله با خیار چمبر و بادمجون چینی رو هم تشخیص بده خیلی عالی میشه و بهش اسکار جالیز شناسی میدن با گرایش کامپیوتر !!!! " - نتیجه گیری اخلاقی : ازدواج دانشحویی را جدی بگیرید , البته اگه فکر میکنید که از مغز رها شدید !!! - پیشنهادات : من میگم صیغه بد چیزی نیست و دیگه این همه دردسر ایجاد نکنیم چون در نهایت هم وقتی دانشجوها خرشون از پل گذشت میرن طلاق میگیرن از هم و فقط مساله همون شب اول و دوم و سوم و ... چهلمه ! باور کنید به مرگ آغا قسم میخورم که دیگه حتما باورتون بشه که آدم , دقت کنید آدم اگه 40 شب لنگ هاش رو هوا خشک بشه فکر نمیکنم تا 10 سالی هوس ازدواج که هیچ , حتی سکس هم به سرش بزنه !!!!!! البته بشنو و باور نکن :) - توصیه های بهداشتی : لطفا قبل از ازدواج دانشجویی آمار طرف رو بگیرین که مبادا ایدز داشته باشه و اونطوری از مغز که ساقط شدید و دیگه از هستی ساقط نشید !!!! - تبصره : میگن قبل از ازدواج آغایون میتونن خانم ها رو توی لباس نازک زیارت کنن , خانم های چادری و مسلمون هم میتونن در همین زمینه از آغاشون بخوان که بذارن اونها هم یه معاینات فنی ای داشته باشن مبنی بر خته شدن شرعی !!!!!!!! - توصیه های ایمنی : دانشجویانی که نمراتتون کمه و یا دائم مشروط میشید سریعا ازدواج کنید تا از محروم شدن و اخراج نجات پیدا کنید !!! البته من پیشنهادم اینه یک ترم مرخصی بگیرید تا حسابی از خجالت هم در بیایید و بعد با خیال راحت و با فرج باز " ببخشید فراق باز به دانشگاه قدم بگذارید !!!!! - بد آموزی : دانشجویان عزیز لطفا از این به بعد وقتی دانشجویی رو دیدین که درسش خیلی خوبه (!) و معدل بالایی داره بدونید که طرف آره ....... یه جای کارش میلنگه مخصوصا که حلقه در انگشتش نباشه :) - شبهات : طبق این تز , من تصور میکنم فواحش استعداد عجیبی در درس خوندنن از خودشون نشون بدن !!!! فتبارک الله احسن الخالقین ! تکبیر. نوشته شده در ساعت 12:20 AM توسط No One
........................................................................................
● قهر :
حتما همه شما بارها و بارها این عمل مسخره رو انجام دادید و یا صدها بار دیگران با این عمل خودشون باعث شدن تا شما به نوعی از اونها یا احساس نفرت و انزجار پیدا کنید ! شاید از نظر شما قهر کردن یه مساله بچگانه و خیلی ساده و سطحی باشه اما من در اینجا با یک ریشه یابی خیلی خلاصه و تجربیات شخصی خودم بهتون ثابت میکنم که یک قهر , هر چقدر هم که ساده باشه میتونه تبدیل به یک فاجعه بشه و نفرت و کینه ای رو ایجاد کنه که حتی یک قتل هم به اون اندازه نمیتونه اثر گذار باشه . این بحث اگر چه کمی بچگانه و ساده ست ولی در زندگی اغلب شما هر روزه اتفاق می افته و هر کدوم از شما به نوعی از این عمل ضربه خوردید و یات دل پری هم دارید : از بچگی همه ما این رفتار رو بارها تکرار کردیم ! چه با والدین خودمون و چه با همسن و سالهای خودمون و چه زمانیکه بزرگ شدیم و دلخوری ای پیش اومده , قهر کردیم ! اما بعضی آدمها توی اجتماع ما هستن که اصلا معنی قهر رو نمیدونن و هر چقدر هم که با اونها بد رفتاری کنید و یا کارهای اشتباهی نشون بدین مثل عده ای آدم بی منطق و ضعیف , سریعا با شما قهر و قطع رابطه نمیکنن ! در کنار این افراد کسانی هم هستن که تا بهشون میگی بالای چشمت ابرو داری و یا اشتباهی ازت سر میزنه , ناخواسته , سریعا قهر می کنن و فکر میکنن دنیا رو میتونن با قهر کردن تسخیر کنن و همه رو میشه عوض کرد با این روش ! من به این افراد خیلی احترام میذارم و خوشحال هم هستم که جزو افرادی هستم که با قهر اصلا میونه نداره و نفرت هم دارم چون من اعتقاد شدیدی دارم قهر کردن وقتی صورت میگیره که انسان ضعیف و ناتوان باشه و نتونه کاری انجام بده و احساس عجز و ناتوانی میکنه و با قهر خودشو از مشکل یا هر چیزی که باب میلش نیست کنار میکشه و در واقع بجای حل کردن مساله , صورت مساله رو پاک میکنه و این کار انسانهای ترسو و ضعیف النفسه ! من شدیدا بر این اعتقادم افرادی که دائما با دیگران قهر و آشتی میکنن آدمهای بی منطقی هستن و دلیلم اینه که اگر این افراد کمی منطق و کمی قدرت شناخت و تحمل دیگران رو در عمل داشتن و نه بصورت شعار گونه , میتونستن یا دیگران رو قانع کنن و یا در کمال تواضع اونها رو راهنمایی کنن و یا کلا منصرف بشن از روشی که در پیش گرفتن و فقط رابطه عادی ای با اونها داشته باشن و بقول معروف موسی به دین خود عیسی به دین خود ! مثلا شذه خیلی ها میگن من از فلان آدم خوشم نمیاد و باهاش قطع رابطه میکنم ! در صورتیکه اینکار اشتباهه و کسی واقعا هنرمنده که بتونه با هر قشر آدمی بره و بیاد ولی مثل اونها نشه و در عوض از عیب اونها درس بکیره چون طبق این روش بخواهیم عمل کنیم باید از دنیا کناره بگیریم و قهر کنیم ! ولی اینکه کسی به این دلایل قهر رو به منطق ترجیح بده از نظر من یک عمل غیر اخلاقی و کاملا بچگانه ست که از دوران بچگی در شخص باقی میمونه و به مرور زمان تقویت و تبدیل میشه به یک ناهنجاری شدید که در دوران بزرگسالی و حتی موقع ازدواج کردن تاثیرات شدیدا مخربی بر زندگی و طرز برداشت دیگران از شخص میذاره : - ما زمانیکه بچه بودیم میتونستیم از حربه قهر کردن برای رسیدن به مقاصد کودکانه خودمون شدیدا سود ببریم ! مثلا دقت کردین یه بچه وقتی چیزی از مادرش می خواد و مادر بهش نمیده اونم چون کاری از دستش بر نمیاد و به اون درجه از فهم و شعور نرسیده , سریعا قهر میکنه و میره تو اتاقش و منتظر این میشه تا مادر بره و نازش رو بکشه !!!!! " درست عکسش در بزرگسالی کسانی رو دیدین که وقتی چیزی ازت میخوان و تو نمیتونی بهشون بدی و یا در حد توانت نیست , سریعا باهات قهر میکنن ؟ " - گاهی دیدین به بچه ها حرفی منطقی میزنی سریع قهر میکنن ؟ چون اونها درک واضح و درستی هنوز از زندگی ندارن و تجربه ای هم ندارن ! به همین دلیل هم هست که چون نمیتونن برداشت صحیحی داشته باشن , قهر میکنن سریع ! " درست در مورد بزرگسالها دیده میشه که وقتی به طرف حرف حق میزنی سریعا باهات قهر میکنه بدون اینکه بپرسه و بگه چرا و به چه دلیل این کار رو کردی ؟ و این نهایت حماقت شخص رو میرسونه " - بعضی از بچه ها رو حتما شما هم دیدین که وقتی با هم دعوا میکنن قهر میکنن ؟ دلیلش اینه که احساس ضعف میکنن از حریف و بیشتر از این کاری ازشون ساخته نیست و در نتیجه احساس دلخوری از هم رو بصورت قهر نشون میدن !!!! " در مورد بزرگسالان هم وقتی نمیتوننب ا هم کنار بیان و از طرق منطقی همدیگه رو قانع کنن , سریعا با هم قهر میکنن ! خوب قهر چی رو حل میکنه ؟ " دلایل زیاده اما من لعنت میفرستم پدرها و مادرهایی رو که لی لی به لالای فرزندانشون در این مواقع میذارن و میرن با اینکه حق به جانبشون هست , منت بچه رو میکشن و طبق نظر اشتباه بچه کاری رو انجام میدن ! شاید شما بگین من عاطفه مادری ندارم , اما در واقع من از هر مادری از این دست که اینچنین فکر میکنه مهر و محبت و عاطفه خودشو باید به بچه انتقال بده , بیشتر بچه م رو دوست دارم چون من 3 موزاییک جلوی پام و یا همون دوران کودکی فرزند رو نمیبینم و آینده رو میبینم و لحظه ای رو میبینم که این بچه بزرگ شده و ازدواج کرده و همین رفتار رو سر شوهر و یا همسر خودش در میاره در موقعی که احساس عجز میکنه و حتی سر فرزندان و زندگی خودش در درجه اول و بعد دیگران در میاره و زندگی رو تبدیل به صحنه جنگ و جدال و جهنم !!!!! اگه در این موارد احساسات رو برتری بدیم به عقل و منطق خودمون آینده بچه ما اونطور رقم میخوره اما زمانیکه حرف ما صد در صد درست بود و بچه قهر کرد و سمتش نرفتیم تا خودش بیاد و معذرت (!) بخواد و یا بریم طرفش و بهش بفهمونیم به چه دلیل رفتارمون باهاش اینطور بوده و دلیل اشتباهش چی بوده و بهش بفهمونیم در اونصورت کارمون به درستی انجام شده ! وارد اشلی بزرگتر میشم , جامعه و خانواده : ! تجربیات بدی در این زمینه دیدم که یکی از موارد اون این بود که : دوستام با شوهر خودش مدام قهر و آشتی میکرد و هر بار هم یا شوهر یا زن کوتاه میاومدن و بیشتر شوهره ! بعد از 22 سال زندگی مشترک و داشتن بچه های نوجوان یکبار مرد خسته شد و قهر کرد و این قهر رو به 8 سال کشوند و در این مدت , زن و شوهر باهم زندگی میکردن و هر کسی کار خودشو میکرد اما دریغ از کلمه ای حرف زدن و یا روابط زناشویی و مسئولیت و … ! هم اون زن و هم اون مرد به درک و جهنم گور بابای جفتشون ! هر خری بودن پای خودشون اما این وسط فرزندان اونها به پای اونها سوختن و در نهایت این قهر خیلی معمولی که 8 سال قبل شروع شده بود به طلاق کشیده شد و نفرت عجیبی در دل اونها کاشت و هنوز هم خبر دارم که این نفرت بعد از چندین سال که از اون واقعه میگذره هنوز در دل اونها شعله میکشه . شاید بگین فقط 2 زندگی از بین رفت اما وقتی بدونین در پس هر زندگی چه هزینه ها و زندگی هایی سوخت میشه دیگه این حرف رو نمیزنین : زن و مرد هر دو خانواده دارن و هر کدوم از اونها زیر مجموعه ای رو بنام فامیل در بر میگیرن که فامیل درجه یک مثل خواهران برادران رو در بر میگیره ! وقتی یکی از این عوامل درستخوش تغییر میشه تمام اون اعضای مجموعه به نوعی درگیر میشن و اعصاب ها خرد میشه و گرفتاری ها پیش میاد و … و از طرفی زندگی 2 انسان که میخوان بعدها اونها هم زندگی تشکیل بدن مختل میشه و به پای چنین زن و شوهره های بی وجدانی میسوزن ! ولی از اون بدتر چقدر امکانات این مملکت به هدر میره مثل دادگاه و وقتهای تلف شده و از کار موندن ها و حتی کاغذهایی که حروم امضاها و نوشته های کذایی و نفرت انگیز میشه … پس میبینید یک فهر خیلی ساده گاه تا چه حد میتونه مخرب باشه ؟ نتیجه گیری شدیدا اخلاقی : آغا ! اگه حس میکنی که با قهر میتونی حرفت رو پیش ببری باید بری کشکت رو بسابی چون تاثبر قهر و آشتی های تو تا زمانی به عنوان یک حربه قوی و مهم به حساب میاد و اصولا دیگران برات تا زمانی تره خرد میکنن که اقتدار داری و اونها از تو پایین تر هستن و به وجودت نیاز دارن ! وای به زمانیکه یال و کوپالت بریزه و به اصطلاح پشم رو تنت نمونه و از تو بی نیاز بشن و برتر ! اون زمان وقتیه که دیگه کسی بهت توجه هم نمیکنه و کم کم طرد میشی چون هیچ کس از قهر خوشش نمیاد و همه از این عمل شدیدا کودکانه نفرت دارن و متاسفانه این رفتار در گوشت و خونت رسوخ کرده و بیرون بیا هم نیست و سال به سال هم بیشتر میشه ! در کنار این موضوع یک اصل مهم هم داریم و اونم اینه که وقتی ما به عنوان 2 انسان سخنگو میتونیم مشکلات خودمون رو حل و فصل کنیم و با گفتگو و استفاده از دلیل و منطق و برهان به راه حلی برسیم چرا با سکوت کردن و عدم بازگو کردن مشکلات باعث ایجاد کینه و بزرگ کردن بی جهت مشکلی بشیم که میشه به راحتی با نیم ساعت صحبت کردن حلش کرد ؟ خوب فکر کردین که قهر چی رو می تونه حل کنه ؟ " و یا شما هنوز هم اعتقاد دارید قهر کردن یگانه راه مدیریت کردن دیگرانه ؟؟؟؟؟؟ نوشته شده در ساعت 1:15 AM توسط No One
........................................................................................
● مردان فاحشه :
قبل از هر چیز باید بگم واقعا برای شماها متاسفم با اون مغزهای آکبندتون . همون بهتر بذارین توی پارکینک خاک نخوره ! نمیدونم چرا هیچ کدوم نفهمیدین منظور من از نوشتن مطلب در مورد خرافات چی بود ! من اصلا قصدم طرفداری نبود و فقط می خواستم بگم خرافات تنها زاییده خیالات و اوهام نیست و اغلب منشاء خرافات حقیقیه و بطور علمی میشه اونها رو اثبات کرد و شماها فقط یک اسم رو طوطی وار روانه مغزتون کردین و چون گفتن خرافات چرت و پرته بدون اینکه دنبالش برین و دربارش تحقیق کنین فوری میگین مزخرفه ؟ واقعا شاهکارین ! من هیچ وقت صد در صد به خرافات اعتقاد نداشتم و ندارم اما نیمی از اونها رو حقیقی میدونم چطور که همون چند تایی که تو ذهنم بود رو نوشتم و دلایلمو عنوان کردم اما دریغ ... در مورد جن هم مطالب عینی و مستدلی دارم که به محض جمع بندی می نویسم و فقط خدا به دادم برسه که چه بلایی سرم بیاد بعد از نوشتن در این مورد , فضولی در بعضی کارها نتیجه وحشتناکی به دنبال میاره :( کاش میتونسم خیلی چیزها رو بگم ... بگذریم ... آقا موضوعی که مدتهاست رو دلم مونده و میخواستم در موردش بنویسم اینه که چرا همه فکر میکنن زنها باعث فساد هستن و یا همیشه در مورد جرم و جنایات جنسی زنها رو مقصر جلوه میدن و میگن زن تقصیر داره چون باعث تحریک و برانگیختن شهوت مرد شده ! همیشه وقتی خطایی از این دست میبینیم مقصر ردیف اول زن و مقصر ردیف دوم مرد شناخته میشه و این اصلا ربطی به مرد سالار بودن هم نداره و فقط در یک سری تفکرات ابلهانه شاید بتونم به جرات بگم 99% مردم اجتماع ما اینطور فکر میکنن : زن میتونه عاملی باشه برای ترویج فساد در صورتیکه از تن و بدن خودش به صورت عمدی برای خود نمایی و ارضای خودش و ... استفاده کنه ! وقتی بخواد از جسم خودش برای کسب درآمد استفاده کنه ! وقتی بخواد از جسم برای رسیدن به اهدافی خاص (!) سوء استفاده کنه ! خوب از این دوست زنان کم نیستن : - خیلی دیده شده زنانی که در ادارات دولتی کارشون گره میخوره , با کمی ناز و عشوه و گوشه چشم نازک کردن راهشونو خیلی سریع هموار میکنن !!!!! - در خیلی از موارد در طول تاریخ از زنان بعنوان فتنه نام برده شده و جنایات تاریخی بزرگی رو به پای زنان بستن ! مثل کلوپاترا و تاییس و ... در قتل و عام و نابود کردن فرهنگ ها و ... - خیلی جاها دیده میشه زنان از بدن خودشون برای مقاصدی شوم استفاده میکنن ! مثل جاسوسه ها که اخیرا هم سازمان جاسوسی انگلستان اعلام کرده تمام مردان جاسوس خودشو از مقاربت با زنان منع کرده چون عامل سکس رو یکی از مهترین عوامل از دست دادن و لو رفتن اطلاعات میدونه !!!! - حتی میینیم همین بدن زن میتونه براش منبعی باشه برای کسب درآمدی هنگفت ! چطور که بطور شبانه روز در ایران و مخصوصا تهران زنان و دختران زیادی به این امر مشغول هستن . اما این وسط هیچ کس نمیاد بگه که گیریم که زن ها مقصر هستن و اگه کمی روی خوش نشون بدن چه ها که نمیشه اما آیا مردها مقصر نیستن ؟ من همیشه گفتم همونطور که به زنها میگیم فاحشه , به مردهایی از این دست که با این نوع زنان خاص در ارتباط هستن باید بگیم فاحشه یا یک اصطلاح و واژه براش بسازیم ! چون درسته که زن میتونه عامل تحریک باشه اما مرد (!) چرا باید اینقدر ضعف از خودش نشون بده که کشیده بشه به سمت یک زن و باهاش بی ناموسی کنه ؟ و چرا قانون این عامل رو از نظر دور داشته ؟ به این مردان میگن بیمار دل ! مردانی که با یک تلنگر از سوی زنان به انحراف کشیده میشن ! خیلی جالبه دین مزخرف اسلام هم در همین باره اومده باز حق رو به مردها داده و بارها و بارها اعلام کرده : - زنان در هنگام راه رفتن پای خود را محکم به زمین نکوبند " احتملا اسلام اون زمان نمیدونسته کفش پاشنه بلند 1375 سال بعد اختراع میشه و حتی اگه پاورچین هم راه بری تق تق صدا میکنه " - زنان در پوشاندن سر و سینه کوشا باشند " این مورد رو هم اسلام یادش رفته که حتی اون زمان هم زنان چاک سینه شون تا کجاشون باز بوده و این قوانین ضد انسانی معلوم نیست از کجا ظاهر شده و طبق اوضاع جغرافیایی هم بررسی بشه متوجه میشیم مردم 1400 سال قبل با اون گرمای وحشتناک هوای عربستان چطور میتونستن چنین حجاب سفت و سختی رو داشته باشن ؟ و آیا مثل آخوندها اینقدر خر بودن ؟ " - زنان روی خود را از محارم بپوشانند ! " لابد زنها باید همیشه بصورت مومیایی باند رول شده باشن تا مردها نتونن اونها رو نگاه بکنن اما این اسلام اونقدر نفهم بوده که از یک حقیقت واضح غافل شده و اونم اینه که هر چقدر حجاب و پوشیدگی زن بیشتر باشه به همون نسبت هم تحریک و اثر گذاری زن بر روی مرد بیشتر میشه چطور که من دیدم و پرسیدم و تحقیق کردم از خیلی از مردها که چنان نگاهی به زنان چادری می اندازن که به دخترهای بی حجاب هم اونطوری نگاه نمی کنن و با چشمهاشون میخوان زن چادریه رو درسته قورت بدن و چارچرخشو هوا کنن از هر 10 نفر مرد 7 نفر اونها گفتن وقتی یک زن چادری رو میبنن که بر و روییی هم داشته کله قند تو دلشون آب شده و به همین شکل اخیرا زنها و دخترهای فاحشه هم با پوشش چادر درآمد بیشتری از همتایان مانتو پوش خودشون کسب میکنن و اینها حقایق حجاب رسمیه اسلامیه " " من همینجا پیش بینی میکنم که 50 سال بعد موزه ای در ایران زمین تشکیل میشه و در اون مظاهر آخوندیسم رو به نمایش میذارن مثلا مانکنی سکسی ساخته شده از یک زن چادری با پوشش مستهجن چادر و یا یک جرثومه نجاست به نام آخوند با پوششی چندش آور بنام عمامه و عبا و دستار و ... و اینها رو میذارن در معرض دید نسل های آینده ما تا درس عبرتی براشون باشه تا یه وقت دیگه هوس اسلام و دولا راست شدن و نماز و این جفنگیات به سرشون نزنه و صد البته چهره هایی از زنان مانتو پوش رو هم تو این موزه میبینید که سیر تحول مانتوها رو بهتون نشون میده ... من که سنم قد نمیده اما اگه شما زنده بودین و این موزه رو دیدین یاد پیش بینی های شیواستراداموسی من بیفتین :) " :: دلیلش بر میگرده به اینکه هر چقدر چیزی رو از کسی پنهان کنی بیشتر ترغیب میشه و می گرده دنبال جایی که بتونه توسط اون نقطه به خواسته خودش برسه " سوراخ دعا " وگرنه 45 سال زنان و مادران ما بی حجاب بودن و یک درصد از اون 40 سال هم مردهای هیز و چشم چرون به این شکل نداشتیم و حالا شده درست و حسابی مملکت امام زمان !!!!!! - زنان در بیان کلمات و ادای آوا احتیاط کنند تا مبادا صدای آنها مردان را گمراه نماید ! " خوبه حنجره مصنوعی هم اختراع شده ! خانم هایی که طن صدای لطیف و نازی دارین یه حنجره مصنوعی قورت بدین تا صداتون مثل آدم آهنی بشه و مردها رو یه وقت از راه به در نکنین اونم مردهای الان رو که همشون اغفال شده متولد میشن !!!! " و تمام این موادر در بی رحمانه ترین شکلی باید از سوی زنان رعایت بشه ولی دریغ از اینکه همین اسلام بیاد و به مردها میدون نده و بگه آغای نا محترم , تو اگه خیلی مردی و خیلی ادعات میشه , چطور که توی ریش و پشم و زور بازو و آلات و ادوات مردونه ت خوب بلدی قُمپز در کنی , حالا هم هنر میکنی که با نگاهت به زنها تجاوز نکنی ! دقیقا هم همینه ! خیابون که راه میری بعضی ها چنان نگاهت میکنن انگار که دارن با نگاهشون بهت تجاوز میکنن و هر چی چشم غره میری و خودتو جمع و جور میکنی و اهم و اوهوم میکنی اصلا فایده نداره و اینقدر نگاهت میکنه تا تو یا از دیدش خارج بشی و یا دیگه چشمش تو رو واضح نبینه ! طرف انگار قسم خورده تا تو رو با انرژی چشمهاش حامله نکنه بی خیال نشه !!!!! جل الخالق ! درد اصلی اینه که حتی وقتی یک زن و دختر از روی ناچاری تصمیم میگیرن فاحشه بشن , اگه متقاضی وجود نداشته باشه خوب اونها هم محاله به فساد بیفتن و چون همیشه متقاضی و تقاضا برای این زنان وجود داره " مرد " پس به همین دلیل هم ریشه فساد خشک نمیشه چون مرد مثل چرک کف دست همه جا ریخته !!!!! فقط تصور کنید اگه همین خود شما یکروز تصمیم بگیرید برید کنار خیابون بایستید تا خودتونو به مردی عرضه کنید برای دریافت مقداری پول , و هیچ مردی حتی سراغ شما نیاد در اونصورت باید خیلی محترمانه تشریف ببرید کشکتون رو بسابید ! پس تا وقتی مرد فاحشه وجود داره و تا وقتی که حتی زن شوهر دار به قصد تاکسی گرفتن کنار خیابون میایسته و هزار تا ماشین رنگ و وارنگ کنارش می ایستن خوب مشخصه که زن فاحشه هم وجود داره ! البته از حق هم نگذریم که عده ای از زن ها و دخترها واقعا تنشون میخاره و بقول معروف کرم دارن ! خوب اینها هم بحثشون جداست اما در کل اونقدری که مردها مقصر هستن زنها نیستن ! بدبختانه نیاز زن اجباری و مادیه و کمتر زنی میاد و از روی شهوت و هوس با مردی بصورت علنی همخوابه بشه و بیشتر زنها حاضر به تارک دنیا شدن هستن تا اینکه بخوان تن به این کارها بدن , البته این خاص ایرانه وگرنه در خارج از کشور انواع و اقسام نسخه ها برای زنان تنها وجود داره مثل گرایش به سمت همجنس که رشد نامحدودی داره , وسایلی برای رفع شهوت زنان مثل دیلدو و .. و خلاصه هیچ زنی در خارج از مرزهای ایران از نظر امکانات کم نمیاره و فقط تو ایرانه که زنان همیشه زمین خورده مردها هستن !!!! و در کنار این مساله , نیاز مرد به زن فقط از روی هوس و بعد از روی نیازه ! و این 2 زمین تا آسمون با هم فرق دارن . من زنهای زیادی رو میشناسم که شغل اینچنینی دارن و هیچ کدوم نه احساس لذت از این نوع رابطه نامتعارف میکنن و نه اینکه از شغلشون رضایت دارن و پای درد و دلشون بشینی به اندازه یک دریا برات اشک خون هم میریزن ! در صورتی که مردها فقط و فقط از روی هوس و برای ارضای حس شهوت خودشونه که سراغ زنها میان و با دادن مبلغی ناچیز زن رو کرایه میکنن و هر بلایی دلشون بخواد سرش میارن " یک روز مطلبی در همین مورد می نویسم که همین شما آغایون با این نوع زنها چه رفتاری دارید شاید وقتی بفهمید و همه بدونن از مرد بودن خودتون خجالت بکشین " خلاصه ختم کلام اینکه نباید تنها یک نفر یا بهتره بگم یک جنسیت رو مقصر جلوه داد و همه هم و غم رو گذاشت برای مهار و محدود کردن زنان و به مردان بطور کامل آزادی عمل داد ! چطور که همیشه شاهد بودیم پسرها وقتی به سن بلوغ رسیدن همخوابی با هر زنی حتی همسن مادرشون هم براشون آزاد و مباه بوده اما دختران باید توی آب نمک می خوابیدن تا یه شاسکول و گاگول مشنگ و جوادی سوار کره خر چلاق و سفید مایل به خاکستری مشکی (!) پیدا بشه و بعد از کشف یا زهرا برای باکره بودن و آفتاب مهتاب ندیده بودنشون منتی هم سرشون بذاره و با شیر بهاء و مهریه کنیز بباره خونه ش و شب به شب لنگ هشو هوا کنه و چند تایی کور و کل هم بسازه و غذاش هم براه باشه و زندگی یعنی همین : شکم و زیر شکم , تکمیل ! همیشه این سوال رو باید از خودمون بپرسیم که چرا سکس برای مردان آزاده و برای دختران ممنوع ؟ و وقتی این جواب پیدا شد میتونیم پاسخی هم برای این سوال پیدا کنیم که چرا همیشه زنان باید در قید و بند حجاب و محدودیت باشن تا مردهای ما در امان بمونن ؟ فقط چون دیواری کوتاه تر از ما پیدا نمیشه ؟؟؟؟؟؟ و فقط و فقط باید گفت ما یک مقصر داریم به اسم زن ؟؟؟؟ اگه مردی بیمار دله و دست و دلش سریعا می لرزه در مقابل یک زن , ایراد از خودشه نه از زن و به چه حقی زن باید محدود بشه که مرد به سمت گناه کشیده نشه ؟ یعنی شما آغایونی که این مطالب رو میخونین وجدانا عقیده دارین چون دختران و زنان ما آزادانه تر لباس میپوشن شما باید به اونها نگاه بد بکنین و صد تا بهشون نسبت بدین و به خودتون این حق رو بدین حتی اونها رو بقصد همخوابگی سوار ماشین بکنین ؟ و آیا چنین حقی رو برای پسرهای دیگه هم قاول هستین که با مادر و خواهر شما هم همین رفتار رو انجام بدن ؟ و آیا اعتقاد دارین اون پسرها باید خوددار و با شعور باشن و دست از پا خطا نکنن ؟ و باید زن همیشه با حجاب باشه ؟ که اگه اینطور بود و این نظریه صحیح بود الان کره زمین تبدیل به یک فاحشه خونه عظیم شده بود چوت در همه کشورهای دنیا حجاب آزاده حتی در مهد اسلام , عربستان!!!! مهمترین عاملی که خیلی ها ازش غافل هستن اینه که زن کلا ماهیت و سرشتش خود نمایی کردنه ! چه وقتی که دختر خردسالی هستی و هیچی از این مسائل بی ناموسی و زیر شکمی نمیدونی چه وقتی یه پیرزن لق لقو شدی و دست و پاهات جیر جیر میکنه و زهوارت در رفته , در همه حال دوست داری خودتو آرایش کنی و مورد توجه دیگران باشی و لباسهای قشنگ بپوشی و جواهرات با ارزش به خودت آویزون کنی , همیشه پیش هر کسی که میشینی لباسهاتو نشونش میدی و زیباییت رو به رخ میکشی و خیلی دوست داری همه ازت تعریف کنن و این نیاز همه زنهاست . وقتی در طول زمان رشد میکنی و بزرگتر میشی مدام پیشرفت میکنه و اون هم نیازش بیشتر میشه و دوست داری همه ازت تعریف کنن و این یک نیاز طبیعی برای همه زنانه ! شاید درست نباشه بگم که زنی که دوست نداره ازش تعریف بشه باید سریعا با تیمارستان تماس بگیره , چون در بدترین و افسرده ترین زنان هم این نیاز به شدت دیده میشه !!!! پس وقتی زن ماهیتش اینه , مرد باید یاد بگیره تا خودشو واکسن بزنه ! باید با درک و شعور بتونه درک کنه و بفهمه که هدف از خلق موجودی بنام زن , تنها وسیله رفع شهوت یا سوراخ فوری بودنش نیست و نبوده ! هدفی خیلی والاتر در کاره . امید روزی بفهمید ... و اون روز زنان ما آزاد میشن از قید و بندهایی نظیر حجاب و مردسالاری ! تکبیر. نوشته شده در ساعت 1:00 AM توسط No One
........................................................................................
● جادو و جنبل :
همه شما با واژه جادو آشنایی دارید ! وقتی که صحبت از ورد و جادو میشه سریعا همه ما ذهنمون پر میکشه به یک پیرزن عفریته و عجوزه و بد شکل و قیافه و خمیده که میتونه کارهای عجیب و غریبی انجام بده و در یک خونه خرابه به تنهایی زندگی میکنه و دمخورش کلاغ و جغد و قورباغه و خفاش ها هستن ! اما فکر میکنید این مسائل دروغ یا خرافات هستن ؟ هرگز ! اصولا تا این سن که عمر کردم , تجربیات خیلی زیادی بدست آوردم بیشتر از سنم و در طی سالیان هر چند کوتاه عمر خودم متوجه شدم که افسانه ها و اسطوره ها و خیلی از مسائلی که امروزه برای ما مضحک و خنده دار به نظر میان در واقع حقیقی هستن و همه اونها یک ریشه باستانی و قدیمی و واقعی دارن . مثلا در مورد پدیده روح و جن که خیلی ها مخالف اونها هستن باید گفت متاسفانه یا خوشبختانه این موجودات واقعیت دارن و هستن ! - روح خودیت ما انسانهاست و تمام حیات و ذهنیت و پیشرفت ما انسانها بخاطر روح ماست و همین روح ماست که باید به تعالی برسه و بتونه پیشرفت کنه نه جسم ما ! - درست به موازات ما هم موجوداتی در ابعادی دیگه زندگی میکنن در کنار ما که عموم اونها رو به نام جن و آل مینامیم و در واقع نام حقیقی اونها الجن هست ! تردید های زیادی در مورد وجود این موجودات بعضا نازنین وجود داره اما چیزی که عینیت داره اینه که این موجودات واقعا هستند و هر از گاهی هم آتیش میسوزونن ! فعلا اصلا قصد ندارم وارد این بحث بشم چون اصلا به صلاح نیست و فقط یک گریز کوتاه زدم تا بپردازم به اصل مطلب : ریشه تمام این اعتقادات ما بر پایه یکسری حقایق پایه ریزی شده و کم کم قسمتهایی از اونها تحریف شده و جنبه خرافات به خودش گرفته ! من روی خیلی از این موارد کار کردم و فهمیدم که خرافات در واقع سازنده ست ! البته برای دوره خودش نه دوره مدرن ! مثلا ما در طول زندگی مطالب خرافی زیادی رو می شنویم : - در شب ناخن نگیرید بد شگونه ! - صبح ها صورت رو بشورید تا ادرار شیطان رو صورت باقی نمونه ! - با قیچی بازی کنید دعوا درست میشه ! - وارد حمام یا جای تاریک میشید بسم الله بگید ! - چیزی گم میکنید دم شیطون رو گره بزنید یا یه ذکر بخونید ! - چیزی خریداری میکنید قربانی کنید و خون بریزید ! - در شبهای خاصی از سال با همسرتون همخوابه نشید و شیطان به شما تجاوز میکنه ! - موقع خواب رو به آفتاب بخوابید یا قبله ! - موقع قصد کردن به حامله شدن نیتتون پاک باشه و رضایت قلبی داشته باشید ! - در زمان حاملگی خودتونو از نگاه مردهای هوس باز دور نگه دارید ! - اگه پسر میخواهید شیرینی و یکسری غذهای خاصی رو بیشتر بخورید ! - برای چشم زخم اسپند دود کنید ! این عوامل بقدری زیاد هستن که حد و مرزی برای اونها وجود نداره ! اما وقتی که در مورد تک تک این مسائل تحقیق میکنید علم و منطق به شما پاسخ های بینظیری رو میدن : - در قدیم که برق نبود و مردم یه چراغ نفتی داشتن و زیر اون نور درس میخوندن و خیاطی میکردن و ... ناخن گرفتن در شب حکم کوری رو داشت ! باید چشم رو به ناخن نزدیک میکردی و امکان پرت شدن ناخن توی چشم خیلی زیاد بود ! خوب این عقیده برای 50 سال قبل درست بود !!!! - شستن صورت در صبح با آب سرد باعث ایجاد انررژی در مغز میشه و سوی چشم رو هم زیاد میکنه و آرامش بخشه مخصوصا که بیشتر روی پیشونی و چشمها پاشیده بشه ! خوب برای مردمی که سطح سوادشون خیلی پایین بود , باید عامل ترس ایجاد میشد برای انجام عمل خیر ! - بازی با قیچی خطر داشت ! امکان داشت جایی بریده بشه یا توی چشم فرو بره یا وقت حرکت آدم لیز بخوره و تو تنش فرو بره و یا به دیگران آسیب بزنه ! این شامل حکم بالا میشه ! - وارد شدن به حمام های خزینه ای قدیم که واقعا وحشتناک بودن دل شیر میخواست ! ممسلما خوندن ذکر و گفتن بسم الله در واقع حکم یک اعتماد به نفس و تلقین رو داشته و به فرد قوت قلب میداده ! - این مساله رو بعدا در یک پست کامل در جنولوژی توضیح میدم فقط همین قدر بدونید چنین چیزی ریشه تاریخی و بسیار موثقی داره و کاملا خقیقیه !!!! منظور از دم شیطون هم هر بند و نخی میتونه باشه وبه پیدا شدن اشیا گم شده که جلوی چشمتون بود و یهو غیب شده شدیدا کمک میکنه !!! - در مورد نفس عمل قربانی کردن و ریختن خون با تحقیقی که من کردم فهمیدم منظور از اون به نوعی تشکر و قدر دانی از نعمتی بوده که به شما داده شده ! مثلا کسی ماشین میخره و یا فرزندش بدنیا میاد و گوسفندی قربانی میکنه با این عمل دیگران رو در شادی خودش سهیم میکنه و با تقسیم گوشت قربانی از اونها انرژی مثب میگیره برای خانواده ش و این امر دعا کردن به جون دیگران واقعا حقیقیه !!!! - در مواقعی از سال داشتن رابطه جنسی درست نیست ! طبق این نظر و از روی موارد علمی ثابت شده بخاطر وضعیت خاص زمین و غلبه بعضی از نیروهای شر بر نیروهای مثب در این موارد نباید دست به چنین اعمالی زد و بسیار مفیده برای خود آدم .. این رو هم در سکسولوژی شماره 12 بزودی شرح میدم مفصل !!! - خوابیدن رو به آفتاب و یا رو به قطبین مغناطیسی زمین و شمال و یا جنوب زمین از نظر علمی اثبات شده و دلیلش اینه که در این وضعیت پتانسیل انرژیه های درونی ما در وضعیت بسیار خوبی قرار میگیره و مخصوصا سلولهای بدن ما ! به همین دلیل هم هست که تمام عارفان و مرتاض ها و کسانی که در این موارد دستی داره همیشه در جهت شمال زمین میشینن و به ذکر و خلسه فرو میرن چون در این وضعیت بهترین برداشت انرژی رو دارن ! - ثابت شده زنانی که مایل به حامله شدن نیستن و به زور و اجبار باردادر میشن و یا بهشون تجاوز میشه و حامله میشن فرزندان شرور و نا آرومی بدنیا میرن ! و این تاثیر روانی و روحی مادر بر نطفه هست که این امر واقعا صحت داره و باید در آرامش کامل و با نیتی پاک عمل آمیزش انجام بگیره . - اگه در مورد انرژی درونی خبر ندارید باید بدونید که انسانها از خیلی طرق میتونن ناقل انرژی های خوب یا بد باشن ! حتی دست زدن ما به اشیا باعث دادن انرژی به اون ماده میشه ! نگاه , یکی از بدترین انواع انرژی هاست چون هم میتونه مخرب باشه " چشم زدن " و هم مفید باشه ! و تاثیر انرژی چشم بقدری مهمه که وقتی مردی به قصد شهوت به زنی حامله نگاه میکنه میتونه بر ژن های تشکلیل دهنده بعضی خصوصیات اون نوزاد تاثیر مخرب بذاره و به همین دلیل بارها از طریق ادیان مختلف هم سفارش شده زنان باردار خودشونو از نگاه مردان هوس باز دور نگه دارن ! - مادر شوهر عمه من و خیلی از زنهای قدیمی رو میسناسم که با فرمول غذایی خاصی باعث میشن که فرزند پسر بشه و این یک حقیقت محضه بر خلاف تصور خیلی ها که میگن این امر خرافیه و شانسی ! شاید یک یا دو بار شانسی باشه اما صد باره چطور ؟ - دود کردن اسپند برای دور موندن از چشم زخم هم یکی از موارد تلقین دادن به فرد و بالا بردن انرژیه که باعث خنثی شدن انرژی منفی ای میشه که توسط دیگری قبلا تولید شده !!! - کسانی هستن به سق سیاه معروف ! یادمه همسایه جهود قدیمی من مادر شوهرش فقط کافی بود از کسی بد بکه و اسمش رو به زبون بیاره ! اون فرد به بدترین شکلی میمرد و یا صدمه میدید ! حتی برای امتحان این امر از یک که نفر نفرت شدیدی داشتم و رفتم بهش گفتم میتونی کاری کنی این آدم یه بلایی سرش بیاد ؟ 2 روز بعد این بدبخت مفلس و گدا شده بود !!!!!! - خود چشم زدن هم عامل خیلی مهمیه ! من به عینه دیدم کسانی که توی فامیل میگن چشمشون شوره دقیقا هم درست بوده و من تا بحال 2 تا زن اینطوری دیدم هر دوی اونها به محض اینکه از من یا وسایل من تعریف میکردن یا بیمار میشدم و یا اون اشیاء نابود میشدن و هیچی ازشون باقی نمیموند !!!! مطلب در این مورد خیلی زیاد و مفصله ! اما میخواستم بگم که این مسائل 99% حقیقت دارنن و واقعی هستن ! ما در دنیای ناشناخته ای زندگی میکنیم که مملو از انرژی های خوب و بدیه که یا توسط ما تولید شده یا دیگران و متاسفانه انرژی از بین نمیره و تبدیل میشه و این انرژی های باقی مونده و چقدر وحشتناک تر که منفی باشن !!! - مثلا موارد به عین اون حق الناس یا آق والدین و یا نفرین هست ! وقتی عمل بدی رو انجام میدیم ناخواسته انرژی منفی تولید کردیم و برای از بین بردن این انرژی باید عمل خوبی انجام داد , بدست آوردن دلشکسته ها و رضایت گرفتن و هزاران مورد از این دست ! و هیمن ها باعث میشه انرژی های مثبت جای منفی ها رو بگیره !!!!! نتیجه گیری اخلاقی : در دنیایی که ما زندگی میکنیم یعنی جهان ابعاد و ماده همه چیز ملموس و حقیقی هست و به نظر میاد در صورتیکه خیلی چیزها هست که ما و خیلی از مردم عادی قادر به فهم اونها نیستیم مگر با تطهیر روح خودمون و رسیدن به نوعی لطافت و پاکی و در اونصورت چیزهایی رو میتونیم ببینیم که هر کسی قادر نیست ! وجود نیروهای شر و جن و چیزهایی از این دست کاملا حقیقت داره و این موجودات هستن ! از دیر باز هم بودن و پا به پای بشر زندگی میکردن . تنها زمانی میتونیم این موجودات رو ببینیم که بتونیم از دیدی فرای دید مادی یعنی دید معنوی نگاه کنیم ! " منظور خدا پرستی یا کلا دین نیست " وقتی تونستیم حتما میتونیم خیلی چیزها رو ببینیم ! متاسفانه عده ای هم هستن که میان و بااین نیروها تبانی میکنن و به دانش های برتری دست پیدا میکنن و بسیار پیشرفت میکنن در زندگی مادی اما در عمق زندگی اونها چیزی وجود نداره ! هیچی !!!! در آینده مطالب مفصل تری در این مورد مینویسم ... فقط قصدم این بود به این مسائل احترام بذاریم ... نوشته شده در ساعت 1:39 AM توسط No One
........................................................................................
● بد حجابی :
فکر میکنم تا به حال صدها بار این واژه رو شنیده باشین ! واژه ای که معلوم نیست از کدوم فرهنگستانی ساخته شده که اصل خود واژه اصلا م بی معنیه چه برسه به اینکه بخواهیم اونو به شخص یا افرادی اتلاق کنیم : حجاب یعنی پوشیدگی ! و در اسلام و حکومت اسلامی حجاب به معنی پوشش زن و مرد (!) معنا میده ! مثلا زن باید خیلی از قسمتهای بدن رو بپوشونه , که صد البته در دین اسلام حقیقی چنین چیزی نیست و زن در پوشیدگی مختاره و و اصلا زن شوهر دار و دختران نباید حجاب داشته باشن و فقط کنیزان برای متمایز بودن از زنان دیگه باید حجابی حائل داشتن و اصل همه حجاب ها فقط پوشاندن عورتین " نواحی بی ناموسی " هست که باید پوشیده و مستور باشه و مرد هم همینطور و قسمت های اصلی رو باید بپوشونه و پوشش بده ! اما در جامعه امروزی ما با اسلامی که زاده مشتی قابلمه به سر و فرزندان شیطانه میبینیم که در مسخره ترین وجه اون حجاب نه تنها به معنی مومیایی کردن زن بکار میره " چادر " , بلکه در مضحک ترین شکل اون برای مرد هم بکار میره و مرد مثلا نباید آستین کوتاه بپوشه !!!!! یکی نیست بکه حالا بدن و تن زن باعث شهوت و هوس میشه دیگه آخه کدوم جانوری الا آخوند و گوریل با دیدن بدن و دست پای پشمالو و بلورین (!) مردها آتش شهوتش افروخته میشه که مرد باید آستین بلند بپوشه و یقه آخوندی داشته باشه و تا بیخ گردن کیپش کنه ؟!!!! بجز این عوامل , عامل اصلی خود معنی واژه هست ! به این صورت که حجاب فقط یک فرم داره و اونم یعنی پوشیدگی حالا اینکه یکی بیاد و بگه بد حجاب , واقعا مضحکتر از این نمیشه که حجاب رو بیاییم بهش معیار بدیم و خوب و بدش کنیم ! حجاب یا هست یا نیست و اگه نیست یعنی بی حجابی و اگه هست یعنی محجبه بودن ! اینم یکی از اون لغت هایی هست که هر وقت این دولت نابود بشه تا مدتها جوک و نقل محافل نسل های آینده خواهد بود :) اما جدا از شوخی من واقعا دلم برای پسرها میسوزه ! نگین گور بابای مردها و ... ! جدا باید بهشون حق داد ! میدونین چرا ؟ چون زنها چندان بدن یک مرد براشون شهوت بر انگیز نیست و بیشتر بصورت تماسی لذت رو حس میکنن تا بصورت تجسمی و روانی مثل حالت های خود ارضایی در مردان Masterbation !!! روی همین اصل وقتی تصور کنید یک پسر که در سال 1357 بدنیا اومده و از لحظه ای که چشم باز کرده و وارد این دنیا شده حتی پرستار و دکتر زایمان مادرش رو که اونو به زا آوردن در چادر و چاقچور و روسیری و حجاب دیده و بعدها هم وقتی به سن بلوغ وارد شده و فرق بین زن و مرد رو کاملا فهمیده , وقتی چشمش می افته به دخترها و زنهایی که در مقایسه با زنان چادری و محجبه خیلی سکسی لباس میپوشن , واقعا از این رو به اون رو میشه !!!!! دلم میسوزه برای این پسرها و مردهای آینده که چه سختی هایی رو تحمل میکنن با دیدن این صحنه ها ! اتفاقا چند وقت پیش با خانمی در همین مورد صحبت میکردم و میگفت نگاه مردها به زنها خیلی بد شده و از چشمهاشون شهوت تنوره میکشه !!! و بعد هم بحث سر این شد که توی خارج از ایران چرا این مسائل نیست و رسیدیم به اینکه تمام اینها از روی عادت اصلاح پذیر هستن : شما اگه دقت کرده باشین وقتی هر مرد یا پسری که به خارج از کشور میره تا چند ماهی سرش با فلانش بازی میکنه و اصلا تو حال خودش نیست و شدیدا با خودش و ضعیفه جماعت درگیری داره ! اما کم کم که زمان میگذره و اون به محیط عادت میکنه تمام این حالت ها درش از بین میره و دیگه هیجان زده (!) نیست ! و وقتی یکی دو سال در اون محیط موند دیگه براش زن با مرد هیچ فرق ی نداره ! چطور که میبینیم مردهایی که از خارج میان به ایران اصلا نگاه هیز و بد به زنها ندارن !!!!!!! یادم نمیره سال گذشته مادرم زنگ زده بود و با خنده میگفت یکی از دوستاش با 2 تا پسرهاش از ایران اومده بودن پیشش و رفته بود فرودگاه استقبالشون ! میگفت تا دوستش به همراه 2 تا پسرا اومدن بیرون " یکی 13 ساله و یکی 8 ساله " چون فصل تابستون بود و زنها با رکابی . تاپ و شلوارک و ... راه میرفتن و طبعا بیشتر قسمت های بدنشون مخصوصا سر - سینه مشخص بود , آقا تا این پسر کوچیکه چشمش می افته به یه زنی که با رکابی ایستاده بود داد میزنه : - مامان مامان , ممه هاشو نگاه کن !!!!!! .... و حال اون یکی پسره هم بهتر از این نبود و چشمهاش 4 تا شده بود از دیدن این صحنه های بی ناموسی !!!!!! اما وقتی 2 ماه از اقامتشون گذشت اصلا انگار نه انگار !!
نتیجه ای که میخوام از این صحبت هام بگیرم اینه که : ما هر چقدر بیاییم و روی مساله ای تاکید کنیم و بیشتر اصرار کنیم بر ضدش , باعث تشویق ناخواسته میشیم ! مثلا در مورد حجاب وقتی که سال 57 شاه رفت و کودتا به پیروزی رسید , همه زنها تا سال 1362 بی حجاب بودن و مادر خودم حتی تا اون زمان بی حجاب میاومد مدرسه دنبالم و فقط یک بلوز و دامن تنش بود و نه خبری از مانتو بود نه روسری و معلم های ما هم بی حجاب بودن ! در اوایل همون سال زمزمه هایی شروع شد مبنی بر یا روسری یا توسری که شعار معروف اون زمان بود و چو افتاد که همه زنهای بی حجاب رو میگیرن و چه بلاهایی که سرشون نمیارن از تجاوز تا شلاق و ... ! در واقع بدون اینکه اصلا درگیری ای پیش بیاد خیلی راحت با یک شایعه دروغین تمام زنها رو محجبه کردن در صورتیکه همون ابلیس اعظم که الان تو مقعد خودش خوابیده همون اول اومد گفت ما با حجاب کاری نداریم و هر کس خواست با حجاب باشد هر کس نخواست آزاد است و منتظری هم عنصر درجه یک این مردک هم همین شعارات رو تکرار کرد ! اما عملا چنین چیزی پیش نیومد و خیلی از لاف های اول انقلاب به باد رفت ! مانتو های اون زمان نسبت به مانتوهای حالا خیلی سکسی تر و فجیع تر بود ! چون اون زمان مانتوها خیلی کوتاه و بد قواره بود و زنها اصلا شلوار هم نمی پوشیدن و خیلی به ندرت و بیشتر هم کارمندان زن ! سال 63 بود که کمیته انقلاب اسلامی با پاترول های گشت شیطانی خودشون راه افتادن توی خیابون و هر جا زنی رو میدیدن که آرایش کرده یا موهاش بیرونه و یا لاک زده و .... میگرفتن و همونجا تو خیابون کتک میزدن و سوار ماشین میکردن و میبردن به منکرات " مفسدات " و هزار بلا سرش میاوردن ! بعضی ها پا رو فراتر گذاشته بودن و چه مرد و چه زن رو که شلوار جین " تُنبون استکباری " پوشیده بودن با کاتر همونجا روی پاشون خط میکشیدن و هم پا و هم شلوار رو جر میدادن ! زنهایی رو که ماتیک زده بودن یادمه با تیغ روی لبهاشون میکشیدن و چه فجایعی که انجام ندادن و به چه زنها و دخترهای پاکی تجاوز نشد و همین ها باعث شد که زنها بینهایت محدود و سر خورده بشن ! اما نهایت محدودیت میدونین یعنی چی ؟ یعنی انفجار !!!!!!! و انفجار محدودیت های 25 سال قبل رو دارین حالا میبینین ! دخترهایی که اگه مانتو یا روسیری تنشون نکنن باور کنین خیلی سنگین تر هستن ! در واقع باید بدونید که تاثیر جنسی و اثر بخش بودن یک زن کاملا برهنه و لخت خیلی خیلی کمتر از زنی هست که نیمه عریان باشه ! در کودتای 28 مرداد که فواحش ریختن توی خیابونها و عاملی که باعث شدن نصف مردهای شهر افتادن دنبالشون همین نوع پوشش اونها بود !!!!!! الان من دیدم وقتی دختری از کنار پسری رد میشه تمام وجود اون پسر میلرزه و 4 چشمی می خورش ! واقعا دیدم ! دختری که چاک سینه ش معلومه و کافیه کمی دولا بشه تا سینه هاش کاملا مشخص بشه و شلواری که پا کرده بقدری نازکه که توی آفتاب راه میره حتی تا رنگ شورتش هم مشخص میشه و روسری های 20 سانتی ای که فقط روی سر رو پوشش داده , واقعا تحریک آمیزه برای پسرهایی که سالها معیار پوشیدگی و حجاب برای اونها چادر و مانتو و شلوار و مقنعه کارمندی بود ! گزارشی که چند روز پیش نوشته بودم براتون دقیقا بر همین مساله دلالت داره که دیگه جلوی این انفجار رو نمیشه گرفت و به مرزی میرسه که هر سال فسمتهای بیشتری از لباسها دستخوش مد و خود سانسوری میشه و یه وقت چشم باز میکنید میبینید تک و توک دخترها حتی روسری هم سر نمیکنن و براتون واقعا خیلی عادی به نظر میرسه ! چطور که الان وقتی دختری تو خیابون به بهانه درست کردن روسریش اون کاملا در میاره و بعد از کلی مکث و باد زدن موهاش و جمع کردنشون با ناز و تانی روسری رو دوباره سرش میکنه هیچ کس اصلا نیم نگاهی هم بهش نمیکنه ! و این نشون میده که هر چقدر بیشتر جلوی دید قرار بگیره بی حجابی , حساسیت ها کمتر میشه ! و هر چقدر محدودیت بیشتر باشه همون قدر لج و لجبازی و مقاومت بیشتر میشه ! خوندین که دخترهایی که ازشون سوال شد در این مورد که اگه هر نوع حجاب مورد پسند شما رو منع کنن چه کار میکنین ؟ و اونها پاسخ داده بودن بازم کار خودمونو میکنیم و یا همه رو که نمیتونن بگیرن ! و این نشون میده که دولت با نسلی منطقی و شدیدا متفکر و دانا روبرو شده که دیگه نمیتونه با خرافاتی بنام اسلام و با شایعاتی پوچ و توهم های بی پایه و اساس مشتی مرتجع بی مغز اونها رو خام کنه یا بترسونه چطور که 3 سال قبل زنها و دخترهایی رو که شلوار کوتاه میپوشیدن بسیجی های حرام زاده پاشونو توی سطل رنگ فرو میکردن توی میادین شهر و حتی این کارها هم باعث نشده تا شلوارها بلند بشه و بیشتر از قبل هم آب رفت و حتی چاکدار هم شد تا زیر زانو !!!!! این صحبت ها این واقعیت رو نشون میده که دولت با نسلی مبارز و رنجر طرفه که این بار بر خلاف مادران ما که خیلی زود تسلیم شدن , چون اینها رو نازل ترین حق خودشون میدونن تا پای جون هم برای ایده خودشون مقاومت میکنن هر چند که مبارزه تا پای جون برای اینکه بی حجاب بگردی واقعا مسخره ترین نوع مبارزه به شمار میره ...... امید که روزی به اون چیزی که همه ما میخواهیم برسیم هر چند بهتون با اطمینان میگم که به نسل ما قد نمیده و نسل آینده ای که از ما بوحود میاد میتونه نتیجه این محرومیت ها رو بچشه و لذت ببره از آزادی هر چند ما مرده باشیم ... تکبیر. نوشته شده در ساعت 12:11 AM توسط No One
........................................................................................
● اندر احوالات ابطحی و سرمایه گذاری خارجی :
یکی از دوستان سید خندان , خاتمی , که البته دیگه این روزها خبری از خنده های دندونی یاهو شکل ایشون به چهره همیشه متبسم دکوریش نیست و یک اخم ژوکوند مانند بر چهره ش ماسیده , جناب آقای ابطحی , دامن اضافه تو هستن . این ملای تحصیل کرده و امروزی که جدیدا باهاش آشنا شدم عقاید و خصوصیات و رفتارهای خیلی جالبی از خودش نشون میده و همینش دل منو برده : - این جناب بعد از خرداد 1376 به ریاست دفتر رئیس بی جمهوری انتخاب شدن و در 4 سالی که به این پست برگزیده شده بود چنان درخت (!) عشقی در دل برادر خاتمی کاشت که وقتی خاتمی برای بار دوم هم به ریاست جمهوری برگزیده شد , با یک ارتقا مقام مشعشع به معاونت حقوقی و امور مجلس ریاست جمهوری هم انتخاب شد . این معاون کمی با معاونین دیگه سید خندان فرق داره چون از اون فسیل های مرتجع شریعت و فقه دوست افراطی خیلی جوونتره و حیوونی متولد بهمن ماه 1338 هم هست و آفریده شده برای لات بازی و لذت بردن از قدرت ! از محاسن دیگه اون اینه که سواد امروزی داره نه سواد مکتبی – حوزه ای و از روبرو شدن با جوانان و مخصوصا با دنیابی بی ناموسی یعنی اینترنت , عامل به خطر انداختن اسلام شدیدا به طرز ناهنجاری استقبال میکنه ! به همین جهت من اسم این بنده خدا رو هم به لیست پیشواهای خودم اضافه کردم و حالا من 3 نفر رو تو لیستم دارم : - آیت الله مهدی حائری یزدی ( ع ) . - سید محمد علی ابطحی , دامن اضافه تو . - آیت الله بهشتی , رحمت الله ! البته یک نیمچه ملایی رو هم دوست دارم بنام ملا حسین درخشان !!!!!! :) اما از خصوصیات بارز این بنده خدا اینه که این سید خوشمزه مثل سایر اسلاف تازه به دوران رسیده خودش که با یابو میرفتن برای یک تومن روضه خونی در خونه مردم و حالا برای ما شدن بالای شهر نشین و پرشیا سوار و سمند سوار و شکم دارن طبق طبق , در صورتیکه همون مظهر اسلام و شمشیر آخته اسلام , علی , یکی از افتخاراتش این بود که ساده زندگی میکرد و شکم بر آمده (!) نداشت و حق الناس رو تناول نمیکرد و دقیقا همه این خصوصیات رو همین ملاهای امروزی ما هم دارن , فتبارک الله ... البته از باب پشت فی خالدون !!!!!!!! خلاصه میگفتم که این سید جان من هم بجای سوار شدن به پرشیا و زانیتاهای حق الناسی به حساب توبره آغا که بین هیات دولت شدیدا مرسومه , علاقه شدیدی به اتومبیل گلف داره ! آخی ..... حیوونی . میدونین یاد چی یاد چی افتادم ؟ - یادمه هر زمان از بچگی عکس های ریگان و کارتر و کلینتون رو میدیدم که دارن شنا میکنن یا سوار دوچرخه شدن و یا اسب سواری میکنن و حتی بیل بدستشون گرفتن و لباس های اسپورت تنشون کردن کلی تعجب میکردم ! آخه از نظر ما یک رئیس جمهور نمیتونست بدون عبا و عمامه و دستار و دستک و نعلین و انگشتر و تسبیح زندگی کنه و ظاهر بشه بین مردم ! به همین دلیل تصور اینکه مثلا یه آخوند عمامه رو در بیاره و با شلوار کردی " آخه شلوار جین استکباریه " سوار مثلا پورشه بشه و یا موتور سیکلت و ... خیلی میتونه باعث خنده و تعجب بشه ! حالا اینکه این آقا گلف سوار میشن واقعا خیلی جالبه ! البته باید دید تو پارکینگ منزل ایشون بجز گلف چه اتومبیل های دیگه ای دارن خاک میخورن ! قدیما یادمه میخواستی ماشین بخری طرف میگفت این ماشین مال دکتره و تکون نخورده ! حالا جدیدا مد شده ماشین میخواهی بخری میگن این ماشین مال یه سید و آخوند بوده و جُم نخورده ! راست هم میگن !!!! چون ملا جماعت از خونه تا مسجد که نمیتونه با ماشین بره بیرون هم جرات نداره با اهل و عیال بچره و باعث از راه بدر شدنشون میشه چون تصور کنین دخترهای آفتاب مهتاب ندیده یه ملا بیان بیرون و چشمشون به دخترهای سکسی با پوشش های خفن امروزی مثل مانتوهای شیشه ای و دیپلومات و کوتاه و شلوار کوتاه و کشی و تنگ و چسبون و ..... بیفته چه حالی میشن ؟ اسلام به باد میره !!!! راستی یه حدیف از من بشنوید : قال شیوا ( ع ) : زنان چادری و محجبه بهترین رقاصه ها و زیباترین چهره ها رو دارن و در عشق بازی و دلبری نظیر ندارن !!!!!!!!! می خواهید باور کنید , یا نکنید اما حقیقت داره !!! از شاهکارهای دیگه این جناب اینه که با تکنولوژی خیلی میونه خوبی دارن و هر چند وقت یکبار موبایل دوربین دار جدیدی که در میاد سریع میخرن و قبلی رو به یکی از نمایندگان مجلس قالب میکنن و با این موبایل عکس های سوژه دار از وزرا و نمایندگان مجلس و آغایان از ما بد تران میگیرن و توی سایتشون قرار میدن در معرض دید خلق الله ! و بعضی از این عکس ها هم سر میخوره و سر از یه جاهای بدبد مثل وبلاگ ها در میاره !!!!!! العجب ثم العجب !!!! شدیدا یاد این قانونی افتادم که خانم ها دیگه حق ندارن موبایل ببرن استخر ! از بس که عکس های بی ناموسی گرفتن از همدیگه این قانون وضع شده , هر چند از قانون تا اجرا در ایران زمین تا آسمون فاصله هست ! کدوم استخر داری دوست داره دل یه مشتری مثل منو که هر وقت دلم از استخر خونه میگیره بلند میشم میرم استخر بیرون و هر سانس 50 تومن خرج میکنم رو بشکونه ؟ مسلمه هیچ کدوم !!! دقیقا به همین دلیل هم هیچ نماینده و وزیری دوست نداره معاون سید خندان رو دل آزرده کنه و این یک قانون غریزیه :) از شاهکارهای دیگه این آقا هم اینه که میبینی تو یکی از محافل دانشجویی با حضور چند هزار دانشجو یهو یه بنده خدایی پیدا میشه و یه عکس از این سید ما رو به جمع نشون میده برای ضایع کردنش که این آقا رو تیشرت به تن , اونم تیشرت آستین کوتااااااااااااااه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! واویلا !!!!!!!!!!!!!!!!!!! در حال پیاده روی گرفتن و پاسخ این جناب خیلی شنیدنیه : - شرایط آنگونه ایجاب میکرد !!!!! هاها !!!!! من میگم آدم بر حسب اتفاق مثل من یکبار گذرش بیفته به جزیره لختی ها مجبور میشه که لباس هاشو کاملا در بیاره چون : شرایط ایجاب میکنه و این به نظر شما بده که آدم همرنگ جماعت بشه ؟؟؟؟؟؟؟؟ در غیر اینصورت باید منتظر باشه که هزار تا بهش فحش و بد و بیراه بگن و محترمانه شوتش کنن بیرون !!!!!!! اما از شوخی گذشته این آقا یکی از کارهای مهمی که انجام میدن " هرچند یک دست صدا نداره " اینه که پیشنهادات حقوقی ای رو که به ذهن اون و همکاراش میرسه رو یا به خاتمی الهام میشه " از وحی یا از جیب آغا " رو در جمع کارشناسان مطرح میکنه " کو کارشناس ؟ " و اونها رو به شکل لایحه در میاره و تو کمیسیونهای تخصصی کابینه مطرح میکنه و بعد هم به هیات وزیران تقدیم میکنه و در صورت تصویب کردن اونها " مگه جرات دارن تصویب نکنن ؟ " راهی مجلس میشه و بشکل قانون در میاد !!!! مثلا یکی از همین اقدامات این آقا خفظ حریم خصوصی اشخاص در جامعه بوده : مثلا حساب های بانکی یا اتومبیل یا منزل و .... همه جزو مکان های خصوصی و حریم شخصی به حساب میان و دیگه اراذل و اوباش بسیجی و اون عده ای که لباسهاشون فقط مال خود خودشونه , به خودشون جرات نمیدن منو که نصف شب با لباس دکلته و چاکدار و نازک از مهمونی دارم بر میگردم به هوای مواد یا نوارهای خیالی و مشروب متوقف کنن و سرتا پای ماشین رو بگردن و بعد هم وقتی 4 دست و پا بلا نسبت آقا خره تو گل گیر کردن و چیزی عایدشون نشد , گیر بدن به طرز لباس پوشیدن من و گوز رو به شقیقه متصل کنن تا یه پولی بگیرن و ولت کنن و وقتی شما هم 2 تا شصت هاتو به نشانه تقدیر به اونها تقدیم میکنی تو رو به جرم بد حجابی با ندای امر به منکر و نهی از معروف راهی شهرنو شرعی " ارشاد و منکرات " می کنن و باید تعهدی بدی و احیانا شلاقی و جریمه ای و خلاص ! و یا وقتی تو منزل خودت مشروب داری ماهواره داری یا یه مرد بجز شوهرت اونجا هست و ... کسی حق نداره بیاد بگه این ها چیه ! چون فضولو بردن جهنم گفتن رآکتورش تعطیله !!!!! اما همونطور که آخوند جماعت هر چقدر هم که کارش درست باشه اما سر و ته یک کرباسه , درست همزمان با این قانون , یک قانون دیگه رو هم فرستادن برای تصویب که افرادی که حسابهای بانکی اونها بیش از یک میلیارد تومنه باید حسابهاشون بررسی بشه تا مشخص بشه این درآمدها از کجا تامین شده !!!!!!! خوبه بدونید طبق یک سنت نانوشته افشای این دارایی ها جزو اسرار مگوی هر شخصیه از جمله خودم که اصلا دوست ندارم کسی بدونه چقدر دارایی دارم و چطور و از کجا بدست اومده !!!!! در ایران بر خلاف کشورهای دیگه هر چقدر دارایی افراد بیشتر میشه تمایل اونها به مخفی کاری نور بالا میزنه ! در کشورهای خارجی هر ساله لیستی از ثروتمند ترین افراد رو اعلام میکنن اما در ایران چنین امری محاله چون ثروتها بصورت پراکنده هست و اغلب هم با اسامی غیر واقعی و یا بنام افراد دیگه خرد شده ! اما نکته اصلی اینه که در حالیکه انرژی خیلی از کشورها صرف جمع آوری سرمایه های خارجی داره میشه و جلوگیری میکنن از فرار سرمایه های داخلی به خارج از کشورها , راهی بجز کشیدن سرمایه های خارجی به ایران وجود نداره تا در 20 سال آینده تبدیل بشیم یه یک قطب مهم اقتصادی در آسیا ! اما تصویب چنین قانونی تنها باعث میشه سرمایه گزاران خارجی ایران رو از لیست کشورهای مورد نظر خودشون خط بزنن و از طرفی کسانی مثل عموی من شنهای داغ امارات متحده عربی رو به سرزمین گل و بلبل ایران ترجیح بده برای سرمایه گذاری و یکدفعه 50 میلیارد تومن از سرمایه ش رو ببره اونجا به جریان بندازه و با درصد ناچیزی از سود اون سرمایه گذاری , بیاد و تو ایران یک نمایندگی تقلبی و کذایی یکی از محصولات آرایشی و خوراکی رو بگیره و بازار رو قبضه کنه که اگر هم جلوشو اومدن بگیرن خیلی راحت ول کنه و بره چون درآمد اصلیش اصلا از اینجا تامین نمیشه که نگرانی داشته باشه و تاجر جماعت هم همیشه دنبال ثبات سیاسی و اقتصادی میگرده !!!!!! تبلیغات رنگ و وارنگ سرمایه گذاری در دوبی رو که از طریق شبکه های ماهواره ای مدام تبلیغ میشه رو حتما دیدید ! خوب کی خله روی آب خونه بسازه ؟؟؟ نتیجه گیری اخلاقی : ملا , ملاست و ماهیتش عوض نمیشه ! همونطور که سنگ رو حتی اگر پودر کنی نمیتونی بهش بگی خاک قند و بهش میگی پودر سنگ یا پرلیت , پس آخوند رو هم تو بفرستی به هزارتا دانشکده و هزاران سواد و علم بهش بیاموزی باز هم چی ؟ همون پخی بوده که بوده ! بقول معروف ترک اگر لقمان شود باز هم کلاس اول است !!!!!!!! تکبیر. نوشته شده در ساعت 11:34 PM توسط No One
........................................................................................
● مانتو های جدید :
خب تابستون رسید و بازم اسلام به خطر افتاد و بحث مانتویی شروع شد ! آقا جدیدا دقت کردین که مانتوهای رنگ و وارنگی مد شده که ظاهرشون خیلی عجیبه و رنگهاشون توی این 25 سال کودتای اسلامی چقدر متفاوت بوده ؟ همیشه زنان رو اغلب در رنگهای سیاه و سرمه ای میدیدن و گاهی هم رنگهای خردلی و سفید و طوسی ! که اون هم مثلا خیلی رنگهای سکسی و جلفی بود در موقع خودش ! اما حالا با اومدن مانتو هایی با رنگ های نارنجی و سبز فسفری و آبی و زنگاری و یشمی و سفید یخچالی و قرمز و … و اخیرا هم مانتوهای شیشه ای , چروک , کشی , راسته , تنگ , دیپلمات , کوتاه و … اسلام بد جوری به خطر افتاده و یک زلزله 10 ریشتری به جونش افتاده که حالا حالاها ادامه داره ! من توی این مطلب میخوام نظراتی رو از چند دختر و به اصلاح افکار عمومی زنانه , جلف و قرطی از نظر بعضی ها بپرسم و درج کنم تا شما خودتون قضاوت کنید که حق و ناحق کدومه : وقتی فروشنده خودش قرطی باشه : دختری 21 ساله و فروشنده یکی از مانتو فروشی های خیابان پهلوی با مانتوی تنگ و شلوار کش دار : - تو این مانتو جدید ها رو می پسندی ؟ آره ! چون سلیقه م اینطوریه و دوست دارم یه چیزی که فیت تنم باشه بپوشم ! اصلا اینطوری به من میاد !!!!!!! - نظرت راجع به مد چیه ؟ زیاد اهل مد نیستم ! - صحیح پس اینی که پوشیدی دموده شده ؟ برو از خودش سوال کن " مانتو " تو هم مثل دولت فکر میکنی ! - این مد ها از ماهواره ها میاد که جمعشون میکنن ؟ نه ! کی گفته ؟ مگه اونا هم مثل ما احمقن که تو گرمای تابستون مانتو بپوشن که ما از اونها مانتو رو مد بگیریم ؟!؟ - حرف حق جواب نداره ! قابل توجه مسئولان حکومت اسلامی !!!!! پس از کجا میاد این مد ها ؟ از خود ایران اگه هم مخالفن نباید وارد کنن یکیشون همون خانم زمانی که پشتش به دولته و خودش مدهای مانتو ها رو میریزه بیرون ! - همون که اولین شو لباس زنانه رو تو ایران برگزار کرد ؟ آره همون ! - بعضی ها میگن که نباید اینطوری لباس پوشید تو چی میگی ؟ غلط کردن ! من میگم اگه خوششون نمیاد میتونن مثل آب خوردن جلوشو بگیرن ! اینا فقط میخوان مردمو اذیت کنن و بچزونن و قصد دیگه ای در کار نیست ! - دوست داری تابستون چه پوششی داشته باشی ؟ راست بگم یا دورغ یا اونطوری که مسئولای تو خوششون میاد ؟ - هر جور خودت دوست داری ! من دوست دارم یه شلوارک بپوشم و یه تاپ بدون کرست و با دمپایی لا انگشتی و راه بیفتم تو خیابون !!!!! - فکر میکنی به این آرزوت برسی ؟ تا وقتی این پشمکیا هستن نه ! بعد از اونم خدا بزرگه ! اصلا شاید چند وقت دیگه رفتم خارج و از این نکبت خونه راحت شدم ! - موفق باشی :) ----- دختر بعدی 18 ساله با قدی بلند و پوششی گشاد : - این تیپی که زدی اسمش چیه ؟ من در آوردی مدل پسرونه ! - دوست داری پسرونه تیپ بزنی ؟ آره چون با تریپ دخترونه حال (!) نمیکنم ! اصلا بدم میاد از کارای دخترونه ! زیاد خفن نیست ! - صحیح ! پس برای همین دوست داری تیپ گل و گشاد بزنی ؟ آره ! چه جورم ! شلوار ارتشی با یه تیشرت و پوتین سنگین ! - حتی اگه لباس تنگ هم مد باشه نظرت همینه ؟ آره ! من کلا دخترونه حال نمیکنم ! - اگه یه موقع بیان و جلوی این مدها رو بگیرن چیکار میکنی ؟ جلوشو بگیرن ؟ گ .... خوردن ! هیچ غلطی هم نمیتونن بکنن از خداشونه دخترا اینطوری تیپ بزنن که به بهانه ارشاد ببرن ب ...... و بعد هم ولشون کنن ! اصلا هدفشون همینه ! ختی اگه همه مخالفت کنن من بازم میپوشم و به اینا کار ندارم ! - حتی اگه نذارن به بازار بیاد چطور ؟ حتی اگه این کارم بکنن بازم من اینطوری تیپ میزنم ! چند سال قبلم جلوشو گرفتن اما مردم خودشون دوختن ! بعدشم همه رو که نمیتونن بگیرن ! میخوان کجا جامون بدن ؟ - اینم حرفیه !!!!!!! فکر میکنی تابستون چه لباسی باید بپوشی ؟ شلوار و پوتین و تیشرت ارتشی !!!!!! ------- 2 تا دختر میدون ونک : 25 ساله با مانتوهای تنگ و چسبون و شیشه ای ! طوریکه بخوبی میتونم آرم تیشرتی که زیر مانتو پوشیده رو بخونم : - لابد شما هم مد نمیپوشی ؟ نه ! من از مد بدم میاد من همینطوری تیپ میزنم معمولی ! - اگه بگن همینطوری هم حق نداری بیرون بری چطور ؟ هاها خودمو میکشم اون موقع بهتره آدم از خونه بیرون نیاد و تو خونه بشینه !!! - پس بخاطر مانتو خاضری تو خونه زندانی بشی ؟ دوستش ادامه میده : فاچاقچی های لباس نباید اینا رو وارد کنن ! - فاچاقچی های لباس دیگه چیه ؟ همونا که مد ها رو میارن تو بازار ! جلوی اونا رو نمیگیرن چون از این راه کلی به جیب دولت میره ! - دوست داری رنگهای نارنجی و فسفری بپوشی ؟ نه خوشم نمیاد خیلی جواده ! - فکر میکنی تابستون چه لباسی باید بپوشی ؟ یه شلوار برمودا با تیشرت ! دوستش ادامه میده : شلوار بگی گشاد با کلاه داش مشتی !!!!!! بعد هم بنویس اینقدر به ما جوونا گیر ندن ! خودشون دوست دارن لای لاحاف باشن به ما چه ربطی داره ؟ ------ مانتو فروشی چین چیلا : زن و شوهری جوون در حال دیدن مانتوها : زن : این مانتو نارنجیه قشنگه ها نه ؟ مرد : هاه ! خیلی !!!!! مثل لباس سوپورای شهرداری میمونه ! میخوای از اینا بپوشی ؟ زن : ایشششش ! تو حس مد نداری ! آقا اون مشکی رو بدین !!!! ----- میرداماد : 2 تا دختر با روسری های گل منگلی بیست سانتی و شلوارهای کوتاه و نازک سفید بطوریکه توی آفتاب تمام بدنشون مشخصه و به مچ پاشون خلخال " زنجیر طلایی " بستن با مانتوهای خیلی کوتاه و صندل شیشه ای : - از ظاهرتون راضی هستین ؟ خیلی زیاد ! حتی با اینکه چند بار رفتیم منکرات و تعهد دادیم اما اصلا بدون این تیریپ نمیشه حال کرد !!! - تا حالا مردم با شما برخورد کردن ؟ تا دلت بخواد مثلا چند وقت پیش بود رفته بودیم بازار بزرگ تهران یه زن چادری از این نکبت بوگندو ها جلومو گرفت و گفت : از دست شما زلزله میاد و همه میمیرن ! دوستش ادامه میده : آره زنیکه ج ... می گفت اگه زلزله بیاد بخاطر شماهاست !!!!!!! - شما بهش چی گفتین ؟ هیچی ما هم کرکر خنده !! براش شیشکی بستیم و دستش گرفتیم و رفتیم ! - فکر نمیکنی شلوار به این کوتاهی و نازکی بپویشید پسرها حالی به حالی بشن ؟ چیه ؟ اصلا حال میکنم اینطوری بپوشم ! دوست دارم هر جور میخوام زندگی کنم ! تو رو سنه نه ؟؟؟؟؟ اصلا ما متهم شدیم به اینطور پوشیدن به اینجا بودن ! - چیه حالا دعوا میکنی با من ؟ منکه منظوری ندارم ! ببینم چرا نمیری خارج ؟ اگه ویزا میدادن با کله میرفتم از این آخوندای گ ... فکر کردی خوشم میاد ؟ ----- بازار کامپیوتر پایتخت : با مانتویی تنگ و موهای بور و آرایشی غلیظ و عطری تند که تا ته دماغم رو میسوزونه و بر عکس دخترهای دیگه شلوار کوتاه با جوراب نایلون مشکی پوشیده : - از لباست خوشت میاد ؟ چشه ؟ - فکر نمیکنی یکم جواد باشه ؟ خودتو مسخره کن !!!! خیلی هم قشنگه ! مده !!! - ببخشید قصدم مسخره کردن نبود فقط جوراب و شلوار آخه .... برای اینه که گیر ندن ! - مگه محبوری اینقدر کوتاه بپوشی که باهاش جوراب هم بپوشی و گند بزنی به تیپت ؟ خوب خوشم میاد ! بی جوراب هم اذیت میکنن ! - خوب هر کی خربزه میخوره پای لرزش هم میشیه ! بگذریم .. اگه بگیرنت چیکار میکنی ؟ خوب بگیرن ! گناه که نکردم ! با کسی هم نخوابیدم ! فوقش جریمه و شلاق و خلاص ! - بازم از فرداش همینطوری میپوشی ؟ معلومه چون لباس دیگه ای بجز اینا ندارم !!!!!!! - برات مهمه که اجتماع این لباسها رو نمیپسنده ؟ چرا ما جامعه رو بپسندیم ؟ جامعه ما رو نپسنده ؟ میدونی اصلا چیه ؟ من آدمیم که دوست دارم دوستام به من توجه کنن ! و مورد توجه باشم ! - اونوقت نمیگن عقده ای هستی ؟ نه اصلا !! اونایی که مثل کلاغ سیاه چادر سرشون میکنن و مثل جن بوداده میکنن خودشونو اونا افسردگی میگیرن و عقده ای هستن ! همینا میرن خارج همه جاشونو میریزن بیرون خودم صد بار دیدم برو ببین دوبی همین زن چادریا چیکارا میکنن و چطوری کنار ساحل لخت میشن ! - حرف حق که جواب نداره !!!!!! ------ بازاچه ونک : دختری به همراه مادرش ! هر دو مانتوی تنگ و کوتاه پوشید و دختر مانتوی قرمز و نازک تنش کرده و تاپ زیرش کاملا مشخصه و از کنار هر کسی رد میشن با چشمهاشون تمام سر و سینه اونها رو میبلعن : - این مانتویی که پوشیدی شیشه ایه ؟ نه ! فقط یکم نازکه !!!! - تو از این مانتو شیشه ای ها داری ؟ مادرش میاد جلو با انگشت شروع میکنه به شماردن : هم قرمز – هم نارنجی – هم سبز فسفری ! - شما چی خانم ؟ شما هم انگار بدتون نمیاد ؟ با اینکه از ما دیگه گذشته ولی به اصرار دخترم چندی تایی خریدم !!!!!! سبز و آبی تنگ و کوتاه و میزنه زیر خنده !!!! - من از دور دیدم از کنار هر کی رد میشد چپ چپ نگاهتون میکرد و با انگشت به هم نشونتون میدادن و این فکر براشون پیش میاد که نکنه از اونا (!) باشین ؟ مهم نیست عادت کردیم ! خدا هم بنده هاشو آزاد آفریده آدما حق دارن هر جور میخوان زندگی کنن و بپوشن ! تو خارج یک جزیره هایی هست همه لخت مادر زادن ! پس اونا رو چی میگی ؟ - خوب چی بگم والا ! به نظرتون این مدها رو کیا اختراع میکنن ؟ معلومه یه مشت آدمهای خوش سلیقه و شاد که به فکر ما جوونها هستن هاها.... ناز شصتشون هر کی که این مدل ها رو میده خوب ر ..... به آخوندا ! راستی خانم بنویس قبل از اینکه به این مسائل پرداخته بشه به فقر جامعه رسیدگی کنن تا من و دخترم مجبور نباشیم برای اجاره خونه و خورد و خوراکمون ج ... کنیم !!!!!! - زمانیکه خواستم برگردم چشمم افتاد به پیرمردی که فالگوش ایستاده بود و تا دید دیدمش راهشو کشید و رفت ! ازش میپرسم نظرت راجع به این زنا چیه ؟ ما که قدیما این چیزا رو نداشتیم ! یه شهرنویی بود همه میرفتن اونجا ! دیگه تو خیابون ول نبودن ! زنها هم اون قدیما چادر و روبنده داشتن و فساد کم بود اما الان هر کی هر جور دلش میخواد میاد بیرون و کسی هم حریف اینا نمیشه دیگه ! خودشون کردن خانم ! همین آخوندا اومدن ر .. به اسلام ! ما اعتقادات خوبی داشتیم و همه رو ازمون گرفتن ! همین پست فطرتا ! همین خ ..... !!!!!!!! راهشو میکشه و میره و زیر لب میگه : جوونهای این دوره زمونه اعتقادات ما رو قبول ندارن باورهامونو مسخره میکنن و سر به هوا شدن ! ماهواره ها هم هر روز یه مدل میارن ! یه دل مو یه مدل لباس به مدل آرایش ....... میفهمم که این پیرمرد هم روزی چند ساعت پای ماهواره سیر و سیاحت (!) میکنه و دم از سنت میزنه ؟؟؟ هاها ! عجب مردمی داریم !!!! ---- آخرین سوژه ! این یکی روی همه اینها رو سفید کرده تو بی حیایی : من دوست دارم مانتوی سفید و نارنجی بپوشم که چاکش ... دستشو میاره وسط پاش و از اونجا به سمت ناف میبره و میگه ... تا اینجا باشه و بعد دوباره دستشو میذاره دو طرف رونش و میاره بالا و میگه 2 تا چاک هم از بغلش بخوره و تا این بالا بیاد و دستشو میذاره رو باسنش و از وسط میاره بالا انگار که داره فرق باز میکنه و میگه : پشتش هم تا این بالای کمرم چاک بخوره که راه میرم پاهام آزاد باشه و موقع نشستن چروک نخوره !!!!!!!!!! - میگم بهتر نیست اصلا مانتو نپوشی ؟ چیکار کنم ؟ از مانتوی بلند و تنگ و پوشیده قلبم میگیره ! اگه به خودم بود شورتمم در میاوردم تو خیابون لخت راه میرفتم !!!!!!!!! - قربون حیا !!!! نتیجه گیری اخلاقی : سوژه های حقیقی ای رو که دیدین تقریبا 90% دختران و زنان جامعه ما رو تشکیل میدن و هر روز هم بر تعدادشون اضافه میشه ! کاملا متوجه شدید که با یک نسل عصیان گر و ضد دین و ضد اخلاق روبرو هستیم که تمام ارزش ها رو به سخره گرفتن و ارتجاع سیاه رو به زیر کشیدن ! در واقع نتیجه دیکتاتوری و زورگویی حکومت اسلامی در ضدیت با آزادیهای به حق و شعار یا روسری یا توسری شده نتیجه اش این که میبینید ! مطمئن هم باشید زمانیکه حجاب در این سرزمین آزاد بشه چنان فسادی جامعه رو میگیره که تا چندین سال باید بدنبال راهکارهای مهار اون باشیم و تمام اینها نتیجه چیزی به نام اسلامه ! اسلامی که به زور وارد زندگی ما شد و به زور شد عرف و هنجار و حالا برای زدودن اون نیاز داریم به عاملی بنام نفرت خود ساخته ! راه درازی در پیش نداریم اون روز رو ببینیم ! بهای آزادی بسی گران پرداخت خواهد شد اما آزادی زیبایی رو برای نسل های آینده ما به ارمغان خواهد آورد و ما همگان فدای نسل های آینده میشیم و به تاریخ میپیوندیم تا نسل های آینده اشتباهات فاحش ما رو تکرار نکنند ! باشد عبرت آیندگان ! نوشته شده در ساعت 10:31 PM توسط No One
● عارضه اسهال :
آقا این زیتون خدای سوژه های منه . جدیدا یک مطلب نوشته درمورد مهمون از خارج اومده خودش که خیلی خاطرات جالبی رو برای من زنده کرد و بد ندیدم در همین مورد منم قسمتی از خاطراتم رو بنویسم : آقا این افرادی که از خارج میان برای مدتی ایران همه سعی می کنن فصل تابستون و یکماه تعطیلات تابستونی رو انتخاب کنن برای سفر و از طرفی این سفر خودش حسن های زیادی رو هم داره : - مدارس تعطیل میشن ! - دانشگاه ها هتل میشن - سور و سات شکم براه میشه - فصل مسافرت میشه - هوا گرم میشه و پر از آفتاب داغ " چیزی که دیار کفر کمه " و خلاصه همه این عوامل دست در دست هم باعث میشه که مسافران دیار کفر این فصل از سال رو برای سفر انتخاب کنن ! دختر عمه منم که سال گذشته از انگلیس اومده بود پیشم , از این قضیه مستثنا نبود و تیر ماه ایران بود و چه کارها که نکردیم واویلا !!!!! طبق مطلبی که زیتون عنوان کرده اولین حادثه مهمی که رخ داد همون مساله موال یا مستراح یا توالت یا دستشویی " خودتون بسته به کلاس و فرهنگتون یکی رو انتخاب کنید " بود . خوشبختانه تو هر اتاق خواب یک سرویس بهداشتی کار گذاشته شده بود از نوع فرنگی و مشکلی نبود ! اما مشکل اساسی این بود که مهمون من ترک تشریف داشت ! نه اینکه چون مخش تعطیل باشه بهش میگم ترک ! ننه و بابا و جد اندر جدش ترک بودن و رو همین حساب این خانم هم به محض اولین نیاز به امر گل و گلاب از من درخواست توالت ایرانی کرد !!!!!!! جل الخالق !!!!! همه میدونن مسافری که از اون ور میاد اولین عامل در انتخاب مکان سکونتش وجود توالت فرنگیه و به جااییکه این مورد رو ندارن نمیره و حالا تصور اینکه یه آدم خل و چل بیاد و از من توالت ایرانی بخواد خیلی حرف بود ! منم که اصلا با توالت ایرانی از بچگی میونه نداشتم و عادت هم ندارم از وقتی اومده بودم تو این خونه همه سرویس ها رو داده بودم تبدیل به فرنگی کرده بودن و مونده بودم چیکار کنم و دلم هم نمیخواست دلش بشکنه خیر سرش !!!!!!!!! خلاصه یهو یاد توالت ایرانی ته باغ افتادم کنار انباری ! در واقع اتاق سرایدار اینجا بود که حالا تبدیل شده بود به انباری و خرت و پرت های بی مصرف و یکسری لوازم باغبونی رو ریخته بودم اونجا ! دستشو گرفتم بردم اونجا و درو باز کردم و فرستادمش تو !!!!!! 2 دقیقه نشد اومد بیرون و گفت صندلیش کو ؟؟؟؟؟؟ گفتم این صندلیش اتوماتیکه باید خودت شکل صندلی بشی !!!! دستمو گرفت و برد تو و گفت زود باش یادم بده !!!!!! - چی چی رو یادت بدم مونگول !!!!! آخه آدم از اون سر دنیا میاد ایران فقط برای دیدن توالت ایرانی ؟؟؟؟ پس چی !!! اومدم ایران فرهنگ ایرانی ها رو ببینم !!!!!!!! - آها یعنی توالت ایرانی فرهنگ ایرانیه ؟؟؟؟ بله ! تازه می خوام عکس هم بگیرم و ببرم اونجا به استادمون نشون بدم ! قرار شده هر کسی میره تعطیلات از چیزهای فرهنگی کشوری که رفته کلی عکس و مطلب بیاره !!!!! - خاک بر سر اون استادت و خودت کنن که از طریقه ر .. دن آدم میخواهین عکس بگیرین و کار فرهنگی کنید ! بی فرهنگ جواد !!!!! خلاصه کنم براتون ما رو به زور نشوند و چند تا عکس گل و بلبل با ژست مکش مرگ ما و لبخند ژکوند ازم گرفت " البته با لباس " و ولمون کرد !!!! - در مورد قضیه اسهال هم که زیتون گفته شکر خدا این دختر عمه من معده فولادی " ببخشید چرخ گوشت " داشت : اولین روزی که رفتیم با هم بیرون قدم بزنیم چشمش افتاد به پسر بچه ای که داشت لواشک می خورد ! فوری گفت این چی میخوره ؟ تا گفتم لواشک , سوالات شروع شد و توجیح کردن من هم پشت سرش !!! خلاصه کنم براتون که آخر محبور شدم ببرمش تواضع و یک خروار از این آت و آشغالها براش بخرم ! چشمتون روز بد نبینه فکرشون بکنید 10 تا لواشک از انواع مزه های مختلف ! تمبر هندی سیاه و قهوه ای ! آلبالو خشکه و ... ! آقا ما اینا رو خریدیم و اومدیم خونه و طرفهای عصر بود ! شام هم یه حاضری خوردیم و رفتیم تو باغ نشستیم و خانم هم این هله هوله ها رو برداشت و آورد نشست کنار من و لنگهاشو دراز کرد و با لذت شروع کرد خوردن و ملچ مولوچ کردن !!! نصف تمبر هندی رو بلعید و بعد 2 تا لواشک خورد و آخر سر هم یک مشت آلبالو خشکه خورد و بعد از یکساعت دیگه به زبون اومد و گفت انگار زبونم یکم میسوزه !!!! - نه بابا ؟!!!!!!!!! هاها من اگه بودم الان باسنم می سوخت و یه سوراخ اندازه سر آغا توش وا شده بود با این نشادر هایی که تو خوردی !!!!!!!!!!!!! چرا ؟ - چرا و حناق ! این همه ترشی خوردی تازه یکم دهنت میسوزه و زبونت رو برده هیولا ! تازه میگی چرا ؟!!!!! چرا به من میگی دایناسور ؟ - ای خدااااااااااااااااا !!!!!!!! هیچی غلط کردم !!!!! خلاصه من هر لحظه منتظر بودم دلش پیچ بزنه و به عارضه اسهال مبتلا بشه بدو بدو بره به سمت توالت و دلم خنک بشه ! اما یکساعت شد خبری نشد ! 2 ساعت گذشت خبری نشد ! خلاصه کنم ساعت 12 شب بود که طبق معمول ویار وبلاگ نویسیم گرفت و بلند شدم رفتم کتابخونه پشت کامپیوتر و اینم با آت و آشغال هاش اومد دنبالم ! اول کمی شروع کرد وراجی کردن که گفتم اگه اینجا میشینی حرف نباید بزنی تا من نوشتنم تموم بشه و بعد هر چی خواستی بگو !!!!! بعد هم آشغال هاشو دادم دستش بعنوان صدا خفه کن و اونم نامردی نکرد و دوباره افتاد تو جون این هله هوله ها !!!! یه یکربعی گذشته بود که گفت شیر میخوام !!! مغزم داشت رعد و برق مییزد !!!!! - میمیری خره اگه الان شیر بخوری ! همینجوری من نمیدونم تو چطوری زنده ای دیگه شیر بخوری جواب ننتو من چی بدم ؟ از انگلیس پابرهنه میاد اینجا منو به صلابه میکشه !!!!!!! تو چی کار داری ؟ من هر شب شیر می خورم !!! تو فکر خودت باش خانم !!!!!!!!! اینو که گفت اون روح شیطانی من بیدار شد و گفتم باشه خودت خواستی ! بلند شدم و یه ماچش کردم و گفتم الان میرم برات یک لیتر شیر میارم و یه لبخند دندونی یاهو هم بهش تحویل دادم و رفتم پایین توی آشپزخونه سر یخچال ! خودم شیر نمیخورم و به شیر حساسیت دارم و کیلو کیلو فقط ماست میخورم برای همین شیر هموژنیزه میخرم برای توی غذاها یا کسی میاد با قهوه مخلوط میکنم میدم تو خوردش یا کیک درست میکنم ! برای همین همیشه چند تا شیر تو یخچال دارم و مدتشون هم 6 ماهه ست و مشکلی نیست ! یکی رو باز کردم و گذاشتم تو سینی و یه لیوان آبجو خوری هم برداشتم و گذاشتم کنارش و بردم بالا و با عشق فراوان تقدیم کردم ! تشکری کرد و لیوان رو درست تا بالا پر کرد و شروع کرد خوردن ! دقت کنید که تا این لحظه اقلا دو کیلو از این آشغالها رو بلعیده بود و حالا شیر هم روش داشت میخورد ! تا این شیر رو بخوره من زنگ زدم به 118 و شماره تلفن اورژانس رو پرسیدم و بعد هم زنگ زدم به یکی از دوستام که دکتر بود و ازش سوال کردم کمک های اولیه برای مواقع اسهال شدید چیه ؟ - به به ! باد آمد و بوی عنبر آورد ! ساعت یک نصفه شب زنگ زدی به ما بعد از قرنی میپرسی یکی اسهال شدید بگیره چیکارش کنم ؟؟؟؟ آخه دختره فلان شده منو از خواب بیدار میکنی کمک اولیه در مورد اسهال بپرسی ؟ فحش بدم بهت ؟؟؟؟ َاه !!!! چقدر لوسی تو هم ! ننر !!!! میگم مساله خیلی جدیه !!!!! - خوب زنگ بزن اورژانس ! دیوونه !!!! من میترسم به اورژانس هم نرسه ! تو که نمیدونی با چه موردی روبرو هستم ! - تو که خیر سرت پزشکی خونده بودی حالا از من چرا سوال میکنی ؟ اول اینکه من نصفه کاره ولش کردم و فقط عمومی خوندم بعد هم فردا یه چیزی بشه همه تقصیرا رو می اندازن گردن من ! حالا میگی یا برم از یکی دیگه بپرسم ؟ - حالا کی هست ؟ چی شده ؟ هیچی دختر عمه منه البته هنوز چیزی نشده اما تا چند دقیقه دیگه میمیره ! چون نزدیک 2 کیلو تمبر هندی و لواشک خورده و الان هم یه پارچ شیر خورد !!!!!!! - خاک بر سرت ! نصف شبی زنگ زدی برام جوک تعریف می کنی ؟ برو بکپ ! روانی , مازوخیسم , سادیسمی , دیوونه زنجیری ............... تق !!!!! یه نگاه به دختر عمه ام کردم که با خونسردی داشت لواشک رو میزد تو شیر و با کیف شیر و لواشک میخورد و به نگاه هم به بوق ممتد تلفن !!!! آخر گفتم به جهنم !! دوباره مشغول نوشتن شدم ! اما مگه میتونستم آروم بگیرم ؟ وجدانم شدیدا به درد اومده بود ! این بود که سریع شماره عمه م رو گرفتم : - الو سلام عمه جان ! سلام شیوا جون .. دخترم چطوره ؟ از راه به درش که نکردی ؟ بیاد اینجا سر تا پاشو معاینه میکنم ها !!!! - بابا ! این دختر شما منو از راه به در نکنه من کلاهمو می اندازم هوا ! بعد هم مرسی احوال منو پرسیدین ! خوبم مرسی !!!!!!!!!! خوبه خوبه ! حالا چیه ؟ اتفاقی افتاده ؟ - اتفاق که نه ! یعنی شاید بیفته ! این دخترت زده به سرش و داره شیر و لواشک میخوره گفتم یه وقت مرد نندازین گردن من ! من حریف این ترکه نمیشم !!!!!!!! هاهاها ! زنگ زدی اینو بگی ؟ نترس هیچیش نمیشه ! فکر خودت باش ! خداحافظ !!!!!! - ِاااه !!! چی چی خداحافظ ؟ میگم الان میمیره !!!!! منم مادرشم میگم نمی میره ! تازه چیزی نخورده بچه م ! اینجا که بود سرکه با شیر میخورد !!!! خداحافظ ! یه نگاه به دختر عمه م کردم و رفتم طرفش و پیرهنشو زدم بالا و دستمو گذاشتم رو شکمش و دیدم نه ورمی نه هیچی ! - به شکم من چیکار داری پر رو !!!!!!! هان ؟؟؟ هیچی ! یه دقیقه صبر کن ببینم ! ..... گوشمو چسبوندم به معده ش و ببینم اثری از پیچ زدن و نفخ شنیده میشه ؟ اما سکوت مطلق و فقط صدای هرت هرت شیر سر کشیدن بود که توی اون خیک خندقش فرو میرفت !!!!! محکم کوبیدم تو پیشنویش و گفتم : - آخه تو هم آدمی ؟؟؟؟؟ هیولا ؟ دایناسور ! گودزیلا ! منو باش به فکر اینم !!!!!! پاشو برو اتاق خودت تمرکزمو به باد دادی !!!!! انداختمش بیرون و شروع کردم به نوشتن !!!! شب قبل از خواب هم رفتم یواشکی دم در اتاقش ببینم نفسش در میاد یا نه و دیدیم مثل اگزوز تراکتور داره خرناسه میکشه ! درو محکم کوبیدم از حرصم و رفتم خوابیدم . صبح وقتی بیدار شدم و رفتم پایین دیدم بساط صبحانه رو آماده کرده و نشسته خودش داره برای خودش میخوره ! کلی خوشحال شدم که بالاخره یکی هم برای من صبحانه آماده کرده و یه قهوه برای خودم ریختم و نشستم رو صندلی و تا چشمم به چیزی که میخورد افتاد برق از سرم پرید !!!!!! داشت ماست و تمبر هندی میخورد !!!!!!!!!!! هوار کشیدم سرش : میمیری !!!!!!!! کله صبح اینا چیه میخوری ؟؟؟؟ - به تو چه ؟ فضولی مگه ؟ دیگه هیچی نگفتم !!!!! عصر رفتیم پارک جمشیدیه و سراغ پسرک بلال فروش خودم ! تا چشمش به بلال افتاد که روی منقل داشت کباب میشد گفت اینا چیه ؟؟؟ - بلال ! میخوری ؟ خوشمزه ست ؟ - خیللللللللی !!!! .... و 2 تا انتخاب کردم و دادم برامون درست کنه ! اولی که حاضر شد و پسرک انداخت تو سطل آب نمک دختر عمه ام با کیفش کوبید تو فرق سرش که : چرا بلال منو انداختی دور ؟؟؟؟؟؟؟؟ - چرا میزنی خانم ؟؟؟ انداختم تو آب نمک !!!!!! هاها .... مرده بودم از خنده ! شاهکاریه برای خودش ! خلاصه کنم این بلال خوردن هم به لیست خوراکی ها اضافه شد و خوشحال بودم یه پای بلال پیدا کردم ! اما هنوز هم اثری از اسهال نبود ! در ادامه به گوجه سبز و توت فرنگی و توت و خیار قلمی های مخصوص خیار شو و انجیر سیاه و سفید و گیلاس و آلبالو و فلفل سبز تند و .... رسیدیم اما تا روزی که تو ایران بود هرگز برای نمونه یکبار هم اسهال نشد که نشد و سوغاتی هم یک چمدون تمبر هندی با خودش برد به وزن 15 کیلو !!!!!!!!!!! بقول معروف ترکه : - خداوندا چه آفریدی ررررررررررر ...... دی !!!!!!!!!!!!!!!! نوشته شده در ساعت 12:02 AM توسط No One
........................................................................................
● ثروت , فساد و تباهی :
امروز با آقایی ملاقات کردم از تیر و طایفه هزار دستان ! البته از قبل با هم آشنا بودیم و امروز بعد از چند ماه دوباره دیدمش و برخورد نسبتا سردی هم باهاش کردم و بعد هم خداحافظی کردیم و برگشتم ! خاطراتی برام زنده شد و بنظرم جالب اومد براتون تعریف کنم ! این اواخر حس کردم خیلی از شما حسرت زندگی من و امثال منو دارید و فقط دنبال ظواهر میگردید ! فکر میکنید چون شیوا حسابهای بانکیش اونقدر پره که خودش هم نمیدونه چیکار کنه و با اسکناس بقول معروف بادبادک و موشک کاغذی درست می کنه پس آخر خوشبخته و هیچ کم و کسری ای تو زندگی نداره ! زهی خیال باطل ! مساله هم همینه که همین ثروت و رفاه ظاهری شده بلای جون بشریت : بنا به دلایل امنیتی اسم این آقا رو نمیارم ! چون سرمو خیلی دوست دارم :) رو همین حساب فقط ایشون رو به اسم : آقا خفنه , بشناسید : این آقا خفنه که خودشون یکی از مشتریان پر و پا قرص نوشته های من هستن از خیلی وقت قبل با من آشنا شدن ! روزگاری که از طرف عموم مسئولیت شرکتی رو عهده دار بودم در زمینه امور کامپیوتر و بعدها هم که ریشش به جاهای دیگه (!) وصل شد این شرکتها رو واگذار کرد و فروخت و از اون به بعد دیگه این آقا خفنه رو ندیدم ! جریان شرکت زدن در حین انجام کارهای تجاری با سود سالیه 100 میلیارد بلکه بیشتر اینه که چون درآمد حاصله تقریبا بدون عوارض و مالیات و بصورت در گردنش بدست میاد میتونه خیلی سوء ظن بر انگیز باشه رو همین حساب کسانی که به این امور آشنا هستن میدونن که این افراد میان در کنار کار اصلی چند شرکت هم تاسیس میکنن و عده ای رو سر کار میارن که اصلا براشون کارکرد اونها مهم نیست و ارزش نداره و قصدشون فقط سر پوش گذاشتن رو فعالیتهاشونه ! کار کردن یا نکردن کارمندها براشون اصلا مهم نیست و سود و حقوق و مخارج همه اونها هم بصورت داخلی تامین میشه چون درآمد اصلی از راه دیگه بدست میاد ! - جدیدا رو همین حساب اومدن و گفتن کسانیکه در حساب بانکی بیش از یک میلیارد تومن درآمد دارن حساب هاشون بررسی میشه که این درآمد از کجاست و از چه راههای کسب شده ! منو نمیگه ها :) خلاصه شده بودم مسئول یکی از این شرکت های صوری که در زمینه کامپیوتر فعالیت میکردیم ! البته من برخلاف نظر عموم گشته بودم و آدم های کاردان استخدام کرده بودم و تمام سود رو هم به جیب خودم میزدم و حساب در گردش روزانه رو که چیزی بین 30 تا 40 میلیون تومن بود هم سودش رو باز خودم هپولی میکردم و در کنارش یه چیزی هم دستی از عموم تیغ میزدم و پس انداز و یکسری کارهای خیره که بعدا مفصل در موردشون میخوام بنویسم ! خلاصه یک روز نشسته بودم و دیدم منشی میگه یه آقایی اومدن و با شما کار خیلی فوری دارن !!!!! گفتم بگو بیاد تو و دست کشید به صورتش و گفت چیزه ... فهمیدم طرف حزبُله و روسریمو سرم کردم و نشستم . آقا چشمتون روز بد نبینه یه آدم نره غول ریشو با تیپ اطلاعاتی – لباس شخصی با تسبیح شاه مقصود به دست اومد تو و سلام و علیکی کرد و نشست !!! با گلاب دوش گرفته بود و منم به بوی گلاب حساسیت دارم و داشتم خفه میشدم ! کلی جا خورده بودم و ترس برم داشته بود که این دیگه از کجا پیداش شده و ما که مورد خلافی نداشتیم و خلاصه بلند شدم و رفتم روبروش نشستم و شروع کردیم معارفه و صحبت کردن و گفت یه پروژه ای هست که میخواد ایجاد بکنه و اومده مشورت با ما و اگه قیمتمون مناسب بود شاید هم با ما قرارداد ببنده !!!! بعد اطلاعاتش رو داد و من محاسبه کردم و گفتم توی تهران حدود 200 تومن هزینه داره ! بعد گفت توی قم و مشهد و اصفهان و شیراز هم بخواهیم چی ؟ اونم حساب کردم و کلا رقمی بین یک و صد " میلیارد " رو بهش دادم ! با تعجب گفت : مطمئنی اینقدر میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟ فکر کردم شاید زیادی گفتم و الکی دوباره حساب کردم و گفتم خوب حالا بعضی هزینه ها رو کم کنیم 900 تا هم میشه در آورد !!!! گفت : نه بابا !!!!!! منظورم اینه خیلی پایین گفتی و به من بالاتر پیشنهاد دادن ! گفتم اصلا چقدر مد نظرونه ؟ گفت هیچی ما 25 تا برای این کار کنار گذاشتیم !!!!!! 25 میلیارد تومن !!!!!!! خلاصه کنم من با 15 تومن سر و تهشو هم آوردم و بماند که بعد از یکسال هم کارشون اصلا تغییر کرد و نه اومدن دنبال پول نه هیچی و فکر کنین حساب که کردیم نزدیک 10 و نیم تومن باقی مونده بود خالص سوای تجهیزات و کارهای انجام شده که تحهیزات رو هم تو مناقصه فروختیم و دو تومن هم از فروش اونها تامین شد !!!! خلاصه از همون زمان مدتی باهاش ارتباط داشتم و آخر معلوم شد طرف شخص اول تامین امنیت حکومت اسلامیه که از 19 سالگی وارد جریانات سپاه و انقلاب شده و حسابی مورد اعتماد از ما بهترونه و حتی آغا هم باهاش در خیلی موارد مشورت میکنه ! آقا یه روز من اینو دعوت کردم خونه م و البته از روی تعارف و اینم نامردی نکرد و می دونست من تنها زندگی میکنم , گفت باشه میام !!!!! بعد که رفت زنگ زدم به عموم و گفتم پا شو بیا اینجا این مرتیکه داره میاد پیش من ! اونم که میدونه چطوری منو بچزونه گفت : ناراحت نشو عزیزم !!!! من تو دوبی هستم و نمیتونم بیام !!!! - پول هواپیماتو من میدم تو فقط بیا !!!! هاها ! یادته چقدر منو سوزوندی ؟؟؟ حالا یکم بکش پوستت کلفت بشه !!!!!! بعد از شصتاد تا فحش دادن بهش گوشی رو قطع کردم و رفتم خونه و زنگ زدم غذا رزرو کردم و دو نفر رو هم گفتم بیان و خونه رو یه طوری مرتب و منظم کردن و منتظر شدم تا بیاد ! سر ساعت آقا تشریف آوردن و حالا با چه وضعی ؟ یه بنز ضد گلوله اونم تو خیابون ما که هزار تا فضول و بپا داره و هر کی میره و میاد رو اسکن میکنن , جلوی چشمهای وق زده مردم آقا با ماشین داخل شدن و تا نزدیک خونه رو هم با ماشین اومد و چمن های نازنینم رو له کرد و پیاده شد و دیدم کراوات زده و با ادکلون دوش گرفته و یه بسته مشکوک (!) هم زیر بغلشه ! حالا ریخت من دیدنی بود : یه دامن بلند ماکسی پوشیده بودم با جوراب که یه وقت بی ناموسی نشه و پیرهن آستین بلند و یه شال هم روی سرم بعنوان مثلا دکور حجاب !!!! تا منو دید اومد جلو و دست داد و بسته کذایی رو داد دستم و گفت : من عاشق نیاوران هستم و از سر خیابون که رد میشدم چشمم افتاد به خونه گوگوش و کلی یاد آهنگهاش کردم ! عجب صدایی داره ... و شروع کرد خوندن !!!!!!!!! منم همینطور هاج و واج نگاهش میکردم و یواشکی در بسته رو باز کردم دیدم واویلا یه بطر شامپاین اصل با پلمپ طلایی برداشته آورده !!!!!! رفتم دنبالش و گفتم این چیه دیگه ؟؟؟؟ - هیچی گفتم امشب رو بترکونیم !!!! موافقی ؟ آخه شما ... - ها ؟ من چی ؟ من تازه 37 سالمه خانم ! به این ریش و پشم هم نگاه نکن ما خودمون آخر خلافیم این لباسهاتم برو در بیار دلمون گرفت و یه چیزی بپوش که آدم روحش تازه بشه یعنی چی ؟ آخه .. - برای ما فیلم بازی نکن خانم جون ! ما خودمون ختمیم و اینکاره !!!!!!! پس شما تشریف بیارید تو ... من الان میام ... - راخت باش ! من باغ رو میگردم و شما هم برید ! خلاصه منم از خدا خواسته فوری رفتم و اون لباسی رو که دوست داشتم و بی شباهت به البسه حوا نبود پوشیدم و اومدم دنبالش و دیدم رفته سمت آلاچیق و گفتم میوه و اسباب پذیرایی آوردن و شامپاین رو هم دادم خوش باز کنه و به سلامتی هم نوشیدیم و بعد هم رفتیم داخل گپ زدن و شام ! خیلی از خونه خوشش اومده بود و مدام اصرار داشت اینجا رو بخره عجب خونه ای ! آدمو یاد کاخ نیاوران میاندازه !!! - لطف دارین ! من خریدارم اگه بفروشین ؟ قیمت هم هر چقدر خواستی میدم ! بدون بنگاهی ! - نه بابا .. خودم اینجا رو خیلی دوست دارم و ارث پدریمه !!! مگه پدرتون فوت کردن ؟ - نه خیابون بالایی زندگی میکنن و اینجا رو دادن به من ! پس حدسم درست بود که از این تازه به دوران رسیده های یه شبه پولدار نیستین !!! - چی بگم ؟!!!!! بعد که سرش حسابی گرم شده بود شروع کرد پته همه رو به آب دادن ! موبایلم رو دید و گفت دیدی این دوربین دارها جدیدا اومده ؟ " اون زمان تازه موبایل های دوربین دار در اومده بود " - بله دیدم ! چطور ؟ هیچی چند وقت پیش رفته بودم پیش آغا و به من گفتن ما شنیدیم وضعیت زنان خیابانی خیلی آشفته شده و شما رو مامور میکنیم برید چشم و گوش ما بشید و برای ما خبر بیاورید و گزارشی از این افراد بنویسید ببینیم چطور شده وضع مردم ! ما هم بلند شدیم رفتیم پیش یکی از این خانم رئیسا که یه آپارتمان 16 واحدی رو کرده بود شهرنو !!!!! ماهی 60 میلیون تومن از همین راه کاسبی داشت و همه کله گنده ها میرفتن پیشش تا سفیر و کاردان و .. ! تا درو باز کرد و رفتم تو خودش پرید بغلم و از اون ور هم چند تا زن و دختر لخت و عور ریختن رو سرمون و منم نامردی نکردم و کلتمو کشیدم و گفتم همه خفه !!!!! من مامور مقام معظم رهبری هستم و کاری هم باهاتون ندارم فقط به یک شرط ! دونه دونه میایین تو اون اتاق من باتون مصاحبه میکنم و بعد میرین پی کارتون اما اگه دروغ بگین همین جا یه بی سیم میزنم و همتونو میفرستم جایی که عرب نی می اندازه !!!! خلاصه ما رفتیم تو اتاق و اینا اومدن و ما هم دونه دونه ازشون پرسیدم چی شد به این راه افتادین و خلاصه همه چی رو می پرسیدم و ضبط میکردم برای آغا و تا 6 صبح فردا یه کله سر اینها بودم و بعد هم رفتم و همه رو 8 صبح دادم به آغا !!!!! همین شد که یه طرح اومدیم زدیم که بیان برگه های 3 فرمی رو درست کنن که هر مردی با هر زنی میخواد بخوابه یکی رو زنه پر میکنه یکی رو مرده و اون قسمت سوم رو هر دو امضا میکنن و پست میکنن به شهرداری و اونجا ثبت میشه که یه وقت مشکل پیش اومد یقه جفتشونو بگیریم ! حالا ببینیم میشه یا نمیشه و ... بماند که اون شب به من چی گذشت تا این مرتیکه لند هور رفت ! وارد جزئیات نمیشم !!!!!! بعد از اون هم یکی دو دفعه ای اومد دنبالم و رفتیم هتل , به صرف شام و این قسمتش خیلی جالب بود ! مثلا من داشتم شام میخوردم یهو میگفت : اون پسره که روبروی توئه میبینی داره با موبایل حرف میزنه ؟ - آره میبینم چطور ؟ هیچی ! داره عکس دوست دخترشو میگیره !!!! دقت کن ! و بعد که خیره میشدم میدیدم آره ! نشون میده داره شماره میگیره اما در واقع داره عکس میگیره ! - تو مگه پشت سرت هم چشم داری که دختره روبروی پسره ست و نمیفهمه و تو میفهمی ؟ بابا اگه ما اینکاره نبودیم که ..... نمیاومد از ما درباره گاو صندوق خونه ش مشورت بگیره !!!!! و یا یکبار اومد دنبالم برای اینکه نقش منشی رو بازی کنم و با مانتو شلوار سورمه ای و مثلا با حجاب اما با آرایش صورت غلیظ !!!!! طرف قرارداد نماینده شرکت لاکهید بود که بطور واسطه با آقا خفنه قرارداد میبست و آقا خفنه هم میرفت و این قرارداد رو میفروخت به وزارت دفاع و یکسری تجهیزات فنی هواپیما رو وارد میکرد بطور مخفی بخاطر تحریم !!!! منم رفته بودم و نقش از راه بدر کردن آغایون رو داشتم و اونها هم 2 تا مثل منو آورده بودن و خوب شد که هر دو طرف کارکشته بودن و این بلا از سرم گذشت و به جاهای بی ناموسی کشیده نشد و فقط همون نقش مترجمی رو ایفا کردم ! نتیجه گیری اخلاقی : پول زیاد , ثروت باد آورده و قدرت میاره و قدرت هم از دیر باز برای انسان شدیدا جذاب بوده ! قدرت همیشه باعث فجایع و جنایت های بیشماری میشد و همیشه هم رنگ و بوی خون رو در خود داره ! درسته قدرت خیلی جذابه و رفاه و پول بینهایت جذاب تر , اما سرانجام همه این بازی های پشت پرده کثیف جز تباهی چیزی نیست ! ارتباط با افرادی از این دست جز بدبختی و مرگ و نیستی چیزی نداره ! خیلی ها هستن که حسرت میخورن برای داشتن یک چنین زندگی هایی مثل مسافرت بدون محدودیت به هر کشور خارجی , کرایه هواپیمای خصوصی ! داشتن چندین اتومبیل مدل بالا ! داشتن ویلا در جزیره کیش و جُمیرا با تمام امکانات ورزشی و رفاهی و هزاران مورد از این دست ! اما باید جنبه اینها رو داشت و از قدرت استفاده درست کرد ! پدرم میگفت ضیاء خواننده یه آدم یه لا قبا بود و وقتی معروف شده بود یه خونه بزرگ ویلایی تو شمال تهران خریده بود و داده بودن استخر خونه رو با فیروزه درست کرده بودن بجای سرامیک ! و میگفت هر وقت میرفت تو این استخر داد میکشید و عربده میزد و کیف میکرد و میگفت همه عمرم آرزو داشتم تو یه استخر فیروزه ای شنا کنم ! و حالا این آدم رفته واسه ما تئوریسین سیاسی شده !!!!!!! باید دید در پشت این زندگی ها و این ثروت ها چه چیزی هایی نهفته ! طبق بررسی های خودم در 99% موارد این ثروت ها بوی خون میدن ! بوی خیانت و فساد و نامردی ! وگرنه تصور اینکه یک نفر انسان عادی در طی یکی دو نسل بتونه ثروتی جمع کنه که نیمی از کشور رو بتونه سیراب کنه آیا با درآمد های عادی تامین میشه ؟ آیا با کارخونه داشتن و شرکت زدن و حقوق کارمندی و حتی دلالی این امر ممکنه ؟؟؟؟؟ همیشه یک سر این ثروت ها به حکومت و سیاست وصل بوده و بس !!!! هرگز خودتونو اسیر قفس طلایی نکنین چون نمیتونید بیرون بیایید از اون لجن طلایی که به بدنتون میچسبه و ولتون نمیکنه و پاک نمیشه ! از هر یک میلیون نفر شاید یک نفر هم جنبه داشتن ثروت رو نداشته باشه و این ماهیت کثیف ثروت بی حد و مرزه ! خوشحالم که از مسیر هنوز خارج نشدم و تونستم خودمو بکشم بیرون !!!!! نوشته شده در ساعت 11:39 PM توسط No One
........................................................................................
● دیوونه :
این واژه رو خیلی در زندگی روزمره بکار میبریم ! اغلب وقتی از دست کسی عصبانی میشیم سرش هوار میکشیم و بهش میگیم : اااااوی دیوونه !!!!!!!! اما نکته جالب توجه اینه که بر خلاف اون چیزی که همه تصور میکنن در واقع خیل دیوانگان ما بین آدم های عاقل هستن نه آدمهایی که بهشون میگن دیوونه و این نکته بسیار ظریفیه که خیلی ها ازش غافل هستن ! مثلا به فرض شما یا کسانی که ادعا میکنین خیلی آدم های نرمالی هستین امکان داره دیوونه های خطرناکی هم باشید : دوستی دارم روانپزشک و هر از گاهی سری بهش میزنم ! همیشه برای عجیب بود که چرا روزهایی که بهم وقت میداد برم دیدنش , اثری از بیمار تو مطلب دیده نمیشد تا اینکه یکروز ازش سوال کردم که چرا همیشه مطلب خالیه ؟ نکنه دکونت تخته شده ؟ برگشت گفت نه بابا ! کجای کاری !!!! این امت همیشه در صحنه فقط بخاطر حفظ آبروشون این موقع نمیان به مطب ! - یعنی چی ؟ پس کی میان ؟ درست وقتی که هوا تاریک میشه میان تا مبادا کسی اونها رو توی پله های مطلب روان شناس ببینه !!!!! میبینین چقدر جالبه ؟ با اینکه تو مملکت ما دکتر رفتن تفریبا جزو عادات مردم ما شده و هر کسی تا یک قطره آب از دماغش میچکه فوری میره دکتر و تازه انتظار داره یک خروار هم بهش قرص و دارو بدن , اما اگه به کسی بگی : فلانی پاشو برو پیش روان پزشک یا روانکاو !!!! زود چشمهاشو خون میکنه و با حالتی دریده بهت میگه : مگه من دیوونه شدم ؟؟؟؟ مگه من روانیم ؟؟؟؟؟ حالا بحث منم سر این افراده که خیال میکنن حالشون خوبه ! در صورتیکه از من میشنوید هر کی بهتون گفت در سلامت کامل روحی و روانی قرار داره مطمئن باشید چند تایی فاز کم داره و احتمالا فیوزش زود می پره !!! چون کسی که خیال میکنه بیماری روحی و روانی داره فوری به روانپزشک مراجعه میکنه و سعی میکنه بیماریش رو درمان کنه و یا کنترل کنه ! اما اون کسی که همه میبینن تعادل روانی نداره و بهش توصیه میکنن بره پیش روان پزشک و میگه من سالم هستم مطمئن باشید که خل و چله !!!! خوبه بدونید آمار و ارقام نشون میدن که تعداد جرایم و آسیب ها و خودکشی ها و افسردگی های شدید و خطرناک و جنایات و آدم کشی و قتل اونقدری که بین افراد سالم اتفاق میافته بین افرادی که به روانپزشک مراجعه میکنن اصلا رخ نمیده ! در واقع میخوام بگم که اصلا مطمئن نباشید که در سلامت کامل روانی به سر میبرید ! اگر جدا این فکر رو دارید بدونید تخته ای ازتون کمه !!!!! البت با عرض معذرت ! دلیل من هم تحقیقات چندین ساله روانشناسان بوده که به درستی این مطلت صحه گذاشته ! خلاصه کلام اینکه وقتی کسی به مشکل دار بودن خودش آگاه میشه و میدونه که حالش خوب نیست , مثل خودم , این خودش 50% از سلامتیه ! و کسی که منکر هر گونه بیماری روانی میشه , مطمئن باشید هر کاری ازش بر میاد !!!!!!!! خودم جزو یکی از آدم های مشکل دار هستم و کلا چند تا تخته من کمه ! به همین دلیل هم مدتی به روان شناس مراجعه میکردم تا مثلا درمان بشم ! اما خوب نتایج گاه خیلی مضحک بود و گاه خیلی وحشتناک : - یکبار رفتم سراغ دکتری که تازه از آمریکا اومده بود و آدم شدیدا ریلکسی بود و خیلی میخواست خودمونی باشه ! منم رک و راست بهش کفتم از اینکه نمیتونم با جنس مخالف ارتباط برقرار کنم خیلی زجر میکشم و تمایل زیادی به رابطه فقط با هم جنس خودم دارم و در ارتباط با اونها اصلا احساسی ندارم !!!! این آقا هم اومد مثلا درستش کنه و گفت کاری نداره که ! ار فردا برو کتاب بفروشی و از این کتابهای فال و ماههای تولد چینی رو بخر و به هر کی رسیدی از این چیزهای براش بخون و مطمئن باش همچین بهت میچسبن که باید خودت دو دستی جداشون کنی !!!!! آقا ما هم گفتیم چشم و رفتیم یه کتاب اندازه سرمون خریدیم و شروع کردم طالع بینی !!!! چشمتون روز بد نبینه همون 2 تا دوستی هم که داشتیم از دستمون در رفتن و همه جا هم پر کردن شیوا زده به سرش و فیوزش پریده و مخش گوزیده !!!!!! پناه بر خدا !!!! - مورد بعدی هم بخاطر فوت یکی از عزیزانم بود و شدیدا افسردگی پیدا کرده بودم و حال واقعا بدی داشتم ! یه بنده خدایی پیدا شد و دست منو گرفت و برد پیش یه دکتر روانکاو تا مثلا با من مشاوره کنه و بتونه کمکم کنه غم نبودشو تحمل کنم ! آقا جلسه اول اومد مثلا در مورد مرگ و این چیزها بگه تا شروع کرد منم نامردی نکردم و براش یک طشت آبغوره گرفتم و این جلسه کنسل شد !!!! جلسه بعد بود اومد گفت بیا توی گروه درمانی و آقا ما رو برد اونجا و شدم مثل مجسمه ابوالهول !!!!!! یک کلمه از دهنم در نیومد و بغض راه گلومو بسته بود ! جلسه سوم دید که نه بابا وضعم خیلی وخیمه و گفت بیا هیپنوتیزمت کنم و منم قبول کردم : آقا یه بلایی سر این آوردم که همه بیماری من به اون منتقل شد و من حالم خوب شد !!!!! میشست روبروی من و بعد میگفت چشمهاتو ببند و بعد هی شر و ور میگفت و میگفت الان تو میخوابی سبک میشی ذهنت بسته شد من وارد ناخودآگاهت شدم صدای منو میشنوی و .... و آقا منم بعد از نیم ساعت یهو پقی میزدم زیر خنده و حالا نخند کی بخند و بیچاره اوایل با وحشت به من نگاه میکرد و فکر میکرد خیلی حالم بده و بعدا دید نخیر ! نرود میخ آهنین در سنگ و دیگه شدیدا حرص میخورد و آخری ها هم دیگه به کل منصرف شد و خودش افسرده شده بود و فکر میکرد همه تحصیلاتی که تا حالا کرده کشک بوده و منم حالم خوب شد از بس منو میخندوند با این دیوونه بازی هاش ! بعدها یکی بهم گفت تو اصلا هیپنوتیزم نمیشی و بیخود زور نزن چون تو با چشمهات میتونی این کارو بکنی !!!! جل الخالق !!!!! این اوسا کریم چه چیزها که توی ما جا نذاشته !!!!! - مورد آخری هم که بیشتر جنبه راهنمایی به شما رو داره اینه که بازم سر یه جریان شدیدا احساسی (!) کله پا شدم و فیوز میوز همه سوخت و مخم کامل تعطیل شد !!!!!! باز ما رو برداشتن بردن پیش یکی از این دکترها !!!! آقا این مرتیکه ابله روز اول چند تا از من سوال کرد و بعد هم یک مشت قرص اعصاب داد دستم و گفت اینا رو بخور و یکماه بعد پاشو بیا ! یکماه تموم شد و خوب نشدم و سر وقتم رفتم دوباره ! این باز دوز دارو ها رو بیشتر کرد و بدون هیچ سوالی منو راهی کرد و گفت برو یکماه دیگه بیا ! سرتونو درد نیارم این رفت و آمد من 7 ماه طول کشید و جوری شده بود روزی 150 میل آرام بخش میخوردم و کم مونده بود دیگه خودکشی کنم !!!!! تا آخر یه بنده خدایی به دادم رسید و گفت اینها رو بریز دور و اینا مال تو نیست و ... آقا دور ریختن دارو ها همان و برگشت سلامتی من همان !!!!!! فقط با این مورد میخواستم بهتون بگم هیچ وقت پیش دکتر روان پزشکی که بهتون فقط دارو میده نرید , درمان باید همراه با مشاوره و دارو درمانی باشه , هر چند که طرف کراوات ببنده و ظاهر مطبش کلاس بالا باشه و .... ! عوارض این داروها برا من این بود که تا یکسال نمیتونستم مثل آدم جایی برم و باید با خودم یه مستراح میبردم :) تکرر ادارار پیدا کرده بودم و کم کم اونم خوب شد !!!!! حالا که بحث رسید اینجا این نکته رو بگم که ما در اصل چند جور پزشک متخصص اعصاب و روان داریم : 1- روانکاو یا روان شناس : که فقط میتونه بهتون مشاوره بده و با شما صحبت میکنه و نظر میده و ... حق دادن دارو نداره مگر داروهای معمول و آرام بخش های متداول ! مثلا مشاوره ازدواج و تحصیلی و خانوادگی و زناشویی و جنسی و .... 2- روان پزشک : که متخصص بیماری های روانیه و بیماری های مربوط به مشکلات روانی رو درمان میکنه ! مثل : Schizofernia – مالیخولیا - مازوخیسم و .... 3- متخص مغز و اعصاب : این پزشک وظیفه ش اینه که ناهنجاری های جسمی مربوط به سیستم مغز و اعصاب رو درمان بکنه مثل مونگولیسم ! فلج ! بیماری های مغزی ! تومور مغزی ! نارسایی مغزی ! بیماری های سلسله اعصاب و ... پس موقع رفتن به این دکترها حتما و حتما به عبارت تخصصی اونها دقت کنید !!!!! امیدوارم که هرگز برای کسی این مشکلات رخ نده چون من کشیدم و من تجربه کردم و میدونم چیه و چقدر وحشتناکه !!!! حتی یکبار از نزدیک بیمارستان روزبه هم رد شدم و منظره آدم های اونجا برام واقعا دردآور بود ! اینکه مردم از 5 صبح میرن نوبت بگیرن تا بیمارانشونو اونجا بستری کنن و در واقع خوکچه های هندی ای رو بدن دست دانشجوهای رشته های روانپزشکی !!!!! بقول منصور : دنیا و قیل و قالش غصه رو بی خیالش دیوونه رو نگاه کن ببین چه خوبه حالش تو این 2 روز دنیا دلو بزن به دریا بزن به سیم آخر دیوونه شو مثل ما ... نوشته شده در ساعت 11:45 PM توسط No One
........................................................................................
|
سایت ها My Community سايت هاي خبري
دوستان Design By Shiva © 2001 |