فرياد بي صدا

Disclaimer : In This Site , There Are Some Words That Aren't So Polite & May Not Be Suitable For Children Under +18  

Saturday, September 29, 2007
از معجزات احمدی نژاد :

امروز رفته بودم دیدن یکی از فامیل های فسیلمون که روی عزرائیل رو کم کرده و میخواد به نوح صد تا سور بزنه ! این آقا از فامیل های دور پدرم هست که من همچنان ربط فامیلیمون رو نمیدونم . از اون فامیل هایی هست که بخوایی حساب کنی میتونه بگی مادر خاله زن عموی دایی شوهر ننه خواهر زن داداش مادر عمه نوه پسر خاله نتیجه پسر بزرگ فلانی !!!!!! همون فقط بدونی فامیلت هستن , برای هفت پشتت کافیه و لازم نیست این شجره نامه طولانی رو مرور کنی که 4 چرخت هوا بشه و مخت بگوزه ! تا حالا چند دفعه ای ما رو صدا کردن که آقای تیمسار فلانی دارن میمیرن و بیایین آخرین دیدار . البته هر بار که رفتیم آقا رو چنان سرحال و قبراق دیدیم که شک کردیم به سخنان راوی و دعوت کننده ! همچنان 5 سالی میشه که ما مرتب میریم و میاییم تا دقایق آخر این آقا حضور داشته باشیم اما این دقایق به سالها مبدل میشن و خبری از پرتاب شدن این بنده خدا به لقا الله نیست !!!!
نمیدونم چه گناهی مرتکب شده که عزرائیل همیشه در آخرین دقایق ضایع ش میکنه و از خیرش میگذره و رغبت نمیکنه بیاد سراغش !!!!!
واقعنم هیچکس نمیدونه این آدم چند سالشه . بعضی ها میگن 120 سالشه بعضی میگن 105 سالشه و بعضی میگن 110 سال عمر داره ولی همچنان کسی نمیدونه و دلیلش اینه که شناسنامه های قدیم , پشت جلد قرآن بوده و اون قرآنه هم به حق جن و بسم الله ناپدید شد و روی همین حساب یه سنی رو تخمین زدن و براش شناسنامه گرفتن که به سن شناسنامه ای 99 سال داره ! حالا اینو در نظر بگیری که قدیمی ها سنشونو کم میکردن , بذار بالای 110 ! من فکر میکنم آزمایش کربن باید بگیرن ازش یا سوزن کنن تو تنش تا ببینن بجای خون نفت میزنه بیرون یا نه !!!!
خلاصه امروز هم زنگ زدن به ما که بیایین و تیمسار حالش خرابه و داره میره . ما هم مرتیکه رو گذاشتیم پهلوی آرتین و شال و کلاه کردیم و رفتیم آخرین بازدید . البته مطمئن بودم که بازم ما رو فیلم کرده و عزرائیل در آخرین دقایق فراموشش میکنه ! خلاصه نیم ساعت بعد توی اتاق نشسته بودم و کلی هم آدم جمع شده بودن . تیمسار رو به قبله خوابیده بود و چشمهاش نیمه باز و دهنش باز بود و داشت به زور نفس نفس میزد ئ انگار ایندفعه دیگه رفتنی شده بود جدی جدی ! جوون ها که فقط میخندیدن و با همدیگه لاس میزدن . بزرگترها هم راجع به همچی حرف میزدن الا این بدبخت ! پیرزن پیرمردها هم رفته بودن تو نخ آخرت و اون دنیا و گناهان و بهشت و جهنم و مرگ و نیستی . تلویزیون ایران هم برای دکور روشن بود و یکی دو نفر جلوش نشسته بودن و داشتن اخبار تماشا میکردن .
درست همین لحظه اخبار , تصویر احمدی نژآد و سخنرانیش در سازمان ملل رو نشون داد و یهو دیدیم تیمسار نیم خیز شد و چند دقیقه ای زل زد به تصویر تلویزیون و بعد هم با لحنی که کم از هوار زدن نبود شروع کرد هر چی فحش خوار – مادر بلد بود رو نثار احمدی نژاد کرد :
ک .. تو ک... خوار – مادرت ولد زنای فلان فلان شده و ....
همه ما چند دقیقه ای نگاهش کردیم و بعد منفجر شدیم از خنده . بعد که حسابی فحش داد و آروم گرفت به زور و با کمک چند نفر از رختخواب بلند شد و گفت برام غذا بیارین گرسنه شدم و یه کاسه فرنی بهش دادن و بعد هم نشست و برای ما شروع کرد از خاطرات ناصرالدین شاه قاجار تعریف کردن ! همین که زد تو کانال هیستوری , مهمونها دونه دونه بلند شدن و در رفتن و موندن چند تا پیر و پاتال مثل خودش ! موقع رفتن هم هر کدوم فحشی نثار اول تیمسار و بعد احمدی نژآد میکرد . بچه هاش هم که سر فحش رو کشیده بودن به احمدی نژآد که پدرشونو دوباره زنده کرده بود و خیال میکردن میمیره و از شر نگهداری و غرغرهاش راحت میشن ..

خلاصه که این احمدی نژآد رو دست کم نگیرین . این آدم دو وجهه داره هم مثبت هم منفی . مثبتش رو از کرامات و معجزاتش دریابین که فاطمه رجبی , فاحشه اصولگرایان به درستی روش اسم معجزه هزاره سوم گذاشته و دستآوردهای منفیش رو هم که بیخیال که سر تا به پا ترکمونی بیش نیست و اصلن حرفش رو نزنیم سنگین تره . همون دانشگاه کلمبیا و سازمان ملل رفتنش که گفته ما در ایران آزادی داریم و قزوینی و اصغر قاتل نداریم و مردم ما عاشق ولایت مطلقه وقیه هستن و اینقدر خوش و آزادن که باید اسم کشور ایران رو بذاریم آزادگان , خودش مشتی نمونه خرواره . فقط من موندم اون حکایت جنایتهای پاکدشت که دو تا جوون نزدیک 20 – 30 تا بچه رو ترتیب داده بودن , انگار توهم یا رویا بود . شاید هم شایعه ... راستی اسم قزوین هم انگار بد در رفته و سخنان احمدی نژاد باعث تشویش اذهان عمومی مردم قزوین و حومه شده و اینکه خوبه سری هم به کشورهای اروپایی بزنیم که هر روز با خیل متقاضیان پناهندگی جنسی روبرو هستن و فقط در سال گذشته 780 نفر همجنسگرا به اداره پناهندگی بریتانیا مراجعه و درخواست پناهندگی کردن به علت گی یا لزبین بودنشون ... اکبر گنجی و اوسانلو و دانشجویان و معلمان و کارگران هم که واقعن آزادن . تازه آقا از خبرنگاران دعوت کرده بیان ایران . لابد در تالار پذیرایی هتل اوین , سوئیت 209 رو هم براشون در نظر گرفته و مبله کرده !!! هاله جون اسفندیاری و علی شاکری و کیان تاج بخش و دیگران از بس رفتن تعریف کردن که تو اوین به ما خوش گذشت و حال کردیم و اینا , که باقی خبرنگاران و ایرانی تبارهای مقیم خارج هم هوس کردن بیان یه تک پا ایران برای هالیدن و لذت بردن از آزادی ای که تو آمریکا نیست به گفته احمدی نژاد !!!!! خلاصه خدایتان بیامرزد و قدمتون رو چشم و تشریف بیارین ایران تا معنای حقیقی آزادی رو درک کنین ..



........................................................................................

© تمام حقوق و مزايای این سایت متعلق به شخص شيوا میباشد

Design By Shiva © 2001