فرياد بي صدا

Disclaimer : In This Site , There Are Some Words That Aren't So Polite & May Not Be Suitable For Children Under +18  

Saturday, May 12, 2007
معنای عشق و بر اندازی نرم :

عشق واژه مقدسیه که هر کسی لیاقتش رو نداره که نثارش کنی . در روابط عاشقانه اینو باید همیشه در نظر گرفت که عشق رو باید نثار کسی کرد که لیاقتش رو داره . چون عشق پاکترین احساس انسانهاست و نباید به مادیات و ریا اونو آلوده کرد . اما متاسفانه این روزها معنی عشق به چیز دیگه ای تعبیر میشه یعنی مادیات . بین نسل های امروزی با نسلی که من متولد شدم فاصله ای ایجاد شده که من ازش سر در نمیارم و بیچاره پدران و مادران ما که فاصله زمانی اونها از ما بیشتره و اونها چی میکشن !!! تفاوت سنی من با پسر خاله هام چندان زیاد نیست . حدود 10 سال اختلاف سنی دارم با بچه های کوچکترین خاله م . اما همین 10 سال چنان فاصله فرهنگی عمیقی رو ایجاد کرده که من یکی حیرون موندم و وای به حال خاله م که با بچه هاش 25 تا 30 سال اختلاف سنی داره :

صبح جمعه آدم دلش میخواد تا لنگ ظهر بخوابه . ولی همیشه یه عواملی دست به دست هم میدن تا این خواب زهرمار آدم بشه !!! نمونه ش همین امروز که خاله م کله صبح زنگ زد و پشت تلفن گریه که بیا پسرم خل شده به دادم برس !!! نه میشد فحشش داد نه اینکه نرفت ! کلی به خودم لعنت فرستادم که چرا دیشب سیم تلفن رو نکشیدم و به تلافیش یه لگد حواله آرتین کردم و بلند شدم رفتم حاضر بشم ببینم چی شده که باز خاله م آبغوره گرفتنش گرفته ! از خونه که اومدم بیرون سوپور محل داشت جلوی خونه روبرویی رو جارو میکشید . تا دید در داره باز میشه بدو بدو پرید اینطرف و شروع کرد تند تند جارو کشیدن و خاک رو فرستاد هوا ! اینم ما رو فیلم کرده . تو فاصله ای که منتظر بودم در بسته بشه خودشو رسوند کنار ماشین و قیافه مادر مرده ای به خودش گرفت و گفت خانم ماهیانه ما فراموش نشه !
- امروز مگه اول ماهه ؟
نه خانم ول ...
- پس برو سر ماه بیا !!!!
مردم خل شدن ! بی پولی دیوانه شون کرده ! دور میشدم و از آینه میدیدم که داره از لجش همه اشغالها رو با جارو هل میده جلوی خونه !! آدم میلیاردها هم داشته باشه به این آدم ها دو زار دلش نمیاد بده ! وقتی رسیدم خاله م گفت : پسرم دیوونه شده و میخواست خودکشی کنه و الانم توی اتاقشه و درو قفل کرده و بیرون نمیاد ! تو ببین چی شده !
- من چیکار کنم آخه ؟ تو مادرشی نمیدونی من چطوری بفهمم ؟
به من ربطی نداره بچه م چیزیش بشه من چشمای تو رو در میارم !!!!!!
- عجبا ! خب به من چه ؟ چه گیری کردیما ! نمیدونم کجام شبیه آدمهای عاقله که همه فکر میکنن من فیلسوفم ! از من خل وضع تر و مشنگ تر همون خودم هستم و این قیافه غلط انداز و سکه تقلبیم باعث این دردسرها شده ! خلاصه رفتم پشت در اتاقش و شروع کردم هی حرف زدن و قربون صدقه رفتن پسر خاله م و یکی دو ساعتی حرف زدم و زبونم که داشت کم کم موکت میشد , آقا رضایت داد و درو باز کرد و گفت فقط تو بیا تو ! بازم پیشرفت خوبی بود ! رفتم تو و اول یه پرس گریه کرد و بعد هم گفت من عشقمو از دست دادم و باید بمیرم و زندگی بدون عشق و اینا ... ! راکت تنیسش رو برداشتم و محکم کوبیدم تو سرش !
- چرا میزنی ؟ سرم شکست !
چرا میزنم ؟ شانس آوردی چاقو دم دستم نبود وگرنه میکشتمت ! پدر سگ بخاطر تو ننه ت منو از خواب بیدار کرده کشونده اینجا که بگی : عشقمو از دست دادم ؟؟ قربونم بری با این عشقت ! حالا این عشقت کی بوده و میخواستی بخاطرش جوون مرگ بشی ؟
کامپیوترش رو روشن کرد و عکس دختری رو نشونم داد که توی چت باهاش آشنا شده بود . قیافه دختره شباهت عجیبی به این دختر لاشی هایی داشت که دم میدون های شهر می ایستن و منتظرن تا ماشینها سوارشون کنن و یه دوری بزنن و راننده رو سر کیسه کنن و شامی چیزی سرش خراب بشن و روزشون شب بشه . یه آویزون و انگل به تمام معنا !!!!
- حالا مرگت چیه ؟ چرا میخواستی خودتو حروم کنی ؟
خاله م از پشت در عربده زد : ماشین 100 میلیونی میخواد ! تخم سگ ! همچین میگه 100 میلیون انگار هزار تومنی میخواد ! بیشرف ! خاک تو سر ...
- میبینی ؟؟؟؟ همینا منو میخوان بکشن ! اصلن وسط سرمو ببین ! همه موهام ریخته ! اینا پول نمیدن من ماشین بخرم . دختره هم وقتی دیده من ماشینم لگنه بهم گفته : بهتره بیخیال هم بشیم !!!!!!
ببینم تو زانتیا مگه نداشتی ؟
- چرا ! لگنم همینه !
پدر سگ زانتیای 20 میلیونی از کی تا حالا شده لگن ؟
- تو هم که حرف بابامو میزنی ! با اینکه نمیفهمی ولی بتو هم میگم . از همون وقتی که بی ام و 140 میلیونی اومده ایران زانیت دیگه عددی نیست !!
آها ! خب .. ببینم فکر میکنی زانتیا یا بی ام خیلی تو اصل قضیه فرق میکنن ؟
- آره بابا ! قضیه اینه که الان من با زانتیام جلوی هر دختری وایسم سوار دیگه نمیشه . اونایی هم که سوار میشن جواد و چاقالن ! ولی بی ام و داشته باش فقط کافیه یه نیگا به طرف بندازی تا سوار بشه . یا جلوی هر ماشین شاخی که دختر سوارشه اراده کنی شمارشو بهت میده . ماشین شاخه دیگه !!! همین تو . اگه یه پیکان وایسه کنارت اصلن نگاهش میکنی ؟ نمیکنی دیگه !
پدر سگ هر کسی باید با همردیف خودش بره بیاد . ولی این دلیل نمیشه بخاطر مدل ماشین روی شخصیت و آدمها قیمت بذاری و آدمها رو با مدل ماشینشون بسنجی !!!
- برو بابا قدیمی صد رحمت به مامان بابای خودم تو که از اونا هم اُمُل تری ! اصلن من این مدلی حال میکنم !
حالا همه مشکل تو همین ماشینه ؟ فکر نمیکنی یه مشکل دیگه ای هم هست ؟
- نه ! فقط ماشین ! زندگیه !
ببین من یه چیزی میگم خوب بهش فکر کن . اگه منطقی جواب دادی ماشینمو میدم به تو . قبوله ؟
- راست میگی ؟ یا خالی میبندی ؟
- میخوای نوشته هم بدم بهت ؟ ولی شرط داره . باید منطقی جواب بدی و خوب هم به حرفم فکر کنی !
باشه قبول ! حالا بگو .
- ببین من میخوام ازت اینو بپرسم که تو فکر نمیکنی این دوست دخترت عاشق ماشینت شده نه عاشق تو ؟
نه ! اون عاشق منه . میمیره برام . ولی کلاسش میاد پایین با این زانتیا ! حق داره .
- پس ببینم ! اگه عاشق توئه چرا ماشین رو بهانه میکنه ؟ اگه واقعن عاشقت بود فکر نمیکنی بخاطر خودت هم که شده نباید ترکت میکرد ؟ حتا ماشین هم نداشتی نباید براش مهم بود . درسته ؟ این عشق ماشینیه نه عشق قلبی !

آقا اینو که گفتم یه کم مکث کرد و بعد یهو پرید گوشی تلفن رو برداشت و شماره ای گرفت و شروع کرد هر چی فحش بود به مخاطب دادن . بلند شدم و از اتاق اومدم بیرون و درو بستم . خاله م اومد جلو و گفت چی شد ؟
- هیچی حل شد ! خودکشی بی خودکشی !
حالا چه مرگش بود این تخم سگ ؟
- عشق دیگه ! حالا هم بذارش به حال خودش ! اصلن به روش نیار . حسابی ارشاد شد !!!!
رفتیم نشستیم تو هال و مشغول صحبت های خودمون شدیم . کمی بعد پیداش شد و رفت آشپزخونه مشغول خوردن صبحانه ! بهش گفتم : ماشینو نمیخوای ؟
- نه ! گور باباش ! الاغم براش زیادیه !!!!!
..
..
این ماجرا حل شد و تموم شد ولی مطمئنم تکرار میشه ! علتش اینه که حرفهای هم رو نمیفهمیم و نمیتونیم درک کنیم . علتش اینه که بین نسل ما با نسل جدید فاصله های زیادی ایجاد شده . پدران و مادران رو که بیخیال که اونها دیگه از رده خارج شده هستن از نظر اینها !!!! معیارها واقعن فرق کرده . آهنگ زندگی ماشینی شده و انگار قسم خورده تا روابط انسانی رو هم ماشینی کنه . این همون آفتیه که در نهایت حکومت ایران رو متلاشی میکنه . این همون مصیبتیه که گریبان این رژیم رو گرفته و درمانده ش کرده و بزرگترین سر در گمی برای شخص احمدی نژاد شده . میاد یه طرف رو درست کنه 4 طرف از کنترلش خارج میشه . نیاز به کودتا و انقلاب سرخ و سفید و مزخرفاتی از این دست نیست . یه بر اندازی نرم در جریانه ! آغایان دقیقن درست میگین . براندازی بی صدا و نرم یعنی همین ! نسل امروزی نسلی هست که واقعن به هیچ چیزی پای بند نیست که هیچ , تمام ارزش های قبل رو هم به سخره گرفته و به هیچ چیزی متعهد نیست . نه دین میشناسه نه انسانیت نه معرفت نه خیلی چیزهایی که زمانی ما درک میکردیم ! این نسل فقط واقع گرا و حقیقت گراست و بجز اینها با هیچی کاری نداره . چیزی که لمس میشه و دیده میشه براش مهمه و ارزش داره . نه اوهام نه تخیل نه خیالاتی که مذهب از اونها گرفته شده . امام زمان از نظر نسل امروز آلت تناسلیه ! امام زاده از نظر نسل امروز سوراخ مستراحه ! قرآن از نظر نسل امروزی یه کتاب با خطوط کج و معوجه !! اسلام از نظر نسل امروز یه آیین مسخره و تخیلیه که ارزش نداره حتا چند صدم ثانیه بهش توجه بشه چون خیلی چیزهای مهمتری در زندگی وجود داره !!!! چادر از نظر نسل امروز یه چیز جالبه که باعث سکسی تر شدن زنها میشه و هیجان آدم رو زیاد میکنه ! رژیم ایران از نظر نسل امروز یه رژیم مشنگه که ارزش نداره حتا بهش فکر کنی چون وقتت تلف میشه و بهتره بذاری به حال خودش !
به همین علت نوک پیکان حمله رژیم به این قشر از جوانان گرفته شده یعنی دانشجویان و دختران . چون میدونه واقعن نمیتونه کنترلشون کنه و کافیه یک رهبر پیدا بشه و این نیروی عظیم و کله خراب بی ریشه رو بتونه فقط منسجم کنه و اونوقت طوفانی به پا میشه که بنیان اجتماع رو زیر و رو میکنه ! دیگه این نسل جدید میخواد چیکار کنه ؟ روسری سر میکنه و در کنارش گیتار دست میگیره و با چشم و ابرو قر و عشوه میریزه بدون اینکه کلامی از دهن خارج کنه یا برقصه ! چادر سر میکنه و با پوشش چادر تن فروشی میکنه ! نمونه میخوایین ؟ ساعت 5 بعد از ظهر برین روبروی بیمارستان دی . تا ساعت 12 شب حدود 200 تایی از همین چادری های تن فروش رو میتونین رصد کنین . بهش میگن روسری سرت کن و مانتوی بلند و دشداشه بپوش و چادر سرت کن ! میگه چشم ! دو قدم دور نشده استریپتیز میکنه !!!!! میگن مقنعه سرت کن , سر میکنه ولی 80% موهاش رو میندازه بیرون ! مادر طرف از اون حزب الهی های تیره و ختم انعام و سفره ابوالفضل و ختم قرآن و نماز روزه هاش ترک نمیشه , دخترش پوشش مانتو رو انتخاب کرده و ده تا دوست پسر داره و حتا ازاله بکارت هم شده و مطمئنن هزار برابر بیشتر از مادرش تجربه جنسی داره و ده تا مثل مادرشو درس میده !!!! پسره پدرش حاجی و آخونده و 4 کیلو ریش و پشم داره و جای مهر نماز 2 وجب تو پیشونیش چال انداخته , پسرش شده دختر باز و ترتیب تمام دخترهای محلشون رو داده هیچ , با زن های بعضی از اهالی هم حشر و نشری داره هیچ , دخترهای فامیل رو هم ... آره تازه میره برای خواهرش دوست پسر پیدا میکنه که تو هم بیا حالشو ببر و گور بابای بابامون !!! یک قانون طبیعیه که پدر لب به عرق نزنه پسر با الکل دوش میگیره ! مادر آفتاب مهتاب ندیده باشه , دختر فاحشه میشه ! اینها افراط هستن و نتیجه افراط چیزی غیر از این نیست !!!! نتیجه 28 سال تنقیه کردن دین و مذهب به مردم چیزی جز کفر مطلق نیست . باور کنین مسلمونهای زمان شاهنشاه آریامهر بینهایت بیشتر از مسلمونهای حالا خدا پرست تر و خدا شناس تر بودن . همون حروم زاده ها با اسلام خواهیشون باعث شدن انقلاب اسلامی شکل بگیره وگرنه اگه اونها مسلمون نبودن بقول همین رژیم , که خمینی صد سال هم نمیتونست رو سرشون سوار بشه ! حالا از این به بعد ببینیم با چه حقه ای میخوان سوار مردمی بشن که هیچی براشون مهم نیست . یک زمان تصور کردن بیخیالی مردم خیلی به نفعشونه و باعث میشه اینها راحت کارشونو بکنن ولی فکر اینو نکرده بودن که بی تفاوتی مردم گریبان خودشون رو جوری میگیره که خودشون وادار میشن مردم رو تحریک کنن که بابا بیایین اقلن داد بزنین و تو رو خدا از حقتون دفاع کنین و ما رو آدم حساب کنین !!!!!!!!! ببینین کار اینها به کجا رسیده که سایت حزب الله این مقاله رو مینویسه :

به نظرم برخورد انتظامی با مساله ی بدحجابی ، برای ما مثلا حزب اللهی ها خیلی حقارت آور است ... یعنی تو با این همه ادعا و چهارکیلو و نیم ریش و یا با روی آفتاب ندیده نتوانسته ای هیچ غلطی بکنی و مجبور شده ای از زورت استفاده کنی ! مجبور شده ای قلم و فکر و سخن و تصویر و هنر را بی خیال شوی و دست به چماق بشوی ... . یعنی شکست خورده ای ! در نهایت ذلت ...

آیا این براندازی نرم نیست ؟؟؟؟



........................................................................................

© تمام حقوق و مزايای این سایت متعلق به شخص شيوا میباشد

Design By Shiva © 2001