فرياد بي صدا

Disclaimer : In This Site , There Are Some Words That Aren't So Polite & May Not Be Suitable For Children Under +18  

Tuesday, May 01, 2007
فغان ز ابلهی این خران بی دم و گوش :

پیشاپیش تبریک به مناسبت روز جهانی کارگر . جا داره از زحمات کارگران شریف این مرز و بوم تشکر کنیم که چرخ های صنعت کشور رو اینها میچرخونن و از کمترین حق و حقوق برخوردارن و زیر خط فقر زندگی میکنن . طبق خبرها رژیم ایران تمامی گردهمآیی ها و تجمعات کارگران برای فردا رو بطور شفاهی و بدون حکم قانونی , غیر قانونی اعلام کرده و گفته اگر کارگران مایل به برپایی تجمعات هستن میتونن به بیابانهای اطراف تهران در نزدیکی مقعد امام خمینی " لعنت الله علیه " برن . امید که کارگران یکبار دیگه به رژیم یادآوری کنن که نه تهدید نه سرکوب نه دستگیری اثری بر حقوق قانونی اونها نداره !! روز کارگر مبارک .

بابا از وقتی اومده تهران مدام گیر میده که منو بردار ببر بهشت زهرا و چند شبه خواب مادرمو میبینم و منو طلبیده و باید برم سر قبرش ! منم که دل خوشی از این جنازه خونه لعنتی ندارم , هر بار که میگفت بریم , یه جوری از سرم بازش میکردم تا اینکه آخر تسلیم شدم و قرار شد امروز بریم سر قبر مادر بزرگم !! البته در اینکه چرا وسط هفته میخواستیم بریم , اینم جزو اعتقادات غریبه عجیب این بابای نیمه مجنون ماست که ضد ملاهاست و شاه پرسته ولی هنوز در درونش اعتقادات مذهبی وجود داره . اعتقاد راسخ داره که برای غافلگیری ارواح و مبارزه با رسومات اسلام ناب آخوندی باید وسط هفته ها رفت بهشت زهرا و آخر هفته ها رو باید گذاشت برای گداها گشنه ها و مزدوران رژیم :

ساعت 9 صبح رفتم خونه بابا ! الان مدتیه که کمتر رانندگی میکنه و میگه میترسم و این جوونها خیلی بد رانندگی میکنن و اعصابشو ندارم . منم شدم راننده شخصی آقا ! البته بجز اینها یه اخلاقی هم داره و اونم اینه که هر جای رسمی که میخواد بره باید حتمن با اتومبیل عتیقه ش بره و سوار هیچ ماشین دیگه ای نمیشه ! یه کادیلاک مدل 70 سرمه ای متالیک با سقف سفید چرمی داره و همه عشقش این ماشینه و از قبل از انقلاب این قراضه رو داره و ول کن ش نیست ! پیاده تا خونه بابا 5 دقیقه راه هم نیست . مرتیکه رو گذاشتم پیش آرتین و سفارش کردم ساعت 12 ظهر غذا از بیرون سفارش میدی برای مرتیکه و کارد خورده خودت و وای به حالت بیام خونه و بچه گرسنه باشه , یکماه مجبورت میکنم روزه بگیری !!!!! قول داد و با اینکه میدونستم یادش میره , به مرتیکه گفتم اگه گرسنه ت شد میری بهش میگی به مامان میگم !!!!!
رفتم و چند دقیقه بعد پیش بابا بودم ! گل آقا , نوکر فسیل ش چتر گرفته بود رو سر آقاش تا مبادا خیس بشه ! بابا هم کت شلوار سفید و دستمال گردن و ملاه حصیری و .. انگار داره میره پیک نیک سلطنتی ! خانم گل هم با یک لگن آب و گلاب و قرآن ایستاده بود پایین پله های عمارت ! برگشتم گفتم :
- خانم گل ظرف از این بزرگتر پیدا نکردی ؟ مگه بابا میخواد بره مسافرت آب و قرآن برداشتی آوردی ؟ اونم نه یه کاسه که یه لگن ؟!!!!
با اون لهجه اجق وجقش که شباهت عجیبی به لهجه ترکمون خمینی داره گفت :
- تو کافری این چیزا سرَت نمیشَد ! به اون ننه خدا بیامرزیت رفتی !
مامان که زنده ست چی میگی واسه خودت ؟
- ها !! آره .. خدا حفظ شان کنَد !
سوار ماشین شدیم و بابا رفت عقب نشست و گل آقا هم بدو بدو رفت و در باغ رو باز کرد و رفتیم بیرون ! یک لگن آب هم ریختن پشت سرمون ... انگار سفر قندهار داریم میریم !!!! به بابا گفتم :
- شما جاتون راحته اون پشت دیگه .. نه ؟
آره خیلی خوبه ! حواست به جلو باشه تصادف نکنی ماشینم درب و داغون بشه !
- میگم اگه قرار بود اون پشت بشینین یهو آژانس میگرفتین !
تو آدم بشو نیستی ! جنون سرعت داری ! من باید به فکر جوونیم باشم !!!!!!
- آخی بمیرم ! یکی شما جوونین یکی هم آدم نئاندرتال !!!
تصور کنین وسط هفته , وسط روز تو این شلوغی و ترافیک آدم بخواد بره از شمالی ترین قسمت تهران به جنوبی ترین قسمت شهر ! دو ساعت 38 دقیقه بعد توی اتوبان بودیم به سمت بهشت زهرا ! اتوبان هم شلوغ بود و نمیشد تند رفت و اعصابم خرد شده بود ! نزدیکی های بهشت زهرا چشم بابا افتاد به مقعد امام خمینی و شیشه رو داد پایین و شروع کرد هر چی فحش و نفرین بلد بود نثار روح و جد و آباد خمینی کردن !!!!! هی میگفتم : نگووووو ! الان میگیرنمون ! حوصله ندارم بیافتم توی کلانتری ها شما رو در بیارم ! میگفت : حرف نزن بذار من استخون های این حروم زاده پیر کفتار رو توی قبر بلرزونم !!!! آخر سر ماشین رو زدم کنار خاکی جاده و نگه داشتم و گفتم اینقدر فحش بده تا خالی بشی ! اونم اینقدر فحش داد تا نفسش بند اومد و یه قرص زیر زبونی انداخت بالا و راه افتادیم رفتیم ! بهش میگم :
- کشتی خودتو ! آخه این بیشرف ارزش داره که خودتو بخاطرش به لقا الله پرتاب کنی ؟
مطمئن باش اگه بمیرم پدرشو اون دنیا در میارم !
- باشه ! اصلن اونجا بزن بکشش ! حالا حرص نخور ! جوون مرگ میشی ها !!!!!
آره راست میگی ! ارزشش رو نداره ! ای تو روحش ....

تا دم بهشت زهرا هر چند دقیقه یه فحشی بود که نثار خمینی و خاندانش میشد ! بالاخره رسیدیم و رفتیم به سمت آرامگاه مادر بزرگم . ماشین رو پارک کردم و چتر برداشتم و بابا رو پیاده کردم و بردم دم آرامگاه و کلید رو توی قفل انداختم و درو باز کردن و رفتیم داخل . هر وقت میام تو این خراب شده یه حال بدی بهم دست میده ! جارو رو برداشتم و روی سنگ قبر رو تمیز کردم و صندلی تاشوش رو باز کردم و شیشه گلاب رو دادم بهش و فرستادمش تو و خودم برگشتم و نشستم توی ماشین منتظرش تا بیاد ! کتابی که آورده بودم رو از کیفم در آوردم و مشغول خوندن شدم ! غرق کتاب خوندن بودم که یکی زد به شیشه ماشین ! نگاه کردم دیدم یه پیرزنه لق لقو ایستاده دم ماشین ! فکر کنم اگه سوزن تو تنش فرو میکردی نفت میزد بیرون از بس پیر بود !!!! فکر کردم از این گدا گشنه های بهشت زهراست که اومده کمبود ویتامین هاش رو جبران کنه ! از کیفم دو تا دو هزار تومنی در آوردم و از لای شیشه دادم دستش ! پولو انداخت تو و گفت : گدا پدرته ! آدرس میخوام !
معذرت خواهی کردم و پیاده شدم ببینم چی میگه ! ازم سراغ قبر پدر احمدی نژاد رو میگرفت ! برق از 3 فازم پرید و دستشو گرفتم و بردمش کمی اونطرف تر ! کافی بود بابا جریان رو بفهمه و واویلا ! یا پیرزنه رو میکشت یا میرفت رو منبر و ... !
- قبر اونو میخوای چیکار ؟
میخوام عریضه بندازم تو صندوقش !
- مگه قبر پدر احمدی نژاد صندوق عریضه داره ؟
آره ! میگن هر کی توش نامه بندازه امام زمان بهش 40 هزار تومن پول میده !!!
- آها ! خب من نمیدونم قبرش کجاست . کمک دیگه ای از دستم بر میاد ؟
نه . خودم میگردم پیداش میکنم .

" حروم زاده ها چطوری مردم رو مسخره کردن !!!! یاد چاه مستراح مسجد جلق کران افتادم ! همون چاه معروف عرایضش که مردم گله گله میرن اونجا و نامه مینویسن و می اندازن توی اون چاه تا مشکلاتشون رفع بشه ! خرافه پشت خرافه ! حکومت دینی ایران تنها رژیمی در جهان بوده که بجای اینکه سطح شعور و آگاهی مردمش رو بالا ببره , مردمش رو جاهل تر و نادان تر کرده ! این حکومت بجای ایجاد رفاه و شغل و کار و تسهیلات اجتماعی برای مردم جامعه , فقر و بدبختی و فلاکت رو هدیه داده ! مشخصه وقتی کسی که بیماره , بیکاره , هزار و یک مشکل داره , وقتی که دستش از همه جا کوتاه میشه دست به دامن عالم غیب و اجنه میشه ! خیلی از مردم همین هستن ! تمام عمرشون خدا رو قبول ندارن ولی درست در مواقع خطر و بدبختی یهو یادشون میافته خدایی هم هست ! مردم ایران هم همین شدن ! وقتی فقر و فلاکت اونقدر بهشون فشار میاره که نیستی و فنا رو جلوی چشمشون میبینن با خودشون میگن شاید همین نامه ها گره گشا باشه و در زندگیمون فرجی شد ... ! وقتی دور سر احمدی نژاد هاله نورانی باشه , وقتی انتخاب نمایندگان مجلس رو امام زمان تائید کنه , وقتی در مراسم قمه زنی و سینه زنی امام حسین بیاد و زیر بغل عزاداران رو بگیره , وقتی غذای نذری حسین بیمار شفا بده , وقتی امام رضا بخت و اقبال مردم رو باز کنه مشخصه که چاه متعفن مسجد جلق کران هم به مردم پول و خوشبختی باید عرضه کنه !!!!! ننگ بر این رژیم و ننگ بر ملاها که روی وقیح ترین انسانهای تاریخ بشریت رو سفید کردن "

بابا که اومد سوارش کردم و در آرامگاه رو قفل کردم و راه افتادیم به سمت خونه ! تو فکر پیرزنه بودم و اینکه یه پیرزنی که نمیتونه 2 قدم راه بره , ببین چقدر محتاجه که با چه بدبختی ای میاد اینجا تا توی صندوق بالا سر قبر پدر قواد احمدی نژاد نامه بندازه تا شاید فرجی بشه و از فلاکت نجات پیدا کنه , اونوقت فلان نماینده خامنه ای در تهران برج هایی میسازه که هر طبقه اون 1000 متر زیر بنا داره و استخر و هزار و یک امکانات که توی آمریکا و اروپا شاید بتونی نمونه های اونها رو پیدا کنی و میلیاردها تومان قیمت هر طبقه از این برجهاست ! اونوقت احمدی نژاد مادر به خطا دم از برابری اجتماعی و آوردن پول نفت به سفره های مردم میکنه ! تنها چیزی که احمدی نژاد بی بته از سهم نفت به سفره های مردم آورد , چراغهای نفتی و دود چراغ و بوی نفت این چراغها بوده که به علت افزایش شدید فقر عمومی به سر سفره های خالی مردم وارد کرده !!!!!

از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم ؟
پس به هر دستی نشايد داد دست
ای بسا ابليس آدم رو که هست

تکبیر .




........................................................................................

© تمام حقوق و مزايای این سایت متعلق به شخص شيوا میباشد

Design By Shiva © 2001