فرياد بي صدا

Disclaimer : In This Site , There Are Some Words That Aren't So Polite & May Not Be Suitable For Children Under +18  

Sunday, December 22, 2002
ازدواج ..... وظیفه ؟ اجبار ؟ تعهد ؟ نیاز ؟ عرف ؟

این روزها زیاد بحث ازدواج می شنوم مدام عروسی پشت عروسی , خیلی از دوستانم ازدواج کردن و توی فامیل ما من شدم فسیل به قول اونها اما از نظر خودم , هرگز !! دلیل زیاد دارم و بحث واقعا داغی هم می شه :

توی زندگی شخصی خودمون اغلب حرف از ازدواج زیاد به میون میاد و مخصوصا بین دخترها که یکی از مهمترین دوران زندگی اونها رو ازدواج و حرف و حدیثهای مرتبط با اون تشکیل می ده ! خیلیها بر این عقیده هستند که دختر رو تا به سن بلوغ می رسه و یا دیپلم که می گیره باید شوهر داد . خیلی ها هم بر این عقیده هستند که پسر تا دیپلم گرفت و رفت سربازی و برگشت باید زنش داد !!
اینها مثل نون شب شده تو زندگی ما ایرانیها و جا افتاده برای عده زیادی از مردم کم فرهنگ و عامی ایرانی و مخصوصا خانواده های شهرستانی که هنوز از خیلی عقاید و خرافات دور نشدن و بعلت دور بودن از روند پیشرفت و امکانات و زندگی شهری , هنوز اصالتهای پوچ خودشون رو حفظ کردن . عقایدی مثل نافبند کردن پسر و دختر یا بسته شدن عقد دختر عمو و پسر عمو و یا ازدواجهای فامیلی و درون گروهی ! اینها عواملی هستند که باعث عصبیتهای بسیار و گاه فجایعی شدند در ایران حتی در این روزگار ...
امروز با یکی از دوستانم حرف می زدم که به من گفت یه دختر خوب سراغ داری برام ؟ کمی سر به سرش گذاشتم و کلی ازش حرف کشیدم و در نهایت معلوم شد آقا هنوز روش نمی شه و می ترسه به یک دختر اظهار علاقه یا تمایل به دوستی کنه و با این اوصاف چطور می خواد بره خواستگاری یا همخوابه بشه با اون , خدا می دونه ؟
عده ای از مردم احمق ما نمی خوان کمی دید خودشون رو باز کنند که ازدواج شاید یک وظیفه باشه اما ازدواج اجبار نیست ! گذشت اون روزگاری که مادر و پدر می بریدن و می دوختن و شوهر یا زن برای فرزندانشون انتخاب می کردن و پسر و دختر ندیده و نشناخته در وقت تعیین شده سر سفره عقد می نشستن و همون شب هم به زفاف می رفتن ! گرچه هنوز هم این حماقتها هست و دائره , اما به نسبت سالهای قبل بسیار کم شده و اکثرا هم درون گروهی هستند و خانوادگی .
وقتی پسر یا دختر به سن ازدواج می رسن دلیل بر این نیست که چون وارد این سن شدند باید ازدواج کنند . اسلام میاد و دلایلی بر پایه توانایی های جنسی رو عنوان می کنه برای رسیدن مرد و زن به بلوغ ولی در این میان هیچ صحبتی از بلوغ عقلانی نشده ! و این جای تعجب بسیاره که چرا به این مورد بسیار مهم هیچ توجهی نشده در اسلام ؟!؟
طبق نظر اسلام می گن دختر در 9 سالگی بالغ می شه و پسر در 15 سالگی و می شه در این سن ازدواج هم کرد اما عقل و منطق حکم می کنه که در این سنین دختر باید بره عروسک بازی کنه و پسر هم فوتبال .... !
اما شاید فکر می کنین که از این سن که رد می شیم مثلا سنین بالای 20 دیگه همه چی جور شده برای ازدواج ؟ زهی خیال باطل چون باز هم پای بلوغ فکری و عقلانی و از همه مهمتر " احساس مسئولیت و مسئولیت پذیری " به میان میاد !!!
شاید فردی از همه نظر برای ازدواج ایده آل باشه , اما به بلوغ ازدواج نرسیده باشه و این یعنی فاجعه ! از هر دو نمونه مثالهایی رو عنوان می کنم :
مردی که احساس مسئولیت نمی کنه :
این مرد فراموش کرده که با یک انسان دیگه وصلت کرده و حالا نتها به خودش تعلق نداره بلکه نیمی از وجودش به همسرش تعلق داره و اگر بچه ای هم باشه به اون !! اما می بینیم متاسفانه که اکثر مردها هنوز از دوران تجرد خودشون فاصله نگرفتن و مثل سابق به جا اینکه با همسرشون برن مسافرت و گردش و تفریح با دوستانشون می رن و زن بیچاره باید در تنهایی اوقات رو سپری کنه و دم بر نیاره !! بعضی زنهای احمق هم میان که مرد رو پای بند کنن و شروع به باز کردن جوجه کشی می کنن و تا مرد به خودش بیاد یک دوجین کور و کچل پس انداختن و مرد که هنوز نتوسته تحول ازدواج رو بپذیره با این موضوع در منگنه قرار می گیره و فراری می شه و در نهایت هم طلاق !!!!
یا مرد هایی که هیچی در زندگی ندارن و روی عشقی کور و شهوت آلود پا پیش می گذارن برای ازدواج و یا به امید کمکهای خانواده هستند , دختر معصوم رو میارن به خونه و مدتی رو با هم سر می کنند و بعد از مدتی که آتش عشق هر دو فروکش کرد و میل جنسی هر دو طرف ارضاء شد تازه می بینن که یا اصلا برای هم ساخته نشدن و یا اصلا قادر به ادامه زندگی نیستند و تازه تازه مشکلات یکی بعد از دیگری رخ می ده و نمایان می شه !!
یا مردهایی که هیچ نوع نگرش و نصوری از یک همسر ندارند و نوع وظایف زناشویی چطور می شه انتظار داشت که همسران خوبی باشند ؟ خیلی از مردم ایران فکر می کنند که سکس موضوع مهمی نیست اما اصلی ترین موضوع در ازدواج همین رابطه هست که حتی باعث کدورت و جدایی هم می شه ! مردی که نمی تونه همسر خودش رو ارضاء کنه و یا به نیازهای روحی - عاطفی اون پاسخ بده هرگز نمی تونه کیان زندگیش رو حفظ کنه !! شاید بتونه از لحاظ مالی تامین باشه اما غذای روح رو چطور می تونه تامین کنه ؟

اما زن :
زنی که تصورش از ازدواح این باشه که از ترشیده شدن نجات پیدا کنه , به هر قیمتی و با هر جوادی ازدواج می کنه هرگز نمی تونه خوشبخت باشه چون هدفی نداره از ازدواج ! و یا زنی که ازدواج رو به منزله رهایی از گیر و بندها ومحدودیت های خانواده و پدر خودش بدونه این زن مسلما هرگز نمی تونه به وظایف خودش عمل کنه در زندگی مشترک و زناشویی چون گاهی پیش میاد که شوهر تعصبش بیشتر از برادران و پدر دختر می شه و این یعنی فاجعه !!! زنی که از این فرقه باشه با جولان دادن در زندگی خودش می خواد به عقده های سرکوب شده خانه پدری پر و بال بده و آرزوهاش رو برآورده کنه و وای به حال مردی که نتونه این نیازها رو تامین کنه که زندگیش جهنم می شه ! بدترین حالت در زندگی هر زوج زمانی پیش میاد که این دو فرزندان رو بکنن دست آویز و مایه انتقام از هم و بازیچه و سپر بلا !! خودم آرزو می کنم که خدا هر چی زن و مرد که روی زمین وجود دارن و با بچه هاشون این کارها رو می کنن وجودشون رو از روی زمین برداره و نابودشون کنه ! آمین !! این بچه ها می شن واسطه بین عقاید پدر و مادر و در یک برزخ به سر می برن که نمی دونن که مقصر کدوم طرف هست و به هر طرف که روی میارن مورد غضب دیگری قرار می گیرن و در نهایت هم به پوچی می رسن و افسرگی های حاد !
درس اخلاقی :
این همه ور زدم که چند نکته مهم رو بگم و اون هم اینه که ازدواج یعنی یکی شدن دو انسان ! نه زن و نه مرد موجودات کاملی نیستند و فقط در صورتی به کمال می رسند که به هم پیوند بخورن ! وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند در زندگی و مال و فرزندان و همه چیزشون شریک می شن ! حرفم بیشتر با مردهاست که فکر می کنند زن می گیرند یعنی کنیز گرفتند و باید همه اوامرشون رو اجابت کنند و دم برنیارند ! حرف حرفه مرد باشه و مرد هست که می تونه در مسائل زن دخالت کنه ! چقدر نفرت انگیزه مردی که برای زنش تعیین می کنه نوع رنگ موهاش چی باشه , نوع آرایش و حتی بیرون رفتن و نوع ارتباطاتش رو ! دوستانش رو و عقایدش رو و از اون بدتر مردهایی که حریف عقاید زن نمی شن و با ابزار زور و کتک مثل حیوانات به جون زنهای بیدبخت می افتن !! این فقط نشانه ضعف و حماقت اونهاست ..
اگه عاشقیم عاقلانه ازدواج کننیم نه عاشقانه و وقتی ازدواج کردیم بخواهیم که عاشقانه زندگی کنیم ... زندگی و عمر ثانیه های بعدش معلوم نیست و معلوم نمی کنه فردا چی پیش میاد ... پس فدر همین چند روز رو بدونیم . درست مثل آدم نابینایی که آرزو داره فقط یک رو بهش چشم بدن تا بتونه تمام چیزها رو ببینه و بعد دوباره چشمش رو به تاریکی باز کنه !
اگر ازدواج می کنیم نه از روی نیاز که از روی عقل ازدواج کنیم . کسانی که این تفکر رو به فکر شما انداختن که با دست خالی ازدواج کنید و خدا بزرگه و می رسونه , یاوه ای بیش نگفتن ! ما در رویا زندگی نمی کنیم و در واقعیت هستیم .... در دنیای حقیقی انسان نیاز به مادیات داره برای ادامه حیات و در صورت نبود این امکانات ..... !! خیلی ها می گن پول خوشبختی نمیاره و عشق خوشبختی میاره اما , کدوم آدم عاقلی رو می شناسین که با این حرف به جایی رسیده باشه ؟ در این هرج و مرج و تورم ایران آخوند پرور اسلامی آیا می شه تنها عاشق بود و خوشبخت هم بود ؟ وقتی عمل سزارین زن شده 1میلیون و دویست هزار تومن و این عمل در 20 سال قبل بود 1000 تومن می شه تنها عاشق بود ؟
پول باعث می شه انسان اعتماد به نفس پیدا کنه ! و ابزاریه برای خوشبختی انسان و راحتی و آسایش ! آیا عشق انسان رو سیر می کنه ؟ وقتی انسان اونقدر پسته که وقتی ده روز غذا بهش نمی دن حتی هم جنس خودش رو هم حاضر می شه بخوره آیا با عشق می تونه بر این خوی حیوانی ذاتی خودش غلبه کنه ؟
ازدواج کردن هنر نیست و هر کسی می تونه ازدواج کنه ! همه پسرها 3 شرط بلوغ جنسی رو دارند و همه دخترها هم همینطور یکی کمتر یکی بیشتر و یکی دیرتر و یکی زودتر ! اما در نهایت 99% افراد دارای شرایط کامل جسمانی هستند اما شاید 2% از این عده خوشبخت بشن و دارای شرایط یک ازدواج موفق . ازدواج کردن آسونه اما اینکه این زندگی رو بشه ادامه داد و دوام داشته باشه مهمه .... ! انسان یکبار به دنیا میاد و باره اول که شریکی برای خودش انتخاب می کنه دوست داره تا آخر عمر رو با اون سپری کنه ولی اگه این زندگی به جهنم تبدیل بشه خیلی کم فرصت جبران و یا تشکیل زندگی مجدد موفق پیش میاد .
در آخر دختر خانم هایی که فکر کردین ترشیده شدین , این حرفها مزخرفی بیش نیست و تا از نظر عقلی به درک ازدواج و مسئولیت پذیری نرسیدین دست به قبول ازدواج نزنید
آقا پسرهایی که با دیدن یک وجیه فلانتون بلند می شه و مجنون و واله می شین و فکر می کنین این آدم وصله تن شماست ! اول به شرایط خودتون و داشته ها و توانایی ها و فرداهاتون نگاه کنید و بعد قدم پیش بگذارید !!
دخترها و پسرهایی که فکر می کنین با ازدواج به لذت سکس می تونی برسین , اگه هدفتون صرفا این هست توی خیابون که راه برین بهترین دخترها یا پسرهای ممکن رو می تونین دستچین کنین و بی دردسر از اونها لذت ببرین به جای اینکه با زندگی خودتون با یک انسان دیگه و یا موجودات بی گناهی مثل فرزند بازی کرده باشین فقط برای خوابوندن حس شهوت خودتون ...
پسرهایی که هنوز نون خور باباتون هستین و عرضه ندارین از حیب خودتون خرج کنید و هنوز هم مثل بچه ها با رفقاتون می رین می گردین , با زندگی دختر بیچاره بازی نکنین , با احساسات پاک دخترها بازی نکنید , اونقدر مرد باشین که وقتی عرضه ندارین تشکیل زندگی بدین لااقل این فرصت رو به یکی از هم جنس هاتون بدیم تا اون دختری که شما می گید دوستش دارین رو خوشبخت کنه ! دوست داشتن یکی از معانیش یعنی از خود گذشتگی ....
دخترهایی که هنوز دارین عروسک بازی می کنین و هنوز معنی ازدواج و شراکت و وظایف زناشویی رو نمی دونین و الکی عاشق زیبایی ها و ظواهر می شید , اگه اونقدر احمق هستید که زندگی خودتون یا پسر بیچاره رو خراب کردین لااقل اونقدر عاقل باشید که پای موجودات دیگه ای رو به جهنم خودتون باز نکنید و اونها رو هم بدبخت نکنید ...

ختم کلام اینکه : ازدواج هدفی والاتر از این مزخرفاته و اون هم رسیدن به کماله نه رسیدن به تنها لذت صرف و عشق آسمانی..... مهم این نیست که دیر ازدواج کنیم !! مهم اینه که درست ازدواج کنیم شاید این ازدواج در سن 40 سالگی رخ بده اما وقتی انسان در اون سن خوشبختی رو لمس می کنه می فهمه که ارزش صبر رو داشته ...

دلم با عادتی شیرین
همیشه چشم به راهت بود
تو مهتاب هزارون سال
دلم تنگ نگاهت بود
چه خوش رفتم به خواب عشق
چه شیرین عاشقی کردم
که حتی با منم هستی
بدنبال تو می گردم
ببین پرواز شوقم رو
که تا اوج صفا رفته
ببین این دل چه عاشق وار
به پابوس وفا رفته
ببین با چه سبک بالی
دلم از من جدا می شه
بسوی گرمی دستات
دلم پرواز آتیشه
نبود من نبود تو
ولی دل بود و شیدا بود
نبود من نبود تو
ولی دل بود و مفتون بود
وسط تیکه آتیش
شراره آه مجنون بود .....

و اینها به تنهایی یعنی مزخرف !!!!!!!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~



........................................................................................

© تمام حقوق و مزايای این سایت متعلق به شخص شيوا میباشد

Design By Shiva © 2001